۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
(لینک درون متنی) |
(لینک درون متنی) |
||
خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
}} | }} | ||
'''سفرنامه حج'''، از آثار حج عصر قاجار، سفرنامهاى است، به قلم حاجى سليمخان كه از خانهاى كرد منطقه تيكانتپه يا تكاب امروزى بوده است. در اين كتاب جداى از اطلاعات سفرنامهاى كه صورتى از سياحتنامه دارد، مىتوان فهرستى از احكام و مناسك حج و همين طور ادعيه و آداب زيارت را به روش اهلسنت ملاحظه كرد. بنابرين نويسنده دو هدف را دنبال مىكند: هدف سياحتى و ديگرى زيارتى. | '''سفرنامه حج'''، از آثار حج عصر قاجار، سفرنامهاى است، به قلم [[سلیمخان تکابی|حاجى سليمخان]] كه از خانهاى كرد منطقه تيكانتپه يا تكاب امروزى بوده است. در اين كتاب جداى از اطلاعات سفرنامهاى كه صورتى از سياحتنامه دارد، مىتوان فهرستى از احكام و مناسك حج و همين طور ادعيه و آداب زيارت را به روش اهلسنت ملاحظه كرد. بنابرين نويسنده دو هدف را دنبال مىكند: هدف سياحتى و ديگرى زيارتى. | ||
== ساختار== | == ساختار== | ||
خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
اين سفر نه ماهه در آغازين روزهاى ماه شعبان سال 1310 آغاز و در 28 ربيعالثانى 1311 به اتمام مىرسد. نويسنده يك صاحب منصب ايرانى است كه پيش از سفر در تبريز، به ديدار آیتالله ميرزا جواد آقا تبريزى مىرود. وى اين سفر را همراه شمارى از خويشان خود انجام داده است. تعداد اين افراد در مسير رفتن از اسلامبول به اسكندريه، با خود سليم خان، جمعا يازده نفر بوده و اين از تعداد بليطى كه آنان گرفتهاند، به-دست مىآيد. | اين سفر نه ماهه در آغازين روزهاى ماه شعبان سال 1310 آغاز و در 28 ربيعالثانى 1311 به اتمام مىرسد. نويسنده يك صاحب منصب ايرانى است كه پيش از سفر در تبريز، به ديدار آیتالله ميرزا جواد آقا تبريزى مىرود. وى اين سفر را همراه شمارى از خويشان خود انجام داده است. تعداد اين افراد در مسير رفتن از اسلامبول به اسكندريه، با خود سليم خان، جمعا يازده نفر بوده و اين از تعداد بليطى كه آنان گرفتهاند، به-دست مىآيد. | ||
حاجى سليمخان در تكاپ موقعيت خانى داشته و در همين سفر، زمانى كه به تبريز رسيده نزد مظفرالدين ميرزاى وليعهد رفته و ضمن اجازه گرفتن از او براى رفتن به سفر حج، از او نشان و درجه سرتيپى و خانى دريافت كرده است: «همگى در خدمت جناب ايشان محض تقبيل آستان بوسى و تحصيل اجازه سفر حجاز، حضور مبارك اقدس والا وليعهد كه در حياط ديوانخانه تفرّجاً گردش مىفرمودند، شرفياب شده... و همان روز امر والا به صدور رقم عنبر شيم كه محتوى بر منصب سرتيپى و لقب خانى بود، به سرافرازى اين بنده درگاه، عزّ نفاذ يافت». | [[سلیمخان تکابی|حاجى سليمخان]] در تكاپ موقعيت خانى داشته و در همين سفر، زمانى كه به تبريز رسيده نزد مظفرالدين ميرزاى وليعهد رفته و ضمن اجازه گرفتن از او براى رفتن به سفر حج، از او نشان و درجه سرتيپى و خانى دريافت كرده است: «همگى در خدمت جناب ايشان محض تقبيل آستان بوسى و تحصيل اجازه سفر حجاز، حضور مبارك اقدس والا وليعهد كه در حياط ديوانخانه تفرّجاً گردش مىفرمودند، شرفياب شده... و همان روز امر والا به صدور رقم عنبر شيم كه محتوى بر منصب سرتيپى و لقب خانى بود، به سرافرازى اين بنده درگاه، عزّ نفاذ يافت». | ||
همانجا وليعهد دستور داده است تا به سفير كبير ايران در استانبول، ناظمالدوله ميرزا ملكمخان، گفته شود، احترامات لازمه را نسبت به سليمخان مبذول دارند كه چنين هم كرده و وى در سفرنامه از اين مسأله ياد كرده است. | همانجا وليعهد دستور داده است تا به سفير كبير ايران در استانبول، ناظمالدوله ميرزا ملكمخان، گفته شود، احترامات لازمه را نسبت به [[سلیمخان تکابی|سليمخان]] مبذول دارند كه چنين هم كرده و وى در سفرنامه از اين مسأله ياد كرده است. | ||
سليمخان بايد پيش از سال 1326ق درگذشته باشد، زيرا روى نسخه ما كه در سال مزبور به دستور برادر و همسفر سليمخان نوشته شده چنين آمده است: «حجنامه مرحوم حاج سليمخان كه انشا فرموده». | [[سلیمخان تکابی|سليمخان]] بايد پيش از سال 1326ق درگذشته باشد، زيرا روى نسخه ما كه در سال مزبور به دستور برادر و همسفر [[سلیمخان تکابی|سليمخان]] نوشته شده چنين آمده است: «حجنامه [[سلیمخان تکابی|مرحوم حاج سليمخان]] كه انشا فرموده». | ||
عبارت بالا نام كتاب را حجنامه عنوان مىكند؛ البته مؤلف در جاى ديگر در مقام وصف اين نوشته، از آن به نام روزنامه ياد كرده است. از آغازين سطور كتاب هم به دست مىآيد كه وى اين اثر را دو سال پس از بازگشت بازنويسى كرده است. | عبارت بالا نام كتاب را حجنامه عنوان مىكند؛ البته مؤلف در جاى ديگر در مقام وصف اين نوشته، از آن به نام روزنامه ياد كرده است. از آغازين سطور كتاب هم به دست مىآيد كه وى اين اثر را دو سال پس از بازگشت بازنويسى كرده است. | ||
خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
به نظر مؤلف و بر اساس آنچه شنيده، حج آن سال بسيار شلوغ بوده و عدد حجاج تا 850 هزار مىرسيده است. اين آمار باوركردنى نيست و ما تا سالها بعد از آن نيز چنين رقمى نداريم. اما به هر حال، اين مطلبى است كه وى گفته است: «حجّاج امسال علاوه بر حجاج مكه، به هشتصد و پنجاه هزار نفر رسيده». اين آمار نبايد درست باشد، زيرا بر اساس آمارهايى كه از سال 1315ق بهجا مانده، كل جمعيت حجاج 250 هزار نفر بوده است. | به نظر مؤلف و بر اساس آنچه شنيده، حج آن سال بسيار شلوغ بوده و عدد حجاج تا 850 هزار مىرسيده است. اين آمار باوركردنى نيست و ما تا سالها بعد از آن نيز چنين رقمى نداريم. اما به هر حال، اين مطلبى است كه وى گفته است: «حجّاج امسال علاوه بر حجاج مكه، به هشتصد و پنجاه هزار نفر رسيده». اين آمار نبايد درست باشد، زيرا بر اساس آمارهايى كه از سال 1315ق بهجا مانده، كل جمعيت حجاج 250 هزار نفر بوده است. | ||
از نيمههاى قرن سيزدهم به اين سوى، بيشتر زائرانى كه از نيمه شمالى ايران و حتى تهران بودند، مسير تبريز به سمت باكو از آن جا به تفليس را انتخاب كرده، از طريق كشتى در درياى سياه، با عبور از حاشيه دريا و گذر از شهرهاى بندرى مهم به سمت استانبول مىرفتند. نويسنده نيز در اين سفر همين راه را انتخاب كرده است. كسانى كه مشتاق ديدن اسكندريه و قاهره بودند، به آن ناحيه عزيمت كرده از آن جا به سمت سوئز آمده، سوار كشتى شده، و راهى درياى سرخ مىشدند. كسانى كه ابتدا قصد عزيمت به مدينه را داشتند، به بندر ينبع رفته، پس از آن با شتر با گذراندن فاصله 150 كيلومترى عازم مدينه منوّره مىشدند. آنگاه از آنجا به سمت مكه حركت كرده، طى ده يا يازده روز به مكه معظّمه، مشرّف مىگشتند. اين راهى است كه سليمخان با دوستان خويش طى كرده است. | از نيمههاى قرن سيزدهم به اين سوى، بيشتر زائرانى كه از نيمه شمالى ايران و حتى تهران بودند، مسير تبريز به سمت باكو از آن جا به تفليس را انتخاب كرده، از طريق كشتى در درياى سياه، با عبور از حاشيه دريا و گذر از شهرهاى بندرى مهم به سمت استانبول مىرفتند. نويسنده نيز در اين سفر همين راه را انتخاب كرده است. كسانى كه مشتاق ديدن اسكندريه و قاهره بودند، به آن ناحيه عزيمت كرده از آن جا به سمت سوئز آمده، سوار كشتى شده، و راهى درياى سرخ مىشدند. كسانى كه ابتدا قصد عزيمت به مدينه را داشتند، به بندر ينبع رفته، پس از آن با شتر با گذراندن فاصله 150 كيلومترى عازم مدينه منوّره مىشدند. آنگاه از آنجا به سمت مكه حركت كرده، طى ده يا يازده روز به مكه معظّمه، مشرّف مىگشتند. اين راهى است كه [[سلیمخان تکابی|سليمخان]] با دوستان خويش طى كرده است. | ||
پس از انجام فريضه حج، برخى زائران ايرانى از طريق راه جبل بر مىگشتند؛ اما شمار زيادترى به جده رفته از طريق كشتى راهى ايران مىشدند. كسانى كه از نيمه جنوبى ايران بودند، سوار كشتىهايى مىشدند كه به سمت جنوب درياى سرخ و گذر از درياى عرب و اقيانوس هند وارد خليج فارس شده و به شهرهاى بندرى جنوبى ايران مىرسيد. اما سليمخان اين مسير را طى نكرده است. كشتى آنان ابتدا به طور سينا آمده و در آن جا به دليل بيمارى وباى مكه و البته طبق قاعدهاى كه وجود داشت، پس از گذراندن يك دوره قرنطينه بيست روزه عازم بيروت شده و در آن جا نيز باز پس از يك دوره قرنطينه در بيروت، با كشتى به سمت بندر طرابلس و اسكندرونه رفته از آنجا از طريق خشكى راهى حلب شدهاند. | پس از انجام فريضه حج، برخى زائران ايرانى از طريق راه جبل بر مىگشتند؛ اما شمار زيادترى به جده رفته از طريق كشتى راهى ايران مىشدند. كسانى كه از نيمه جنوبى ايران بودند، سوار كشتىهايى مىشدند كه به سمت جنوب درياى سرخ و گذر از درياى عرب و اقيانوس هند وارد خليج فارس شده و به شهرهاى بندرى جنوبى ايران مىرسيد. اما [[سلیمخان تکابی|سليمخان]] اين مسير را طى نكرده است. كشتى آنان ابتدا به طور سينا آمده و در آن جا به دليل بيمارى وباى مكه و البته طبق قاعدهاى كه وجود داشت، پس از گذراندن يك دوره قرنطينه بيست روزه عازم بيروت شده و در آن جا نيز باز پس از يك دوره قرنطينه در بيروت، با كشتى به سمت بندر طرابلس و اسكندرونه رفته از آنجا از طريق خشكى راهى حلب شدهاند. | ||
از اين پس مسير بازگشت از راه خشكى به سمت موصل آغاز شده، سپس وارد ايران شده و به سمت تكاپ رفته، با استقبال مردم به خانه و كاشانه رسيده است. | از اين پس مسير بازگشت از راه خشكى به سمت موصل آغاز شده، سپس وارد ايران شده و به سمت تكاپ رفته، با استقبال مردم به خانه و كاشانه رسيده است. |
ویرایش