۱۶۱٬۰۵۶
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'نه ای' به 'نهای') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'ه ها ' به 'هها ') |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
}} | }} | ||
''' سیّد برهانالدّین مرشد مولانا''' نوشتهی [[محمدی وایقانی، کاظم|کاظم محمّدی]] کتابی است نقدی تحلیلی که به شرح زندگی، سلوک عرفانی واندیشههای عارف کمتر شناخته، یعنی [[محقق ترمذی، سید برهانالدین حسین|سیّد برهانالدّین محقّق ترمذی]] با لقب سیّد سرّدان میپردازد. سیّد برهان نیز یکی از آن آشنایان غریب است. از بزرگان دیار معرفت که از قضای روزگار ناشناخته مانده و چنانکه باید از وی تجلیل و قدردانی نکردهاند. [[محقق ترمذی، سید برهانالدین حسین|سیّد برهان]] نیز به مانند استاد بزرگ خود [[بهاء ولد]] همواره ذیل نام بزرگ خداوندگار [[مولانا]] بوده و کسی چندان که باید وی را محلّی از اعراب نگذاشته است. آن یکی صرفاً پدر بوده و این یکی صرفاً لالای دوران کودکی. و این جفایی بزرگ به این مرید و مراد بوده که در طیِّ این هشتصد سال رفته است. در خصوص [[سلطانولد، محمد بن محمد|بهاء ولد]] در غرب که هیچ رسالتی در این باره ندارد با این حال غیورمردی از دیاراندیشه دستاندر کار شد و بهاندیشههای او پرداخت و اندیشمندی از دیار عارفان نیز در ایران به این امر اهتمام نمود. امّا در خصوص [[محقق ترمذی، سید برهانالدین حسین|سیّد برهان]] این کتاب که اکنون از آن سخن میگوییم نخستین اثر عالمانه است که به طور مستقل و پژوهشی و دقیق نوشته و منتشر میشود. نویسندهی کتاب که از ناموران مولوی شناسی و عرفان پژوهشی استاندکی قبل از این کتاب که چاپ نخست آن در سال 1392 به انتشار رسیده است در سلسله برنامههایی تحت عنوان «نقد حال» که از رادیو فرهنگ از سال 1391 تا 1393به طور مستمر و در روزهای فرد پخش میشد و حدود 380 قسمت را در بر میگرفت منحصراً و کاملاً پژوهشی به مولانا و آنچه که به او مربوط بود میپرداخت به پدر مولانا و لالای او یعنی [[محقق ترمذی، سید برهانالدین حسین|سیّد برهانالدّین محقّق ترمذی]] هم پرداخته است که از بین آن | ''' سیّد برهانالدّین مرشد مولانا''' نوشتهی [[محمدی وایقانی، کاظم|کاظم محمّدی]] کتابی است نقدی تحلیلی که به شرح زندگی، سلوک عرفانی واندیشههای عارف کمتر شناخته، یعنی [[محقق ترمذی، سید برهانالدین حسین|سیّد برهانالدّین محقّق ترمذی]] با لقب سیّد سرّدان میپردازد. سیّد برهان نیز یکی از آن آشنایان غریب است. از بزرگان دیار معرفت که از قضای روزگار ناشناخته مانده و چنانکه باید از وی تجلیل و قدردانی نکردهاند. [[محقق ترمذی، سید برهانالدین حسین|سیّد برهان]] نیز به مانند استاد بزرگ خود [[بهاء ولد]] همواره ذیل نام بزرگ خداوندگار [[مولانا]] بوده و کسی چندان که باید وی را محلّی از اعراب نگذاشته است. آن یکی صرفاً پدر بوده و این یکی صرفاً لالای دوران کودکی. و این جفایی بزرگ به این مرید و مراد بوده که در طیِّ این هشتصد سال رفته است. در خصوص [[سلطانولد، محمد بن محمد|بهاء ولد]] در غرب که هیچ رسالتی در این باره ندارد با این حال غیورمردی از دیاراندیشه دستاندر کار شد و بهاندیشههای او پرداخت و اندیشمندی از دیار عارفان نیز در ایران به این امر اهتمام نمود. امّا در خصوص [[محقق ترمذی، سید برهانالدین حسین|سیّد برهان]] این کتاب که اکنون از آن سخن میگوییم نخستین اثر عالمانه است که به طور مستقل و پژوهشی و دقیق نوشته و منتشر میشود. نویسندهی کتاب که از ناموران مولوی شناسی و عرفان پژوهشی استاندکی قبل از این کتاب که چاپ نخست آن در سال 1392 به انتشار رسیده است در سلسله برنامههایی تحت عنوان «نقد حال» که از رادیو فرهنگ از سال 1391 تا 1393به طور مستمر و در روزهای فرد پخش میشد و حدود 380 قسمت را در بر میگرفت منحصراً و کاملاً پژوهشی به مولانا و آنچه که به او مربوط بود میپرداخت به پدر مولانا و لالای او یعنی [[محقق ترمذی، سید برهانالدین حسین|سیّد برهانالدّین محقّق ترمذی]] هم پرداخته است که از بین آن برنامهها تاکنون چهار جلد از آنها بدین شرح منتشر شده است: [[پیشینهی عرفان و تصوّف مولانا|پیشینهی عرفان و تصوّف مولانا]]، بهاء ولد (سلطان العلمای بلخ)، [[سیّد برهان لالای مولانا]] و [[مولانا و شهان آسمانی]]. غیر از این نیز کتابی مستقل و پژوهشی در بارهی سیّد برهان تحت عنوان سیّد برهانالدّین مرشد مولانا به انتشار رسانده است. گفتنی است که از این نویسنده که خود مسندی عرفانی و جایگاهی دراندیشهی سلوکی دارد تا کنون بیش از یکصد و سی عنوان اثر پدید آمده که لا اقل نیمیاز آن مربوط به مولوی شناسی و مثنوی پژوهی و مسائلی است که با مولانا مرتبط است، به مانند پدر یا مرّبی او. | ||
آنچه که از سیّد برهان در منابع قدیم و جدید دیده میشود به واقع ناچیز است کسی چنانکه باید به وی بهایی نداده و همواره تحت عنوان لالای مولانا از وی گذشتهاند ولی عنوان کتاب حاضر که سیّد برهانالدّین، مرشد مولانا نام گرفته لفظ «مرشد» بسیار مهم و کارساز است، لا اقل استاد [[محمدی وایقانی، کاظم|محمّدی]] به این نقش با اجتهاد علمیخود در عرفان و مولوی شناسی اشاره دارد. در طول اثر نیز وی را مؤثّر در زندگی، سلوک واندیشهی مولانا میبینیم و برخلاف آنچه که گفتهاند و او را مربّی دوران کودکی دانستهاند در بالندگی و برگیِ [[مولوی، جلالالدین محمد|مولانا]] بیشترین سهم و نقش را داشته است. | آنچه که از سیّد برهان در منابع قدیم و جدید دیده میشود به واقع ناچیز است کسی چنانکه باید به وی بهایی نداده و همواره تحت عنوان لالای مولانا از وی گذشتهاند ولی عنوان کتاب حاضر که سیّد برهانالدّین، مرشد مولانا نام گرفته لفظ «مرشد» بسیار مهم و کارساز است، لا اقل استاد [[محمدی وایقانی، کاظم|محمّدی]] به این نقش با اجتهاد علمیخود در عرفان و مولوی شناسی اشاره دارد. در طول اثر نیز وی را مؤثّر در زندگی، سلوک واندیشهی مولانا میبینیم و برخلاف آنچه که گفتهاند و او را مربّی دوران کودکی دانستهاند در بالندگی و برگیِ [[مولوی، جلالالدین محمد|مولانا]] بیشترین سهم و نقش را داشته است. | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
کتاب سیّد برهانالدّین، مرشد مولانا اثری است یک جلدی و با 400 صفحه که اختصاصاً به معرّفی این عارف کمتر شناخته میپردازد و از سیر و سلوک، آراء واندیشههای او میگوید. زندگی او را میکاود و در دقایق زندگیِ او ما را شریک و همراه میگرداند. در طول کتاب با مقولات زیادی مواجه میشویم که شاید کمتر شنیده یا دیده شده باشد، قلم نویسنده در این کتاب به مانند مجموعه مشاهیر عرفان و فلسفه چنان است که گویی با یکایک آنان زیسته است و به همین منوال ما را به همراه ایشان به سفری معنوی میبرد تا از ورای زمان حظّی معنوی از ایشان ببریم. | کتاب سیّد برهانالدّین، مرشد مولانا اثری است یک جلدی و با 400 صفحه که اختصاصاً به معرّفی این عارف کمتر شناخته میپردازد و از سیر و سلوک، آراء واندیشههای او میگوید. زندگی او را میکاود و در دقایق زندگیِ او ما را شریک و همراه میگرداند. در طول کتاب با مقولات زیادی مواجه میشویم که شاید کمتر شنیده یا دیده شده باشد، قلم نویسنده در این کتاب به مانند مجموعه مشاهیر عرفان و فلسفه چنان است که گویی با یکایک آنان زیسته است و به همین منوال ما را به همراه ایشان به سفری معنوی میبرد تا از ورای زمان حظّی معنوی از ایشان ببریم. | ||
نویسنده در آغاز کتاب در بخش مقدّمه در خصوص تحقیقاتی با این تم میگوید: تحقیق و جست و جو در اقوال و احوال عارفان و اهل سلوک از لذّتبخشترین کارهای ممکن برای محقّقِ عرفان و تصوّف است، و این به چندین دلیل میتواند باشد، یکی از این بابت که اینان به معرفتِ عرفانی و کشف و شهودی رسیدهاند که بسیاری از | نویسنده در آغاز کتاب در بخش مقدّمه در خصوص تحقیقاتی با این تم میگوید: تحقیق و جست و جو در اقوال و احوال عارفان و اهل سلوک از لذّتبخشترین کارهای ممکن برای محقّقِ عرفان و تصوّف است، و این به چندین دلیل میتواند باشد، یکی از این بابت که اینان به معرفتِ عرفانی و کشف و شهودی رسیدهاند که بسیاری از پردهها و حجابهای راه از برابر دیدگانشان به کناری رفته، چیزها دیدهاند و به جاهایی رسیدهاند. هم از این بابت که این بزرگان، از رشدیافتگان سلوک معنوی و عرفان الهی هستند و در کشف رمزهای دینی و تأویل آیات قرآنی گامها برداشتهاند و در فهم بهتر کتاب خدا مؤثّر بودهاند، و هم از این بابت که آنان در زمرهی اولیاء الهی و مردان خدا هستند و همین نکات میتواند اسباب شوق و وجد همه کس به ویژه اهل تحقیق را از برای ذکرشان فراهم سازد. برخی از ایشان جزو کسانی هستند که میتوانند برای عصر ما و نسل جوان ما الگویی مثبت و سازنده در جهت سلوک عینی، عملی، انسانی و اجتماعی باشند، زیرا که خود آنان در جمع زیسته و از برای رشد زمان و جامعهی خود کوشیدهاند. شاگردان و مریدان صالح و سالم پروردهاند. حاکمان را نصیحت و اصلاح کردهاند و در بسیاری موارد از خطاها و ظلمهایشان کاستهاند و بسیاری از سرگشتگان را به دین الهی جذب و علاقه مند کردهاند<ref>مقدّمه، صص 8-7</ref>. | ||
آنچه که از مطالعهی آثار این استاد حاصل میشود این است که وی همچنان ه مانند مشایخ قدیم اعتقادی راسخ به سلوک عملی داشته و آن را اصل و اساس طریقت، عرفان و تصوّف میداند. بر این اساس بیش از آنکه به حرف و حدیث دل خوش کند، به دنبال آن است تا رفتار و عملی آگاهانه و عارفانه را در زندگی فردی و اجتماعی ببیند و از آن سخن بگوید از این رو به برخی از عارفان و صوفیان صافی به مانند سیّد برهان هم علاقهای خاص دارد و هم در استقبال نمودن از وی سخن میگوید. وی در بخش پایانیِ همین مقدّمه میگوید: آنچه که از تصوّف و عرفان عملی قابل ذکر است را میتوان در این شیخ مجرّب دید، عارفی عملی و در اوج سیر و سلوک عرفانی. در عین حال واقف به امور نظری و مکتوب تصوّف. این تسلّط بر عمل و نظر از اختصاصات ویژهی «سیّد برهان» است که در کمتر عارفی میتوان به مانند آن را دید. دانش نظری او بی اینکه تابع نظریّات صوری عارفان باشد و سیر عملیِ توأم با اخلاص او، وی را بسیار مختص و ویژه کرده است. از این رو شناخت وی در آئین تصوّف میتواند برای نو مریدان و تمام کسانی که میل به شناخت عرفان عملی و حتّی سلوک نظری را دارند بسیار مهمّ باشد، خاصّه که تربیّت عرفانیِ عارفی بزرگ به مانند [[مولوی، جلالالدین محمد|مولانا جلالالدّین محمّد خراسانی(بلخی)]]، و همین طور شیخ [[صلاح الدّین زرکوب قونوی|صلاحالدّین زرکوب قونوی]] که ممدوح و محبوب حضرت مولانا است بر عهدهی وی بوده و در این کار به کمال آنچه را که باید به انجام و ثمر رسانده است. باشد که در این دوران برای تمام عاشقان سلوک، و سالکان عاشق، الگوئی مناسب و قابل تأسّی باشد<ref>مقدّمه، صص 10</ref>. | آنچه که از مطالعهی آثار این استاد حاصل میشود این است که وی همچنان ه مانند مشایخ قدیم اعتقادی راسخ به سلوک عملی داشته و آن را اصل و اساس طریقت، عرفان و تصوّف میداند. بر این اساس بیش از آنکه به حرف و حدیث دل خوش کند، به دنبال آن است تا رفتار و عملی آگاهانه و عارفانه را در زندگی فردی و اجتماعی ببیند و از آن سخن بگوید از این رو به برخی از عارفان و صوفیان صافی به مانند سیّد برهان هم علاقهای خاص دارد و هم در استقبال نمودن از وی سخن میگوید. وی در بخش پایانیِ همین مقدّمه میگوید: آنچه که از تصوّف و عرفان عملی قابل ذکر است را میتوان در این شیخ مجرّب دید، عارفی عملی و در اوج سیر و سلوک عرفانی. در عین حال واقف به امور نظری و مکتوب تصوّف. این تسلّط بر عمل و نظر از اختصاصات ویژهی «سیّد برهان» است که در کمتر عارفی میتوان به مانند آن را دید. دانش نظری او بی اینکه تابع نظریّات صوری عارفان باشد و سیر عملیِ توأم با اخلاص او، وی را بسیار مختص و ویژه کرده است. از این رو شناخت وی در آئین تصوّف میتواند برای نو مریدان و تمام کسانی که میل به شناخت عرفان عملی و حتّی سلوک نظری را دارند بسیار مهمّ باشد، خاصّه که تربیّت عرفانیِ عارفی بزرگ به مانند [[مولوی، جلالالدین محمد|مولانا جلالالدّین محمّد خراسانی(بلخی)]]، و همین طور شیخ [[صلاح الدّین زرکوب قونوی|صلاحالدّین زرکوب قونوی]] که ممدوح و محبوب حضرت مولانا است بر عهدهی وی بوده و در این کار به کمال آنچه را که باید به انجام و ثمر رسانده است. باشد که در این دوران برای تمام عاشقان سلوک، و سالکان عاشق، الگوئی مناسب و قابل تأسّی باشد<ref>مقدّمه، صص 10</ref>. | ||