پرش به محتوا

الإلزامات و التتبع: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۱ اوت ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - 'می‎د' به 'می‌د'
جز (جایگزینی متن - ' .' به '.')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
جز (جایگزینی متن - 'می‎د' به 'می‌د')
خط ۳۸: خط ۳۸:
متن الزامات پس از ذکر عبارت «رب یسر و تمم بالخیر، بسم‎الله الرحمن الرحیم، و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت» با این عبارت شروع می‎شود: «اخبرنا الامام الحافظ ابوطاهر احمد بن محمد بن ابراهیم السلفی الاصبهانی قراءة علیه و انا اسمع فی ذی القعدة سنة ثلاث و سبعین و خمسمائة بثغر الأسکندری أنبأ الشیخ ابوالحسین المبارک بن عبدالجبار الصیرفی قرأت ببغداد من اصل سماعه فی صفر فی سنة خمس و تسعین و اربعمائة أنبأ ابوطالب محمد ابن علی بن الفتح بن محمد بن الفتح الحربی الزاهد بقراءة أبی محمد بن عبدالعزیز بن محمد النخشبی علیه قال: أخبرکم ابوالحسن علی بن عمر بن أحمد ابن مهدی الدارقطنی الحافظ فی کتابه. و قال: ذکر ما حضرنی ذکره مما أخرجه البخاری و مسلم أو أحدهما من حدیث نظیر له من التابعین الثقات ما یلزم إخراجه علی شرطهما و مذهبهما، فیما نذکره إن شاء الله تعالی و بالله التوفیق.» <ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/39644/1/63 ر.ک: متن کتاب، ص63-64]</ref>
متن الزامات پس از ذکر عبارت «رب یسر و تمم بالخیر، بسم‎الله الرحمن الرحیم، و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت» با این عبارت شروع می‎شود: «اخبرنا الامام الحافظ ابوطاهر احمد بن محمد بن ابراهیم السلفی الاصبهانی قراءة علیه و انا اسمع فی ذی القعدة سنة ثلاث و سبعین و خمسمائة بثغر الأسکندری أنبأ الشیخ ابوالحسین المبارک بن عبدالجبار الصیرفی قرأت ببغداد من اصل سماعه فی صفر فی سنة خمس و تسعین و اربعمائة أنبأ ابوطالب محمد ابن علی بن الفتح بن محمد بن الفتح الحربی الزاهد بقراءة أبی محمد بن عبدالعزیز بن محمد النخشبی علیه قال: أخبرکم ابوالحسن علی بن عمر بن أحمد ابن مهدی الدارقطنی الحافظ فی کتابه. و قال: ذکر ما حضرنی ذکره مما أخرجه البخاری و مسلم أو أحدهما من حدیث نظیر له من التابعین الثقات ما یلزم إخراجه علی شرطهما و مذهبهما، فیما نذکره إن شاء الله تعالی و بالله التوفیق.» <ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/39644/1/63 ر.ک: متن کتاب، ص63-64]</ref>


اما کتاب التتبع از [[دارقطنی، علی بن عمر|دارقطنی]]، وی در این اثر، دویست حدیث از روایات صحیحین که در آن علت و مشکلی می‎دیده را نقد کرده است. احادیث این کتاب به دویست و هجده روایت می‎رسد که ده مورد از آن‎ها تکراری است و در جاهای خودش در کتاب به آن تذکر داده شده است. هفت حدیث را هم در الزام من لم یخرجها من الشیخین ذکر کرده است و روایت آخری هم در صحیحین نیست که به این موارد نیز در مواضعشان اشاره شده است. با این حساب بدون احتساب روایات تکراری و دیگر مواردی که ذکر شد، دویست روایت باقی می‎ماند. نکته‎ای که باید به آن توجه داشت این است که غالب استدراکات [[دارقطنی، علی بن عمر|دارقطنی]] در استدراکات صناعت حدیثی است نه در متون آن. به این امر در مقدمه کتاب هم اشاره شده و مثال‎هایی نیز برای این مورد زده شده است. بااین‎حال باید توجه داشت که معنی این سخن آن نیست که انتقادات در صناعت حدیثی ارزشمند نیستند. چه‎بسا محدثی به خاطر سند یک حدیث، سفرها که نمی‎کرد درحالی‎که متن روایت از طریق دیگری برایش ثابت شده بود؛ مثلاً هنگامی‎که ابواسحاق استاد شعبة بن حجاج، حدیث عبدالله بن عطاء از عقبة بن عامر در فضل وضو را برای او خواند شعبه از ابواسحاق پرسید؟ آیا عبدالله بن عطاء از عقبة بن عامر آن را پرسیده است؟ که این سؤال ابواسحاق را عصبانی کرد. شعبه برای روشن شدن مطلب نزد عبدالله بن عطاء در مکه رفت. عبدالله بن عطاء گفت: سعد بن ابراهیم و سعد مدنی این روایت را برای من گفته‎اند. شعبه به مدینه رفت. مدنی گفت: زیاد بن مخراق (بصری) برایم این روایت را گفته و ازاین‎رو از مدینه به بصره سفر کرد. زیاد در آنجا گفت: شهر بن حوشب از ابوریحانه از عقبة بن عامر این روایت را برایم خوانده که در آنجا شعبه گفت: «أفسده علی شهر و لو صح لکان احب الی من اهلی و مالی و ولدی». این روایت را خطیب در «الرحلة» و «الکفایة» و ابن ابی حاتم در مقدمه «الجرح و التعدیل» در ترجمه شعبه نقل کرده‎اند و ذهبی در ترجمه عبدالله بن عطاء در «المیزان». این در حالی است که روایت موردبحث، در صحیح مسلم از غیر طریق مذکور، ثابت شده است.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/39644/1/382 ر.ک: خاتمه کتاب، ص382]</ref> به‎هرحال این‎گونه استدراکات از روی هوا و هوس از جانب [[دارقطنی، علی بن عمر|دارقطنی]] صادر نشده و دلیل بر این امر این است که وی روایات در تتبع را ذکر می‎کند و سپس بحث را به تصویب آنچه در کتاب صحیحِ موردنظر است، ختم می‎کند. این مطلب نشانه میزان تلاش او در بیان حق و انصافش دراین‎ارتباط است.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/39644/1/382 ر.ک: همان، ص382-383]</ref>
اما کتاب التتبع از [[دارقطنی، علی بن عمر|دارقطنی]]، وی در این اثر، دویست حدیث از روایات صحیحین که در آن علت و مشکلی می‌دیده را نقد کرده است. احادیث این کتاب به دویست و هجده روایت می‎رسد که ده مورد از آن‎ها تکراری است و در جاهای خودش در کتاب به آن تذکر داده شده است. هفت حدیث را هم در الزام من لم یخرجها من الشیخین ذکر کرده است و روایت آخری هم در صحیحین نیست که به این موارد نیز در مواضعشان اشاره شده است. با این حساب بدون احتساب روایات تکراری و دیگر مواردی که ذکر شد، دویست روایت باقی می‎ماند. نکته‎ای که باید به آن توجه داشت این است که غالب استدراکات [[دارقطنی، علی بن عمر|دارقطنی]] در استدراکات صناعت حدیثی است نه در متون آن. به این امر در مقدمه کتاب هم اشاره شده و مثال‎هایی نیز برای این مورد زده شده است. بااین‎حال باید توجه داشت که معنی این سخن آن نیست که انتقادات در صناعت حدیثی ارزشمند نیستند. چه‎بسا محدثی به خاطر سند یک حدیث، سفرها که نمی‎کرد درحالی‎که متن روایت از طریق دیگری برایش ثابت شده بود؛ مثلاً هنگامی‎که ابواسحاق استاد شعبة بن حجاج، حدیث عبدالله بن عطاء از عقبة بن عامر در فضل وضو را برای او خواند شعبه از ابواسحاق پرسید؟ آیا عبدالله بن عطاء از عقبة بن عامر آن را پرسیده است؟ که این سؤال ابواسحاق را عصبانی کرد. شعبه برای روشن شدن مطلب نزد عبدالله بن عطاء در مکه رفت. عبدالله بن عطاء گفت: سعد بن ابراهیم و سعد مدنی این روایت را برای من گفته‎اند. شعبه به مدینه رفت. مدنی گفت: زیاد بن مخراق (بصری) برایم این روایت را گفته و ازاین‎رو از مدینه به بصره سفر کرد. زیاد در آنجا گفت: شهر بن حوشب از ابوریحانه از عقبة بن عامر این روایت را برایم خوانده که در آنجا شعبه گفت: «أفسده علی شهر و لو صح لکان احب الی من اهلی و مالی و ولدی». این روایت را خطیب در «الرحلة» و «الکفایة» و ابن ابی حاتم در مقدمه «الجرح و التعدیل» در ترجمه شعبه نقل کرده‎اند و ذهبی در ترجمه عبدالله بن عطاء در «المیزان». این در حالی است که روایت موردبحث، در صحیح مسلم از غیر طریق مذکور، ثابت شده است.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/39644/1/382 ر.ک: خاتمه کتاب، ص382]</ref> به‎هرحال این‎گونه استدراکات از روی هوا و هوس از جانب [[دارقطنی، علی بن عمر|دارقطنی]] صادر نشده و دلیل بر این امر این است که وی روایات در تتبع را ذکر می‎کند و سپس بحث را به تصویب آنچه در کتاب صحیحِ موردنظر است، ختم می‎کند. این مطلب نشانه میزان تلاش او در بیان حق و انصافش دراین‎ارتباط است.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/39644/1/382 ر.ک: همان، ص382-383]</ref>


در التتبع، روایات مسندهای ابوهریره، عبدالله بن عمرو، ابوموسی اشعری، عمران بن ابی حصین، حذیفه، سعد بن ابی وقاص، ابوسعید خدری، سهل بن سعد، سلمان فارسی، مغیرة بن شعبه، ابی بکره، ابن عبدالله بن مسعود، کعب بن مالک، ام‎سلمه، انس، عمر بن خطاب، عثمان، علی بن ابی‎طالب(ع)، عبدالرحمن بن عوف، عبدالله بن عمر، انس بن مالک، عبدالله بن عباس، عایشه، بریده بن حصیب، جابر بن عبدالله انصاری و... ذکر و نقد شده است.
در التتبع، روایات مسندهای ابوهریره، عبدالله بن عمرو، ابوموسی اشعری، عمران بن ابی حصین، حذیفه، سعد بن ابی وقاص، ابوسعید خدری، سهل بن سعد، سلمان فارسی، مغیرة بن شعبه، ابی بکره، ابن عبدالله بن مسعود، کعب بن مالک، ام‎سلمه، انس، عمر بن خطاب، عثمان، علی بن ابی‎طالب(ع)، عبدالرحمن بن عوف، عبدالله بن عمر، انس بن مالک، عبدالله بن عباس، عایشه، بریده بن حصیب، جابر بن عبدالله انصاری و... ذکر و نقد شده است.
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش