الفقه موسوعة استدلالية في الفقه الإسلامي: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۶ سپتامبر ۲۰۱۸
جز
جایگزینی متن - 'پايان' به 'پایان'
جز (جایگزینی متن - '== انگيزه تأليف == ' به '== انگيزه تأليف == ')
جز (جایگزینی متن - 'پايان' به 'پایان')
خط ۴۶: خط ۴۶:
#:مفهوم قاعده يد، تسلط مالك و وكيل وى است بر هر آنچه كه تحت سلطه‌اش مى‌باشد و فرقى بين اينكه مالك يكى باشد يا چند نفر، مسلمان باشد يا كافر، مرد باشد يا زن، نيست.
#:مفهوم قاعده يد، تسلط مالك و وكيل وى است بر هر آنچه كه تحت سلطه‌اش مى‌باشد و فرقى بين اينكه مالك يكى باشد يا چند نفر، مسلمان باشد يا كافر، مرد باشد يا زن، نيست.
#:در ادامه، نگارنده اين قاعده را عمومیت مى‌دهد و مى‌گويد: اين قاعده حتى در مورد نسب و نواميس هم جارى مى‌شود. براى مثال اگر ذو اليد گفت اين ديوانه يا اين بچه، فرزند من است، يا اين خانم همسر من است، حرف وى قبول مى‌شود و قاعد يد اين‌جا هم جارى مى‌گردد.
#:در ادامه، نگارنده اين قاعده را عمومیت مى‌دهد و مى‌گويد: اين قاعده حتى در مورد نسب و نواميس هم جارى مى‌شود. براى مثال اگر ذو اليد گفت اين ديوانه يا اين بچه، فرزند من است، يا اين خانم همسر من است، حرف وى قبول مى‌شود و قاعد يد اين‌جا هم جارى مى‌گردد.
#:البته وى اذعان مى‌دارد كه اين قاعده فقط براى خود شخص قابل اجرا است؛ يعنى در صورتى كه آن سلطه‌اى كه بر مال دارد، مشترك نباشد و يا احتمال وجود فرد ديگر در بين نباشد، اين قاعده جارى مى‌شود. مثلاًاگر شخصى مالى را در صندوق داخل منزلش يافت، و لو اينكه مجهول باشد، مال خودش به حساب مى‌آيد؛ در حالى كه اگر همان مال در صندوقى در جاى مشترك و عمومى قرار داشته باشد قاعده يد جارى نمى‌شود. وى هم‌چنين اين قاعده را به بحث حليت، تذكيه، طهارت و نجاست، قبله، كرّيت و عدم كرّيت و ملكيت هم سرايت مى‌دهد و قول صاحب يد را در اين موارد هم قابل قبول مى‌داند و در پايان، احكام و فروع فراوانى براى اين قاعده و كاربردهايش بيان مى‌كند.
#:البته وى اذعان مى‌دارد كه اين قاعده فقط براى خود شخص قابل اجرا است؛ يعنى در صورتى كه آن سلطه‌اى كه بر مال دارد، مشترك نباشد و يا احتمال وجود فرد ديگر در بين نباشد، اين قاعده جارى مى‌شود. مثلاًاگر شخصى مالى را در صندوق داخل منزلش يافت، و لو اينكه مجهول باشد، مال خودش به حساب مى‌آيد؛ در حالى كه اگر همان مال در صندوقى در جاى مشترك و عمومى قرار داشته باشد قاعده يد جارى نمى‌شود. وى هم‌چنين اين قاعده را به بحث حليت، تذكيه، طهارت و نجاست، قبله، كرّيت و عدم كرّيت و ملكيت هم سرايت مى‌دهد و قول صاحب يد را در اين موارد هم قابل قبول مى‌داند و در پایان، احكام و فروع فراوانى براى اين قاعده و كاربردهايش بيان مى‌كند.
#قاعده جبّ الإسلام
#قاعده جبّ الإسلام
#:در صدر اسلام كسانى كه تازه مسلمان مى‌شدند مورد بخشش قرار مى‌گرفتند و اعمال واجب الهى، كه اگر مسلمان بودند بايد انجام مى‌دادند و در صورت ترك بايد قضا مى‌كردند، از عهده آنها برداشته شده بود و اين مهم به امر پيامبر(ص) انجام مى‌گرفت. سپس به صورت يك قاعده مسلم فقهى در ادوار بعد هم به اثبات رسيد كه آن را قاعده جب الإسلام مى‌گويند.
#:در صدر اسلام كسانى كه تازه مسلمان مى‌شدند مورد بخشش قرار مى‌گرفتند و اعمال واجب الهى، كه اگر مسلمان بودند بايد انجام مى‌دادند و در صورت ترك بايد قضا مى‌كردند، از عهده آنها برداشته شده بود و اين مهم به امر پيامبر(ص) انجام مى‌گرفت. سپس به صورت يك قاعده مسلم فقهى در ادوار بعد هم به اثبات رسيد كه آن را قاعده جب الإسلام مى‌گويند.
خط ۵۳: خط ۵۳:
#قاعده قرعه
#قاعده قرعه
#:نويسنده در آغاز اين بخش دليل‌هاى اين قاعده را ذكر كرده و روايات آن را متواتر و وجود اجماع را براى آن قطعى و دليل قرآنى را پشتوانه اين ادله دانسته است. وى سپس مورد اجراى قرعه را فقط در موضوعات منحصر مى‌داند و اجراى آن را در احكام، غير جايز مى‌شمارد و كيفيت اجراى آن را به عرف محول كرده است.
#:نويسنده در آغاز اين بخش دليل‌هاى اين قاعده را ذكر كرده و روايات آن را متواتر و وجود اجماع را براى آن قطعى و دليل قرآنى را پشتوانه اين ادله دانسته است. وى سپس مورد اجراى قرعه را فقط در موضوعات منحصر مى‌داند و اجراى آن را در احكام، غير جايز مى‌شمارد و كيفيت اجراى آن را به عرف محول كرده است.
#:در پايان اين بحث، استخاره هم از اقسام قرعه به حساب آمده و گفته شده كه فرقى بين استخاره با قرآن و ديگر انواع آن نيست.
#:در پایان اين بحث، استخاره هم از اقسام قرعه به حساب آمده و گفته شده كه فرقى بين استخاره با قرآن و ديگر انواع آن نيست.
#قاعده نفي سبيل
#قاعده نفي سبيل
#:هر چند اين قاعده قرآنى است و نيازى به برهان و استدلال براى اثباتش نيست ولى مؤلف روايات متعدد و اجماع قولى و عملى قطعى و حكم عقل را براى اثبات آن ذكر كرده است.
#:هر چند اين قاعده قرآنى است و نيازى به برهان و استدلال براى اثباتش نيست ولى مؤلف روايات متعدد و اجماع قولى و عملى قطعى و حكم عقل را براى اثبات آن ذكر كرده است.
خط ۷۸: خط ۷۸:
#:قاعده اهم و مهم، قاعده عسر (سختى و در تنگنا قرار گرفتن)، اصالة الصحة، قاعده حيازت، قاعده اعراض، قاعده تيسير از ديگر قواعدى است كه در اين كتاب مورد بررسى فقهى قرار گرفته است.
#:قاعده اهم و مهم، قاعده عسر (سختى و در تنگنا قرار گرفتن)، اصالة الصحة، قاعده حيازت، قاعده اعراض، قاعده تيسير از ديگر قواعدى است كه در اين كتاب مورد بررسى فقهى قرار گرفته است.


مؤلف در پايان، قاعده‌هاى فقهى و اصولى فراوانى را كه از آيات، روايات و متون فقهى به دست آمده فهرست كرده است.
مؤلف در پایان، قاعده‌هاى فقهى و اصولى فراوانى را كه از آيات، روايات و متون فقهى به دست آمده فهرست كرده است.


منابع مورد استناد نگارنده در پاورقى و فهرست موضوعات در پايان كتاب ارائه شده است.
منابع مورد استناد نگارنده در پاورقى و فهرست موضوعات در پایان كتاب ارائه شده است.


[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:25 تیر الی 24 مرداد]]
[[رده:25 تیر الی 24 مرداد]]
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش