۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'بلاذرى' به 'بلاذرى ') |
||
| خط ۶۵: | خط ۶۵: | ||
5. نويسنده درباره شوراى شش نفرى، اين پرسش را مطرح كرده است كه: چرا خلافت فقط در شش نفر، آنهم با تركيب ناهمسان خلاصه شود؟ اگر اينها به گفته عمر بهترين افراد امّت هستند كه پيامبر(ص) از آنها خشنود بوده است، چرا در صورت شركت نكردن يا مخالفت كشته شوند؟ و چرا در صورت توافق نكردن همگى كشته شوند؟ اساساً چرا عبدالرّحمن حقّ وتو يا حقّ مخالفت داشته باشد و سخنش حجّت باشد و طرف او خليفه گردد؟! <ref>همان، ص 180</ref>. | 5. نويسنده درباره شوراى شش نفرى، اين پرسش را مطرح كرده است كه: چرا خلافت فقط در شش نفر، آنهم با تركيب ناهمسان خلاصه شود؟ اگر اينها به گفته عمر بهترين افراد امّت هستند كه پيامبر(ص) از آنها خشنود بوده است، چرا در صورت شركت نكردن يا مخالفت كشته شوند؟ و چرا در صورت توافق نكردن همگى كشته شوند؟ اساساً چرا عبدالرّحمن حقّ وتو يا حقّ مخالفت داشته باشد و سخنش حجّت باشد و طرف او خليفه گردد؟! <ref>همان، ص 180</ref>. | ||
6. يكى از روشهاى تنبيه شيعيان على(ع) از سوى عثمان تبعيد آنها به شام بوده است كه ممكن است به دلايل زير باشد: 1- در شام معاويّه به عنوان رهبر مخالفان على(ع) و بنى هاشم حاكم بود كه بهتر از هر كسى مىتوانست شيعيان و پيروان على(ع) را سركوب كند. 2- عثمان با تبعيد ناراضيان و مخالفان به شام، مدينه را از اعتراض و برخورد آنان خالى مىساخت و اگر هم سركوب و خشونتى از سوى معاويّه نسبت به مخالفان انجام مىشد بدنامى آن متوجّه خليفه نبود. از جمله كسانى كه به دستور خليفه به شام تبعيد شدند ابوذر، مالك اشتر، صعصعه بن صوحان و برادرش زيد، كميل بن زياد، جند بن زهير بودند. اين عدّه جز ابوذر، از قرّاء و بزرگان كوفه بودند كه در كوفه با سعيد بن عاص، عامل خليفه، درگير شده بودند و بنا به گفتهى بلاذرى در كوفه، مردم را به خلع عثمان و بيعت با على(ع) فرامىخواندند <ref>همان، ص 190</ref>. | 6. يكى از روشهاى تنبيه شيعيان على(ع) از سوى عثمان تبعيد آنها به شام بوده است كه ممكن است به دلايل زير باشد: 1- در شام معاويّه به عنوان رهبر مخالفان على(ع) و بنى هاشم حاكم بود كه بهتر از هر كسى مىتوانست شيعيان و پيروان على(ع) را سركوب كند. 2- عثمان با تبعيد ناراضيان و مخالفان به شام، مدينه را از اعتراض و برخورد آنان خالى مىساخت و اگر هم سركوب و خشونتى از سوى معاويّه نسبت به مخالفان انجام مىشد بدنامى آن متوجّه خليفه نبود. از جمله كسانى كه به دستور خليفه به شام تبعيد شدند ابوذر، مالك اشتر، صعصعه بن صوحان و برادرش زيد، كميل بن زياد، جند بن زهير بودند. اين عدّه جز ابوذر، از قرّاء و بزرگان كوفه بودند كه در كوفه با سعيد بن عاص، عامل خليفه، درگير شده بودند و بنا به گفتهى [[بلاذری، احمد بن یحیی|بلاذرى]] در كوفه، مردم را به خلع عثمان و بيعت با على(ع) فرامىخواندند <ref>همان، ص 190</ref>. | ||
7. على(ع) در خلافت چهار سال و چند ماههى خود اگرچه نتوانست اوضاع درهم ريختهى جامعهى اسلامى را كاملاً به حال اوّلى كه داشت برگرداند ولى از چند جهت عمده موفّقيّتهايى حاصل كرد: 1- بهواسطهى سيرت عادلهى خود، قيافهى جذّاب سيرت پيغمبر اكرم(ص) را به مردم خاصّه به نسل جديد نشان داد. 2- در دوران كوتاه خلافت على(ع) مىتوان گفت كه شيعه با دو مسئلهى اساسى روبهرو بود. نخست آنكه در سختترين وضع و در كنار امام راستين خويش كه با مشكلات بسيار حكومت مىكرد، استوار باقى ماند. ديگر اينكه از سخنان و خطبههاى پربار و بليغ امام در تمام زمينههاى علوم اسلامى بهره مىجست. على(ع) با آنهمه گرفتارىهاى طاقتفرسا و سرگرمكننده، ذخاير گرانبهايى از معارف الهيّه و علوم حقهى اسلامى را ميان مردم به يادگار گذاشت. امام(ع) در وضعيّتى بسيار دشوار و بىهيچ سازش، با ناكثين، قاسطين و مارقين، به مبارزه برخاست و كوشيد حقوق مظلومان و محرومان را از حلقوم مالاندوزان و اشراف قريش بيرون آورد. 3- گروه انبوهى از رجال دينى و دانشمندان اسلامى را تربيت كرد كه در ميان ايشان جمعى از زهّاد و اهل معرفت مانند: اويس قرنى و كميل بن زياد و ميثم تمّار و رشيد هجرى وجود دارند كه در ميان علماى اسلامى از مصادر عرفان شناخته شدهاند و عدهاى مصادر اوليهى علم فقه و كلام و تفسير و قرائت و غير آنها مىباشند <ref>همان، ص 229- 231</ref>. | 7. على(ع) در خلافت چهار سال و چند ماههى خود اگرچه نتوانست اوضاع درهم ريختهى جامعهى اسلامى را كاملاً به حال اوّلى كه داشت برگرداند ولى از چند جهت عمده موفّقيّتهايى حاصل كرد: 1- بهواسطهى سيرت عادلهى خود، قيافهى جذّاب سيرت پيغمبر اكرم(ص) را به مردم خاصّه به نسل جديد نشان داد. 2- در دوران كوتاه خلافت على(ع) مىتوان گفت كه شيعه با دو مسئلهى اساسى روبهرو بود. نخست آنكه در سختترين وضع و در كنار امام راستين خويش كه با مشكلات بسيار حكومت مىكرد، استوار باقى ماند. ديگر اينكه از سخنان و خطبههاى پربار و بليغ امام در تمام زمينههاى علوم اسلامى بهره مىجست. على(ع) با آنهمه گرفتارىهاى طاقتفرسا و سرگرمكننده، ذخاير گرانبهايى از معارف الهيّه و علوم حقهى اسلامى را ميان مردم به يادگار گذاشت. امام(ع) در وضعيّتى بسيار دشوار و بىهيچ سازش، با ناكثين، قاسطين و مارقين، به مبارزه برخاست و كوشيد حقوق مظلومان و محرومان را از حلقوم مالاندوزان و اشراف قريش بيرون آورد. 3- گروه انبوهى از رجال دينى و دانشمندان اسلامى را تربيت كرد كه در ميان ايشان جمعى از زهّاد و اهل معرفت مانند: اويس قرنى و كميل بن زياد و ميثم تمّار و رشيد هجرى وجود دارند كه در ميان علماى اسلامى از مصادر عرفان شناخته شدهاند و عدهاى مصادر اوليهى علم فقه و كلام و تفسير و قرائت و غير آنها مىباشند <ref>همان، ص 229- 231</ref>. | ||
ویرایش