۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'هج' به 'هج') |
جز (جایگزینی متن - 'نه' به 'نه') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
==گزارش محتوا== | ==گزارش محتوا== | ||
ناشر اثر در مقدمه کتاب با اشاره به بیمهری در معرفی آثار و اندیشههای مشاهیر و مفاخر کرمان مینویسد: «کرمان علیرغم | ناشر اثر در مقدمه کتاب با اشاره به بیمهری در معرفی آثار و اندیشههای مشاهیر و مفاخر کرمان مینویسد: «کرمان علیرغم آنهمه غنای معنوی و ارزشهای وسیع مادی و قدمت تاریخی، معالاسف ناشناخته و مهجور مانده و صد البته تاوان سنگینی را از این بابت پرداخته است. چه امکانات وسیع مادی و اندیشههای منور و روشنی که مستور بودند و بلااستفاده ماندند و سرانجام در خاک شدند. طبیعی است موقعیتهایی اینچنین، ارزشها را به هدر داده و شکوفایی استعدادها را مانع میشود. جای بسی تأسف است که علم و آگاهی از مشاهیر و مفاخر و افاضل استان کرمان آنقدر محدود است که گاه فقط به بیان نام بزرگان و احتمالاً محدود فعالیت علمیاشان خلاصه میشود. امروز از [[خواجوی کرمانی، محمود بن علی|خواجو]]، ابوحامد فؤاد و... فقط نامی باقی است و چه بسیارند بزرگان و خبرگان و زبدههایی که حتی نامشان نیز باقی نمانده...». سپس با معرفی چند تن از بزرگان، به معرفی [[خواجوی کرمانی، محمود بن علی|خواجوی کرمانی]] پرداخته، ادامه میدهد: «بالاخره به چهره برتر شعر و ادب دیارمان [[خواجوی کرمانی، محمود بن علی|خواجوی کرمانی]] میرسیم که در توانایی او همین بس که خواجه بزرگوار، [[حافظ، شمسالدین محمد|حافظ شیراز]] فرماید: | ||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
او که بدایت تا نهایت زندگیاش را در تحقیق و تتبع و سفر و کسب معرفت و تلمذ در محضر بزرگان گذراند و بیش از چهل هزار بیت شعر از خود بهجا گذاشت که بهراستی گنجینه گرانبها و ارزشمندی برای تاریخ شعر و ادبیات این مرزوبوم بشمار میرود و عجبا که حتی چهره روشن و پرفروغ این عارف و ادیب و شاعر وارسته نیز غبار ایام گرفته و کمتر نام و یادی از او باقی است»<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/8043/1/3 ر.ک: مقدمه ناشر، صفحات اول و دوم]</ref>. | او که بدایت تا نهایت زندگیاش را در تحقیق و تتبع و سفر و کسب معرفت و تلمذ در محضر بزرگان گذراند و بیش از چهل هزار بیت شعر از خود بهجا گذاشت که بهراستی گنجینه گرانبها و ارزشمندی برای تاریخ شعر و ادبیات این مرزوبوم بشمار میرود و عجبا که حتی چهره روشن و پرفروغ این عارف و ادیب و شاعر وارسته نیز غبار ایام گرفته و کمتر نام و یادی از او باقی است»<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/8043/1/3 ر.ک: مقدمه ناشر، صفحات اول و دوم]</ref>. | ||
سپس اشاره میکند که از کلیه غزلیات | سپس اشاره میکند که از کلیه غزلیات دیوانهای صنایع الکمال و بدایع الجمال شامل معنویات، سفریات و شوقیات استفاده شده است<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/8043/1/4 ر.ک: همان، صفحه دوم]</ref>. | ||
لازم به توضیح است که مطالب مندرج در دیوان اشعار خواجو بدین تفصیل است: | لازم به توضیح است که مطالب مندرج در دیوان اشعار خواجو بدین تفصیل است: | ||
خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
# بدایع الجمال: مشتمل بر قصاید و ترکیبات و غزلیات و رباعیات که دفتر غزلیات آن به نام شوقیات خوانده شده و 4340 بیت میباشد. پس تمام اشعار خواجو که در این چند دفتر جمع و به چاپ رسیده در حدود 15076 بیت است<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/954/48 ر.ک: رادفر، ابوالقاسم، ص48]</ref>. | # بدایع الجمال: مشتمل بر قصاید و ترکیبات و غزلیات و رباعیات که دفتر غزلیات آن به نام شوقیات خوانده شده و 4340 بیت میباشد. پس تمام اشعار خواجو که در این چند دفتر جمع و به چاپ رسیده در حدود 15076 بیت است<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/954/48 ر.ک: رادفر، ابوالقاسم، ص48]</ref>. | ||
از وجوه تمایز دیوان خواجو نسبت به بسیاری از | از وجوه تمایز دیوان خواجو نسبت به بسیاری از دیوانهای شعر فارسی، تقسیمبندی موضوعی شعرهاست. خواجو احتمالاً خود شعرهایش را به این شکل درآورده است. چنانکه گذشت دیوان خواجو به دو بخش عمده صنایع الکمال و بدایع الجمال منقسم میشود. پیش از خواجو این تقسیمبندی در شعرهای [[سنایی، مجدود بن آدم|سنایی]]، [[سعدی، مصلح بن عبدالله|سعدی]] و امیرخسرو دهلوی سابقه داشته و بعد از او در جامی اتّفاق افتاده است. خواجو شاید در این وجه از شعرها تحت تأثیر شاعران پیش از خود، بهخصوص [[سعدی، مصلح بن عبدالله|سعدی]] بوده باشد. در دیوان چاپی گاه این تقسیمبندی به هم خورده است؛ بدین شکل که یک غزل در نسخه «اساس» و «ب» در «بدایع الجمال» است و این را نسخه «مج» که مصحّح در اختیار نداشته هم تأیید میکند؛ ولی در دیوان چاپی در «صنایع الکمال» و گاه یک غزل که جایگاهش در «سفریات» است و محتوای آن تأیید میکند که در «سفر» سروده شده، در بین غزلهای «حضریات» است و نیز گاه غزلی در بین قصیدههای دیوان چاپی است<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/53035/110 ر.ک: جلالپور، حسین، ص110]</ref>. | ||
میتوان ادعا کرد که خواجو یکی از شاعران بزرگ عرصهی ادب در قرن هشتم بوده که با سرودن اشعار و بهخصوص غزلیات آکنده از شور و حال، جایگاه خاصی در ادبیات ایرانزمین دارا میباشد؛ ولی با کمال تأسف باید اذعان نمود جایگاه این شاعر در حد استحقاق و شایستگی وی مورد توجه قرار نگرفته، بلکه تا حدودی هم غریب واقع شده است؛ شاعری که حتی سلطان غزل، [[سعدی، مصلح بن عبدالله|خواجه شیراز]] به الهام گرفتن از او اعتراف دارد و شاید سخنی بهتر از این جهت ختم کلام نباشد که بداقبالی شاعر از آنجاست که در برههای از زمان قرار گرفته که [[سعدی، مصلح بن عبدالله|سعدی]] عاشق و شیرین در پیش آن و حافظ رند در پس آن واقع شدهاند؛ زیرا در عرصه غزل، ظهور و یکهتازی [[حافظ، شمسالدین محمد|حافظ]] شیرینکلام، طومار دیوان غزلسرایان را در هم نوردیده و بازار آنان را بیرونق نمود<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/69505/171 ر.ک: رجبی، ایوب؛ عزتیفر، سیمین، ص171]</ref>. | میتوان ادعا کرد که خواجو یکی از شاعران بزرگ عرصهی ادب در قرن هشتم بوده که با سرودن اشعار و بهخصوص غزلیات آکنده از شور و حال، جایگاه خاصی در ادبیات ایرانزمین دارا میباشد؛ ولی با کمال تأسف باید اذعان نمود جایگاه این شاعر در حد استحقاق و شایستگی وی مورد توجه قرار نگرفته، بلکه تا حدودی هم غریب واقع شده است؛ شاعری که حتی سلطان غزل، [[سعدی، مصلح بن عبدالله|خواجه شیراز]] به الهام گرفتن از او اعتراف دارد و شاید سخنی بهتر از این جهت ختم کلام نباشد که بداقبالی شاعر از آنجاست که در برههای از زمان قرار گرفته که [[سعدی، مصلح بن عبدالله|سعدی]] عاشق و شیرین در پیش آن و حافظ رند در پس آن واقع شدهاند؛ زیرا در عرصه غزل، ظهور و یکهتازی [[حافظ، شمسالدین محمد|حافظ]] شیرینکلام، طومار دیوان غزلسرایان را در هم نوردیده و بازار آنان را بیرونق نمود<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/69505/171 ر.ک: رجبی، ایوب؛ عزتیفر، سیمین، ص171]</ref>. |
ویرایش