پرش به محتوا

خودسازی یا تزکیه و تهذیب نفس: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'خودسازی (ابهام زدایی)' به 'خودسازی (ابهام‌زدایی)'
جز (جایگزینی متن - '}} '''' به '}} '''')
جز (جایگزینی متن - 'خودسازی (ابهام زدایی)' به 'خودسازی (ابهام‌زدایی)')
 
(۱۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
خودسازی (تزکیه و تهذیب نفس)
خودسازی (تزکیه و تهذیب نفس)
| پدیدآوران =  
| پدیدآوران =  
[[امینی، ابراهیم]] (نويسنده)
[[امینی، ابراهیم]] (نویسنده)
| زبان =فارسی
| زبان =فارسی
| کد کنگره =‏BP‎‏ ‎‏250‎‏ ‎‏/‎‏الف‎‏8‎‏خ‎‏9
| کد کنگره =‏BP‎‏ ‎‏250‎‏ ‎‏/‎‏الف‎‏8‎‏خ‎‏9
خط ۱۸: خط ۱۸:
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE17894AUTOMATIONCODE
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE17894AUTOMATIONCODE
| چاپ =8
| چاپ =8
| تعداد جلد =1
| تعداد جلد =1
| کتابخانۀ دیجیتال نور =17012
| کتابخانۀ دیجیتال نور =17894
| کتابخوان همراه نور =17894
| کد پدیدآور =
| کد پدیدآور =
| پس از =
| پس از =
| پیش از =
| پیش از =
}}
}}
{{کاربردهای دیگر|خودسازی (ابهام‌زدایی)}}
{{کاربردهای دیگر|تهذیب نفس (ابهام‌زدایی)}}
'''خودسازى يا تزكيه و تهذيب نفس'''، اثر [[امینی، ابراهیم|آيت‌الله ابراهیم امينى]] در عصر حاضر است كه به زبان فارسى پيرامون خودسازى و تزكيه نفس نوشته شده است.


'''خودسازى يا تزكيه و تهذيب نفس'''، اثر [[آيت‌الله ابراهيم امينى]] در عصر حاضر است كه به زبان فارسى پيرامون خودسازى و تزكيه نفس نوشته شده است.
==ساختار==
 
== ساختار ==
 
كتاب، داراى 2 بخش است، البته قبل از آغاز بخش اول و بعد از پيشگفتار، مطالبى مقدماتى در ذيل 2 عنوان كلى كه هركدام، عناوين جزيى متعددى را در بر گرفته‌اند، ارائه شده است.
كتاب، داراى 2 بخش است، البته قبل از آغاز بخش اول و بعد از پيشگفتار، مطالبى مقدماتى در ذيل 2 عنوان كلى كه هركدام، عناوين جزيى متعددى را در بر گرفته‌اند، ارائه شده است.


خط ۳۴: خط ۳۵:


== گزارش محتوا ==
== گزارش محتوا ==
مؤلف، در پيشگفتار كتاب قبل از شروع در بحث، تذكر اين نكته مهم را ضرورى دانسته‌اند كه لازمه خودسازى و تزكيه نفس، گوشه‌گيرى و ترك مشاغل دنيوى و عدم قبول مسئوليت‌هاى اجتماعى نيست، بلكه چنان‌كه در طى مباحث كتاب روشن خواهد شد، انزوا و عدم قبول مسئوليت‌هاى فردى و اجتماعى، منافى خودسازى و تكميل و تهذيب نفس مى‌باشد. اسلام از مسلمين مى‌خواهد درعين‌حال كه در بين مردم زندگى مى‌كنند و به انجام وظايف فردى و اجتماعى اشتغال دارند، از خود غافل نباشند و به خودسازى و پرورش و تهذيب نفس نيز عنايت كامل داشته باشند.
مؤلف، در پيشگفتار كتاب قبل از شروع در بحث، تذكر اين نكته مهم را ضرورى دانسته‌اند كه لازمه خودسازى و تزكيه نفس، گوشه‌گيرى و ترك مشاغل دنيوى و عدم قبول مسئوليت‌هاى اجتماعى نيست، بلكه چنان‌كه در طى مباحث كتاب روشن خواهد شد، انزوا و عدم قبول مسئوليت‌هاى فردى و اجتماعى، منافى خودسازى و تكميل و تهذيب نفس مى‌باشد. اسلام از مسلمين مى‌خواهد درعين‌حال كه در بين مردم زندگى مى‌كنند و به انجام وظايف فردى و اجتماعى اشتغال دارند، از خود غافل نباشند و به خودسازى و پرورش و تهذيب نفس نيز عنايت كامل داشته باشند.


ايشان پس از اتمام پيشگفتار و پيش از آغاز بخش اول، بيان مى‌كنند كه موضوع تعليم و تربيت، آن‌قدر مهم بوده كه هدف ارسال پيامبران قرار گرفته و خداى متعال در اين باره بر بندگانش منت نهاده است. شخصيت فردى و اجتماعى، سعادت يا شقاوت دنيوى و اخروى انسان به اين موضوع بستگى دارد كه چگونه خويشتن را ساخته و مى‌سازد.
ايشان پس از اتمام پيشگفتار و پيش از آغاز بخش اول، بيان مى‌كنند كه موضوع تعليم و تربيت، آن‌قدر مهم بوده كه هدف ارسال پيامبران قرار گرفته و خداى متعال در اين باره بر بندگانش منت نهاده است. شخصيت فردى و اجتماعى، سعادت يا شقاوت دنيوى و اخروى انسان به اين موضوع بستگى دارد كه چگونه خويشتن را ساخته و مى‌سازد.


به همين جهت، خودسازى براى انسان يك امر حياتى و سرنوشت‌ساز محسوب مى‌شود. پيامبران آمدند تا راه خودسازى و پرورش و تكميل نفس را به انسان‌ها بياموزند و در اين امر حياتى و سرنوشت‌ساز رهنما و مددكارشان باشند. پيامبران آمدند تا نفوس انسان‌ها را از رذائل و اخلاق زشت و صفات حيوانيت پاك و منزه سازند و فضائل و مكارم اخلاق را پرورش دهند.
به همين جهت، خودسازى براى انسان يك امر حياتى و سرنوشت‌ساز محسوب مى‌شود. پيامبران آمدند تا راه خودسازى و پرورش و تكميل نفس را به انسان‌ها بياموزند و در اين امر حياتى و سرنوشت‌ساز رهنما و مددكارشان باشند. پيامبران آمدند تا نفوس انسان‌ها را از رذائل و اخلاق زشت و صفات حيوانيت پاک و منزه سازند و فضائل و مكارم اخلاق را پرورش دهند.


در ادامه، مى‌نويسند: انسان، دو «خود» دارد: خود حيوانى و خود انسانى. ارزش انسان به خود انسانى اوست، نه خود حيوانى. خود حيوانى، طفيلى و در واقع ناخود است. انسان گرچه حيوان است و بايد به لوازم زندگى حيوانى خويش عنايت داشته باشد، ليكن در اين جهان، نيامده تا حيوان زندگى كند، بلكه آمده تا از زندگى حيوانى خويش براى تكميل زندگى انسانى بهره بگيرد و استفاده كند.
در ادامه، مى‌نويسند: انسان، دو «خود» دارد: خود حيوانى و خود انسانى. ارزش انسان به خود انسانى اوست، نه خود حيوانى. خود حيوانى، طفيلى و در واقع ناخود است. انسان گرچه حيوان است و بايد به لوازم زندگى حيوانى خويش عنايت داشته باشد، ليكن در اين جهان، نيامده تا حيوان زندگى كند، بلكه آمده تا از زندگى حيوانى خويش براى تكميل زندگى انسانى بهره بگيرد و استفاده كند.
خط ۵۴: خط ۵۳:
مؤلف، در اين قسمت، دنياگرايى را ريشه همه گناهان شمرده و به تعريف دنيا و حقيقت آن اشاره مى‌كند و اهل آخرت و اهل دنيا را معرفى كرده و مى‌گويد: كسى كه در دنيا براى آخرت كار كند، اهل آخرت است و كسى كه براى دنيا كار كند اهل دنيا خواهد بود.
مؤلف، در اين قسمت، دنياگرايى را ريشه همه گناهان شمرده و به تعريف دنيا و حقيقت آن اشاره مى‌كند و اهل آخرت و اهل دنيا را معرفى كرده و مى‌گويد: كسى كه در دنيا براى آخرت كار كند، اهل آخرت است و كسى كه براى دنيا كار كند اهل دنيا خواهد بود.


همچنين به بحث تقوى و اهميت آن در تزكيه نفس اشاره نموده و هدف تشريع احكام را تقوى معرفى مى‌نمايد، سپس به تعريف تقوى پرداخته و مى‌گويد: معمولاً تقوا را به‌عنوان يك برنامه‌ى منفى؛ يعنى پرهيزكارى و اجتناب و كناره‌گيرى از معصيت معرفى مى‌كنند؛ چنين مى‌پندارند كه حفظ تقوا، با شركت در امور اجتماعى بسيار دشوار، بلكه متعذر است، زيرا نفس انسان طبعاً به گناه تمايل دارد، اگر مسئوليت‌هاى اجتماعى را بپذيرد، طبيعتاً به گناه كشيده مى‌شود؛ بنابراين، يا بايد تقواپيشه و پرهيزكار بود و از امور اجتماعى كناره‌گيرى كرد يا مسئوليت‌هاى اجتماعى را پذيرفت و تقوا را از دست داد، زيرا جمع آنها غير ممكن است<ref>متن كتاب، ص 133</ref>
همچنين به بحث تقوى و اهميت آن در تزكيه نفس اشاره نموده و هدف تشريع احكام را تقوى معرفى مى‌نمايد، سپس به تعريف تقوى پرداخته و مى‌گويد: معمولاً تقوا را به‌عنوان يك برنامه‌ى منفى؛ يعنى پرهيزكارى و اجتناب و كناره‌گيرى از معصيت معرفى مى‌كنند؛ چنين مى‌پندارند كه حفظ تقوا، با شركت در امور اجتماعى بسيار دشوار، بلكه متعذر است، زيرا نفس انسان طبعاً به گناه تمايل دارد، اگر مسئوليت‌هاى اجتماعى را بپذيرد، طبيعتاً به گناه كشيده مى‌شود؛ بنابراین، يا بايد تقواپيشه و پرهيزكار بود و از امور اجتماعى كناره‌گيرى كرد يا مسئوليت‌هاى اجتماعى را پذيرفت و تقوا را از دست داد، زيرا جمع آنها غير ممكن است.<ref>متن كتاب، ص 133</ref>


سپس به مذمت گوشه‌نشينى مى‌پردازد و خاطرنشان مى‌كند كه گوشه‌گيرى و عدم قبول مسئوليت‌هاى اجتماعى را نه تنها نمى‌توان از علائم تقوا شمرد، بلكه در بعض موارد، برخلاف تقوا است. در اسلام، رهبانيت و گوشه‌گيرى نيست. اسلام، انسان را براى فرار از گناه به انزوا و ترك مشاغل دنيوى سفارش نمى‌كند، بلكه از او مى‌خواهد كه مسئوليت‌ها را بپذيرد و در امور اجتماعى شركت كند.
سپس به مذمت گوشه‌نشينى مى‌پردازد و خاطرنشان مى‌كند كه گوشه‌گيرى و عدم قبول مسئوليت‌هاى اجتماعى را نه تنها نمى‌توان از علائم تقوا شمرد، بلكه در بعض موارد، برخلاف تقوا است. در اسلام، رهبانيت و گوشه‌گيرى نيست. اسلام، انسان را براى فرار از گناه به انزوا و ترك مشاغل دنيوى سفارش نمى‌كند، بلكه از او مى‌خواهد كه مسئوليت‌ها را بپذيرد و در امور اجتماعى شركت كند.
خط ۶۴: خط ۶۳:
در بخش دوم (تحليه يا پرورش و تكميل نفس)، اسباب تكامل و تقرب، به‌طور جامع و مستدل بيان شده است و دستورالعمل‌هايى از حضرت اميرالمؤمنين، [[امام صادق]]، [[مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی|مرحوم مجلسى]]، آخوند ملا حسينقلى همدانى، ميرزا جوادآقا تبريزى و... بيان گرديده است.
در بخش دوم (تحليه يا پرورش و تكميل نفس)، اسباب تكامل و تقرب، به‌طور جامع و مستدل بيان شده است و دستورالعمل‌هايى از حضرت اميرالمؤمنين، [[امام صادق]]، [[مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی|مرحوم مجلسى]]، آخوند ملا حسينقلى همدانى، ميرزا جوادآقا تبريزى و... بيان گرديده است.


مؤلف، در اين بخش توضيح مى‌دهد كه بعد از تهذيب و پاك‌سازى نفس، نوبت به پرورش و تكميل نفس مى‌رسد كه در اصطلاح «تحليه» ناميده مى‌شود. در علوم عقليه به اثبات رسيده كه نفس انسان، پيوسته در حال حركت و شدن است. فعليت او آميخته به قوه و استعداد است، تدريجاً استعدادهاى خود را به فعليت تبديل مى‌كند. در آغاز، ساخته‌شده و كامل نيست، بلكه تدريجاً خود را مى‌سازد و گوهر ذات خود را پرورش مى‌دهد. اگر در صراط مستقيم، حركت كرد، تدريجاً كامل و كامل‌تر مى‌شود تا به كمال نهايى نائل گردد و اگر به انحراف كشيده شد و در طريق ضلال قدم نهاد، تدريجاً از كمال نهايى انسان دور مى‌شود و در وادى‌هاى هولناك حيوانيت سقوط مى‌كند.
مؤلف، در اين بخش توضيح مى‌دهد كه بعد از تهذيب و پاک‌سازى نفس، نوبت به پرورش و تكميل نفس مى‌رسد كه در اصطلاح «تحليه» ناميده مى‌شود. در علوم عقليه به اثبات رسيده كه نفس انسان، پيوسته در حال حركت و شدن است. فعليت او آميخته به قوه و استعداد است، تدريجاً استعدادهاى خود را به فعليت تبديل مى‌كند. در آغاز، ساخته‌شده و كامل نيست، بلكه تدريجاً خود را مى‌سازد و گوهر ذات خود را پرورش مى‌دهد. اگر در صراط مستقيم، حركت كرد، تدريجاً كامل و كامل‌تر مى‌شود تا به كمال نهايى نائل گردد و اگر به انحراف كشيده شد و در طريق ضلال قدم نهاد، تدريجاً از كمال نهايى انسان دور مى‌شود و در وادى‌هاى هولناك حيوانيت سقوط مى‌كند.


در ادامه، مى‌گويد: براى تكميل نفس و تقرب به خدا از چند وسيله مى‌توان استفاده كرد كه مهم‌ترين آنها عبارت است از: ذكر خدا، پرورش فضائل و مكارم اخلاق، عمل صالح، جهاد و شهادت، احسان و خدمت به خلق خدا، دعا و روزه.
در ادامه، مى‌گويد: براى تكميل نفس و تقرب به خدا از چند وسيله مى‌توان استفاده كرد كه مهم‌ترين آنها عبارت است از: ذكر خدا، پرورش فضائل و مكارم اخلاق، عمل صالح، جهاد و شهادت، احسان و خدمت به خلق خدا، دعا و روزه.
خط ۸۰: خط ۷۹:


==پانويس ==
==پانويس ==
<references />
<references/>
== منابع مقاله ==
== منابع مقاله ==


خط ۸۶: خط ۸۵:


==وابسته‌ها==
==وابسته‌ها==
{{وابسته‌ها}}
[[خودشناسی برای خودسازی]]
[[خودشناسی برای خودسازی]]


[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:کتاب‌شناسی]]
خط ۹۳: خط ۹۳:
[[رده:اخلاق اسلامی]]
[[رده:اخلاق اسلامی]]
[[رده:مباحث خاص اخلاق اسلامی]]
[[رده:مباحث خاص اخلاق اسلامی]]
[[رده: 25 آبان الی 24 آذر]]