۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'نهجالبلاغه' به 'نهجالبلاغة') |
جز (ویرایش Mhosseini@noornet.net (بحث) به آخرین تغییری که Hbaghizadeh@noornet.net انجام داده بود واگ...) |
||
خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
محقق در بیان ویژگیهای کتاب مینویسد: روش مؤلف در این کتاب، روش فلسفى صرف یا استدلال کلامى و یا ذوق عرفانى نبوده و از همه اینها پرهیز دارد. وی نه با مجادلات کلامى سر سازش دارد و نه به برهانهاى خشک فلسفى دلبستگى دارد. وى روش خود را در این کتاب «معرفة بالنورانية» معرفى کرده است. | محقق در بیان ویژگیهای کتاب مینویسد: روش مؤلف در این کتاب، روش فلسفى صرف یا استدلال کلامى و یا ذوق عرفانى نبوده و از همه اینها پرهیز دارد. وی نه با مجادلات کلامى سر سازش دارد و نه به برهانهاى خشک فلسفى دلبستگى دارد. وى روش خود را در این کتاب «معرفة بالنورانية» معرفى کرده است. | ||
[[مجلسی، محمدباقر|علامه مجلسى]] در «[[ | [[مجلسی، محمدباقر|علامه مجلسى]] در «[[بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهمالسلام|بحار الأنوار]]» بابى را با عنوان «معرفتهم صلواتاللهعليهم بالنورانية» قرار داده و در این باب تنها دو حدیث از طریق پدر خود از کتابى که در فضایل [[امام على(ع)|امیرالمؤمنین(ع)]] است، نقل کرده است که در روایت اول، [[امام على(ع)|امیرالمؤمنین(ع)]] فرمودهاند: «بر هر زن و مرد مسلمانى این واجب است و کسى ایمانش کامل نمىشود تاآنکه کنه معرفت مرا به نورانیت درک کند؛ معرفت من با نورانیت همان شناخت خداوند متعال است و شناخت خداوند متعال همان شناخت بالنورانیت من است». | ||
نویسنده اصطلاح «معرفة بالنورانية» را از این حدیث شریف گرفته و روش خود را در این کتاب بر آن اساس قرار داده است. وی در پاسخ پرسش دوم مقصود از «معرفة بالنورانية» را توضیح داده و مىگوید: اولا، در معرفت بالنورانیه، جهاد با نفس و تهذیب و تزکیه لازم است؛ ثانیا، در چنین معرفتى سعى و تلاش و جدیت فراوان علاوه بر مجاهده با هواى نفس ضرورت دارد؛ ثالثا، معرفت بالنورانیه فیضى است الهى و نورى است معنوى که به قلب هرکس اشراق نماید، صاحب چنین معرفتى مىشود؛ رابعا، تأمل تام در آیات توحیدى و معارف بلند قرآنى و نیز دقت زیاد در روایات تفسیرى ائمه اطهار(ع)، از اسباب حصول معرفت بالنورانیه است؛ خامسا، در معرفت بالنورانیه یا نورانیت قلب توجه به | نویسنده اصطلاح «معرفة بالنورانية» را از این حدیث شریف گرفته و روش خود را در این کتاب بر آن اساس قرار داده است. وی در پاسخ پرسش دوم مقصود از «معرفة بالنورانية» را توضیح داده و مىگوید: اولا، در معرفت بالنورانیه، جهاد با نفس و تهذیب و تزکیه لازم است؛ ثانیا، در چنین معرفتى سعى و تلاش و جدیت فراوان علاوه بر مجاهده با هواى نفس ضرورت دارد؛ ثالثا، معرفت بالنورانیه فیضى است الهى و نورى است معنوى که به قلب هرکس اشراق نماید، صاحب چنین معرفتى مىشود؛ رابعا، تأمل تام در آیات توحیدى و معارف بلند قرآنى و نیز دقت زیاد در روایات تفسیرى ائمه اطهار(ع)، از اسباب حصول معرفت بالنورانیه است؛ خامسا، در معرفت بالنورانیه یا نورانیت قلب توجه به نهجالبلاغه و خطبههاى توحیدى آن ضرورت زیاد دارد<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17992/1/24 ر.ک: همان، ص24-25]</ref>. | ||
بنابراین، مىتوان ادعا کرد که روش نویسنده بر علمى است که نوعى کشف و شهود و الهام الهى در آن وجود داشته باشد؛ یعنى علمى که هم به تهذیب نفس نیاز دارد و هم به فکر و تأمل و استدلال و سیره عملى مؤلف نیز هنگام تألیف کتاب که در انزواى کامل بوده نیز همین است<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17992/1/25 ر.ک: همان، ص25-26]</ref>. | بنابراین، مىتوان ادعا کرد که روش نویسنده بر علمى است که نوعى کشف و شهود و الهام الهى در آن وجود داشته باشد؛ یعنى علمى که هم به تهذیب نفس نیاز دارد و هم به فکر و تأمل و استدلال و سیره عملى مؤلف نیز هنگام تألیف کتاب که در انزواى کامل بوده نیز همین است<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17992/1/25 ر.ک: همان، ص25-26]</ref>. |
ویرایش