۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'اهل بيت' به 'اهلبيت') |
||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
#[[آشتیانی، جلالالدین|استاد آشتيانى]] يادآور شده است كه [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]] برخى از مباحث مهمّ تفسيرى در باب متشابهات از قبيل: معناى متشابه، جهات فرق بين محكم و متشابه، فرق تفصيلى بين تفسير و تأويل، بيان احاديث مربوط به ظواهر و بطون قرآن و فرق بين ظاهر و بطن و حد و مطلع و... را بيان نكرده است<ref>همان، ص 284، پاورقى 1</ref>و از طرفى از آن جهت كه [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]] بحث متشابهات قرآن را در كتابهاى ديگر خودش: مفاتيح و تفسير قرآن نيز عنوان و تحقيق كرده است، ايشان مطالب موجود در «مفاتيح الغيب» را با عنوان «تعليقات متشابهات القرآن» در اينجا ضميمه كرده و آورده است<ref>همان، ص 285- 310</ref> | #[[آشتیانی، جلالالدین|استاد آشتيانى]] يادآور شده است كه [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]] برخى از مباحث مهمّ تفسيرى در باب متشابهات از قبيل: معناى متشابه، جهات فرق بين محكم و متشابه، فرق تفصيلى بين تفسير و تأويل، بيان احاديث مربوط به ظواهر و بطون قرآن و فرق بين ظاهر و بطن و حد و مطلع و... را بيان نكرده است<ref>همان، ص 284، پاورقى 1</ref>و از طرفى از آن جهت كه [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]] بحث متشابهات قرآن را در كتابهاى ديگر خودش: مفاتيح و تفسير قرآن نيز عنوان و تحقيق كرده است، ايشان مطالب موجود در «مفاتيح الغيب» را با عنوان «تعليقات متشابهات القرآن» در اينجا ضميمه كرده و آورده است<ref>همان، ص 285- 310</ref> | ||
#[[آشتیانی، جلالالدین|استاد آشتيانى]] با نقل مطلبى از نويسنده كتاب مناهل العرفان، افزوده است اين معاصر معظم در صفحه قبل، كلام را منقسم نموده به كلام لفظى و كلام نفسى و در اين مسأله قهراً از اشاعره پيروى مىنمايد... ولى در مسأله كلام نفسى، اصولاً تعقل صفتى با اوصافى كه اشاعره براى آن ذكر كردهاند امكان ندارد، لذا محققان از حكما و متكلمان و عرفاى اسلامى اين مسلك را تخطئه نمودهاند و در حق بهطور مطلق، تعدد ذات و صفات منافات با وحدت حقه حقيقيه دارد و جميع كمالات و اوصاف وجودى در ذات مستهلكند<ref>همان، ص 172- 175</ref> | #[[آشتیانی، جلالالدین|استاد آشتيانى]] با نقل مطلبى از نويسنده كتاب مناهل العرفان، افزوده است اين معاصر معظم در صفحه قبل، كلام را منقسم نموده به كلام لفظى و كلام نفسى و در اين مسأله قهراً از اشاعره پيروى مىنمايد... ولى در مسأله كلام نفسى، اصولاً تعقل صفتى با اوصافى كه اشاعره براى آن ذكر كردهاند امكان ندارد، لذا محققان از حكما و متكلمان و عرفاى اسلامى اين مسلك را تخطئه نمودهاند و در حق بهطور مطلق، تعدد ذات و صفات منافات با وحدت حقه حقيقيه دارد و جميع كمالات و اوصاف وجودى در ذات مستهلكند<ref>همان، ص 172- 175</ref> | ||
#[[آشتیانی، جلالالدین|استاد آشتيانى]] درباره بحث اراده بارى تعالى توضيح داده است كه:برخى گويند اراده، صفت فعل حق است و جهت فرار از اعتقاد به قِدَم بعضى از ممكنات، اراده را از حق تعالى سلب نمودهاند و جمعى از اصحاب خنّاس قائل به تجدد اراده شدهاند و جماعتى به اخبار وارده از | #[[آشتیانی، جلالالدین|استاد آشتيانى]] درباره بحث اراده بارى تعالى توضيح داده است كه:برخى گويند اراده، صفت فعل حق است و جهت فرار از اعتقاد به قِدَم بعضى از ممكنات، اراده را از حق تعالى سلب نمودهاند و جمعى از اصحاب خنّاس قائل به تجدد اراده شدهاند و جماعتى به اخبار وارده از اهلبيت(ع) استدلال به نفى اراده نمودهاند (إرادته فعله)؛ تمسك به اخبار و ظواهر در اعتقادات جائز نيست، گرچه ظواهر و نصوص زيادى دلالت دارد بر تقدم اراده به افعال حق مثل: ''' إذا أراد اللّه لشيء أن يقول له كن فيكون '''(مراد از شىء قطعا معلول امكانى است). اما وجه بطلان قول كسى كه اراده را از صفت فعل مىداند، واضح است<ref>همان، ص 316، پاورقى 2</ref> | ||
ویرایش