ابوالعلاء معری، احمد بن عبدالله: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' می ك' به ' می‌ك'
جز (جایگزینی متن - ' :' به ': ')
جز (جایگزینی متن - ' می ك' به ' می‌ك')
 
(۱۰ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۳۸: خط ۳۸:
| علایق پژوهشی =  
| علایق پژوهشی =  
| سبک نوشتاری =  
| سبک نوشتاری =  
| آثار = 1- رسالة ‌الغفران، 2- سقط‌ الزند، 3- لزوم مالایلزم، یا لزومیات؛
| آثار = 1-رسالة ‌الغفران، 2- سقط‌ الزند، 3- لزوم مالایلزم، یا لزومیات؛
| وبگاه =  
| وبگاه =  
| امضا =  
| امضا =  
| کد مؤلف = AUTHORCODE13642AUTHORCODE
| کد مؤلف = AUTHORCODE13642AUTHORCODE
}}
}}
''' اَبوالْعَلاءِ مَعَری، احمد بن عبدالله بن سلیمان تنوخی '''(۲۷ ربیع‌الاول ۳۶۳- ۴۴۹ ق / ۲۶ دسامبر ۹۷۳-۱۰۵۷ م)، شاعر و اندیشمند برجستۀ نابینای عرب.
''' اَبوالْعَلاءِ مَعَری، احمد بن عبدالله بن سلیمان تنوخی'''(۲۷ ربیع‌الاول ۳۶۳- ۴۴۹ ق / ۲۶ دسامبر ۹۷۳-۱۰۵۷ م)، شاعر و اندیشمند برجستۀ نابینای عرب.


هر چند او زندگانی پرماجرایی نداشته و بیشتر عمر خود را در كناره‌گیری از مردم و گوشه‌نشینی گذرانده است، اما آگاهی ما از زندگانی او اندك نیست.
هر چند او زندگانی پرماجرایی نداشته و بیشتر عمر خود را در كناره‌گیری از مردم و گوشه‌نشینی گذرانده است، اما آگاهی ما از زندگانی او اندك نیست.
خط ۷۲: خط ۷۲:
نام ابوالعلاء در بغداد مشهور شده بود و دیوان سقط‌ الزند را نزد او می‌خواندند.
نام ابوالعلاء در بغداد مشهور شده بود و دیوان سقط‌ الزند را نزد او می‌خواندند.


وی در آنجا همچنین با [[شریف‌الرضی، محمد بن حسین|شریف رضی]] و [[علم‌الهدی، علی بن حسین|سید مرتضی]] معاشرت داشته است و آن دو، دانش و تیزهوشی وی را می‌ستوده‌اند.
وی در آنجا همچنین با [[شریف‌ رضی، محمد بن حسین|شریف رضی]] و [[سید مرتضی، علی بن حسین|سید مرتضی]] معاشرت داشته است و آن دو، دانش و تیزهوشی وی را می‌ستوده‌اند.




خط ۷۸: خط ۷۸:
==بازگشت به زادگاه==
==بازگشت به زادگاه==
   
   
ابوالعلاء در ۴۰۰ ق / ۱۰۱۰ م از بغداد به معرة ‌النعمان بازگشت و از آن زمان تا پایان عمر خانه‌نشین شد. وی خود را «گروگان دو زندان» ــ زندان نابینایی و زندان خانه‌نشینی و گوشه‌گیری ــ نامیده است. ابوالعلاء خود در همان نامه كه از بغداد برای اهالی معرة‌النعمان فرستاده بود، تصمیمش را به خانه‌نشینی اعلام می‌دارد و می‌گوید كه تلخ و شیرین روزگار را چشیده و نیك و بد آن را آزموده و به این نتیجه رسیده است كه پسندیده‌ترین كاری كه می‌تواند در زندگی انجام دهد، عزلت گزیدن و از مردمان كناره گرفتن است. وی می‌نویسد كه این تصمیم خود را با گروهی مورد اعتماد در میان نهاده بوده است و همگی این دوراندیشی را پسندیده بوده‌اند. سپس می‌افزاید كه این تصمیم را ناگهانی نگرفته، بلكه این امر زاییدۀ اندیشۀ سال‌های متمادی و طولانی بوده است.
ابوالعلاء در ۴۰۰ ق / ۱۰۱۰ م از بغداد به معرة ‌النعمان بازگشت و از آن زمان تا پایان عمر خانه‌نشین شد. وی خود را «گروگان دو زندان» ـ زندان نابینایی و زندان خانه‌نشینی و گوشه‌گیری ـ نامیده است. ابوالعلاء خود در همان نامه كه از بغداد برای اهالی معرة‌النعمان فرستاده بود، تصمیمش را به خانه‌نشینی اعلام می‌دارد و می‌گوید كه تلخ و شیرین روزگار را چشیده و نیك و بد آن را آزموده و به این نتیجه رسیده است كه پسندیده‌ترین كاری كه می‌تواند در زندگی انجام دهد، عزلت گزیدن و از مردمان كناره گرفتن است. وی می‌نویسد كه این تصمیم خود را با گروهی مورد اعتماد در میان نهاده بوده است و همگی این دوراندیشی را پسندیده بوده‌اند. سپس می‌افزاید كه این تصمیم را ناگهانی نگرفته، بلكه این امر زاییدۀ اندیشۀ سال‌های متمادی و طولانی بوده است.




خط ۹۲: خط ۹۲:
همچنین آمده است كه ابونصر هبة‌الله بن موسی المؤید فی‌ الدین، داعی‌ الدعاة فاطمیان مصر، به ثمال بن صالح، فرماندار حلب و معرة ‌النعمان نامه‌ای نوشت و از او خواست كه مال كافی برای تهیۀ همۀ وسایل زندگانی، از جمله لذیذترین خوراك‌ها، در اختیار ابوالعلاء بگذارد، اما وی نپذیرفت.  
همچنین آمده است كه ابونصر هبة‌الله بن موسی المؤید فی‌ الدین، داعی‌ الدعاة فاطمیان مصر، به ثمال بن صالح، فرماندار حلب و معرة ‌النعمان نامه‌ای نوشت و از او خواست كه مال كافی برای تهیۀ همۀ وسایل زندگانی، از جمله لذیذترین خوراك‌ها، در اختیار ابوالعلاء بگذارد، اما وی نپذیرفت.  


ابوالعلاء از معدود شاعرانی است كه در مدح و ستایش صاحبان مال و جاه ــ جز برای دو سه تن، آن هم در شعرهای دوران جوانیش ــ شعر نسروده است. وی در مقدمۀ دیوانش «سقط‌ الزند» صریحاً می‌گوید كه هرگز سروده‌های خود را به گوش رئیسان نرسانده و در طلب پاداش، مدح كسی را نگفته است، نوشته‌اند كه علی ‌بن جعفر بن ‌فلاح (فلاحی)، وزیر خلیفۀ فاطمی الحاكم بامرالله (خلافت ۳۸۶-۴۱۱ ق / ۹۹۶-۱۰۲۰ م)، به عزیزالدوله ابوشجاع فاتك بن عبدالله (د ۴۱۳ ق) فرماندار حلب از سوی الحاكم، نامه‌ای نوشت و از او خواست كه ابوالعلاء را به مصر ببرد تا در آنجا برای او «دارالعلمی» بنا كند و خراج معرة ‌النعمان را در اختیار او نهد. عزیزالدوله به معرة النعمان رفت و با ابوالعلاء دیدار كرد و آن پیشنهاد را با وی در میان نهاد. ابوالعلاء از او مهلت خواست و نامه‌ای برای فلاحی فرستاد و از پذیرفتن پیشنهاد وی عذر خواست. عزیزالدوله خود ابوالعلاء را محترم می‌داشت و از او خواسته بود كه برایش كتاب‌هایی تصنیف كند. ابوالعلاء، كتاب الصاهل و الشاحج و كتاب القائف را به نام وی املا كرد كه كتاب دوم با مرگ عزیزالدوله ناتمام ماند.
ابوالعلاء از معدود شاعرانی است كه در مدح و ستایش صاحبان مال و جاه ـ جز برای دو سه تن، آن هم در شعرهای دوران جوانیش ـ شعر نسروده است. وی در مقدمۀ دیوانش «سقط‌ الزند» صریحاً می‌گوید كه هرگز سروده‌های خود را به گوش رئیسان نرسانده و در طلب پاداش، مدح كسی را نگفته است، نوشته‌اند كه علی ‌بن جعفر بن ‌فلاح (فلاحی)، وزیر خلیفۀ فاطمی الحاكم بامرالله (خلافت ۳۸۶-۴۱۱ ق / ۹۹۶-۱۰۲۰ م)، به عزیزالدوله ابوشجاع فاتك بن عبدالله (د ۴۱۳ ق) فرماندار حلب از سوی الحاكم، نامه‌ای نوشت و از او خواست كه ابوالعلاء را به مصر ببرد تا در آنجا برای او «دارالعلمی» بنا كند و خراج معرة ‌النعمان را در اختیار او نهد. عزیزالدوله به معرة النعمان رفت و با ابوالعلاء دیدار كرد و آن پیشنهاد را با وی در میان نهاد. ابوالعلاء از او مهلت خواست و نامه‌ای برای فلاحی فرستاد و از پذیرفتن پیشنهاد وی عذر خواست. عزیزالدوله خود ابوالعلاء را محترم می‌داشت و از او خواسته بود كه برایش كتاب‌هایی تصنیف كند. ابوالعلاء، كتاب الصاهل و الشاحج و كتاب القائف را به نام وی املا كرد كه كتاب دوم با مرگ عزیزالدوله ناتمام ماند.


در بیشتر منابع از استعدادهای ویژۀ ابوالعلاء سخن رفته است. در یك جا گفتۀ ابوالحسن مصیصی شاعر نقل می‌شود كه در معرة ‌النعمان یكی از شگفتی‌های روزگار را دیده و آن شاعری نابینا بوده است كه شطرنج و نردبازی می‌كرده و در هر فنی از جدّ و هزل سخن می‌گفته و خدا را سپاس می‌گزارده كه وی را نابینا كرده و از دیدن بدخویان نفرت‌انگیز آسوده ساخته است.
در بیشتر منابع از استعدادهای ویژۀ ابوالعلاء سخن رفته است. در یك جا گفتۀ ابوالحسن مصیصی شاعر نقل می‌شود كه در معرة ‌النعمان یكی از شگفتی‌های روزگار را دیده و آن شاعری نابینا بوده است كه شطرنج و نردبازی می‌كرده و در هر فنی از جدّ و هزل سخن می‌گفته و خدا را سپاس می‌گزارده كه وی را نابینا كرده و از دیدن بدخویان نفرت‌انگیز آسوده ساخته است.
خط ۱۱۷: خط ۱۱۷:
1.الاوزان و القوافی فی شعرالمتنبی. ۲. البشری بالجهاد، ۳. حدیث ‌الاسلام، ۴. رسالة ‌الغفران. ۵. الزجر النابح، ۶. سقط‌ الزند. ۷. شرح دیوان ابن‌ابی حصینة. ۸. ضوء السقط، ۹. عبث الولید، ۱۰. الفصول و الغایات۱۱. لزوم مالایلزم، یا لزومیات، ۱۲. مُلقَی السبیل۱۳. منار القائف،  
1.الاوزان و القوافی فی شعرالمتنبی. ۲. البشری بالجهاد، ۳. حدیث ‌الاسلام، ۴. رسالة ‌الغفران. ۵. الزجر النابح، ۶. سقط‌ الزند. ۷. شرح دیوان ابن‌ابی حصینة. ۸. ضوء السقط، ۹. عبث الولید، ۱۰. الفصول و الغایات۱۱. لزوم مالایلزم، یا لزومیات، ۱۲. مُلقَی السبیل۱۳. منار القائف،  


همچنین رسائل فراوانی از ابوالعلاء در موضوعات مختلف از لغت و نحو و نقد و اخوانیات به طور مستقل و در مجموعه‌های مختلف بارها به چاپ رسیده است كه برخی از آن‌ها عبارتند از: ۱. رسائل ابی العلاء مع داعی الدعاة، ۲. رسالة ‌الاخرسین؛ ۳. رسالة ‌الاغریغیة،  ۴. رسالة الی صاحب الدواوین؛ ۵. رسالة الی قاضی صدیق؛ ۶. رسالة التذكرة  ۷. رسالة الشیاطین؛ ۸. رسالة الصاهل و الشاجح، ۹. رسالة العصا، ۱۰. رسالة المنیح الی وزیر المغربی؛ ۱۱. رسالة الهنا، ۱۲. رسالة فی تعزیة ابی علی بن ابی الرجال، ۱۳. رسالة فی التوسط لآل منیر بن الحسن؛ ۱۴. رسالة الملائكة،  
همچنین رسائل فراوانی از ابوالعلاء در موضوعات مختلف از لغت و نحو و نقد و اخوانیات به طور مستقل و در مجموعه‌های مختلف بارها به چاپ رسیده است كه برخی از آن‌ها عبارتند از: ۱. رسائل ابی العلاء مع داعی الدعاة، ۲. رسالة ‌الاخرسین؛ ۳. رسالة ‌الاغریغیة،۴. رسالة الی صاحب الدواوین؛ ۵. رسالة الی قاضی صدیق؛ ۶. رسالة التذكرة۷. رسالة الشیاطین؛ ۸. رسالة الصاهل و الشاجح، ۹. رسالة العصا، ۱۰. رسالة المنیح الی وزیر المغربی؛ ۱۱. رسالة الهنا، ۱۲. رسالة فی تعزیة ابی علی بن ابی الرجال، ۱۳. رسالة فی التوسط لآل منیر بن الحسن؛ ۱۴. رسالة الملائكة،  


خطی
خطی
خط ۱۲۸: خط ۱۲۸:
==علوم ادبی و هنرهای شعری ابوالعلاء==
==علوم ادبی و هنرهای شعری ابوالعلاء==


ابوالعلاء نه تنها شاعر و اندیشمند بلكه همچنین در علوم ادبی (صرف و نحو، عروض و ...) چنان چیره‌دست و نوآور بوده است كه می‌توان وی را فخر زبان عربی دانست. [[گلدزیهر، ایگناس|گلدسیهر]] او را نوآورترین چهرۀ ادبیات عربی وصف می‌كند.
ابوالعلاء نه تنها شاعر و اندیشمند بلكه همچنین در علوم ادبی (صرف و نحو، عروض و...) چنان چیره‌دست و نوآور بوده است كه می‌توان وی را فخر زبان عربی دانست. [[گلدزیهر، ایگناس|گلدسیهر]] او را نوآورترین چهرۀ ادبیات عربی وصف می‌كند.


[[حسین، طه|طه حسین]] نیز دربارۀ وی می‌گوید: ابوالعلاء نابغۀ بی‌رقیب و یگانۀ ادبیات عربی است؛ نه پیش از خود مانندی داشته است، نه پس از خود
[[حسین، طه|طه حسین]] نیز دربارۀ وی می‌گوید: ابوالعلاء نابغۀ بی‌رقیب و یگانۀ ادبیات عربی است؛ نه پیش از خود مانندی داشته است، نه پس از خود
خط ۱۵۱: خط ۱۵۱:


در مورد قافیه‌ها نیز، معری از احساس، طبع و غریزه پیروی می‌كند. وی بنای قافیه بر حروف نیرومند را ترجیح می‌دهد و از این لحاظ با پیشینیانش مخالفت می‌كند و در برخی از داوری‌های خود كه از طبع و ذوق الهام می‌گیرد، دارای رأی مستقل و ویژۀ خود است.  
در مورد قافیه‌ها نیز، معری از احساس، طبع و غریزه پیروی می‌كند. وی بنای قافیه بر حروف نیرومند را ترجیح می‌دهد و از این لحاظ با پیشینیانش مخالفت می‌كند و در برخی از داوری‌های خود كه از طبع و ذوق الهام می‌گیرد، دارای رأی مستقل و ویژۀ خود است.  
سرانجام معری بر سلامت واژه‌ها تأكید می كند و آن را بر سلامت وزن برتری می‌دهد و واژۀ ناسالم را آفت شعر می‌شمارد.
سرانجام معری بر سلامت واژه‌ها تأكید می‌كند و آن را بر سلامت وزن برتری می‌دهد و واژۀ ناسالم را آفت شعر می‌شمارد.


شایان گفتن است كه دلبستگی معری بر عروض و قواعد آن، چندان است كه گاه خصال خویش، بدی‌ها و گناهانش را با شكل‌های گوناگون شعر و وزن‌های آن منطبق می‌كند.  
شایان گفتن است كه دلبستگی معری بر عروض و قواعد آن، چندان است كه گاه خصال خویش، بدی‌ها و گناهانش را با شكل‌های گوناگون شعر و وزن‌های آن منطبق می‌كند.  
خط ۱۶۸: خط ۱۶۸:
می‌توان گفت كه هدف اصلی ابوالعلاء در این اثر، از یك سو عرضه ‌كردن هنرها و توانایی‌های خود در زمینۀ لغت، شكل‌های گوناگون شعر و ظرایف ادبی، و از سوی دیگر، ارضای خواهش‌ها، آرزوها و شهوت‌های سركوب شدۀ خود اوست. مردی كه همواره از زندگی و لذت‌ها، شادی‌ها و شهوت‌ها روی‌گردان است و از شعر و نثرش عطر زهد و پارسایی و پرهیزگاری می‌تراود، در رسالة ‌الغفران چنان صحنه‌‌هایی را در بهشت، از باغ‌ها، جویبارها، می‌گساری‌ها، حور و غلمان تصویر می‌كند كه از خیال كمتر شاعر و نویسنده‌‌ای می‌گذرد كه عمری همۀ زیبایی‌ها، شهوت‌ها و لذت‌های گوناگون زندگی را آزموده و با آن‌ها زیسته است.
می‌توان گفت كه هدف اصلی ابوالعلاء در این اثر، از یك سو عرضه ‌كردن هنرها و توانایی‌های خود در زمینۀ لغت، شكل‌های گوناگون شعر و ظرایف ادبی، و از سوی دیگر، ارضای خواهش‌ها، آرزوها و شهوت‌های سركوب شدۀ خود اوست. مردی كه همواره از زندگی و لذت‌ها، شادی‌ها و شهوت‌ها روی‌گردان است و از شعر و نثرش عطر زهد و پارسایی و پرهیزگاری می‌تراود، در رسالة ‌الغفران چنان صحنه‌‌هایی را در بهشت، از باغ‌ها، جویبارها، می‌گساری‌ها، حور و غلمان تصویر می‌كند كه از خیال كمتر شاعر و نویسنده‌‌ای می‌گذرد كه عمری همۀ زیبایی‌ها، شهوت‌ها و لذت‌های گوناگون زندگی را آزموده و با آن‌ها زیسته است.
رسالة ‌الغفران از این جنبه نیز شایستۀ بررسی روان‌شناسانه است، زیرا آیینۀ درون ناآرام، حرمان زده و پرآرزوی شاعری نابیناست كه از همۀ خوشی‌ها و لذت‌های زندگی آگاه بوده، اما از آن‌ها چشم پوشیده و خود را به محرومیت و خوراك بدطعم و جامۀ خشن عادت داده است، همانگونه كه خود می‌گوید تا ۳۰ سالگی همچنان در امید و انتظار خیری از زندگی بوده است، اما زمان پر از شر است، و چون از ۳۰ سالگی می‌گذرد، خود را مانند كسی می‌یابد كه دیگ خود را بر آتش كرم‌شب‌تاب نهاده است و آنگاه پی می‌برد كه خیر زندگانی از او دور است.  
رسالة ‌الغفران از این جنبه نیز شایستۀ بررسی روان‌شناسانه است، زیرا آیینۀ درون ناآرام، حرمان زده و پرآرزوی شاعری نابیناست كه از همۀ خوشی‌ها و لذت‌های زندگی آگاه بوده، اما از آن‌ها چشم پوشیده و خود را به محرومیت و خوراك بدطعم و جامۀ خشن عادت داده است، همانگونه كه خود می‌گوید تا ۳۰ سالگی همچنان در امید و انتظار خیری از زندگی بوده است، اما زمان پر از شر است، و چون از ۳۰ سالگی می‌گذرد، خود را مانند كسی می‌یابد كه دیگ خود را بر آتش كرم‌شب‌تاب نهاده است و آنگاه پی می‌برد كه خیر زندگانی از او دور است.  
ابوالعلاء پس از گذشت سالیان، همچنان اعتراف می كند كه «زندگی را دوست می‌دارم، اما ابزار آن را ندارم و از رسیدن به آن نومید شده‌ام و نومیدی آسودگی‌آور است» و سرانجام از درون دل پر آرزویش فریاد می‌زند كه «من مانند مردی تشنه‌ام كه نه بهره‌ای از آب دارد، نه راه به آبشخوری و جاودانه تشنه است».  
ابوالعلاء پس از گذشت سالیان، همچنان اعتراف می‌كند كه «زندگی را دوست می‌دارم، اما ابزار آن را ندارم و از رسیدن به آن نومید شده‌ام و نومیدی آسودگی‌آور است» و سرانجام از درون دل پر آرزویش فریاد می‌زند كه «من مانند مردی تشنه‌ام كه نه بهره‌ای از آب دارد، نه راه به آبشخوری و جاودانه تشنه است».  
معری دردمندانه خود را چونان مرغی شكسته بال می‌شمارد كه هرگاه برخاسته است، او را برخیزانده‌اند. زنده‌ای است مانند مرده و مرده‌ای است مانند زنده. هنگامی عزلت گزیده كه جد و هزل هردو را آزموده و پی برده است كه توانایی انجام دادن هیچ یك را ندارد، با این زمینۀ فكری، ابوالعلاء در رسالة ‌الغفران، چهرۀ دیگری به خود می‌گیرد.
معری دردمندانه خود را چونان مرغی شكسته بال می‌شمارد كه هرگاه برخاسته است، او را برخیزانده‌اند. زنده‌ای است مانند مرده و مرده‌ای است مانند زنده. هنگامی عزلت گزیده كه جد و هزل هردو را آزموده و پی برده است كه توانایی انجام دادن هیچ یك را ندارد، با این زمینۀ فكری، ابوالعلاء در رسالة ‌الغفران، چهرۀ دیگری به خود می‌گیرد.


خط ۱۷۶: خط ۱۷۶:
==جهان‌بینی==
==جهان‌بینی==


معری بی‌گمان یکی از برجسته‌ترین شاعران اندیشمند یا اندیشمندان شاعر در تاریخ ادبیات جهان است. اما پیش از هرچیز باید به یاد داشت که وی نخست یک شاعر است، نه یک فیلسوف. او اندیشمند است، ولی اندیشه‌اش از نظم و پیگیری منطقی اندیشه‌های فیلسوفان به دور است، حتی می‌توان گفت که وی از چنین نظمی بیزار است. راهنمای اندیشۀ او احساس اوست: احساس او از خودش، از این جهان، از آن جهان، از آدمیان و از تاریخ، رفتار و کردار، پندارها و باورها، ایمان و عشق آدمیان و از همۀ آنچه آدمیان خود را بدان آدمی می‌دانند. ابوالعلاء هنرمند است. هنر او شعر است. شعر او همۀ وجود اوست. واژه‌های شعری، قالب‌هایی است که او همۀ وجود عاطفی و عقلی خود را در آن‌ها ریخته و در این قالب‌ها تندیس‌هایی بی‌مانند، تقلیدناپذیر و ماندگار آفریده است. شعر ابوالعلاء ــ در زمانی نزدیک به ۶۰ سال ــ آیینۀ تمام‌نمای جهان پیرامونی او و جهان درونی اوست؛ شعرهای او واکنش‌های اوست، همچون واکنش‌های هر شاعر خلاقی در برابر جهان بیرونی و درونیش.  
معری بی‌گمان یکی از برجسته‌ترین شاعران اندیشمند یا اندیشمندان شاعر در تاریخ ادبیات جهان است. اما پیش از هرچیز باید به یاد داشت که وی نخست یک شاعر است، نه یک فیلسوف. او اندیشمند است، ولی اندیشه‌اش از نظم و پیگیری منطقی اندیشه‌های فیلسوفان به دور است، حتی می‌توان گفت که وی از چنین نظمی بیزار است. راهنمای اندیشۀ او احساس اوست: احساس او از خودش، از این جهان، از آن جهان، از آدمیان و از تاریخ، رفتار و کردار، پندارها و باورها، ایمان و عشق آدمیان و از همۀ آنچه آدمیان خود را بدان آدمی می‌دانند. ابوالعلاء هنرمند است. هنر او شعر است. شعر او همۀ وجود اوست. واژه‌های شعری، قالب‌هایی است که او همۀ وجود عاطفی و عقلی خود را در آن‌ها ریخته و در این قالب‌ها تندیس‌هایی بی‌مانند، تقلیدناپذیر و ماندگار آفریده است. شعر ابوالعلاء ـ در زمانی نزدیک به ۶۰ سال ـ آیینۀ تمام‌نمای جهان پیرامونی او و جهان درونی اوست؛ شعرهای او واکنش‌های اوست، همچون واکنش‌های هر شاعر خلاقی در برابر جهان بیرونی و درونیش.  


برجسته‌ترین نشانۀ شخصیت معنوی معری را، باید در تسلط عقل او بر همۀ وجودش جست‌وجو کرد، حتی احساس او نیز که بدان اشاره شد، گویی از صافی عقل او می‌گذرد و به بیان می‌آید. واژۀ عقل نزد ابوالعلاء مرادف با اندیشه است. از سوی دیگر، ویژگی عقل او در شکاکیت آن است، چنانکه خودش می‌گوید: یقینی وجود ندارد. بیشینه کوشش من این است که گمان ببرم و حدس بزنم.  
برجسته‌ترین نشانۀ شخصیت معنوی معری را، باید در تسلط عقل او بر همۀ وجودش جست‌وجو کرد، حتی احساس او نیز که بدان اشاره شد، گویی از صافی عقل او می‌گذرد و به بیان می‌آید. واژۀ عقل نزد ابوالعلاء مرادف با اندیشه است. از سوی دیگر، ویژگی عقل او در شکاکیت آن است، چنانکه خودش می‌گوید: یقینی وجود ندارد. بیشینه کوشش من این است که گمان ببرم و حدس بزنم.  
خط ۱۹۳: خط ۱۹۳:
==وابسته‌ها==
==وابسته‌ها==
{{وابسته‌ها}}
{{وابسته‌ها}}
[[رسالة الغفران: کتاب بخشش]]
[[رسالة الصاهل و الشاحج]]
[[رسالة الصاهل و الشاحج]]
[[مرگ‌نامه: آخرین یادگار ابوالعلاء معری مشتمل بر نامه‌هایی پنج‌گانه]]


[[شروح سقط الزند]]
[[شروح سقط الزند]]
خط ۲۱۱: خط ۲۱۶:
[[ديوان سقط الزند]]
[[ديوان سقط الزند]]


[[شرح المختار من لزوميات أبو العلاء: و هي‌ اللزومیا‌ت‌ التي‌ أختا‌رها‌ و شرحها‌ أبو محمد عبدالله‌ بن‌ محمد بن‌ السید البطلیوسي‌]]
[[شرح المختار من لزوميات أبو العلاء]]


[[سقط الزند]]
[[سقط الزند]]
خط ۲۲۵: خط ۲۳۰:
[[رسائل أبي العلاء المعري]]
[[رسائل أبي العلاء المعري]]


[[شرح‌ المختا‌ر من‌ لزومیا‌ت‌ أبي‌ العلاء‌: و هی‌ اللزومیا‌ت‌ ألتی‌ أختا‌رها‌ و شرحها‌ أبو محمد عبدالله‌ بن‌ محمد بن‌ السید البطلیوسي 444 - 521 ه]]
[[شرح‌ المختا‌ر من‌ لزومیا‌ت‌ أبي‌ العلاء‌]]


[[رسائل أبي العلاء المعري]]
[[رسائل أبي العلاء المعري]]
خط ۲۳۹: خط ۲۴۴:
[[شرح‌ دیوان‌ حما‌سة‌ أبي‌ تما‌م‌]]
[[شرح‌ دیوان‌ حما‌سة‌ أبي‌ تما‌م‌]]


[[عقاید فلسفی ابوالعلاء فیلسوف معره: درباره:  سیاست - توده مردم - فلسفه اخلاق - فلسفه طبیعی - سرشت انسان - مذهب - فلسفه ماوراء الطبیعة - بزرگان دین - تن و روان - و...]]  
[[عقاید فلسفی ابوالعلاء فیلسوف معره]]  


[[اللامع العزیزي: شرح‌ دیوان‌ المتنبي]]
[[اللامع العزیزي: شرح‌ دیوان‌ المتنبي]]
خط ۲۵۷: خط ۲۶۲:
[[رسالة الغفران]]
[[رسالة الغفران]]


[[اللزوميات، أو، لزوم ما لا يلزم: و هو دیوان الشاعر الحکیم و الفیلسوف العربي المشهور أبي العلاء المعري]]
[[اللزوميات، أو، لزوم ما لا يلزم:و هو دیوان الشاعر الحکیم و الفیلسوف العربي المشهور أبي العلاء المعري]]


[[شرح التنوير على سقط الزند]]
[[شرح التنوير على سقط الزند]]