۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
}} | }} | ||
'''تاريخ الأدب العربي'''، از آثار مهم تاریخپژوه لبنانی، عمر فروخ (متوفی 1987م) در موضوع تاریخ ادبیات عرب از زمان جاهلیت تا اواسط قرن دهم هجری است. | '''تاريخ الأدب العربي'''، از آثار مهم تاریخپژوه لبنانی، [[فروخ، عمر|عمر فروخ]] (متوفی 1987م) در موضوع تاریخ ادبیات عرب از زمان جاهلیت تا اواسط قرن دهم هجری است. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
از ویژگیهای کتاب، بحث از بلاد عرب و ویژگیهای طبیعی و اجتماعی آن، زندگی قبیلهای و جایگاه زن، حیات روحی و حیات سیاسی و نفوذ اجنبی پیش از ورد به مباحث اصلی است. | از ویژگیهای کتاب، بحث از بلاد عرب و ویژگیهای طبیعی و اجتماعی آن، زندگی قبیلهای و جایگاه زن، حیات روحی و حیات سیاسی و نفوذ اجنبی پیش از ورد به مباحث اصلی است. | ||
نویسنده نام امام علی بن ابیطالب(ع) را در ضمن نام شعرا و خطبای صدر اسلام ذکر کرده است. وی در شرححالی کوتاه به پذیرش سرپرستی ایشان توسط پسرعمویش محمد(ص) در زمان تنگدستی ابوطالب اشاره کرده است. علی از اولین کسانی بود که دعوت عمومی رسولالله(ص) را در سال 610م پذیرفت. وی نزد رسولالله(ص) به جایگاهی رسید که دخترش فاطمه(س) را به او تزویج نمود و در امور فراوانی مورد اعتماد آنحضرت واقع گردید: به هنگام هجرت آنحضرت به مدینه علی را بهجای خویش در مکه گذاشت که امانتهای مکیان نزد رسولالله(ص) را به آنها باز گرداند و... . علی باآنکه معتقد بود خلفای سهگانه بین او و خلافت مدت طولانی فاصله انداختند اما این موضوع بر تکالیفش در خدمت به اسلام و مسلمین تأثیر نگذارد<ref>ر.ک: جلد1، متن کتاب، ص 307 </ref>. | نویسنده نام [[امام على(ع)|امام علی بن ابیطالب(ع)]] را در ضمن نام شعرا و خطبای صدر اسلام ذکر کرده است. وی در شرححالی کوتاه به پذیرش سرپرستی ایشان توسط پسرعمویش محمد(ص) در زمان تنگدستی ابوطالب اشاره کرده است. علی از اولین کسانی بود که دعوت عمومی رسولالله(ص) را در سال 610م پذیرفت. وی نزد رسولالله(ص) به جایگاهی رسید که دخترش فاطمه(س) را به او تزویج نمود و در امور فراوانی مورد اعتماد آنحضرت واقع گردید: به هنگام هجرت آنحضرت به مدینه علی را بهجای خویش در مکه گذاشت که امانتهای مکیان نزد رسولالله(ص) را به آنها باز گرداند و... . علی باآنکه معتقد بود خلفای سهگانه بین او و خلافت مدت طولانی فاصله انداختند اما این موضوع بر تکالیفش در خدمت به اسلام و مسلمین تأثیر نگذارد<ref>ر.ک: جلد1، متن کتاب، ص 307 </ref>. | ||
مشهور است که امام علی(ع) دیوانی دارد که قریب به 1400 بیت در آن است. بیشتر ابیات این دیوان با بلاغتی که علی بن ابیطالب(ع) به آن مشهور است مطابقت ندارد. صحیح آن است که علی(ع) بر شعر توانا بوده، اما اکثر اشعاری که بهدست ما رسیده منسوب به اوست و بیشترش بهدروغ نسبت داده شده است. البته بدون شک علی(ع) خطیبی توانا و از مشاهیر خطبا بوده است؛ خطبههای پراکنده آنحضرت در کتب ادبی و خطبههای گردآمده در نهجالبلاغه دلیل بر این مطلب است. اکثر خطبههای علی بن ابیطالب(ع) قصار و کوتاه، موجز، دارای جملههای کوتاه، ترکیب محکم، جامع وجوه بلاغت، با نیات و اغراض روشن و حکمتهای فراوان است. حکمتهایی که در خلال خطبههای امام علی(ع) ذکر شده جداً فصیح و بلیغ است. کلام جاحظ در این رابطه تو را کفایت میکند: امام علی بن ابیطالب(ع) میگوید: «قیمة کل انسان ما یحسن»: ارزش هرکسی همان است که میداند. در همه کتاب ما، اگر جز این یک جمله نبود کافی و قانعکننده بود<ref>ر.ک: همان، ص309</ref>. | مشهور است که [[امام على(ع)|امام علی(ع)]] دیوانی دارد که قریب به 1400 بیت در آن است. بیشتر ابیات این دیوان با بلاغتی که علی بن ابیطالب(ع) به آن مشهور است مطابقت ندارد. صحیح آن است که [[امام على(ع)|علی(ع)]] بر شعر توانا بوده، اما اکثر اشعاری که بهدست ما رسیده منسوب به اوست و بیشترش بهدروغ نسبت داده شده است. البته بدون شک [[امام على(ع)|علی(ع)]] خطیبی توانا و از مشاهیر خطبا بوده است؛ خطبههای پراکنده آنحضرت در کتب ادبی و خطبههای گردآمده در نهجالبلاغه دلیل بر این مطلب است. اکثر خطبههای [[امام على(ع)|علی بن ابیطالب(ع)]] قصار و کوتاه، موجز، دارای جملههای کوتاه، ترکیب محکم، جامع وجوه بلاغت، با نیات و اغراض روشن و حکمتهای فراوان است. حکمتهایی که در خلال خطبههای امام علی(ع) ذکر شده جداً فصیح و بلیغ است. کلام جاحظ در این رابطه تو را کفایت میکند: امام علی بن ابیطالب(ع) میگوید: «قیمة کل انسان ما یحسن»: ارزش هرکسی همان است که میداند. در همه کتاب ما، اگر جز این یک جمله نبود کافی و قانعکننده بود<ref>ر.ک: همان، ص309</ref>. | ||
در مقدمه جلد سوم کتاب به عصر انحطاط اشاره شده است: «این جزء فاصله طولانی از تاریخ ادب عربی را یعنی از ابتدای قرن پنجم تا اواخر ثلث اول از قرن دهم هجری (1009-1525م) را دربر میگیرد. این فاصله زمانی حقیقتاً غنی از انواع ادب و گونههای آن و محصولات زندگی فرهنگی است؛ اگرچه ادب عربی در خلال این مدت مقادیر متفاوتی از ناتوانی را تحمل کرده است و بهدنبال این مدت تکلف در بلاغت بهطور عام و در صناعت لفظی بهطور خاص –و در کنایه و توریه بهطور ویژه- به حد کمال رسید». نویسنده نامگذاری این مدت را به «عصر انحطاط» خالی را حقیقت و ثواب دانسته و لذا در مقدمات فصول مختلف این جزء به تشریح جوانب این نامگذاری پرداخته است<ref>ر.ک: جلد3، مقدمه، ص5</ref>. | در مقدمه جلد سوم کتاب به عصر انحطاط اشاره شده است: «این جزء فاصله طولانی از تاریخ ادب عربی را یعنی از ابتدای قرن پنجم تا اواخر ثلث اول از قرن دهم هجری (1009-1525م) را دربر میگیرد. این فاصله زمانی حقیقتاً غنی از انواع ادب و گونههای آن و محصولات زندگی فرهنگی است؛ اگرچه ادب عربی در خلال این مدت مقادیر متفاوتی از ناتوانی را تحمل کرده است و بهدنبال این مدت تکلف در بلاغت بهطور عام و در صناعت لفظی بهطور خاص –و در کنایه و توریه بهطور ویژه- به حد کمال رسید». نویسنده نامگذاری این مدت را به «عصر انحطاط» خالی را حقیقت و ثواب دانسته و لذا در مقدمات فصول مختلف این جزء به تشریح جوانب این نامگذاری پرداخته است<ref>ر.ک: جلد3، مقدمه، ص5</ref>. | ||
خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
شیوه نویسنده در پذیرش یک ادیب یا شاعر یا عالم در گروه تراجم این کتاب بر سه پایه استوار است: شخص انتخاب شده نصوصی در سطحی مرغوب داشته باشد؛ تاریخ وفات دقیق یا نزدیک به دقیق داشته باشد؛ یا اینکه اثری فرهنگی یا حرکتی ماهرانه داشته باشد<ref>ر.ک: جلد6، مقدمه، ص15</ref>. | شیوه نویسنده در پذیرش یک ادیب یا شاعر یا عالم در گروه تراجم این کتاب بر سه پایه استوار است: شخص انتخاب شده نصوصی در سطحی مرغوب داشته باشد؛ تاریخ وفات دقیق یا نزدیک به دقیق داشته باشد؛ یا اینکه اثری فرهنگی یا حرکتی ماهرانه داشته باشد<ref>ر.ک: جلد6، مقدمه، ص15</ref>. | ||
علی جواد الطاهر در مقالهای تاریخ الادب العربی عمر فروخ را مورد نقد و بررسی قرار داده است؛ بهعنوان نمونه مینویسد: نویسنده در منابع ادبیات اسلامی و اموی، کتاب «عصر القرآن» محمد مهدی بصیر را ذکر نکرده است؛ با اینکه منابع کماهمیتتر را ذکر کرده است<ref>ر.ک: الطاهر، علی جواد، ص421</ref>. | علی جواد الطاهر در مقالهای تاریخ الادب العربی [[فروخ، عمر|عمر فروخ]] را مورد نقد و بررسی قرار داده است؛ بهعنوان نمونه مینویسد: نویسنده در منابع ادبیات اسلامی و اموی، کتاب «عصر القرآن» محمد مهدی بصیر را ذکر نکرده است؛ با اینکه منابع کماهمیتتر را ذکر کرده است<ref>ر.ک: الطاهر، علی جواد، ص421</ref>. | ||
==وضعیت کتاب== | ==وضعیت کتاب== | ||
خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
==پانویس == | ==پانویس == | ||
<references/> | <references /> | ||
==منابع مقاله== | ==منابع مقاله== |
ویرایش