۱۵۹٬۹۲۹
ویرایش
A-esmaeili (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NUR99482J1.jpg | عنوان = بغية الرائد لما تضمنه حدیث أم زرع من الفوائد | عنوانهای دیگر = تفسیر نفس الحدیث | پدیدآورندگان | پدیدآوران = قاضی عیاض، عیاض بن موسی (نويسنده) سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر (نويس...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''بغية الرائد لما تضمنه حديث أمزرع من الفوائد'''، نوشته مورخ، فقیه و قاضی مالکی قرن ششم قمری، [[عیاض بن موسى یحصبى سبتى]] (476-544ق)، معروف به [[قاضى عیاض اندلسى]] همراه با شرح همین روایت به قلم فقیه شافعی، [[جلالالدین عبدالرحمن سیوطی]] (849-911ق) است. در این اثر، واژگان ناآشنای این روایت، معنا و تحلیل میشود و نویسندگان فهم و برداشت فقهی خود را از آن بیان میکنند. | '''بغية الرائد لما تضمنه حديث أمزرع من الفوائد'''، نوشته مورخ، فقیه و قاضی مالکی قرن ششم قمری، [[قاضی عیاض، عیاض بن موسی|عیاض بن موسى یحصبى سبتى]] (476-544ق)، معروف به [[قاضی عیاض، عیاض بن موسی|قاضى عیاض اندلسى]] همراه با شرح همین روایت به قلم فقیه شافعی، [[جلالالدین عبدالرحمن سیوطی]] (849-911ق) است. در این اثر، واژگان ناآشنای این روایت، معنا و تحلیل میشود و نویسندگان فهم و برداشت فقهی خود را از آن بیان میکنند. | ||
==هدف و روش== | ==هدف و روش== | ||
* [[قاضى عیاض اندلسى]]، در مقدمه «بغية الرائد»، خطاب به پرسشگری چنین نوشته است: پرسشی را که درباره «حدیث امّزرع و تفسیر معانی مشکل و اهداف آن و گشودن قفل درهای بسته واژگان نامأنوسش» پرسیدهای، دریافتم و اکنون به پاسخ میپردازم <ref>ر.ک: مقدمه کتاب، ص1</ref>. | * [[قاضی عیاض، عیاض بن موسی|قاضى عیاض اندلسى]]، در مقدمه «بغية الرائد»، خطاب به پرسشگری چنین نوشته است: پرسشی را که درباره «حدیث امّزرع و تفسیر معانی مشکل و اهداف آن و گشودن قفل درهای بسته واژگان نامأنوسش» پرسیدهای، دریافتم و اکنون به پاسخ میپردازم <ref>ر.ک: مقدمه کتاب، ص1</ref>. | ||
محققان کتاب، [[صلاحالدین بن احمد ادلبی]]، [[محمدحسن اجانف]] و [[محمد عبدالسلام شرقاوی]] با تأکید بر آنکه [[قاضى عیاض اندلسى]] آثار سودمندی دارد، افزودهاند: شاید بتوان گفت که از جالبترین آثارش، شرح او بر «حدیث امّزرع» است و به همین جهت در جهان اسلام بهویژه در مغرب، شهرت بسیاری یافت، ولی تاکنون بهصورت خطی باقی مانده بود<ref>ر.ک: مقدمه محققان، ص4</ref>. | محققان کتاب، [[صلاحالدین بن احمد ادلبی]]، [[محمدحسن اجانف]] و [[محمد عبدالسلام شرقاوی]] با تأکید بر آنکه [[قاضی عیاض، عیاض بن موسی|قاضى عیاض اندلسى]] آثار سودمندی دارد، افزودهاند: شاید بتوان گفت که از جالبترین آثارش، شرح او بر «حدیث امّزرع» است و به همین جهت در جهان اسلام بهویژه در مغرب، شهرت بسیاری یافت، ولی تاکنون بهصورت خطی باقی مانده بود<ref>ر.ک: مقدمه محققان، ص4</ref>. | ||
==ساختار و محتوا== | ==ساختار و محتوا== | ||
این کتاب ، از دو بخش بهترتیب ذیل تشکیل شده است: | این کتاب ، از دو بخش بهترتیب ذیل تشکیل شده است: | ||
# بغية الرائد لما تضمنه حديث أم زرع من الفوائد (قاضى عیاض اندلسى): | # بغية الرائد لما تضمنه حديث أم زرع من الفوائد ([[قاضی عیاض، عیاض بن موسی|قاضى عیاض اندلسى]]): | ||
## شرح الفاظ غریب روایت امّزرع؛ | ## شرح الفاظ غریب روایت امّزرع؛ | ||
## بحث فقهی. | ## بحث فقهی. | ||
# تفسیر حدیث امّزرع (سیوطی): | # تفسیر حدیث امّزرع ([[سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر|سیوطی]]): | ||
## متن و توضیح واژگان ناآشنای این روایت؛ | ## متن و توضیح واژگان ناآشنای این روایت؛ | ||
## فایده: یک برداشت فقهی از روایت مذکور. | ## فایده: یک برداشت فقهی از روایت مذکور. | ||
==نمونه مباحث== | ==نمونه مباحث== | ||
* [[قاضى عیاض اندلسى]]: از این روایت استفاده میشود که افتخار کردن به مال و منال دنیا کراهت دارد؛ زیرا پیامبر(ص) به عائشه که به مال پدرش نازید، گفت: «اسكتي» (ساکت شو!)<ref>ر.ک: متن کتاب، ص33</ref>. | * [[قاضی عیاض، عیاض بن موسی|قاضى عیاض اندلسى]]: از این روایت استفاده میشود که افتخار کردن به مال و منال دنیا کراهت دارد؛ زیرا پیامبر(ص) به عائشه که به مال پدرش نازید، گفت: «اسكتي» (ساکت شو!)<ref>ر.ک: متن کتاب، ص33</ref>. | ||
* [[قاضى عیاض اندلسى]]: روایت پیامبر(ص): «لا تمار أخاك و لا تمازحه» و مانند آن، در مورد مزاح ممدوح نیست، بلکه مقصود از آن، پرهیز از کینهتوزی و افراطیگری و فسادانگیزی و دروغگویی است<ref>ر.ک: همان، ص181</ref>. | * [[قاضی عیاض، عیاض بن موسی|قاضى عیاض اندلسى]]: روایت پیامبر(ص): «لا تمار أخاك و لا تمازحه» و مانند آن، در مورد مزاح ممدوح نیست، بلکه مقصود از آن، پرهیز از کینهتوزی و افراطیگری و فسادانگیزی و دروغگویی است<ref>ر.ک: همان، ص181</ref>. | ||
* [[سیوطی]] در پایان نوشته است: عالمان گفتهاند: پیامبر(ص) حدیث امّزرع را شنید و انکار نکرد، باآنکه در آن غیبت ازواج بود؛ زیرا آنان مجهول بودند و اشکالی ندارد که غیبت گمنامی شنیده شود؛ چون او اذیت نمیشود، مگر آنکه بداند آن کسی که در نزد او یاد شده، وی را میشناسد<ref>ر.ک: همان، ص233</ref>. | * [[سیوطی]] در پایان نوشته است: عالمان گفتهاند: پیامبر(ص) حدیث امّزرع را شنید و انکار نکرد، باآنکه در آن غیبت ازواج بود؛ زیرا آنان مجهول بودند و اشکالی ندارد که غیبت گمنامی شنیده شود؛ چون او اذیت نمیشود، مگر آنکه بداند آن کسی که در نزد او یاد شده، وی را میشناسد<ref>ر.ک: همان، ص233</ref>. | ||