ابن‌ لبانه‌، محمد بن‌ عیسى‌: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' ' به ''
جز (A-esmaili صفحهٔ ابن‌ لبانه‌، ابوبکر محمد بن‌ عیسى‌ لخمى‌ دانى را بدون برجای‌گذاشتن تغییرمسیر به ابن‌ لبانه‌، محمد بن‌ عیسى‌ منتقل کرد)
جز (جایگزینی متن - ' ' به '')
 
(۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۹: خط ۹:
| تخلص = ابن‌ لبانه‌؛
| تخلص = ابن‌ لبانه‌؛
| نسب = دمشقی؛
| نسب = دمشقی؛
| نام پدر = عیسى‌ لخمى‌ دانى؛
| نام پدر =عیسى‌ لخمى‌ دانى؛
| ولادت =  
| ولادت =  
| محل تولد =دانیه؛
| محل تولد =دانیه؛
خط ۴۰: خط ۴۰:
| وبگاه =  
| وبگاه =  
| امضا =  
| امضا =  
| کد مؤلف = AUTHORCODE97488AUTHORCODE
| کد مؤلف =AUTHORCODE97488AUTHORCODE
}}
}}


'''اِبْن‌ِ لَبّانه‌، ابوبکر محمد بن‌ عیسى‌ لخمى‌ دانى ‌''' (د 507ق‌/ 1113م‌)، ادیب‌ و شاعر عصر ملوک‌ الطوایف‌ در اندلس‌.
''' اِبْن‌ِ لَبّانه‌، ابوبکر محمد بن‌ عیسى‌ لخمى‌ دانى ‌''' (د 507ق‌/ 1113م‌)، ادیب‌ و شاعر عصر ملوک‌ الطوایف‌ در اندلس‌.


وی‌ در دانیه‌ به‌ دنیا آمد و نسبت‌ «دانى‌» او از همین‌ جاست‌. چون‌ مادرش‌ شیر فروش‌ بود، به‌ ابن‌ لبّانه‌ شهرت‌ یافت‌.
وی‌ در دانیه‌ به‌ دنیا آمد و نسبت‌ «دانى‌» او از همین‌ جاست‌. چون‌ مادرش‌ شیر فروش‌ بود، به‌ ابن‌ لبّانه‌ شهرت‌ یافت‌.
خط ۵۳: خط ۵۲:
وی‌ حدود 460ق‌ به‌ المریه‌ رفت‌ و به‌ مدح‌ معتصم‌ بن‌ صمادح‌ (حک 444- 480ق‌) پرداخت‌ و نزد او منزلتى‌ یافت‌.
وی‌ حدود 460ق‌ به‌ المریه‌ رفت‌ و به‌ مدح‌ معتصم‌ بن‌ صمادح‌ (حک 444- 480ق‌) پرداخت‌ و نزد او منزلتى‌ یافت‌.


اما همینکه‌ ابن‌ حداد شاعر معتصم‌ به‌ وزارت‌ رسید، به‌ سبب‌ خصومتى‌ که‌ با ابن‌ لبانه‌ داشت‌، معتصم‌ را برضدّ او برانگیخت‌، ابن‌ لبانه‌ ناچار دربار وی‌ را ترک‌ گفت‌ و به‌ بطلیوس‌ رفت‌. در آنجا به‌ خدمت‌ متوکل‌ افطسى‌ (حک 460-487ق‌) در آمد، اما پس‌ از چندی‌ روابط بین‌ آن‌ دو نیز به‌ تیرگى‌ گیرایید و سرانجام‌ شاعر قصیده‌ای‌ در هجو یکى‌ از کارگزاران‌ متوکل‌ و قصیده‌ای‌ دیگر در طعن‌ خود او سرود و دربار وی‌ را ترک‌ گفت‌ و راهى‌ قرطبه‌ شد.
اما همین‌که‌ ابن‌ حداد شاعر معتصم‌ به‌ وزارت‌ رسید، به‌ سبب‌ خصومتى‌ که‌ با ابن‌ لبانه‌ داشت‌، معتصم‌ را برضدّ او برانگیخت‌، ابن‌ لبانه‌ ناچار دربار وی‌ را ترک‌ گفت‌ و به‌ بطلیوس‌ رفت‌. در آنجا به‌ خدمت‌ متوکل‌ افطسى‌ (حک 460-487ق‌) در آمد، اما پس‌ از چندی‌ روابط بین‌ آن‌ دو نیز به‌ تیرگى‌ گیرایید و سرانجام‌ شاعر قصیده‌ای‌ در هجو یکى‌ از کارگزاران‌ متوکل‌ و قصیده‌ای‌ دیگر در طعن‌ خود او سرود و دربار وی‌ را ترک‌ گفت‌ و راهى‌ قرطبه‌ شد.


به‌ گفته ابن‌ بسام‌ که‌ ابن‌ لبانه‌ را در قرطبه‌ ملاقات‌ کرده‌ بود، وی‌ از ترک‌ بطلیوس‌ ناخشنود بوده‌ است‌. در آن‌ زمان‌ معتمد بن‌ عباد (حک 461-484ق‌) که‌ خود شاعری‌ برجسته‌ و از حامیان‌ علم‌ و ادب‌ بود، بر قرطبه‌ حکم‌ مى‌راند. وی‌ ابن‌ لبانه‌ را به‌ گرمى‌ پذیرفت‌ و به‌ زودی‌ او را از جمله خواص‌ و ندیمان‌ خود گردانید. شاعر که‌ پس‌ از مدت‌ها پایگاه‌ امنى‌ یافته‌ بود، دربار وی‌ را برای‌ رفاه‌ خود مناسب‌ دید و بهترین‌ مدایح‌ خود را تقدیم‌ او کرد. پس‌ از آنکه‌ اشبیلیه‌ به‌ دست‌ مرابطون‌ افتاد (484ق‌) و معتمد همراه‌ خانواده‌اش‌ به‌ زندانى‌ در اغمات‌، در نزدیکى‌ مراکش‌، منتقل‌ شد، ابن‌ لبانه‌ همچنان‌ به‌ او وفادار ماند و گه‌ گاه‌ برای‌ ملاقات‌ او راه‌ مغرب‌ را درپیش‌ مى‌گرفت‌. منابع‌ فقط به‌ دو سفر او، یکى‌ در 485ق‌ و دیگری‌ در 486ق‌ اشاره‌ کرده‌اند. شهرت‌ وی‌ نیز بیشتر ناشى‌ از همین‌ وفاداری‌ و مدیحه‌گویى‌ به‌ ابن‌ عباد بوده‌، چنانکه‌ او را سَمَوئل‌ِ شعراء خوانده‌اند.
به‌ گفته ابن‌ بسام‌ که‌ ابن‌ لبانه‌ را در قرطبه‌ ملاقات‌ کرده‌ بود، وی‌ از ترک‌ بطلیوس‌ ناخشنود بوده‌ است‌. در آن‌ زمان‌ معتمد بن‌ عباد (حک 461-484ق‌) که‌ خود شاعری‌ برجسته‌ و از حامیان‌ علم‌ و ادب‌ بود، بر قرطبه‌ حکم‌ مى‌راند. وی‌ ابن‌ لبانه‌ را به‌ گرمى‌ پذیرفت‌ و به‌ زودی‌ او را از جمله خواص‌ و ندیمان‌ خود گردانید. شاعر که‌ پس‌ از مدت‌ها پایگاه‌ امنى‌ یافته‌ بود، دربار وی‌ را برای‌ رفاه‌ خود مناسب‌ دید و بهترین‌ مدایح‌ خود را تقدیم‌ او کرد. پس‌ از آنکه‌ اشبیلیه‌ به‌ دست‌ مرابطون‌ افتاد (484ق‌) و معتمد همراه‌ خانواده‌اش‌ به‌ زندانى‌ در اغمات‌، در نزدیکى‌ مراکش‌، منتقل‌ شد، ابن‌ لبانه‌ همچنان‌ به‌ او وفادار ماند و گه‌ گاه‌ برای‌ ملاقات‌ او راه‌ مغرب‌ را درپیش‌ مى‌گرفت‌. منابع‌ فقط به‌ دو سفر او، یکى‌ در 485ق‌ و دیگری‌ در 486ق‌ اشاره‌ کرده‌اند. شهرت‌ وی‌ نیز بیشتر ناشى‌ از همین‌ وفاداری‌ و مدیحه‌گویى‌ به‌ ابن‌ عباد بوده‌، چنانکه‌ او را سَمَوئل‌ِ شعراء خوانده‌اند.
خط ۶۵: خط ۶۴:


==آثار==
==آثار==
1- دیوان، آنچه‌ از اشعار ابن‌ لبانه‌ به‌ جای‌ مانده‌، عمدتاً در مدح‌ است‌، و شاعر در آنها با اغراق‌، به‌ وصف‌ رشادت‌ها و دانش‌ و تدبیر و گشاده‌دستى‌ ممدوحین‌ پرداخته‌ و بسیاری ‌از جنبه‌های ‌زندگى‌ در دربار ملوک‌الطوایف‌ را تصویر کرده‌ است‌.
#دیوان، آنچه‌ از اشعار ابن‌ لبانه‌ به‌ جای‌ مانده‌، عمدتاً در مدح‌ است‌، و شاعر در آنها با اغراق‌، به‌ وصف‌ رشادت‌ها و دانش‌ و تدبیر و گشاده‌دستى‌ ممدوحین‌ پرداخته‌ و بسیاری ‌از جنبه‌های ‌زندگى‌ در دربار ملوک‌الطوایف‌ را تصویر کرده‌ است‌.
#:وی‌ غزل‌ نیز سروده‌ است‌ و در اینگونه‌ اشعار - که‌ البته‌ از واقع‌گرایى‌ بى‌بهره‌ نیست‌ - در قالب‌ جوان‌ عاشق‌ پیشه‌ای‌ جلوه‌ مى‌کند که‌ باده‌نوشى‌ و نظربازی‌ را راه‌ و رسم‌ زندگى‌ خود ساخته‌ است‌. اشعار وی‌ طبیعتاً از شعر پیشینیان‌ رنگ‌ پذیرفته‌، اما گاه‌ ویژگی‌هایى‌ چون‌ عنصر خیال‌ و تصویر پردازی‌های‌ قوی‌ و بدیع‌ به‌ سروده‌های‌ او لطف‌ و زیبایى‌ خاصى‌ بخشیده‌ است‌.
#:مرثیه‌های‌ او نیز از جمله‌ آنچه‌ درباره اسارت‌ معتمد و مصیبت‌های‌ او و خانواده‌اش‌ سروده‌، مخصوصاً ابیاتى‌ که‌ در آن‌ها با غم‌ و اندوه‌، عزیمت‌ به‌ تبعیدگاه‌ و آوارگى‌ معتمد و دربه‌دری‌ فرزندان‌ او را شرح‌ داده‌ است‌، از بهترین‌ و غم‌انگیزترین‌ اشعار او شمرده‌ مى‌شوند.
#:از جمله‌ اشعار وی‌ که‌ موردپسند برخى‌ از متقدمین‌ قرار گرفته‌، قصیده‌ای‌ است‌ که‌ مصراع‌ اول‌ تمام‌ ابیات‌ آن‌ غزل‌ و مصراع‌ دوم‌ آن‌ها مدح‌ است.
#:از میان‌ سروده‌های‌ وصفى‌ او نیز به‌ ویژه‌ مى‌توان‌ به‌ اشعاری‌ اشاره‌ کرد که‌ وی‌ در وصف‌ نوروز و مهرگان‌ سروده‌ است‌.
#:ابن‌ لبانه‌ از موشّح‌ سرایان‌ معروف‌ به‌ شمار مى‌رود. 12 موشّحه‌ از موشحات‌ او را ابن‌ سناءالملک‌ و ابن‌ خطیب نقل‌ کرده‌اند.
#:اشعار او از نظر تاریخى‌ نیز حائز اهمیت‌ است‌. جزئیاتى‌ که‌ وی‌ از اخبار بنى‌ عباد به‌ دست‌ داده‌، وصف‌ جنگ‌ها و رخدادهای‌ تاریخیى‌ که‌ خود شاهد آن‌ها بوده‌، ذکر برخى‌ از آداب‌ و رسوم‌ دربار امرا از قبیل‌ جشن‌ها و نیز جزئیاتى‌ از برخى‌ حرفه‌ها، همه‌ اطلاعاتى‌ هستند که‌ اغلب‌ جز اشعار او منبع‌ دیگری‌ برای‌ آن‌ها یافت‌ نمى‌شود.
#:مقری‌ قطعاتى‌ از نثر مسجع‌ او را از کتاب‌ مفقود وی‌، نظم‌ السلوک‌ فى‌ وعظ الملوک‌، در نفح‌ الطیب‌ آورده‌ است‌.
#:به‌ علاوه‌، کتاب‌های‌ دیگری‌ نیز با نام‌های:‌
#الاعتماد فى‌ اخبار بنى‌ عباد،
#سقیط الدرر و لقیط الزهر،
#مناقل‌ الفتنه، به‌ وی‌ منسوب‌ است‌ که‌ در اخبار و مدح‌ معتمد بن‌ عباده‌ بوده‌ است‌.
#:به‌ گفته برخى‌، اشعار او مدوّن‌ بوده‌ است<ref>فاتحى‌نژاد، عنایت‌الله‌، ج4، ص537</ref>.


وی‌ غزل‌ نیز سروده‌ است‌ و در اینگونه‌ اشعار - که‌ البته‌ از واقع‌گرایى‌ بى‌بهره‌ نیست‌ - در قالب‌ جوان‌ عاشق‌ پیشه‌ای‌ جلوه‌ مى‌کند که‌ باده‌نوشى‌ و نظربازی‌ را راه‌ و رسم‌ زندگى‌ خود ساخته‌ است‌. اشعار وی‌ طبیعتاً از شعر پیشینیان‌ رنگ‌ پذیرفته‌، اما گاه‌ ویژگی‌هایى‌ چون‌ عنصر خیال‌ و تصویر پردازی‌های‌ قوی‌ و بدیع‌ به‌ سروده‌های‌ او لطف‌ و زیبایى‌ خاصى‌ بخشیده‌ است‌.
مرثیه‌های‌ او نیز از جمله‌ آنچه‌ درباره اسارت‌ معتمد و مصیبت‌های‌ او و خانواده‌اش‌ سروده‌، مخصوصاً ابیاتى‌ که‌ در آن‌ها با غم‌ و اندوه‌، عزیمت‌ به‌ تبعیدگاه‌ و آوارگى‌ معتمد و دربه‌دری‌ فرزندان‌ او را شرح‌ داده‌ است‌، از بهترین‌ و غم‌انگیزترین‌ اشعار او شمرده‌ مى‌شوند.
از جمله‌ اشعار وی‌ که‌ موردپسند برخى‌ از متقدمین‌ قرار گرفته‌، قصیده‌ای‌ است‌ که‌ مصراع‌ اول‌ تمام‌ ابیات‌ آن‌ غزل‌ و مصراع‌ دوم‌ آن‌ها مدح‌ است.
از میان‌ سروده‌های‌ وصفى‌ او نیز به‌ ویژه‌ مى‌توان‌ به‌ اشعاری‌ اشاره‌ کرد که‌ وی‌ در وصف‌ نوروز و مهرگان‌ سروده‌ است‌.
ابن‌ لبانه‌ از موشّح‌ سرایان‌ معروف‌ به‌ شمار مى‌رود. 12 موشّحه‌ از موشحات‌ او را ابن‌ سناءالملک‌ و ابن‌ خطیب نقل‌ کرده‌اند.
اشعار او از نظر تاریخى‌ نیز حائز اهمیت‌ است‌. جزئیاتى‌ که‌ وی‌ از اخبار بنى‌ عباد به‌ دست‌ داده‌، وصف‌ جنگ‌ها و رخدادهای‌ تاریخیى‌ که‌ خود شاهد آن‌ها بوده‌، ذکر برخى‌ از آداب‌ و رسوم‌ دربار امرا از قبیل‌ جشن‌ها و نیز جزئیاتى‌ از برخى‌ حرفه‌ها، همه‌ اطلاعاتى‌ هستند که‌ اغلب‌ جز اشعار او منبع‌ دیگری‌ برای‌ آن‌ها یافت‌ نمى‌شود.
مقری‌ قطعاتى‌ از نثر مسجع‌ او را از کتاب‌ مفقود وی‌، نظم‌ السلوک‌ فى‌ وعظ الملوک‌، در نفح‌ الطیب‌ آورده‌ است‌.
به‌ علاوه‌، کتاب‌های‌ دیگری‌ نیز با نام‌های:‌
2- الاعتماد فى‌ اخبار بنى‌ عباد،
3- سقیط الدرر و لقیط الزهر،
4- مناقل‌ الفتنه، به‌ وی‌ منسوب‌ است‌ که‌ در اخبار و مدح‌ معتمد بن‌ عباده‌ بوده‌ است‌.
به‌ گفته برخى‌، اشعار او مدوّن‌ بوده‌ است<ref>فاتحى‌نژاد، عنایت‌الله‌، ج4، ص537</ref>.
== پانویس==
== پانویس==
<references/>
<references/>
خط ۹۹: خط ۸۸:


==وابسته‌ها==
==وابسته‌ها==
{{وابسته‌ها}}
{{وابسته‌ها}}
[[ديوان ابن اللبانة الداني "مجموع شعره"]]


[[رده:زندگی‌نامه]]  
[[رده:زندگی‌نامه]]  
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]
[[رده:مقالات بازبینی شده2 آذر 1402]]