الحكمة المتعالية في الأسفار العقلية الأربعة: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'جلوه، سید ابوالحسن' به 'جلوه، سید ابوالحسن بن محمد'
جز (جایگزینی متن - 'جلوه، سید ابوالحسن' به 'جلوه، سید ابوالحسن بن محمد')
 
(۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۴۰: خط ۴۰:
| پیش از =  
| پیش از =  
}}
}}
{{کاربردهای دیگر|اسفار (ابهام زدایی)}}
{{کاربردهای دیگر|حکمت متعالیه (ابهام‌زدایی)}}
{{کاربردهای دیگر|اسفار (ابهام‌زدایی)}}
'''الحكمة المتعالية في الأسفار العقلية الأربعة'''، تأليف [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالدين محمد شيرازى]] (متوفى 1050ق)، معروف به [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] يا [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالمتألهين]]، دوره كامل فلسفه صدرايى (حكمت متعاليه) به زبان عربى است.
'''الحكمة المتعالية في الأسفار العقلية الأربعة'''، تأليف [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالدين محمد شيرازى]] (متوفى 1050ق)، معروف به [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] يا [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالمتألهين]]، دوره كامل فلسفه صدرايى (حكمت متعاليه) به زبان عربى است.


خط ۵۳: خط ۵۴:
[[مظفر، محمدرضا|علامه مظفر]] در مقدمه‌اش بر كتاب ابتدا به توصيف جايگاه علمى نویسنده پرداخته است. وى [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] را از بزرگ‌ترين فلاسفه الهى دانسته كه قرن‌ها بايد بگذرد تا فرزانه‌اى مانند او ظهور يابد. او مدرّس درجه اول مكتب فلسفى الهى در سه قرن اخير در بلاد شيعه است.<ref>ر.ک: مقدمه مظفر، صفحه ب</ref>وى سپس كتاب اسفار را در رأس تمامى كتب فلسفه قديم و جديد و مادر تمامى تأليفات او دانسته است؛ چراكه هر كتابى يا رساله‌اى كه پس از آن تأليف كرده، برگرفته از عبارات آن كتاب است.<ref>همان، صفحه «ب» و «ز»</ref>در ادامه به ذكر شرح حال صدرا پرداخته و زندگى‌اش را در سه مرحله توضيح داده است.<ref>همان، صفحه د - ز</ref>
[[مظفر، محمدرضا|علامه مظفر]] در مقدمه‌اش بر كتاب ابتدا به توصيف جايگاه علمى نویسنده پرداخته است. وى [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] را از بزرگ‌ترين فلاسفه الهى دانسته كه قرن‌ها بايد بگذرد تا فرزانه‌اى مانند او ظهور يابد. او مدرّس درجه اول مكتب فلسفى الهى در سه قرن اخير در بلاد شيعه است.<ref>ر.ک: مقدمه مظفر، صفحه ب</ref>وى سپس كتاب اسفار را در رأس تمامى كتب فلسفه قديم و جديد و مادر تمامى تأليفات او دانسته است؛ چراكه هر كتابى يا رساله‌اى كه پس از آن تأليف كرده، برگرفته از عبارات آن كتاب است.<ref>همان، صفحه «ب» و «ز»</ref>در ادامه به ذكر شرح حال صدرا پرداخته و زندگى‌اش را در سه مرحله توضيح داده است.<ref>همان، صفحه د - ز</ref>


«حكمت متعاليه»، عنوان نظام فلسفى [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالدين محمد شيرازى]]، مشهور به [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] و [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالمتألهين]] است. [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] در هيچ‌يك از آثارش اين نام و همچنين نام ديگرى را براى اشاره به نظام فلسفى خود به كار نبرده، بلكه آن را در نام‌گذارى مهم‌ترين اثر مكتوب فلسفى‌اش، «الحكمة المتعالية في الأسفار العقلية الأربعة» به كار برده است. اما اين كتاب نيز، كه پس از او مشهورترين اثر او شناخته شده، به «اسفار اربعه» معروف است و كمتر كسى از آن با نام الحكمة المتعالية ياد مى‌كند. استفاده از اين تعبير بعد از او، صرفاً براى اشاره به نظام فلسفى وى، متداول شده است. گفتنى است كه [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] در كتاب «[[الشواهد الربوبية في المناهج السلوكية|الشواهد الربوبية]]»، علاوه بر «الأسفار الأربعة» از كتاب ديگر خود به نام «الحكمة المتعالية» نيز ياد كرده است. به نظر [[آشتیانی، جلال‎‌الدین|سيد‌ ‎جلال‌الدين آشتيانى]]، كتاب اخير همان كتاب ناتمام «المسائل القدسية» است.<ref>ر.ک: فنا، فاطمه، ص774</ref>
«حكمت متعاليه»، عنوان نظام فلسفى [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالدين محمد شيرازى]]، مشهور به [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] و [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالمتألهين]] است. [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] در هيچ‌يك از آثارش اين نام و همچنين نام ديگرى را براى اشاره به نظام فلسفى خود به كار نبرده، بلكه آن را در نام‌گذارى مهم‌ترين اثر مكتوب فلسفى‌اش، «الحكمة المتعالية في الأسفار العقلية الأربعة» به كار برده است. اما اين كتاب نيز، كه پس از او مشهورترين اثر او شناخته شده، به «اسفار اربعه» معروف است و كمتر كسى از آن با نام الحكمة المتعالية ياد مى‌كند. استفاده از اين تعبير بعد از او، صرفاً براى اشاره به نظام فلسفى وى، متداول شده است. گفتنى است كه [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] در كتاب «[[الشواهد الربوبية في المناهج السلوكية|الشواهد الربوبية]]»، علاوه بر «الأسفار الأربعة» از كتاب ديگر خود به نام «الحكمة المتعالية» نيز ياد كرده است. به نظر [[آشتیانی، سید جلال‌الدین|سيد‌ ‎جلال‌الدين آشتيانى]]، كتاب اخير همان كتاب ناتمام «المسائل القدسية» است.<ref>ر.ک: فنا، فاطمه، ص774</ref>


با مطالعه و بررسى آثار [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] مى‌توان دريافت كه او در تأسيس نظام فلسفى خود از دو گونه منبع بهره برده است:
با مطالعه و بررسى آثار [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] مى‌توان دريافت كه او در تأسيس نظام فلسفى خود از دو گونه منبع بهره برده است:
خط ۷۰: خط ۷۱:
#:[[زنوزی، علی بن عبدالله|مدرس زنوزى]] درعين‌حال كه بسيارى از مبانى و تحليل‌هاى [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] را از قبيل حركت جوهرى، حدوث جسمانى نفس، تفاوت عالم دنيا و آخرت و مانند آنها مى‌پذيرد، ولى نظريه او را از يك‌سو و نظريه اشاعره را از سوى ديگر باطل اعلام مى‌كند. علت بطلان نظريه [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] اين است كه وى بدن دنيوى را به‌طور كلى از درجه اعتبار عود معاد ساقط كرده است؛ چراكه نزد او بدن‌هاى اخروى مجرد از ماده هستند و تنها داراى صورت‌هاى امتدادى هستند. اين نظريه با ظاهر شرع نمى‌سازد. همچنين بطلان نظريه [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] بر اين امر استوار است كه طبق نظر وى «اين همانى» بدن اخروى با بدن دنيوى از هم گسسته شود و بدن اخروى غير بدن دنيوى بشمار نيايد؛ در اين صورت ممكن است گفته شود اين نظريه با آيات و روايات سازگار نيست؛ اما اگر نظريه وى بيانگر اين مطلب باشد كه بدن اخروى همان بدن دنيوى است و «اين همانى» بين آن دو محفوظ و تغيير و تفاوت تنها در مواد آنها پديد آمده است، مانند تغيير و تحول در بدن مادى دنيوى از اوان كودكى به نوجوانى و از آن به بزرگ‌سالى و پيرى كه در اين ايام و مراحل، مواد بدن چندين بار كاملاً تحول يافته، ولى درعين‌حال «اين همانى» بدن در تمام اين ايام محفوظ مانده و هيچ مشكلى در آن پديد نيامده است، در اين فرض نظريه مزبور با آيات و روايات تنافى نداشته و اشكال يادشده بى‌اساس خواهد بود.<ref>اكبريان، رضا و عارفى شيرازى، محمداسحاق، ص47-40</ref>
#:[[زنوزی، علی بن عبدالله|مدرس زنوزى]] درعين‌حال كه بسيارى از مبانى و تحليل‌هاى [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] را از قبيل حركت جوهرى، حدوث جسمانى نفس، تفاوت عالم دنيا و آخرت و مانند آنها مى‌پذيرد، ولى نظريه او را از يك‌سو و نظريه اشاعره را از سوى ديگر باطل اعلام مى‌كند. علت بطلان نظريه [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] اين است كه وى بدن دنيوى را به‌طور كلى از درجه اعتبار عود معاد ساقط كرده است؛ چراكه نزد او بدن‌هاى اخروى مجرد از ماده هستند و تنها داراى صورت‌هاى امتدادى هستند. اين نظريه با ظاهر شرع نمى‌سازد. همچنين بطلان نظريه [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] بر اين امر استوار است كه طبق نظر وى «اين همانى» بدن اخروى با بدن دنيوى از هم گسسته شود و بدن اخروى غير بدن دنيوى بشمار نيايد؛ در اين صورت ممكن است گفته شود اين نظريه با آيات و روايات سازگار نيست؛ اما اگر نظريه وى بيانگر اين مطلب باشد كه بدن اخروى همان بدن دنيوى است و «اين همانى» بين آن دو محفوظ و تغيير و تفاوت تنها در مواد آنها پديد آمده است، مانند تغيير و تحول در بدن مادى دنيوى از اوان كودكى به نوجوانى و از آن به بزرگ‌سالى و پيرى كه در اين ايام و مراحل، مواد بدن چندين بار كاملاً تحول يافته، ولى درعين‌حال «اين همانى» بدن در تمام اين ايام محفوظ مانده و هيچ مشكلى در آن پديد نيامده است، در اين فرض نظريه مزبور با آيات و روايات تنافى نداشته و اشكال يادشده بى‌اساس خواهد بود.<ref>اكبريان، رضا و عارفى شيرازى، محمداسحاق، ص47-40</ref>
#«ل»: علامه اسماعيل بن ملا سميع اصفهانى (متوفى 1277ق). وى از علما و مدرسان معروف فلسفه، معاصر آخوند [[نوری، علی بن جمشید|ملا على نورى]] حكيم متوطن اصفهان (متوفى 1246ق) بود و على التحقيق پيش از [[نوری، علی بن جمشید|ملا على نورى]] فوت شده و تاريخ وفاتش ظاهراً حوالى 1243ق، سه سال قبل از نورى است. اينكه حاجى سبزوارى متوفى 1289ق در شرح حال خودش نوشته كه در ايام اقامت اصفهان چند سال نزد ملا اسماعيل اصفهانى درس حكمت و كلام مى‌خوانده و بعد از وفات او به خدمت استاد كل آخوند [[نوری، علی بن جمشید|ملا على نورى]] پيوسته و حدود سه سال هم نزد وى تلمذ كرده، ظاهراً مقصودش همين محمداسماعيل است.<ref>همايى، جلال، ص127-126</ref>البته بسيارى از تعليقات كتاب با نام «اسماعيل» آمده است.<ref>ر.ک: جلدهاى چهارم و پنجم</ref>
#«ل»: علامه اسماعيل بن ملا سميع اصفهانى (متوفى 1277ق). وى از علما و مدرسان معروف فلسفه، معاصر آخوند [[نوری، علی بن جمشید|ملا على نورى]] حكيم متوطن اصفهان (متوفى 1246ق) بود و على التحقيق پيش از [[نوری، علی بن جمشید|ملا على نورى]] فوت شده و تاريخ وفاتش ظاهراً حوالى 1243ق، سه سال قبل از نورى است. اينكه حاجى سبزوارى متوفى 1289ق در شرح حال خودش نوشته كه در ايام اقامت اصفهان چند سال نزد ملا اسماعيل اصفهانى درس حكمت و كلام مى‌خوانده و بعد از وفات او به خدمت استاد كل آخوند [[نوری، علی بن جمشید|ملا على نورى]] پيوسته و حدود سه سال هم نزد وى تلمذ كرده، ظاهراً مقصودش همين محمداسماعيل است.<ref>همايى، جلال، ص127-126</ref>البته بسيارى از تعليقات كتاب با نام «اسماعيل» آمده است.<ref>ر.ک: جلدهاى چهارم و پنجم</ref>
#«ه»: محمد بن معصوم‌على هيدجى زنجانى (متوفى 1349ق). وى اگرچه بر منظومه سبزوارى تعليقه زده است، اما در جايى به تعليقات او بر اسفار اشاره نشده و در كتاب هم تعليقات او مشاهده نشد. اما از سوى ديگر تعليقات اندك از [[جلوه، سید ابوالحسن|ميرزا ابوالحسن جلوه]] (متوفى 1314ق) يا تعليقه‌هایى از فتحعلى خويى مشاهده گرديد.<ref>جلد چهارم، صفحات 76، 24، 36 و 44</ref>
#«ه»: محمد بن معصوم‌على هيدجى زنجانى (متوفى 1349ق). وى اگرچه بر منظومه سبزوارى تعليقه زده است، اما در جايى به تعليقات او بر اسفار اشاره نشده و در كتاب هم تعليقات او مشاهده نشد. اما از سوى ديگر تعليقات اندك از [[جلوه، سید ابوالحسن بن محمد|ميرزا ابوالحسن جلوه]] (متوفى 1314ق) يا تعليقه‌هایى از فتحعلى خويى مشاهده گرديد.<ref>جلد چهارم، صفحات 76، 24، 36 و 44</ref>
#«ط»: [[طباطبایی، سید محمدحسین|سيد‌ ‎محمدحسين طباطبايى]] (متوفى 1402ق). معرفت‌شناسى در فلسفه اسلامى تا زمان [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] يك مسئله فلسفى بشمار نمى‌رفت... تا اينكه وى در مبحث عقل و معقول «اسفار» (جلد سوم) بر مسئله فلسفى بودن علم و ادراك، برهان اقامه كرد و به توجيه فلسفى آن پرداخت. اين امر باعث شد كه فيلسوفان نوصدرايى و در صدر آنها [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبايى]] درصدد برآيند كه مجموعه مباحث مربوط به علم و ادراك را به شاخه مستقلى تبديل كنند. اختصاص چهار مقاله از مجموعه مقالات كتاب «[[اصول فلسفه و روش رئالیسم|اصول فلسفه و روش رئاليسم]]»، كه بسيارى از ابتكارات [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبايى]] هم در ضمن آنها بيان شده است، دلالت بر آنچه گفتيم دارد.<ref>ر.ک: على‌زاده، بيوك، ص30-29</ref>علامه در تعليقات خود بر اسفار مى‌نويسد: اينكه در علوم برهانى فقط از اعراض ذاتى موضوع بحث مى‌كنند، صرفاً يك اصطلاح و يك قرارداد نيست، بلكه مطلبى است كه مقتضاى بحث‌هاى برهانى در علوم برهانى است؛ همان‌گونه كه در كتاب برهان از منطق تبيين شده است.<ref>صفدرى نياك، مرتضى، ص51</ref>
#«ط»: [[طباطبایی، سید محمدحسین|سيد‌ ‎محمدحسين طباطبايى]] (متوفى 1402ق). معرفت‌شناسى در فلسفه اسلامى تا زمان [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] يك مسئله فلسفى بشمار نمى‌رفت... تا اينكه وى در مبحث عقل و معقول «اسفار» (جلد سوم) بر مسئله فلسفى بودن علم و ادراك، برهان اقامه كرد و به توجيه فلسفى آن پرداخت. اين امر باعث شد كه فيلسوفان نوصدرايى و در صدر آنها [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبايى]] درصدد برآيند كه مجموعه مباحث مربوط به علم و ادراك را به شاخه مستقلى تبديل كنند. اختصاص چهار مقاله از مجموعه مقالات كتاب «[[اصول فلسفه و روش رئالیسم|اصول فلسفه و روش رئاليسم]]»، كه بسيارى از ابتكارات [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبايى]] هم در ضمن آنها بيان شده است، دلالت بر آنچه گفتيم دارد.<ref>ر.ک: على‌زاده، بيوك، ص30-29</ref>علامه در تعليقات خود بر اسفار مى‌نويسد: اينكه در علوم برهانى فقط از اعراض ذاتى موضوع بحث مى‌كنند، صرفاً يك اصطلاح و يك قرارداد نيست، بلكه مطلبى است كه مقتضاى بحث‌هاى برهانى در علوم برهانى است؛ همان‌گونه كه در كتاب برهان از منطق تبيين شده است.<ref>صفدرى نياك، مرتضى، ص51</ref>