۵۳٬۳۲۷
ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' == معرفى اجمالى == ' به '') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات کتاب | {{جعبه اطلاعات کتاب | ||
| تصویر =NUR03259J1.jpg | | تصویر =NUR03259J1.jpg | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۷: | ||
فضلاللّه، مانند ديگر تاريخنويسان اسلامى، تاريخ عالمآراى امينى را با حمد و سپاس الهى آغاز مىكند و سپس به توصيف و تمجيد اوليا و خلفا كه به باورش، پس از ختم نبوت، قايم مقام رسالت الهى و استوانههاى دين بر روى زمين هستند، مىپردازد. او معتقد است كه خداوند با دارا بودن قدرت نامحدود، به مصداق آيه ''' | فضلاللّه، مانند ديگر تاريخنويسان اسلامى، تاريخ عالمآراى امينى را با حمد و سپاس الهى آغاز مىكند و سپس به توصيف و تمجيد اوليا و خلفا كه به باورش، پس از ختم نبوت، قايم مقام رسالت الهى و استوانههاى دين بر روى زمين هستند، مىپردازد. او معتقد است كه خداوند با دارا بودن قدرت نامحدود، به مصداق آيه '''إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَۀً فِى الْأَرْضِ،''' انسان را به اعلى مرتبه شرف و ارجمندى رسانيد و چشم عالم و اشرف مخلوقات قرارداد. به نظر وى جميع نفوس كامل انسانى مظاهر اسماء الهىاند؛ يعنى حقّ تعالى با اسما و صفات خويش ناظر و ظاهر و حاضر در عالم است و هر ذره و هر مرتبهاى از اين عالم نشانى از اسم و صفت متعالى او دارد. اگر در عالم نشانى از زيبايى و كمال است، همه حاكى از اسما و صفات و جمال و لطف او است و اگر كفر و زشتى در آن به نظر مىآيد، هم نشانى از اسما و صفات جلال و قهر او دارد. اگر تقابل و تركيبى است، حكايت از تقابل و تركيب مظاهر اين اسما و صفات دارد. حق تعالى تمام شاهان روى زمين را بر حسب تفاوت حكومت و كشورگشايى، بر تختگاه دنيا مستقر ساخت تا بدين وسيله مظاهر قدرت و الطاف الهى آشكار گردد. | ||
آيات و احاديثى كه در متن تاريخ او، به كار رفته است، نشان دهنده ديدگاه خاص او در مسائل دينى و فرهنگى است. چنانكه وى در بخش اوّل كتاب، پس از حمد و سپاس خداوند، چندين صفحه را به مدح و منقبت پيامبر اسلام اختصاص مىدهد و به عنوان فقيهى شافعى مذهب، به حديث «انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللّه و عترتى»، استناد مىكند و كتاب و عترت را دو منهاج مستقيم و دو معيار قويم مىداند، آن گاه به محورىترين موضوع كه خلافت است مىپردازد. | آيات و احاديثى كه در متن تاريخ او، به كار رفته است، نشان دهنده ديدگاه خاص او در مسائل دينى و فرهنگى است. چنانكه وى در بخش اوّل كتاب، پس از حمد و سپاس خداوند، چندين صفحه را به مدح و منقبت پيامبر اسلام اختصاص مىدهد و به عنوان فقيهى شافعى مذهب، به حديث «انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللّه و عترتى»، استناد مىكند و كتاب و عترت را دو منهاج مستقيم و دو معيار قويم مىداند، آن گاه به محورىترين موضوع كه خلافت است مىپردازد. | ||
ویرایش