پرش به محتوا

هرمنوتیک و نماد پردازی در غزلیات شمس: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '،ه' به '، ه'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '،ه' به '، ه')
 
خط ۳۲: خط ۳۲:
در فصل اول، تحت عنوان «تأویل نشانه‌ها» ابتدا به شرح اصطلاحات تأویل و هرمنوتیک و هرمنوتیک [[مولوی، جلال‌الدین محمد|مولانا]] می‌پردازد و به این نکته اشاره دارد که فهم هرمنوتیک [[مولوی، جلال‌الدین محمد|مولانا]]، بدون درک دو مؤلفه اساسی که بنیاد نظری رویکرد هرمنوتیکی او را تشکیل می‌دهد، ممکن نیست؛ یکی موازنۀ انسان و سخن و اينکه کلمه و سخن از نظر [[مولوی، جلال‌الدین محمد|مولوی]] شخصیتی شبیه به شخصیتی انسانی دارد؛ دیگری فرایندهای تأویل، تنزیل و تفسیر. آنگاه در دو بخش، این دو مؤلفه را به طور مبسوط مورد تحلیل و بررسی قرار می‌دهد. در ادامه، در ارتباط با هرمنوتیک [[مولوی، جلال‌الدین محمد|مولانا]]، نحوۀ تأویل نشانه‌ها، و مراتب و مراحل مختلف این تأویل را از نشانه تا نماد شرح می‌دهد. سپس می‌گوید پس از اينکه نشانه به کلمه تأویل شد. کلمه به نماد تأویل می‌شود و به این مناسبت، به نحوه نماد پردازی [[مولوی، جلال‌الدین محمد|مولانا]] نیزاشاره می‌کند.
در فصل اول، تحت عنوان «تأویل نشانه‌ها» ابتدا به شرح اصطلاحات تأویل و هرمنوتیک و هرمنوتیک [[مولوی، جلال‌الدین محمد|مولانا]] می‌پردازد و به این نکته اشاره دارد که فهم هرمنوتیک [[مولوی، جلال‌الدین محمد|مولانا]]، بدون درک دو مؤلفه اساسی که بنیاد نظری رویکرد هرمنوتیکی او را تشکیل می‌دهد، ممکن نیست؛ یکی موازنۀ انسان و سخن و اينکه کلمه و سخن از نظر [[مولوی، جلال‌الدین محمد|مولوی]] شخصیتی شبیه به شخصیتی انسانی دارد؛ دیگری فرایندهای تأویل، تنزیل و تفسیر. آنگاه در دو بخش، این دو مؤلفه را به طور مبسوط مورد تحلیل و بررسی قرار می‌دهد. در ادامه، در ارتباط با هرمنوتیک [[مولوی، جلال‌الدین محمد|مولانا]]، نحوۀ تأویل نشانه‌ها، و مراتب و مراحل مختلف این تأویل را از نشانه تا نماد شرح می‌دهد. سپس می‌گوید پس از اينکه نشانه به کلمه تأویل شد. کلمه به نماد تأویل می‌شود و به این مناسبت، به نحوه نماد پردازی [[مولوی، جلال‌الدین محمد|مولانا]] نیزاشاره می‌کند.


فصل دوم، با عنوان «ارتباط اندام‌وار نمادها، بر اساس غزلیات [[شمس تبریزی، محمد|شمس]]، مواردی از نماد پردازی‌های [[مولوی، جلال‌الدین محمد|مولانا]] را که مرتبط با نماد شمس و نماد خورشید است بررسی و فرایند تأویل نشانه‌ها را تا مرحلۀ نماد شمس يا خورشید پیگیری می‌کند. عناوین زیر مجموعۀ این فصل عبارت است از: از نشانۀ شمس تا نماد خورشید، تأویل نشانۀ شمس، تسخیر خورشید، تأویل برج حمل، شیر آفتاب، شمس شکریار، نخل خورشید، آفتاب و انگور، آهوی خورشید، خورشید شهسوار، طبل باز خورشید، خروس خورشید،همای خورشید، سیمرغ قاف، نماد پردازی پرواز و پرنده، نردبان معراج، شمس و کیمیا، [[شمس تبریزی، محمد|شمس]] و شراب.
فصل دوم، با عنوان «ارتباط اندام‌وار نمادها، بر اساس غزلیات [[شمس تبریزی، محمد|شمس]]، مواردی از نماد پردازی‌های [[مولوی، جلال‌الدین محمد|مولانا]] را که مرتبط با نماد شمس و نماد خورشید است بررسی و فرایند تأویل نشانه‌ها را تا مرحلۀ نماد شمس يا خورشید پیگیری می‌کند. عناوین زیر مجموعۀ این فصل عبارت است از: از نشانۀ شمس تا نماد خورشید، تأویل نشانۀ شمس، تسخیر خورشید، تأویل برج حمل، شیر آفتاب، شمس شکریار، نخل خورشید، آفتاب و انگور، آهوی خورشید، خورشید شهسوار، طبل باز خورشید، خروس خورشید، همای خورشید، سیمرغ قاف، نماد پردازی پرواز و پرنده، نردبان معراج، شمس و کیمیا، [[شمس تبریزی، محمد|شمس]] و شراب.


در فصل سوم، ذیل عنوان «معراج نمادها در آسمان جان»، ابتدا به وسعت و گستردگی معانی نمادین شمس تبریزی اشاره دارد و از جمله دلالت آن را بر جبرئیل یا روح‌القدس وآنچه همتا و همجنس آن در ملکوت جان است، توضیح می‌دهد. در ادامه، در بخش‌های جداگانه ارتباط نمادین [[شمس تبریزی، محمد|شمس تبریزی]] را با نمادهای یارغار، کوه طور دل، نور سبز خورشید، تبریز آفتاب، عشق و خورشید، خاموشی و وحی قلب، و آفتاب رسول مورد بررسی قرار می‌دهد، در آخر با عنوان کثرت و جابه‌جایی نمادها به واژه‌های مانندآفتاب، آهو و شیر اشاره دارد که در غزلیات مولانا در مواقع مختلف بر امور متضاد دلالت می‌کند.
در فصل سوم، ذیل عنوان «معراج نمادها در آسمان جان»، ابتدا به وسعت و گستردگی معانی نمادین شمس تبریزی اشاره دارد و از جمله دلالت آن را بر جبرئیل یا روح‌القدس وآنچه همتا و همجنس آن در ملکوت جان است، توضیح می‌دهد. در ادامه، در بخش‌های جداگانه ارتباط نمادین [[شمس تبریزی، محمد|شمس تبریزی]] را با نمادهای یارغار، کوه طور دل، نور سبز خورشید، تبریز آفتاب، عشق و خورشید، خاموشی و وحی قلب، و آفتاب رسول مورد بررسی قرار می‌دهد، در آخر با عنوان کثرت و جابه‌جایی نمادها به واژه‌های مانندآفتاب، آهو و شیر اشاره دارد که در غزلیات مولانا در مواقع مختلف بر امور متضاد دلالت می‌کند.