پرش به محتوا

من اهداف التربية الاسلامية: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NURمن اهداف التربية الاسلاميةJ1.jpg | عنوان = | عنوان‌های دیگر = |پدیدآورندگان | پدیدآوران = حازمی، خالد بن حامد (نویسنده) |زبان | زبان = | کد کنگره =‏ | موضوع = |ناشر | ناشر =دار عالم الکتب للطباعه و النشر و التوزیع | مکان نش...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۵: خط ۲۵:
| پیش از =
| پیش از =
}}
}}
'''من اهداف التربية الاسلامية''' تألیف خالد بن حامد حازمی؛ در این اثر که جلد سوم از مجموعه‌اى است با فروست: سلسله المنظومه التربویه، تنها چهار مورد از هدف‌هاى تربیت اسلامى بازشکافى گشته است. مطالب کتاب در مقدمه و پنج فصل تحریر شده است.
'''من اهداف التربية الاسلامية''' تألیف [[حازمی، خالد بن حامد|خالد بن حامد حازمی]]؛ در این اثر که جلد سوم از مجموعه‌اى است با فروست: سلسله المنظومه التربویه، تنها چهار مورد از هدف‌هاى تربیت اسلامى بازشکافى گشته است. مطالب کتاب در مقدمه و پنج فصل تحریر شده است.


خاستگاه هدف‌هاى تربیت اسلامى، هدف اساسى آفرینش انسان است که در قرآن به آن اشاره شده است. شمار این هدف‌ها تابع گونه‌هاى فعالیت انسان در زندگى است و چون به همه این شمار نمى‌توان پرداخت تنها به چهار هدف که مهم‌ترند یعنى اهداف علمى، اخلاقى، شغلى، جسمى پرداخته شده است (ص 5).
خاستگاه هدف‌هاى تربیت اسلامى، هدف اساسى آفرینش انسان است که در قرآن به آن اشاره شده است. شمار این هدف‌ها تابع گونه‌هاى فعالیت انسان در زندگى است و چون به همه این شمار نمى‌توان پرداخت تنها به چهار هدف که مهم‌ترند یعنى اهداف علمى، اخلاقى، شغلى، جسمى پرداخته شده است (ص 5).
خط ۳۳: خط ۳۳:
در فصل دوم به هدف علمى تربیت اسلامى پرداخته شده است. نگارنده در شرح این موضوع ابتدا از اهمیت علم در اسلام و دعوت اسلام به علم‌آموزى یاد مى‌کند؛ سپس از تعلیم و تعلم مى‌گوید و به مفهوم علم و تعلیم و اعلام و تعلم اشاره مى‌کند و براى تحقق فرآیند تعلیم و نیز مؤثر افتادن آن شروطى برمى‌شمارد؛ سپس به موانع تحصیل علم و پس از آن به عوامل یارى‌بخش فردى و بیرونى فراگیرى دانش مى‌پردازد. فراز پایانى این فصل دربارۀ عوامل مؤثر در فراموشى و به یاد آوردن آموخته‌هاست.
در فصل دوم به هدف علمى تربیت اسلامى پرداخته شده است. نگارنده در شرح این موضوع ابتدا از اهمیت علم در اسلام و دعوت اسلام به علم‌آموزى یاد مى‌کند؛ سپس از تعلیم و تعلم مى‌گوید و به مفهوم علم و تعلیم و اعلام و تعلم اشاره مى‌کند و براى تحقق فرآیند تعلیم و نیز مؤثر افتادن آن شروطى برمى‌شمارد؛ سپس به موانع تحصیل علم و پس از آن به عوامل یارى‌بخش فردى و بیرونى فراگیرى دانش مى‌پردازد. فراز پایانى این فصل دربارۀ عوامل مؤثر در فراموشى و به یاد آوردن آموخته‌هاست.


موضوع فصل سوم، هدف اخلاقى در تربیت اسلامى است. این فصل با پردازش مفهوم لغوى و اصطلاحى اخلاق و تعریف و شرح اخلاق پسندیده، اخلاق ناپسند و رفتار اخلاقى آغاز مى‌شود. آنگاه مفهوم ضابطه اخلاقى و تقسیم آن به شرعى و عرفى و روان‌شناختى و شرح و بسط آن‌ها مطرح مى‌شود. نکته بعدى مفهوم فعل اخلاقى است که از آن به حدود اخلاق تعبیر و در واشکافت آن از تقسیم حدود به عام و قواعد چهارگانه آن، و حدود خاص سخن مى‌رود. نگارنده بى‌آن‌که عنوان کند در پى شرح حد وسط ارسطویى در اخلاق و اشاره به این نکته است که تا صفتى به صورت عادت درنیاید، فرد را نمى‌توان صاحب آن صفت اخلاقى دانست (ص 54-59). نگارنده در ادامه، و به پیروى از حسن بصرى و ابن‌قیم، بخشش، تحمل و مدارا، پرهیز از آزردن دیگران را اصول محاسن اخلاق مى‌داند و آن‌ها را وامى‌کاود و با اشارتى کوتاه به چهار اصل در تربیت اخلاقى سخن را به پایان مى‌برد.
موضوع فصل سوم، هدف اخلاقى در تربیت اسلامى است. این فصل با پردازش مفهوم لغوى و اصطلاحى اخلاق و تعریف و شرح اخلاق پسندیده، اخلاق ناپسند و رفتار اخلاقى آغاز مى‌شود. آنگاه مفهوم ضابطه اخلاقى و تقسیم آن به شرعى و عرفى و روان‌شناختى و شرح و بسط آن‌ها مطرح مى‌شود. نکته بعدى مفهوم فعل اخلاقى است که از آن به حدود اخلاق تعبیر و در واشکافت آن از تقسیم حدود به عام و قواعد چهارگانه آن، و حدود خاص سخن مى‌رود. نگارنده بى‌آن‌که عنوان کند در پى شرح حد وسط ارسطویى در اخلاق و اشاره به این نکته است که تا صفتى به صورت عادت درنیاید، فرد را نمى‌توان صاحب آن صفت اخلاقى دانست (ص 54-59). نگارنده در ادامه، و به پیروى از [[بصری، حسن|حسن بصرى]] و [[ابن قیم جوزیه، محمد بن ابی‌بکر|ابن‌ قیم]]، بخشش، تحمل و مدارا، پرهیز از آزردن دیگران را اصول محاسن اخلاق مى‌داند و آن‌ها را وامى‌کاود و با اشارتى کوتاه به چهار اصل در تربیت اخلاقى سخن را به پایان مى‌برد.


هدف شغلى در فصل چهارم باز و بررسى مى‌شود. در این فصل، نخست به مسائل کار از دیدگاه اسلام پرداخته و از مفهوم کار و پیشه، فرق کار ساده با کار مرکب و ارتباط میان آن دو یاد شده است؛ سپس از فضیلت کار در اسلام و پاداش آن و لزوم دورى از بیکارى و دعوت دین به کار و تلاش در زندگى و دستیابى به خودبسندگى مالى سخن رفته است. آنگاه به توجه پیامبران و صحابه و عالمان به کار و پیشه‌ورى آن‌ها چونان سرمشق اشاره شده است. نکات بعدى این فصل، بیان ارتباط میان تربیت و کار، و اهمیت آموزش شغلى به‌طور عام و پرورش قواى انسان به‌طور خاص و نیز اشاره به اهمیت پدید آوردن آمادگى روحى براى پذیرش کار و پیشه و فن است. اخلاقیات شغلى فرجامین فراز این فصل است.
هدف شغلى در فصل چهارم باز و بررسى مى‌شود. در این فصل، نخست به مسائل کار از دیدگاه اسلام پرداخته و از مفهوم کار و پیشه، فرق کار ساده با کار مرکب و ارتباط میان آن دو یاد شده است؛ سپس از فضیلت کار در اسلام و پاداش آن و لزوم دورى از بیکارى و دعوت دین به کار و تلاش در زندگى و دستیابى به خودبسندگى مالى سخن رفته است. آنگاه به توجه پیامبران و صحابه و عالمان به کار و پیشه‌ورى آن‌ها چونان سرمشق اشاره شده است. نکات بعدى این فصل، بیان ارتباط میان تربیت و کار، و اهمیت آموزش شغلى به‌طور عام و پرورش قواى انسان به‌طور خاص و نیز اشاره به اهمیت پدید آوردن آمادگى روحى براى پذیرش کار و پیشه و فن است. اخلاقیات شغلى فرجامین فراز این فصل است.