پرش به محتوا

أصول‌الدين (بزدوی): تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۲ اوت ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - 'ی‎د' به 'ی‌د'
جز (جایگزینی متن - 'ی‎خ' به 'ی‌خ')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
جز (جایگزینی متن - 'ی‎د' به 'ی‌د')
خط ۴۱: خط ۴۱:
محقق در مقدمه زمان و دلیل تحقیق کتاب را نوشته<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/23918/1/3 ر.ک: مقدمه محقق، ص3-4]</ref>، سپس ساختار و دسته‎بندی کتاب را به معرض نمایش گذاشته<ref>ر.ک: همان، ص5-8</ref> و در پایان سیره نویسنده را بیان نموده است.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/23918/1/9 ر.ک: همان، ص9-12]</ref>. نویسنده در مقدمه‎اش از انگیزه نگارش کتابش سخن به میان آورده است.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/23918/1/13 ر.ک: مقدمه مؤلف، ص13-14]</ref>.
محقق در مقدمه زمان و دلیل تحقیق کتاب را نوشته<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/23918/1/3 ر.ک: مقدمه محقق، ص3-4]</ref>، سپس ساختار و دسته‎بندی کتاب را به معرض نمایش گذاشته<ref>ر.ک: همان، ص5-8</ref> و در پایان سیره نویسنده را بیان نموده است.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/23918/1/9 ر.ک: همان، ص9-12]</ref>. نویسنده در مقدمه‎اش از انگیزه نگارش کتابش سخن به میان آورده است.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/23918/1/13 ر.ک: مقدمه مؤلف، ص13-14]</ref>.


[[بزدوی، محمد بن محمد|بزدوی]] در کتاب «أصول ‎الدين»، نظام کلامی خود را که در واقع همان چارچوب فکری مکتب ماتریدیه است، تبیین کرده و توضیح داده است. وی عقاید ماتریدیه را همان باورهای «اهل سنت و جماعت» و روش پیامبر(ص) دانسته و با انگیز مبارزه با اندیشه‎های فلسفی و عقاید گمراهان و بدعت‎گذاران، این کتاب را نوشته است. [[بزدوی، محمد بن محمد|بزدوی]]، فیلسوفان را به سبب عقایدی که در مورد خدا، نبوت و معاد دارند، کافر می‎داند<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/8448 ر.ک: گذشته، ناصر، ج13، ص637]</ref>.
[[بزدوی، محمد بن محمد|بزدوی]] در کتاب «أصول ‎الدين»، نظام کلامی خود را که در واقع همان چارچوب فکری مکتب ماتریدیه است، تبیین کرده و توضیح داده است. وی عقاید ماتریدیه را همان باورهای «اهل سنت و جماعت» و روش پیامبر(ص) دانسته و با انگیز مبارزه با اندیشه‎های فلسفی و عقاید گمراهان و بدعت‎گذاران، این کتاب را نوشته است. [[بزدوی، محمد بن محمد|بزدوی]]، فیلسوفان را به سبب عقایدی که در مورد خدا، نبوت و معاد دارند، کافر می‌داند<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/8448 ر.ک: گذشته، ناصر، ج13، ص637]</ref>.


ساختمان هندسی اندیشه‎های کلامی [[بزدوی، محمد بن محمد|بزدوی]] بر دو‎گانه‎انگاری جهان ذهن و جهان عین و مسلم داشتن جهان خارج، همچون یک واقعیت و حقیقت نفس‎الامری است. بدین قرار نخست با سوفسطاییان درگیر می‌شود؛ پس ‎از آن به معرفی منابع معرفت کلامی می‌پردازد و آراء دیگران را در این زمینه نقد می‌کند و تعقل و استدلال را حجت می‌شمارد. وی سپس بحث جواهر و اعراض را پیش می‌کشد تا از رهگذر آن ـ برخلاف اندیشه فیلسوفان ـ به اثبات حدوث کل عالم بپردازد و آن را مقدمه‎ای برای اثبات پدیدآورنده عالم قرار دهد؛ آنگاه در بحث توحید اثبات می‌کند که این پدیدآورنده، واحد است و اندیشه‎های دوگانه و سه‎گانه‎باوران را به ‎نقد می‌کشد<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/8448 ر.ک: همان]</ref>.
ساختمان هندسی اندیشه‎های کلامی [[بزدوی، محمد بن محمد|بزدوی]] بر دو‎گانه‎انگاری جهان ذهن و جهان عین و مسلم داشتن جهان خارج، همچون یک واقعیت و حقیقت نفس‎الامری است. بدین قرار نخست با سوفسطاییان درگیر می‌شود؛ پس ‎از آن به معرفی منابع معرفت کلامی می‌پردازد و آراء دیگران را در این زمینه نقد می‌کند و تعقل و استدلال را حجت می‌شمارد. وی سپس بحث جواهر و اعراض را پیش می‌کشد تا از رهگذر آن ـ برخلاف اندیشه فیلسوفان ـ به اثبات حدوث کل عالم بپردازد و آن را مقدمه‎ای برای اثبات پدیدآورنده عالم قرار دهد؛ آنگاه در بحث توحید اثبات می‌کند که این پدیدآورنده، واحد است و اندیشه‎های دوگانه و سه‎گانه‎باوران را به ‎نقد می‌کشد<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/8448 ر.ک: همان]</ref>.


در مبحث ذات الهی، عقیده او این است که خدا شبیه چیزی نیست و از این رهگذر با همه فرقه‎هایی که به تجسیم یا تشبیه معتقدند، درگیر می‌شود و آیه‎های مورد استناد مشبهه را به نفع الهیات تنزیهی تأویل می‌کند. در مورد صفات خدا، تبیین وی از صفات به اندیشه‎های اشاعره در این باب نزدیک می‌شود. او برخلاف معتزله، برای صفات، به حقیقتی ورای ذات معتقد است و این صفات را قائم به ذات می‎داند<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/8448 ر.ک: همان]</ref>.  
در مبحث ذات الهی، عقیده او این است که خدا شبیه چیزی نیست و از این رهگذر با همه فرقه‎هایی که به تجسیم یا تشبیه معتقدند، درگیر می‌شود و آیه‎های مورد استناد مشبهه را به نفع الهیات تنزیهی تأویل می‌کند. در مورد صفات خدا، تبیین وی از صفات به اندیشه‎های اشاعره در این باب نزدیک می‌شود. او برخلاف معتزله، برای صفات، به حقیقتی ورای ذات معتقد است و این صفات را قائم به ذات می‌داند<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/8448 ر.ک: همان]</ref>.  


در باب اراده و مشیت الهی، با یکی دانستن این دو، از باور ابوحنیفه فاصله می‌گیرد. او همسو با اهل سنت و جماعت، کلام الهی را قدیم و غیر مخلوق می‎داند و دلایل مخالفان این باور را نقد می‌کند. او بر آن است که خدا قابل دیده‎شدن است و معتقد است که شماری از مؤمنان در بهشت او را می‎بینند. در مبحث نبوت پس از اثبات نبوت عامه، به اثبات نبوت پیامبر(ص) از رهگذر معجزه‎ای چون قرآن می‌پردازد<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/8448 ر.ک: همان]</ref>.
در باب اراده و مشیت الهی، با یکی دانستن این دو، از باور ابوحنیفه فاصله می‌گیرد. او همسو با اهل سنت و جماعت، کلام الهی را قدیم و غیر مخلوق می‌داند و دلایل مخالفان این باور را نقد می‌کند. او بر آن است که خدا قابل دیده‎شدن است و معتقد است که شماری از مؤمنان در بهشت او را می‎بینند. در مبحث نبوت پس از اثبات نبوت عامه، به اثبات نبوت پیامبر(ص) از رهگذر معجزه‎ای چون قرآن می‌پردازد<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/8448 ر.ک: همان]</ref>.


در مسئله جبر و اختیار، باز او به «کسب» اشاعره نزدیک می‌شود. او برخلاف معتزله و همسو با اشاعره معتقد است که نمی‎توانیم بگوییم که کاری بر خدا واجب است یا واجب نیست؛ زیرا افعال خدا بر اساس مشیت مطلق اوست، نه بر مقتضای احکام عقل عملی و بر اساس آیاتی از قرآن خدا خبر داده است که گاه در حق بندگان کاری می‌کند که به صلاح آنان نیست. او برخلاف معتزله افعال الهی را معلل به اغراض نمی‎داند، بلکه مشیت مطلق خدا را که مقید به هیچ قیدی نیست، حاکم بر همه‎چیز می‌انگارد<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/8448 ر.ک: همان]</ref>.
در مسئله جبر و اختیار، باز او به «کسب» اشاعره نزدیک می‌شود. او برخلاف معتزله و همسو با اشاعره معتقد است که نمی‎توانیم بگوییم که کاری بر خدا واجب است یا واجب نیست؛ زیرا افعال خدا بر اساس مشیت مطلق اوست، نه بر مقتضای احکام عقل عملی و بر اساس آیاتی از قرآن خدا خبر داده است که گاه در حق بندگان کاری می‌کند که به صلاح آنان نیست. او برخلاف معتزله افعال الهی را معلل به اغراض نمی‌داند، بلکه مشیت مطلق خدا را که مقید به هیچ قیدی نیست، حاکم بر همه‎چیز می‌انگارد<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/8448 ر.ک: همان]</ref>.


در مسئله وعد و وعید، [[بزدوی، محمد بن محمد|بزدوی]] همچون مرجئه از وعیدیه سخت دور می‌شود و بر آن است که مرتکبان کبیره در دوزخ نمی‎مانند و شاید اصلاً به آنجا نروند. در باب ایمان، وی همان باور اشاعره را تأیید می‌کند. درباره اثبات روز رستاخیز، استدلال وی مبتنی بر حکمت عملی و عدل خداوند درباره کسانی است که در دنیا کیفر نمی‎بینند. چیزی که ما را به یاد استدلال امانوئل کانت فیلسوف آلمانی در این باب می‌اندازد<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/8448 ر.ک: همان]</ref>.
در مسئله وعد و وعید، [[بزدوی، محمد بن محمد|بزدوی]] همچون مرجئه از وعیدیه سخت دور می‌شود و بر آن است که مرتکبان کبیره در دوزخ نمی‎مانند و شاید اصلاً به آنجا نروند. در باب ایمان، وی همان باور اشاعره را تأیید می‌کند. درباره اثبات روز رستاخیز، استدلال وی مبتنی بر حکمت عملی و عدل خداوند درباره کسانی است که در دنیا کیفر نمی‎بینند. چیزی که ما را به یاد استدلال امانوئل کانت فیلسوف آلمانی در این باب می‌اندازد<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/8448 ر.ک: همان]</ref>.


در مبحث امامت و سیاست، بر پایه اینکه امام باید از همه برتر باشد، همچون سایر اهل سنت، ابوبکر را خلیفه شایسته پس از پیامبر(ص) می‎داند و باور شیعه را مردود می‌شمارد و معزول کردن امام را در هنگام تخلف روا نمی‎داند<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/8448 ر.ک: همان]</ref>.
در مبحث امامت و سیاست، بر پایه اینکه امام باید از همه برتر باشد، همچون سایر اهل سنت، ابوبکر را خلیفه شایسته پس از پیامبر(ص) می‌داند و باور شیعه را مردود می‌شمارد و معزول کردن امام را در هنگام تخلف روا نمی‌داند<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/8448 ر.ک: همان]</ref>.


نویسنده در پایان، فرقه‎های شیعه، خوارج، قدریه و معتزله، جبریه، مرجئه و مجسمه را به‎اختصار معرفی می‌کند.
نویسنده در پایان، فرقه‎های شیعه، خوارج، قدریه و معتزله، جبریه، مرجئه و مجسمه را به‎اختصار معرفی می‌کند.
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش