پرش به محتوا

الأثر الفلسفي في التفسير: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۶ سپتامبر ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - 'ه‎ص' به 'ه‌ص'
جز (جایگزینی متن - 'ه‎ج' به 'ه‌ج')
جز (جایگزینی متن - 'ه‎ص' به 'ه‌ص')
خط ۳۳: خط ۳۳:
نویسنده در مقدمه، متذکر اهمیت علم در اسلام و قرآن شده و از حکمت با عنوان اعلی درجات علم یاد می‌کند. وی از تشویق قرآن کریم به تفکر و نظر در آفاق و انفس به‌عنوان مؤید این امر بهره می‎برد. از نگاه وی تشویق قرآن به این امر، مسلمانان را با همه اختلافاتشان در آراء، به بهره بردن از علم (تا جایی که مخالف قرآن و سنت نباشد) کشاند. البته در میان مسلمانان، گروهی آن‎قدر به فلسفه علاقه‎مند شدند که وقتشان را صرف آموختن آن و دفاع از این علم کردند و آن‎قدر در این امر کوشیدند که اقوال آنان به‌عنوان سخنان فلاسفه اسلامی شناخته شد<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17980/1/9 ر.ک: مقدمه کتاب، ص9]</ref>.
نویسنده در مقدمه، متذکر اهمیت علم در اسلام و قرآن شده و از حکمت با عنوان اعلی درجات علم یاد می‌کند. وی از تشویق قرآن کریم به تفکر و نظر در آفاق و انفس به‌عنوان مؤید این امر بهره می‎برد. از نگاه وی تشویق قرآن به این امر، مسلمانان را با همه اختلافاتشان در آراء، به بهره بردن از علم (تا جایی که مخالف قرآن و سنت نباشد) کشاند. البته در میان مسلمانان، گروهی آن‎قدر به فلسفه علاقه‎مند شدند که وقتشان را صرف آموختن آن و دفاع از این علم کردند و آن‎قدر در این امر کوشیدند که اقوال آنان به‌عنوان سخنان فلاسفه اسلامی شناخته شد<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17980/1/9 ر.ک: مقدمه کتاب، ص9]</ref>.


در برخی از موارد، این فلاسفه در جمع میان نظر فلسفی و رأی شریعت ناچار به تأویل شریعت شدند و این امر باعث برائت اکثر مسلمانان (که مفسران نیز از آنان بودند)، از آنها شد. این مخالفت‎ها به‎صورت‎های گوناگون ابراز شد؛ برخی این نوع تلفیق را از اساس نپذیرفتند و آموختن آن را مایه گمراهی شمردند؛ برخی دیگر یادگیری این علم را مانند آموزش سحر و... به حد ضرورت حوالت کردند و برخی دیگر که ملایم‎تر بودند، آنچه از فلسفه که موافق با کتاب و سنت بود را پذیرفتند و دیگر موارد را رد کردند<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17980/1/10 ر.ک: همان، ص10]</ref>.
در برخی از موارد، این فلاسفه در جمع میان نظر فلسفی و رأی شریعت ناچار به تأویل شریعت شدند و این امر باعث برائت اکثر مسلمانان (که مفسران نیز از آنان بودند)، از آنها شد. این مخالفت‎ها به‌صورت‎های گوناگون ابراز شد؛ برخی این نوع تلفیق را از اساس نپذیرفتند و آموختن آن را مایه گمراهی شمردند؛ برخی دیگر یادگیری این علم را مانند آموزش سحر و... به حد ضرورت حوالت کردند و برخی دیگر که ملایم‎تر بودند، آنچه از فلسفه که موافق با کتاب و سنت بود را پذیرفتند و دیگر موارد را رد کردند<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17980/1/10 ر.ک: همان، ص10]</ref>.


این اثر، در پی نشان دادن اثر فلسفی در تفسیر قرآن است. نویسنده، در مقدمه، در این‎باره می‌نویسد: در جستجوی خویش درباره این موضوع، کسی را که به تفسیر فلسفی اهتمام ورزیده باشد و از اثر فلسفه در تفسیر پرده برداشته باشد، به‌جز اشاراتی از سوی برخی از محققان (که مهم‎ترین آنها مطالبی است که [[ذهبی، محمدحسین|دکتر ذهبی]] در کتابش، «[[التفسير و المفسرون]]»، ذکر کرده است، نیافتم و همین دلالت دارد بر اهمیت این موضوع در این کتاب<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17980/1/10 ر.ک: همان]</ref>.
این اثر، در پی نشان دادن اثر فلسفی در تفسیر قرآن است. نویسنده، در مقدمه، در این‎باره می‌نویسد: در جستجوی خویش درباره این موضوع، کسی را که به تفسیر فلسفی اهتمام ورزیده باشد و از اثر فلسفه در تفسیر پرده برداشته باشد، به‌جز اشاراتی از سوی برخی از محققان (که مهم‎ترین آنها مطالبی است که [[ذهبی، محمدحسین|دکتر ذهبی]] در کتابش، «[[التفسير و المفسرون]]»، ذکر کرده است، نیافتم و همین دلالت دارد بر اهمیت این موضوع در این کتاب<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17980/1/10 ر.ک: همان]</ref>.
خط ۵۱: خط ۵۱:
دسته دوم، عبارت است از نوشته‌های سایر فلاسفه مشائی، مانند [[رسائل إخوان الصفاء و خلان الوفاء|رسائل اخوان‎الصفا و خلان‎الوفاء]] که در قرن چهارم نوشته شده و نویسنده، بسیار به آن مراجعه کرده است و نوشته‌های ابوالحسن عامری و [[ابن باجه، محمد بن یحیی|ابن باجه]] و ابوالبرکات بغدادی و [[ابن طفیل، محمد بن عبدالملک|ابن طفیل]] و [[سهروردی، یحیی بن حبش|سهروردی]] [ظاهرا مراد نویسنده از فلسفه مشائی، مشائی به معنای مصطلح نبوده، وگرنه شیخ اشراق را داخل مشائیان ذکر نمی‌کرد]<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17980/1/10 ر.ک: همان، ص10-11]</ref>.
دسته دوم، عبارت است از نوشته‌های سایر فلاسفه مشائی، مانند [[رسائل إخوان الصفاء و خلان الوفاء|رسائل اخوان‎الصفا و خلان‎الوفاء]] که در قرن چهارم نوشته شده و نویسنده، بسیار به آن مراجعه کرده است و نوشته‌های ابوالحسن عامری و [[ابن باجه، محمد بن یحیی|ابن باجه]] و ابوالبرکات بغدادی و [[ابن طفیل، محمد بن عبدالملک|ابن طفیل]] و [[سهروردی، یحیی بن حبش|سهروردی]] [ظاهرا مراد نویسنده از فلسفه مشائی، مشائی به معنای مصطلح نبوده، وگرنه شیخ اشراق را داخل مشائیان ذکر نمی‌کرد]<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17980/1/10 ر.ک: همان، ص10-11]</ref>.


شیوه طرح بحث در این اثر، شیوه توصیفی است؛ زیرا اقتضای طرح چنین بحثی این امر است. نویسنده، مسائل فلسفی متفرقه را از میان کتاب‌های تفسیری بیرون کشیده و آنها را به شکلی که در این کتاب آمده، درآورده و به آنها ترتیب داده است. وی در هر مسئله به‎صورت مختصر نظر بعضی از فلاسفه را ارائه کرده است و از همین رو نظر مفسرانی را که در همان مسئله، سخن فلسفی گفته‌اند، ذکر می‌کند و تفاوتی نمی‌کند که نظر مفسر در آن مسئله موافق با رأی فیلسوف باشد یا مخالف و در رد آن. او غالباً  در ذکر آیاتی که مفسران، ضمن آن سخنی فلسفی را مطرح کرده‌اند، بسیار ولع دارد. معقول است که روش کتاب، روشی تطبیقی میان نظرات مفسران و فلاسفه باشد تا میزان موافقت یا مخالفت میان دو گرایش مشخص شود. در مواردی که برخی از آرا، مخالف با قرآن کریم یا جمهور مفسران بوده‎، این اثر نقد و بررسی‌ای هم دارد<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17980/1/12 ر.ک: همان، ص12]</ref>.
شیوه طرح بحث در این اثر، شیوه توصیفی است؛ زیرا اقتضای طرح چنین بحثی این امر است. نویسنده، مسائل فلسفی متفرقه را از میان کتاب‌های تفسیری بیرون کشیده و آنها را به شکلی که در این کتاب آمده، درآورده و به آنها ترتیب داده است. وی در هر مسئله به‌صورت مختصر نظر بعضی از فلاسفه را ارائه کرده است و از همین رو نظر مفسرانی را که در همان مسئله، سخن فلسفی گفته‌اند، ذکر می‌کند و تفاوتی نمی‌کند که نظر مفسر در آن مسئله موافق با رأی فیلسوف باشد یا مخالف و در رد آن. او غالباً  در ذکر آیاتی که مفسران، ضمن آن سخنی فلسفی را مطرح کرده‌اند، بسیار ولع دارد. معقول است که روش کتاب، روشی تطبیقی میان نظرات مفسران و فلاسفه باشد تا میزان موافقت یا مخالفت میان دو گرایش مشخص شود. در مواردی که برخی از آرا، مخالف با قرآن کریم یا جمهور مفسران بوده‎، این اثر نقد و بررسی‌ای هم دارد<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17980/1/12 ر.ک: همان، ص12]</ref>.


در مدخل کتاب، تعریف مصطلحات بحث، مطرح شده است. نویسنده در آن به تعریف مصطلح فلسفه و تفسیر پرداخته است. باب اول کتاب، تحت عنوان الهیات مطرح می‌شود و در آن در ضمن دو فصل، وجود خدای تعالی و ادله آن و اسما و صفات الهی مطرح می‌شوند. در باب دوم که با عنوان عالَم مطرح شده، در سه فصل، مباحث خلقت و فنای عالم، عالم علوی (عالم افلاک و ستارگان و عرش و کرسی و ملائکه) و سببیت وجودی و دخول شر در قضای الهی بیان می‌شود. در باب سوم هم که با عنوان انسان مطرح شده، در چهار فصل، مباحثی درباره نفس انسانی، حقیقت و قوای آن، مبدأ و معاد، شناخت و اخلاق، آزادی انسانی و نبوت، مطرح می‌گردد. در پایان این ابواب، خاتمه کتاب است که مهم‎ترین دستاوردهای بحث در آن ارائه شده است.<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17980/1/13 ر.ک: همان، ص13]</ref>.
در مدخل کتاب، تعریف مصطلحات بحث، مطرح شده است. نویسنده در آن به تعریف مصطلح فلسفه و تفسیر پرداخته است. باب اول کتاب، تحت عنوان الهیات مطرح می‌شود و در آن در ضمن دو فصل، وجود خدای تعالی و ادله آن و اسما و صفات الهی مطرح می‌شوند. در باب دوم که با عنوان عالَم مطرح شده، در سه فصل، مباحث خلقت و فنای عالم، عالم علوی (عالم افلاک و ستارگان و عرش و کرسی و ملائکه) و سببیت وجودی و دخول شر در قضای الهی بیان می‌شود. در باب سوم هم که با عنوان انسان مطرح شده، در چهار فصل، مباحثی درباره نفس انسانی، حقیقت و قوای آن، مبدأ و معاد، شناخت و اخلاق، آزادی انسانی و نبوت، مطرح می‌گردد. در پایان این ابواب، خاتمه کتاب است که مهم‎ترین دستاوردهای بحث در آن ارائه شده است.<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17980/1/13 ر.ک: همان، ص13]</ref>.
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش