پرش به محتوا

أوضح المسالك إلی معرفة البلدان و الممالك: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۳ اکتبر ۲۰۱۸
جز
جایگزینی متن - 'يك' به 'یک'
جز (جایگزینی متن - 'براى' به 'برای')
جز (جایگزینی متن - 'يك' به 'یک')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
خط ۵۵: خط ۵۵:
به جهت اين ارتباط تنگاتنگ ما بين اوضح المسالك و کتاب تقویم البلدان لازم است، اشاره شود كه تقویم البلدان به دو بخش اصلى تقسيم مى‌گردد:
به جهت اين ارتباط تنگاتنگ ما بين اوضح المسالك و کتاب تقویم البلدان لازم است، اشاره شود كه تقویم البلدان به دو بخش اصلى تقسيم مى‌گردد:


بخش نخست، مقدمه کتاب است كه درباره تقسيمات زمين، خط استواء، اقليم‌هاى هفتگانه، قسمت‌هاى آبادان زمين و مساحت هر يك مطالب مهمى را بيان مى‌دارد.
بخش نخست، مقدمه کتاب است كه درباره تقسيمات زمين، خط استواء، اقليم‌هاى هفتگانه، قسمت‌هاى آبادان زمين و مساحت هر یک مطالب مهمى را بيان مى‌دارد.


بخش بعدى، كه طولانى‌تر است، خود مشتمل بر 28 قسمت است كه در هر قسمت درباره يكى از اقاليم سبعه و اخلاق و عادات ساكنان آن و نيز آثار باستانى موجود در آنها و... سخن گفته شده است.
بخش بعدى، كه طولانى‌تر است، خود مشتمل بر 28 قسمت است كه در هر قسمت درباره یکى از اقاليم سبعه و اخلاق و عادات ساكنان آن و نيز آثار باستانى موجود در آنها و... سخن گفته شده است.


ابن سپاهى زاده در اين کتاب به همان روش کتاب ابوالفداء به معرفى شهرها، البته به ترتيب حروف الفبا مى‌پردازد و در ضبط دقيق اسامى از کتاب‌هاى لغت و انساب نظير: الصحاح؛ جوهرى، العباب الزاخر و اللباب الفاخر؛ صنعانى، [[القاموس المحيط]]؛ فيروزآبادى و...بهره مى‌برد كه با اين كار زحمت خواننده را در دستيابى به ضبط دقيق شكل اسامى، كه بى‌توجهى بدان باعث بروز تحريف و افتادگى در آثار بسيارى از جغرافيا نویسان شده، كم كرده است. هرچند در بسيارى موارد آنچه را كه در تقویم البلدان آمده، مغفول گذارده و بابى را بدان اختصاص نداده است و لو از آنها در خلال ديگر مطالب ياد كرده است. سپاهى زاده جز اينكه کتاب را در قالب تازه عربى ريخته، قسمت‌هايى از اين کتاب را نيز به تركى برگردانده است.
ابن سپاهى زاده در اين کتاب به همان روش کتاب ابوالفداء به معرفى شهرها، البته به ترتيب حروف الفبا مى‌پردازد و در ضبط دقيق اسامى از کتاب‌هاى لغت و انساب نظير: الصحاح؛ جوهرى، العباب الزاخر و اللباب الفاخر؛ صنعانى، [[القاموس المحيط]]؛ فيروزآبادى و...بهره مى‌برد كه با اين كار زحمت خواننده را در دستيابى به ضبط دقيق شكل اسامى، كه بى‌توجهى بدان باعث بروز تحريف و افتادگى در آثار بسيارى از جغرافيا نویسان شده، كم كرده است. هرچند در بسيارى موارد آنچه را كه در تقویم البلدان آمده، مغفول گذارده و بابى را بدان اختصاص نداده است و لو از آنها در خلال ديگر مطالب ياد كرده است. سپاهى زاده جز اينكه کتاب را در قالب تازه عربى ريخته، قسمت‌هايى از اين کتاب را نيز به تركى برگردانده است.
خط ۶۳: خط ۶۳:
مؤلف، در مقدمه کتاب به منابعى كه از آنها در نگارش اين کتاب سود جسته، منابعى كه عمدتاً همان منابع تقویم البلدان هستند، اشاره مى‌كند كه از آن جمله‌اند: نزهة المشتاق؛ شريف [[ادریسی، محمد بن محمد|ادريسى]]، المسالك و الممالك؛ ابن خردادبه، القانون المسعودى؛ [[ابوریحان بیرونی، محمد بن احمد|ابوريحان بيرونى]] و...
مؤلف، در مقدمه کتاب به منابعى كه از آنها در نگارش اين کتاب سود جسته، منابعى كه عمدتاً همان منابع تقویم البلدان هستند، اشاره مى‌كند كه از آن جمله‌اند: نزهة المشتاق؛ شريف [[ادریسی، محمد بن محمد|ادريسى]]، المسالك و الممالك؛ ابن خردادبه، القانون المسعودى؛ [[ابوریحان بیرونی، محمد بن احمد|ابوريحان بيرونى]] و...


در بخش نخست كه به معرفى درياها اختصاص دارد، مؤلف از پنج درياى: محيط، چين، روم، نِيطِش و خزر به عنوان درياهاى بزرگ ياد مى‌كند و به معرفى ساير درياها و طول و عرض جغرافيايى هر يك مى‌پردازد. برخى از اين درياها عبارتند از: درياى قلزم، فارس، اخضر، اقيانوس و....
در بخش نخست كه به معرفى درياها اختصاص دارد، مؤلف از پنج درياى: محيط، چين، روم، نِيطِش و خزر به عنوان درياهاى بزرگ ياد مى‌كند و به معرفى ساير درياها و طول و عرض جغرافيايى هر یک مى‌پردازد. برخى از اين درياها عبارتند از: درياى قلزم، فارس، اخضر، اقيانوس و....


در بخش دوم، درياچه‌ها و طول و عرض جغرافيايى آنها معرفى گرديده است. برخى از اين درياچه‌ها عبارتند از: درياچه سودان، فيّوم، زُغَر، بانياس، دمشق، بقاع، أنطاكيه، تلا و.... مؤلف همچنين درباره برخى درياها و درياچه‌ها به نقل حكايات شگفت مى‌پردازد.
در بخش دوم، درياچه‌ها و طول و عرض جغرافيايى آنها معرفى گرديده است. برخى از اين درياچه‌ها عبارتند از: درياچه سودان، فيّوم، زُغَر، بانياس، دمشق، بقاع، أنطاكيه، تلا و.... مؤلف همچنين درباره برخى درياها و درياچه‌ها به نقل حكايات شگفت مى‌پردازد.
خط ۶۹: خط ۶۹:
در بخش سوم، به معرفى رودهاى بزرگى؛ چون: رود نيل در مصر، كه به گفته نویسنده در بين رودهاى جهان بى‌نظير است، رود أشبيليه، رود اردن، رود يرموك، رود جيحون، رود فرات، رود دجله و...پرداخته شده و طول و عرض جغرافيايى آنها بيان گرديده است.
در بخش سوم، به معرفى رودهاى بزرگى؛ چون: رود نيل در مصر، كه به گفته نویسنده در بين رودهاى جهان بى‌نظير است، رود أشبيليه، رود اردن، رود يرموك، رود جيحون، رود فرات، رود دجله و...پرداخته شده و طول و عرض جغرافيايى آنها بيان گرديده است.


در بخش چهارم به معرفى كوه‌هاى: القَمَر يا القُمر (به سكون ميم)، دَرَن، طارق، جالوت، طور، جودى، دماوند و...پرداخته شده و طول و عرض جغرافيايى هر يك ذكر شده است.
در بخش چهارم به معرفى كوه‌هاى: القَمَر يا القُمر (به سكون ميم)، دَرَن، طارق، جالوت، طور، جودى، دماوند و...پرداخته شده و طول و عرض جغرافيايى هر یک ذكر شده است.


در بخش پنجم، از دو اقليم نام برده شده است: اقليم حقيقى كه شامل اقاليم هفتگانه است و اقليم عرفى كه شامل هر سرزمينى است كه خود شمار زيادى از اماكن و شهرها را در بر دارد؛ مانند: شام و عراق و غيره. به گفته مؤلف، گاهى اقليمى عرفى بخشى از يك اقليم حقيقى و يا جزئى از دو اقليم حقيقى و يا بيشتر است؛ مانند شام كه بخشى از آن جزء اقليم سوم از اقاليم سبعه است و بخشى ديگر جزيى از اقليم چهارم از اقاليم سبعه. يا مانند چين كه مى‌گویند چون عرض جغرافيايى آن از طولش بيشتر است، مشتمل بر رؤوس اقاليم شرقى و حتى اطراف اقاليم سبعه نيز مى‌باشد.
در بخش پنجم، از دو اقليم نام برده شده است: اقليم حقيقى كه شامل اقاليم هفتگانه است و اقليم عرفى كه شامل هر سرزمينى است كه خود شمار زيادى از اماكن و شهرها را در بر دارد؛ مانند: شام و عراق و غيره. به گفته مؤلف، گاهى اقليمى عرفى بخشى از یک اقليم حقيقى و يا جزئى از دو اقليم حقيقى و يا بيشتر است؛ مانند شام كه بخشى از آن جزء اقليم سوم از اقاليم سبعه است و بخشى ديگر جزيى از اقليم چهارم از اقاليم سبعه. يا مانند چين كه مى‌گویند چون عرض جغرافيايى آن از طولش بيشتر است، مشتمل بر رؤوس اقاليم شرقى و حتى اطراف اقاليم سبعه نيز مى‌باشد.


به گفته مؤلف، جمهور جغرافيا دانان، مبدأ طول جغرافيايى را از ساحل درياى غربى (اقيانوس اطلس) و جزاير خالدات، و عرض جغرافيايى را از خط استوا در نظر گرفته‌اند. اما يادآور مى‌شود كه در ترتيب اقاليم به حسب عرض جغرافيايى آنها اختلاف نظر وجود دارد؛ يعنى برخى مبدأ اقليم نخست را خط استوا و آخر اقليم هفتم را منتهاى قسمت معموره زمين دانسته‌اند؛ اما ديدگاه محققان، كه مؤلف خود آن را برگزيده است، اين است كه ابتداى اقليم نخست عرض دوازده درجه و دو سوم درجه و انتهاى اقليم هفتم عرض پنجاه درجه و يك سوم درجه است. مؤلف نيز مبدأ عرض جغرافيايى اقاليم سبعه را بر اساس همين ديدگاه مختار مرتب ساخته است؛ اما درباره مبدأ طول جغرافيايى اقاليم همان نظر جمهور را پذيرفته است.
به گفته مؤلف، جمهور جغرافيا دانان، مبدأ طول جغرافيايى را از ساحل درياى غربى (اقيانوس اطلس) و جزاير خالدات، و عرض جغرافيايى را از خط استوا در نظر گرفته‌اند. اما يادآور مى‌شود كه در ترتيب اقاليم به حسب عرض جغرافيايى آنها اختلاف نظر وجود دارد؛ يعنى برخى مبدأ اقليم نخست را خط استوا و آخر اقليم هفتم را منتهاى قسمت معموره زمين دانسته‌اند؛ اما ديدگاه محققان، كه مؤلف خود آن را برگزيده است، اين است كه ابتداى اقليم نخست عرض دوازده درجه و دو سوم درجه و انتهاى اقليم هفتم عرض پنجاه درجه و یک سوم درجه است. مؤلف نيز مبدأ عرض جغرافيايى اقاليم سبعه را بر اساس همين ديدگاه مختار مرتب ساخته است؛ اما درباره مبدأ طول جغرافيايى اقاليم همان نظر جمهور را پذيرفته است.


در اين بخش، همچنين مؤلف به بررسى موضوعى كه از جنبه جغرافياى عمومى حائز اهميت است؛ يعنى بررسى موضوع مساحت پرداخته و به مناسبت درباره اختلاف نظرهاى موجود درباره اصطلاحات: ذراع، ميل و فرسخ بحث كرده است. از آن پس به بيان مساحت اقاليم هفتگانه بنا بر ديدگاه قدما و متاخرين پرداخته است.
در اين بخش، همچنين مؤلف به بررسى موضوعى كه از جنبه جغرافياى عمومى حائز اهميت است؛ يعنى بررسى موضوع مساحت پرداخته و به مناسبت درباره اختلاف نظرهاى موجود درباره اصطلاحات: ذراع، ميل و فرسخ بحث كرده است. از آن پس به بيان مساحت اقاليم هفتگانه بنا بر ديدگاه قدما و متاخرين پرداخته است.
خط ۷۹: خط ۷۹:
در برخى موارد هم كه طول و عرض صحيح برخى اقاليم برای مؤلف واضح نبوده، بر پايه فاصله اين اقاليم از سرزمين‌هايى كه طول و عرضشان معلوم بوده، طول و عرض آنها را حساب كرده و همچون ابوالفداء، در اين محاسبات از [[ابوریحان بیرونی، محمد بن احمد|ابوريحان بيرونى]] پيروى كرده است.
در برخى موارد هم كه طول و عرض صحيح برخى اقاليم برای مؤلف واضح نبوده، بر پايه فاصله اين اقاليم از سرزمين‌هايى كه طول و عرضشان معلوم بوده، طول و عرض آنها را حساب كرده و همچون ابوالفداء، در اين محاسبات از [[ابوریحان بیرونی، محمد بن احمد|ابوريحان بيرونى]] پيروى كرده است.


در پایان اين بخش، مؤلف يادآور مى‌شود كه شهرهاى فراوانى وجود دارند كه در هيچ يك از اقاليم سبعه نمى‌گنجند و اينها شهرهایى هستند كه در وراى اقليم اول در طرف جنوب و نيز پس از آخرين نقطه اقليم هفتم از سمت شمال و نيز آخرين نقطه معموره زمين در شمال قرار گرفته‌اند. از آن پس، مؤلف از اقاليم عرفى كه بالغ بر بيست و نه اقليم است، نام مى‌برد.
در پایان اين بخش، مؤلف يادآور مى‌شود كه شهرهاى فراوانى وجود دارند كه در هيچ یک از اقاليم سبعه نمى‌گنجند و اينها شهرهایى هستند كه در وراى اقليم اول در طرف جنوب و نيز پس از آخرين نقطه اقليم هفتم از سمت شمال و نيز آخرين نقطه معموره زمين در شمال قرار گرفته‌اند. از آن پس، مؤلف از اقاليم عرفى كه بالغ بر بيست و نه اقليم است، نام مى‌برد.


در ادامه اين بخش، كه قسمت عمده کتاب را به خود اختصاص داده است، مؤلف به معرفى شهرها و آبادى‌هاى موجود در اقاليم مذكور به ترتيب حروف الفبا مى‌پردازد و طول و عرض جغرافيايى آنها را ذكر مى‌كند.
در ادامه اين بخش، كه قسمت عمده کتاب را به خود اختصاص داده است، مؤلف به معرفى شهرها و آبادى‌هاى موجود در اقاليم مذكور به ترتيب حروف الفبا مى‌پردازد و طول و عرض جغرافيايى آنها را ذكر مى‌كند.
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش