۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
}} | }} | ||
'''الفقه في تشريعه وتبيينه واستنباطه مع مقدمة قواعد الأصولية [القواعد الأصولية]'''، اثر حسن | '''الفقه في تشريعه وتبيينه واستنباطه مع مقدمة قواعد الأصولية [القواعد الأصولية]'''، اثر [[تهرانی، حسن سعید|حسن سعید]]، کتابی است پیرامون فقه و تشریع و قانونگذاری و سابقه و تطور و منابع آن، همراه با جزوه مختصری در بیان برخی از مباحث اصولی به نام قواعد الأصولية، اثر [[ميرزا مسيح بن محمد سعيد|حاج میرزا مسیح تهرانی]]. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
کتاب با مقدمه مؤلف آغاز شده و پس از آن «قواعد الأصولية» حاج میرزا مسیح تهرانی ذکر گردیده و سپس مباحث مؤلف پیرامون فقه بدون تبویب و فصلبندی خاصی، ارائه شده است. | کتاب با مقدمه مؤلف آغاز شده و پس از آن «قواعد الأصولية» حاج [[ميرزا مسيح بن محمد سعيد|میرزا مسیح تهرانی]] ذکر گردیده و سپس مباحث مؤلف پیرامون فقه بدون تبویب و فصلبندی خاصی، ارائه شده است. | ||
==گزارش محتوا== | ==گزارش محتوا== | ||
مؤلف در مقدمه خویش توضیح داده که: من پس از توفیق نگارش مباحث استادم شیخ حسین | مؤلف در مقدمه خویش توضیح داده که: من پس از توفیق نگارش مباحث استادم شیخ [[حلی، حسین|حسین حلی]]، از وی اجازه چاپ آن را گرفتم. ایشان اجازه فرمودند و من مایل بودم که در آغاز آن مباحث، مقدمهای را در بیان موضوع کتاب و طرز تفکر و کیفیت استدلال و بیان احکام در ادوار مختلف و تطور فقه در اعصار بنگارم. این کار را انجام دادم و آنچه را بهعنوان مقدمه برای «دليل العروة الوثقی»، نگاشته بودم، به چاپ رساندم و در اثنای مطالعات و تحقیقاتم تصمیم گرفتم بحثی کافی و جامع را بهصورت مستقل پیرامون ادوار فقه و تطور آن از زمان پیامبر(ص) تا زمان حاضر مطرح کنم، ولی قبل از اتمام بحث، به تهران مراجعه کردم و مشغولیتهای متعدد مانع اتمام بحث بهصورت دقیق شد. پس از آن دچار بیماری گردیدم و اطبا مرا از تحرک و اشتغال منع کردند؛ لذا فرصت را غنیمت شمرده و چنین به نظرم رسید که جزوات عدیده فقهی و اصولی را که در حوزه نجف نوشته بودم، به چاپ برسانم. در این بین به «قواعد الأصولية» اثر جد بزرگم [[ميرزا مسيح بن محمد سعيد|میرزا مسیح تهرانی]] برخوردم و به نظرم رسید که آن را بهعنوان فصلی از این کتاب، چاپ نمایم. مؤلف در ادامه به معرفی [[ميرزا مسيح بن محمد سعيد|میرزا مسیح]] و آثار وی پرداخته است<ref>ر.ک: مقدمه مؤلف، ص4-9</ref>. | ||
مؤلف در ادامه به معرفی میرزا مسیح و آثار وی پرداخته است<ref>ر.ک: مقدمه مؤلف، ص4-9</ref>. | |||
حاج میرزا مسیح تهرانی در «قواعد الأصولية»، مفصلا به تعریف علم اصول و بیان موضوع و علت نیاز به آن پرداخته است<ref>ر.ک: متن کتاب، ص14-39</ref>. | [[ميرزا مسيح بن محمد سعيد|حاج میرزا مسیح تهرانی]] در «قواعد الأصولية»، مفصلا به تعریف علم اصول و بیان موضوع و علت نیاز به آن پرداخته است<ref>ر.ک: متن کتاب، ص14-39</ref>. | ||
مؤلف در ادامه، حواشی کتاب مزبور را که خود میرزا مسیح نگاشته، بهترتیب و با شمارهگذاری، ذکر کرده است<ref>ر.ک: همان، ص40-46</ref>. | مؤلف در ادامه، حواشی کتاب مزبور را که خود میرزا مسیح نگاشته، بهترتیب و با شمارهگذاری، ذکر کرده است<ref>ر.ک: همان، ص40-46</ref>. | ||
مؤلف در مباحث خویش، ابتدا به بحث و بررسی پیرامون معنای لغوی و اصطلاحی فقه<ref>ر.ک: همان، ص47</ref> و موضوع مبادی مسائل فقه<ref>ر.ک: همان، ص63</ref> و تشریع و تقنین پرداخته<ref>ر.ک: همان</ref> و سپس، موضوع عصمت و عصمت انبیا(ع) و ائمه(ع) را مورد بررسی قرار داده<ref>ر.ک: همان، ص65-92</ref> و پس از آن، مباحثی را پیرامون سعادت و تکامل انسان و مشکلات این راه طرح نموده و از صحیفه سجادیه و ترجمه آن به انگلیسی توسط خودش (حسن سعید) سخن به میان آورده است<ref>ر.ک: همان، ص93-119</ref>. | مؤلف در مباحث خویش، ابتدا به بحث و بررسی پیرامون معنای لغوی و اصطلاحی فقه<ref>ر.ک: همان، ص47</ref> و موضوع مبادی مسائل فقه<ref>ر.ک: همان، ص63</ref> و تشریع و تقنین پرداخته<ref>ر.ک: همان</ref> و سپس، موضوع عصمت و عصمت انبیا(ع) و ائمه(ع) را مورد بررسی قرار داده<ref>ر.ک: همان، ص65-92</ref> و پس از آن، مباحثی را پیرامون سعادت و تکامل انسان و مشکلات این راه طرح نموده و از صحیفه سجادیه و ترجمه آن به انگلیسی توسط خودش ([[تهرانی، حسن سعید|حسن سعید]]) سخن به میان آورده است<ref>ر.ک: همان، ص93-119</ref>. | ||
در ادامه، پیرامون عدالت و تعاریف آن در افتا و قضا سخن گفته<ref>همان، ص120</ref> و سپس به بحث پیرامون شرط بودن مروت و عدم آن در عدالت<ref>ر.ک: همان، ص133</ref>، پرهیز از صغایر و کبایر<ref>ر.ک: همان، ص134</ref> و توبه پرداخته است<ref>ر.ک: همان، ص135</ref>. | در ادامه، پیرامون عدالت و تعاریف آن در افتا و قضا سخن گفته<ref>همان، ص120</ref> و سپس به بحث پیرامون شرط بودن مروت و عدم آن در عدالت<ref>ر.ک: همان، ص133</ref>، پرهیز از صغایر و کبایر<ref>ر.ک: همان، ص134</ref> و توبه پرداخته است<ref>ر.ک: همان، ص135</ref>. | ||
ویرایش