۱۶۱٬۰۷۰
ویرایش
جز (A-esmaili صفحهٔ ابن لبانه، ابوبکر محمد بن عیسى لخمى دانى را بدون برجایگذاشتن تغییرمسیر به ابن لبانه، محمد بن عیسى منتقل کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' ' به '') |
||
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
| تخلص = ابن لبانه؛ | | تخلص = ابن لبانه؛ | ||
| نسب = دمشقی؛ | | نسب = دمشقی؛ | ||
| نام پدر = | | نام پدر =عیسى لخمى دانى؛ | ||
| ولادت = | | ولادت = | ||
| محل تولد =دانیه؛ | | محل تولد =دانیه؛ | ||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
| وبگاه = | | وبگاه = | ||
| امضا = | | امضا = | ||
| کد مؤلف = AUTHORCODE97488AUTHORCODE | | کد مؤلف =AUTHORCODE97488AUTHORCODE | ||
}} | }} | ||
'''اِبْنِ لَبّانه، ابوبکر محمد بن عیسى لخمى دانى ''' (د 507ق/ 1113م)، ادیب و شاعر عصر ملوک الطوایف در اندلس. | |||
''' اِبْنِ لَبّانه، ابوبکر محمد بن عیسى لخمى دانى ''' (د 507ق/ 1113م)، ادیب و شاعر عصر ملوک الطوایف در اندلس. | |||
وی در دانیه به دنیا آمد و نسبت «دانى» او از همین جاست. چون مادرش شیر فروش بود، به ابن لبّانه شهرت یافت. | وی در دانیه به دنیا آمد و نسبت «دانى» او از همین جاست. چون مادرش شیر فروش بود، به ابن لبّانه شهرت یافت. | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۲: | ||
وی حدود 460ق به المریه رفت و به مدح معتصم بن صمادح (حک 444- 480ق) پرداخت و نزد او منزلتى یافت. | وی حدود 460ق به المریه رفت و به مدح معتصم بن صمادح (حک 444- 480ق) پرداخت و نزد او منزلتى یافت. | ||
اما | اما همینکه ابن حداد شاعر معتصم به وزارت رسید، به سبب خصومتى که با ابن لبانه داشت، معتصم را برضدّ او برانگیخت، ابن لبانه ناچار دربار وی را ترک گفت و به بطلیوس رفت. در آنجا به خدمت متوکل افطسى (حک 460-487ق) در آمد، اما پس از چندی روابط بین آن دو نیز به تیرگى گیرایید و سرانجام شاعر قصیدهای در هجو یکى از کارگزاران متوکل و قصیدهای دیگر در طعن خود او سرود و دربار وی را ترک گفت و راهى قرطبه شد. | ||
به گفته ابن بسام که ابن لبانه را در قرطبه ملاقات کرده بود، وی از ترک بطلیوس ناخشنود بوده است. در آن زمان معتمد بن عباد (حک 461-484ق) که خود شاعری برجسته و از حامیان علم و ادب بود، بر قرطبه حکم مىراند. وی ابن لبانه را به گرمى پذیرفت و به زودی او را از جمله خواص و ندیمان خود گردانید. شاعر که پس از مدتها پایگاه امنى یافته بود، دربار وی را برای رفاه خود مناسب دید و بهترین مدایح خود را تقدیم او کرد. پس از آنکه اشبیلیه به دست مرابطون افتاد (484ق) و معتمد همراه خانوادهاش به زندانى در اغمات، در نزدیکى مراکش، منتقل شد، ابن لبانه همچنان به او وفادار ماند و گه گاه برای ملاقات او راه مغرب را درپیش مىگرفت. منابع فقط به دو سفر او، یکى در 485ق و دیگری در 486ق اشاره کردهاند. شهرت وی نیز بیشتر ناشى از همین وفاداری و مدیحهگویى به ابن عباد بوده، چنانکه او را سَمَوئلِ شعراء خواندهاند. | به گفته ابن بسام که ابن لبانه را در قرطبه ملاقات کرده بود، وی از ترک بطلیوس ناخشنود بوده است. در آن زمان معتمد بن عباد (حک 461-484ق) که خود شاعری برجسته و از حامیان علم و ادب بود، بر قرطبه حکم مىراند. وی ابن لبانه را به گرمى پذیرفت و به زودی او را از جمله خواص و ندیمان خود گردانید. شاعر که پس از مدتها پایگاه امنى یافته بود، دربار وی را برای رفاه خود مناسب دید و بهترین مدایح خود را تقدیم او کرد. پس از آنکه اشبیلیه به دست مرابطون افتاد (484ق) و معتمد همراه خانوادهاش به زندانى در اغمات، در نزدیکى مراکش، منتقل شد، ابن لبانه همچنان به او وفادار ماند و گه گاه برای ملاقات او راه مغرب را درپیش مىگرفت. منابع فقط به دو سفر او، یکى در 485ق و دیگری در 486ق اشاره کردهاند. شهرت وی نیز بیشتر ناشى از همین وفاداری و مدیحهگویى به ابن عباد بوده، چنانکه او را سَمَوئلِ شعراء خواندهاند. | ||
| خط ۶۵: | خط ۶۴: | ||
==آثار== | ==آثار== | ||
#دیوان، آنچه از اشعار ابن لبانه به جای مانده، عمدتاً در مدح است، و شاعر در آنها با اغراق، به وصف رشادتها و دانش و تدبیر و گشادهدستى ممدوحین پرداخته و بسیاری از جنبههای زندگى در دربار ملوکالطوایف را تصویر کرده است. | |||
#:وی غزل نیز سروده است و در اینگونه اشعار - که البته از واقعگرایى بىبهره نیست - در قالب جوان عاشق پیشهای جلوه مىکند که بادهنوشى و نظربازی را راه و رسم زندگى خود ساخته است. اشعار وی طبیعتاً از شعر پیشینیان رنگ پذیرفته، اما گاه ویژگیهایى چون عنصر خیال و تصویر پردازیهای قوی و بدیع به سرودههای او لطف و زیبایى خاصى بخشیده است. | |||
#:مرثیههای او نیز از جمله آنچه درباره اسارت معتمد و مصیبتهای او و خانوادهاش سروده، مخصوصاً ابیاتى که در آنها با غم و اندوه، عزیمت به تبعیدگاه و آوارگى معتمد و دربهدری فرزندان او را شرح داده است، از بهترین و غمانگیزترین اشعار او شمرده مىشوند. | |||
#:از جمله اشعار وی که موردپسند برخى از متقدمین قرار گرفته، قصیدهای است که مصراع اول تمام ابیات آن غزل و مصراع دوم آنها مدح است. | |||
#:از میان سرودههای وصفى او نیز به ویژه مىتوان به اشعاری اشاره کرد که وی در وصف نوروز و مهرگان سروده است. | |||
#:ابن لبانه از موشّح سرایان معروف به شمار مىرود. 12 موشّحه از موشحات او را ابن سناءالملک و ابن خطیب نقل کردهاند. | |||
#:اشعار او از نظر تاریخى نیز حائز اهمیت است. جزئیاتى که وی از اخبار بنى عباد به دست داده، وصف جنگها و رخدادهای تاریخیى که خود شاهد آنها بوده، ذکر برخى از آداب و رسوم دربار امرا از قبیل جشنها و نیز جزئیاتى از برخى حرفهها، همه اطلاعاتى هستند که اغلب جز اشعار او منبع دیگری برای آنها یافت نمىشود. | |||
#:مقری قطعاتى از نثر مسجع او را از کتاب مفقود وی، نظم السلوک فى وعظ الملوک، در نفح الطیب آورده است. | |||
#:به علاوه، کتابهای دیگری نیز با نامهای: | |||
#الاعتماد فى اخبار بنى عباد، | |||
#سقیط الدرر و لقیط الزهر، | |||
#مناقل الفتنه، به وی منسوب است که در اخبار و مدح معتمد بن عباده بوده است. | |||
#:به گفته برخى، اشعار او مدوّن بوده است<ref>فاتحىنژاد، عنایتالله، ج4، ص537</ref>. | |||
| |||
== پانویس== | == پانویس== | ||
<references/> | <references/> | ||
| خط ۹۹: | خط ۸۸: | ||
==وابستهها== | ==وابستهها== | ||
{{وابستهها}} | {{وابستهها}} | ||
[[ديوان ابن اللبانة الداني "مجموع شعره"]] | |||
[[رده:زندگینامه]] | [[رده:زندگینامه]] | ||
[[رده:مقالات بازبینی | [[رده:مقالات بازبینی شده2 آذر 1402]] | ||