۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '== انگيزه تأليف == ' به '== انگيزه تأليف == ') |
جز (جایگزینی متن - 'پايان' به 'پایان') |
||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
#:مفهوم قاعده يد، تسلط مالك و وكيل وى است بر هر آنچه كه تحت سلطهاش مىباشد و فرقى بين اينكه مالك يكى باشد يا چند نفر، مسلمان باشد يا كافر، مرد باشد يا زن، نيست. | #:مفهوم قاعده يد، تسلط مالك و وكيل وى است بر هر آنچه كه تحت سلطهاش مىباشد و فرقى بين اينكه مالك يكى باشد يا چند نفر، مسلمان باشد يا كافر، مرد باشد يا زن، نيست. | ||
#:در ادامه، نگارنده اين قاعده را عمومیت مىدهد و مىگويد: اين قاعده حتى در مورد نسب و نواميس هم جارى مىشود. براى مثال اگر ذو اليد گفت اين ديوانه يا اين بچه، فرزند من است، يا اين خانم همسر من است، حرف وى قبول مىشود و قاعد يد اينجا هم جارى مىگردد. | #:در ادامه، نگارنده اين قاعده را عمومیت مىدهد و مىگويد: اين قاعده حتى در مورد نسب و نواميس هم جارى مىشود. براى مثال اگر ذو اليد گفت اين ديوانه يا اين بچه، فرزند من است، يا اين خانم همسر من است، حرف وى قبول مىشود و قاعد يد اينجا هم جارى مىگردد. | ||
#:البته وى اذعان مىدارد كه اين قاعده فقط براى خود شخص قابل اجرا است؛ يعنى در صورتى كه آن سلطهاى كه بر مال دارد، مشترك نباشد و يا احتمال وجود فرد ديگر در بين نباشد، اين قاعده جارى مىشود. مثلاًاگر شخصى مالى را در صندوق داخل منزلش يافت، و لو اينكه مجهول باشد، مال خودش به حساب مىآيد؛ در حالى كه اگر همان مال در صندوقى در جاى مشترك و عمومى قرار داشته باشد قاعده يد جارى نمىشود. وى همچنين اين قاعده را به بحث حليت، تذكيه، طهارت و نجاست، قبله، كرّيت و عدم كرّيت و ملكيت هم سرايت مىدهد و قول صاحب يد را در اين موارد هم قابل قبول مىداند و در | #:البته وى اذعان مىدارد كه اين قاعده فقط براى خود شخص قابل اجرا است؛ يعنى در صورتى كه آن سلطهاى كه بر مال دارد، مشترك نباشد و يا احتمال وجود فرد ديگر در بين نباشد، اين قاعده جارى مىشود. مثلاًاگر شخصى مالى را در صندوق داخل منزلش يافت، و لو اينكه مجهول باشد، مال خودش به حساب مىآيد؛ در حالى كه اگر همان مال در صندوقى در جاى مشترك و عمومى قرار داشته باشد قاعده يد جارى نمىشود. وى همچنين اين قاعده را به بحث حليت، تذكيه، طهارت و نجاست، قبله، كرّيت و عدم كرّيت و ملكيت هم سرايت مىدهد و قول صاحب يد را در اين موارد هم قابل قبول مىداند و در پایان، احكام و فروع فراوانى براى اين قاعده و كاربردهايش بيان مىكند. | ||
#قاعده جبّ الإسلام | #قاعده جبّ الإسلام | ||
#:در صدر اسلام كسانى كه تازه مسلمان مىشدند مورد بخشش قرار مىگرفتند و اعمال واجب الهى، كه اگر مسلمان بودند بايد انجام مىدادند و در صورت ترك بايد قضا مىكردند، از عهده آنها برداشته شده بود و اين مهم به امر پيامبر(ص) انجام مىگرفت. سپس به صورت يك قاعده مسلم فقهى در ادوار بعد هم به اثبات رسيد كه آن را قاعده جب الإسلام مىگويند. | #:در صدر اسلام كسانى كه تازه مسلمان مىشدند مورد بخشش قرار مىگرفتند و اعمال واجب الهى، كه اگر مسلمان بودند بايد انجام مىدادند و در صورت ترك بايد قضا مىكردند، از عهده آنها برداشته شده بود و اين مهم به امر پيامبر(ص) انجام مىگرفت. سپس به صورت يك قاعده مسلم فقهى در ادوار بعد هم به اثبات رسيد كه آن را قاعده جب الإسلام مىگويند. | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
#قاعده قرعه | #قاعده قرعه | ||
#:نويسنده در آغاز اين بخش دليلهاى اين قاعده را ذكر كرده و روايات آن را متواتر و وجود اجماع را براى آن قطعى و دليل قرآنى را پشتوانه اين ادله دانسته است. وى سپس مورد اجراى قرعه را فقط در موضوعات منحصر مىداند و اجراى آن را در احكام، غير جايز مىشمارد و كيفيت اجراى آن را به عرف محول كرده است. | #:نويسنده در آغاز اين بخش دليلهاى اين قاعده را ذكر كرده و روايات آن را متواتر و وجود اجماع را براى آن قطعى و دليل قرآنى را پشتوانه اين ادله دانسته است. وى سپس مورد اجراى قرعه را فقط در موضوعات منحصر مىداند و اجراى آن را در احكام، غير جايز مىشمارد و كيفيت اجراى آن را به عرف محول كرده است. | ||
#:در | #:در پایان اين بحث، استخاره هم از اقسام قرعه به حساب آمده و گفته شده كه فرقى بين استخاره با قرآن و ديگر انواع آن نيست. | ||
#قاعده نفي سبيل | #قاعده نفي سبيل | ||
#:هر چند اين قاعده قرآنى است و نيازى به برهان و استدلال براى اثباتش نيست ولى مؤلف روايات متعدد و اجماع قولى و عملى قطعى و حكم عقل را براى اثبات آن ذكر كرده است. | #:هر چند اين قاعده قرآنى است و نيازى به برهان و استدلال براى اثباتش نيست ولى مؤلف روايات متعدد و اجماع قولى و عملى قطعى و حكم عقل را براى اثبات آن ذكر كرده است. | ||
| خط ۷۸: | خط ۷۸: | ||
#:قاعده اهم و مهم، قاعده عسر (سختى و در تنگنا قرار گرفتن)، اصالة الصحة، قاعده حيازت، قاعده اعراض، قاعده تيسير از ديگر قواعدى است كه در اين كتاب مورد بررسى فقهى قرار گرفته است. | #:قاعده اهم و مهم، قاعده عسر (سختى و در تنگنا قرار گرفتن)، اصالة الصحة، قاعده حيازت، قاعده اعراض، قاعده تيسير از ديگر قواعدى است كه در اين كتاب مورد بررسى فقهى قرار گرفته است. | ||
مؤلف در | مؤلف در پایان، قاعدههاى فقهى و اصولى فراوانى را كه از آيات، روايات و متون فقهى به دست آمده فهرست كرده است. | ||
منابع مورد استناد نگارنده در پاورقى و فهرست موضوعات در | منابع مورد استناد نگارنده در پاورقى و فهرست موضوعات در پایان كتاب ارائه شده است. | ||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||
[[رده:25 تیر الی 24 مرداد]] | [[رده:25 تیر الی 24 مرداد]] | ||
ویرایش