۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'هع' به 'هع') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
جز (جایگزینی متن - 'نک' به 'نک') |
||
خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
# رساله «عرشیه» در اثبات واجبالوجود و بیان صفات او. در ابتدای این رساله مقدمه مفصلی موسوم به فوائد الدریه آمده که نوشته مترجم اثر بوده و در آن به این موضوعات پرداخته است: (اول) برترى مقام علمى [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]] از تمام حکما اولین و آخرین؛ (دوم) اثبات تشیع او از روى کتب و رسائل خودش؛ (سوم) رد سخنان معاندین از جهت نسبت شرب خمر دادن به شیخ به ادله عقلى و نقلى؛ (چهارم) اثبات ایرانى بودن شیخ و ذکر مصنفات او که به ترتیب مطبوع و خطی فهرست شده است. در انتهای این رساله، موضوع قضا و قدر بهاختصار تبیین شده است.<ref>ر.ک: متن کتاب، ص67-1</ref>. | # رساله «عرشیه» در اثبات واجبالوجود و بیان صفات او. در ابتدای این رساله مقدمه مفصلی موسوم به فوائد الدریه آمده که نوشته مترجم اثر بوده و در آن به این موضوعات پرداخته است: (اول) برترى مقام علمى [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]] از تمام حکما اولین و آخرین؛ (دوم) اثبات تشیع او از روى کتب و رسائل خودش؛ (سوم) رد سخنان معاندین از جهت نسبت شرب خمر دادن به شیخ به ادله عقلى و نقلى؛ (چهارم) اثبات ایرانى بودن شیخ و ذکر مصنفات او که به ترتیب مطبوع و خطی فهرست شده است. در انتهای این رساله، موضوع قضا و قدر بهاختصار تبیین شده است.<ref>ر.ک: متن کتاب، ص67-1</ref>. | ||
# رساله «سرّ قدر» که ضمیمه عرشیه است؛ همانگونه که مترجم در انتهای رساله عرشیه نوشته است: «سپس چون مسئله قدر از مسائل صعبه و مطالب مشکله است، براى توضیح و تشریح آنکه خوانندگان بیشتر و بهتر استفاده نمایند رساله سر القدر حضرت شیخ را هم ترجمه نموده و ضمیمه آن ساختم»<ref>ر.ک: همان، ص67</ref>. | # رساله «سرّ قدر» که ضمیمه عرشیه است؛ همانگونه که مترجم در انتهای رساله عرشیه نوشته است: «سپس چون مسئله قدر از مسائل صعبه و مطالب مشکله است، براى توضیح و تشریح آنکه خوانندگان بیشتر و بهتر استفاده نمایند رساله سر القدر حضرت شیخ را هم ترجمه نموده و ضمیمه آن ساختم»<ref>ر.ک: همان، ص67</ref>. | ||
این رساله در پاسخ به سؤال شخصی که معنای قدَر را از [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]] سؤال کرد نوشته شده است. شخصی معنای کلام صوفیه «من عرف سر القدر فقد الحد» را از [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]] پرسید. وی از پاسخ به این سؤال به جهت | این رساله در پاسخ به سؤال شخصی که معنای قدَر را از [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]] سؤال کرد نوشته شده است. شخصی معنای کلام صوفیه «من عرف سر القدر فقد الحد» را از [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]] پرسید. وی از پاسخ به این سؤال به جهت آنکه بسیاری از افراد استعداد فهم آن را ندارند خودداری کرد تا اینکه پس از سه بار پرسش به تبیین این موضوع پرداخت و آن را در ضمن سه مقدمه مطرح کرد<ref>ر.ک: همان، ص69</ref>. | ||
# رساله فیض الهى: [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]] در این رساله، اقسام وحى و کرامات و اصناف آیات و معجزات و فنون الهامات و منامات و انواع سحر و شعب نیرنجات و طلسمات را با بیانى واضح ذکر فرموده و حق را از باطل جدا ساخته است.<ref>ر.ک: مقدمه، ص78</ref>. مترجم برخی مطالب مانند انواع سحر<ref>ر.ک: همان، ص87، پاورقی 2</ref> و طلسمات<ref>ر.ک: همان، ص93، پاورقی 1</ref> را در پاورقی توضیح داده است. | # رساله فیض الهى: [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]] در این رساله، اقسام وحى و کرامات و اصناف آیات و معجزات و فنون الهامات و منامات و انواع سحر و شعب نیرنجات و طلسمات را با بیانى واضح ذکر فرموده و حق را از باطل جدا ساخته است.<ref>ر.ک: مقدمه، ص78</ref>. مترجم برخی مطالب مانند انواع سحر<ref>ر.ک: همان، ص87، پاورقی 2</ref> و طلسمات<ref>ر.ک: همان، ص93، پاورقی 1</ref> را در پاورقی توضیح داده است. | ||
# رساله عشق: در این رساله موضوع عشق در تمام موجودات در هفت فصل مورد بررسی قرار گرفته است. [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]] معتقد است: هریک از ممکنات بهواسطه جنبه وجودى که در اوست همیشه مشتاق به کمالات و خیرات میباشند و برحسب فطرت و ذات از شرور و نقصان که لازمه جنبه ماهیت و هیولا است متنفر و گریزانند. همین اشتیاق ذاتى و ذوق فطرى و جبلى که سبب بقاء وجود آنها است ما آن را عشق مینامیم<ref>ر.ک: همان، ص102-101</ref>. | # رساله عشق: در این رساله موضوع عشق در تمام موجودات در هفت فصل مورد بررسی قرار گرفته است. [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]] معتقد است: هریک از ممکنات بهواسطه جنبه وجودى که در اوست همیشه مشتاق به کمالات و خیرات میباشند و برحسب فطرت و ذات از شرور و نقصان که لازمه جنبه ماهیت و هیولا است متنفر و گریزانند. همین اشتیاق ذاتى و ذوق فطرى و جبلى که سبب بقاء وجود آنها است ما آن را عشق مینامیم<ref>ر.ک: همان، ص102-101</ref>. | ||
خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
در سبب تألیف این رساله چنین میخوانیم: گویا هنگامیکه [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شیخ علیهالرحمه]] از امور دولتى کناره گرفته و از شواغل دنیوى دورى جسته یکى از دوستان صمیمى که او را به نام برادر، خوانده حضرت شیخ را نصیحت کرده و براى به دست آوردن ریاست و ذخیره کردن اموال ترغیب و تحریصش نموده است. شیخ این رساله را در جواب آن دوست تألیف فرموده و در ابتدا معنى سعادت حقیقى و ریاست واقعى را براى او بیان کرده و آن را رساله تحفه نام نهاده و چندین مسئله مهم فلسفى را در آن گنجانیده و در اطراف آن مسائل بحث شافى وافى کرده است.<ref>ر.ک: همان، ص183-182</ref>. | در سبب تألیف این رساله چنین میخوانیم: گویا هنگامیکه [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شیخ علیهالرحمه]] از امور دولتى کناره گرفته و از شواغل دنیوى دورى جسته یکى از دوستان صمیمى که او را به نام برادر، خوانده حضرت شیخ را نصیحت کرده و براى به دست آوردن ریاست و ذخیره کردن اموال ترغیب و تحریصش نموده است. شیخ این رساله را در جواب آن دوست تألیف فرموده و در ابتدا معنى سعادت حقیقى و ریاست واقعى را براى او بیان کرده و آن را رساله تحفه نام نهاده و چندین مسئله مهم فلسفى را در آن گنجانیده و در اطراف آن مسائل بحث شافى وافى کرده است.<ref>ر.ک: همان، ص183-182</ref>. | ||
[[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]] در ابتدای این رساله تأکید میکند که احسانی بالاتر از راهنمایی دوستان به سعادت ابدی و حیات سرمدی سراغ ندارد چراکه موجب تقرب بهحق و رسیدن به نعیم دائمی و خلاصی از هموم و غموم دنیوی است.<ref>ر.ک: همان، ص188-187</ref>. سپس پیش از ذکر ده دلیل بر تجرد نفس ناطقه انسانی، در اثبات | [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]] در ابتدای این رساله تأکید میکند که احسانی بالاتر از راهنمایی دوستان به سعادت ابدی و حیات سرمدی سراغ ندارد چراکه موجب تقرب بهحق و رسیدن به نعیم دائمی و خلاصی از هموم و غموم دنیوی است.<ref>ر.ک: همان، ص188-187</ref>. سپس پیش از ذکر ده دلیل بر تجرد نفس ناطقه انسانی، در اثبات اینکه سعادت غایت است چنین استدلال میکند: «هرگاه غایاتى سواى سعادت تصور شود و انسان طلب نماید آنها را و گمان کند که آن غایات باعث خیریت او است و یا حقیقتاً بر سنن خیریت باشد، محقق است که مقصود و منظور از آنها همان سعادت است و بس. بهعبارتدیگر تحصیل آنها بر سبیل مقدمه است؛ مقصود بالذات همان سعادت است و اما اگر کسى بخواهد خود سعادت را وسیله قرار دهد براى رسیدن به چیز دیگرى مسلم است که آن چیز آخر سعادت است نه آنکه آن را وسیله و مقدمه قرار داده است؛ مگر آنکه بگویى غایات امور غیرمتناهى است و اینهم که محال است»<ref>ر.ک: همان، ص188</ref>. | ||
# مترجم «رساله ترغیب بر دعا» را ضمیمه رساله تحفه نموده است. او سبب این امر را اینگونه توضیح میدهد: برای ازدیاد روشن نمودن قلوب طالبین و تتمیم سخنان پیشین، رساله دیگر او ([[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]]) را که تحریص و ترغیب است براى راهنمایی واصلین بهحق ترجمه نموده و ضمیمه رساله تحفه بلکه متمم آن قرار دهیم تا نفعش تام و ثمرهاش عام کردد<ref>ر.ک: همان، ص237</ref>. | # مترجم «رساله ترغیب بر دعا» را ضمیمه رساله تحفه نموده است. او سبب این امر را اینگونه توضیح میدهد: برای ازدیاد روشن نمودن قلوب طالبین و تتمیم سخنان پیشین، رساله دیگر او ([[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]]) را که تحریص و ترغیب است براى راهنمایی واصلین بهحق ترجمه نموده و ضمیمه رساله تحفه بلکه متمم آن قرار دهیم تا نفعش تام و ثمرهاش عام کردد<ref>ر.ک: همان، ص237</ref>. | ||
#رساله اقسام نفوس: این رساله که به رساله شانزده فصل و رساله نفس و رساله ماهیت نفس مشهور است، ترجمهای است از کتاب المعاد شیخ که در غالب نسخ موجود، متن فارسى آن نیز به [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]] نسبت داده شده است. از این رساله، نسخ متعدد در کتابخانههاى ایران و خارج از ایران موجود است و دو بار در ایران به دست استادان محترم [[شهابی، محمود|محمود شهابى]] و [[عمید، موسی|موسى عمید]] به طبع رسیده است. مترجم در ابتدای رساله انتساب متن فارسی مذکور به [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]] را رد کرده است.<ref>ر.ک: همان، ص241</ref>. | #رساله اقسام نفوس: این رساله که به رساله شانزده فصل و رساله نفس و رساله ماهیت نفس مشهور است، ترجمهای است از کتاب المعاد شیخ که در غالب نسخ موجود، متن فارسى آن نیز به [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]] نسبت داده شده است. از این رساله، نسخ متعدد در کتابخانههاى ایران و خارج از ایران موجود است و دو بار در ایران به دست استادان محترم [[شهابی، محمود|محمود شهابى]] و [[عمید، موسی|موسى عمید]] به طبع رسیده است. مترجم در ابتدای رساله انتساب متن فارسی مذکور به [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابنسینا]] را رد کرده است.<ref>ر.ک: همان، ص241</ref>. |
ویرایش