پرش به محتوا

ترتیب خلاصة الأقوال في معرفة الرجال: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه ای تازه حاوی «<div class='wikiInfo'> [[پرونده:NUR19904J1.jpg|بندانگش» ایجاد کرد.)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۳: خط ۴۳:




«ترتيب خلاصة الأقوال في معرفة الرجال»، يكى از آثار رجالى حسن بن يوسف بن على بن مطهر، معروف به علامه حلى، به زبان عربى است كه توسط گروه حديث بنياد پژوهش‌هاى اسلامى مورد تحقيق و تصحيح قرار گرفته و با تغييراتى در ساختار و نام منتشر شده است.
'''ترتيب خلاصة الأقوال في معرفة الرجال'''، يكى از آثار رجالى [[حسن بن يوسف بن على بن مطهر]]، معروف به علامه حلى، به زبان عربى است كه توسط گروه حديث بنياد پژوهش‌هاى اسلامى مورد تحقيق و تصحيح قرار گرفته و با تغييراتى در ساختار و نام منتشر شده است.


خلاصة الأقوال در دوره‌اى نوشته شد كه فترتى بين كتاب علامه و كتاب‌هاى رجالى پيشين روى داده بود؛ به‌گونه‌اى كه بعد از آخرين نگاشته‌هاى رجالى در قرن ششم تا خلاصة الأقوال، حدود دو قرن فاصله شده است. به بيانى ديگر، كتاب علامه حلى از اولين نگاشته‌هاى رجالى متأخر و پس از دوران فترت دويست ساله است.
[[خلاصة الأقوال]] در دوره‌اى نوشته شد كه فترتى بين كتاب علامه و كتاب‌هاى رجالى پيشين روى داده بود؛ به‌گونه‌اى كه بعد از آخرين نگاشته‌هاى رجالى در قرن ششم تا خلاصة الأقوال، حدود دو قرن فاصله شده است. به بيانى ديگر، كتاب علامه حلى از اولين نگاشته‌هاى رجالى متأخر و پس از دوران فترت دويست ساله است.


خلاصة الأقوال بسيار نزديك‌تر از ساير كتب متأخر به عصر قدماست؛ ازاين‌رو، بعضى قرائن كه نزد قدما موجود بوده، هنوز در دست علامه وجود داشت (انجم‌شعاع، على، ص111).
خلاصة الأقوال بسيار نزديك‌تر از ساير كتب متأخر به عصر قدماست؛ ازاين‌رو، بعضى قرائن كه نزد قدما موجود بوده، هنوز در دست علامه وجود داشت <ref>انجم‌شعاع، على، ص111</ref>.


هنگام نام بردن از «خلاصة الأقوال في معرفة الرجال»، علاوه بر نام خلاصة الأقوال گاه از تعبير رجال العلامة الحلي استفاده مى‌شود. علامت اختصارى اين كتاب در جوامع «صه» است.
هنگام نام بردن از «خلاصة الأقوال في معرفة الرجال»، علاوه بر نام خلاصة الأقوال گاه از تعبير رجال العلامة الحلي استفاده مى‌شود. علامت اختصارى اين كتاب در جوامع «صه» است.
خط ۵۶: خط ۵۶:
اين كتاب يك جلدى، شامل مقدمه محقق، ترجمه مؤلف، مقدمه مؤلف و 31 فصل است. 28 فصل آن به اسامى روات به ترتيب حروف الفبا اختصاص يافته است. فصل بيست‌ونهم، درباره القاب و كنيه‌ها، فصل سى‌ام درباره ذكر برخى از خواص اصحاب اميرالمؤمنين(ع) و مجهولين و فصل سى‌ويكم مشتمل بر خاتمه‌ى كتاب است و خود شامل ده فايده مى‌باشد.
اين كتاب يك جلدى، شامل مقدمه محقق، ترجمه مؤلف، مقدمه مؤلف و 31 فصل است. 28 فصل آن به اسامى روات به ترتيب حروف الفبا اختصاص يافته است. فصل بيست‌ونهم، درباره القاب و كنيه‌ها، فصل سى‌ام درباره ذكر برخى از خواص اصحاب اميرالمؤمنين(ع) و مجهولين و فصل سى‌ويكم مشتمل بر خاتمه‌ى كتاب است و خود شامل ده فايده مى‌باشد.


مرحوم علامه حلى، كتاب خود را به دو بخش روات قابل اعتماد (ثقات) و روات غير قابل اعتماد (ضعاف) تقسيم نموده است؛ لذا مراجعه‌كننده براى پى بردن به شرح حال يك راوى بايد به هر دو بخش مراجعه نمايد... ازاين‌رو، محقق كتاب براى سهولت دسترسى، اين دو بخش را در يك جا گردآورى نموده است و با رموزى چون: «ثق» (نشانه اينكه اين شخص، در بخش اول از كتاب علامه ذكر شده است) و «ضع» (نشانه اينكه اين شخص، در بخش دوم از كتاب علامه ذكر شده است) آنها را از يكديگر متمايز نموده است (ر.ك: مقدمه محقق، ص23).
مرحوم علامه حلى، كتاب خود را به دو بخش روات قابل اعتماد (ثقات) و روات غير قابل اعتماد (ضعاف) تقسيم نموده است؛ لذا مراجعه‌كننده براى پى بردن به شرح حال يك راوى بايد به هر دو بخش مراجعه نمايد... ازاين‌رو، محقق كتاب براى سهولت دسترسى، اين دو بخش را در يك جا گردآورى نموده است و با رموزى چون: «ثق» (نشانه اينكه اين شخص، در بخش اول از كتاب علامه ذكر شده است) و «ضع» (نشانه اينكه اين شخص، در بخش دوم از كتاب علامه ذكر شده است) آنها را از يكديگر متمايز نموده است <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/20723/1/23 ر.ك: مقدمه محقق، ص23]</ref>.


== گزارش محتوا ==
== گزارش محتوا ==




علامه در ترجمه هر راوى، ديدگاه علماى رجالى گذشته را بدون اينكه به قائل آن اشاره كند، تكرار مى‌كند. در اين ميان، با توجه به اعتماد بيشتر علامه به نظريات نجاشى، ابتدا نظر نجاشى ذكر مى‌شود و جز در مواردى خاص، مثل اختلاف بين رجاليان درباره يك راوى، يا هنگام نقل نظر از كتاب‌هاى رجالى‌اى كه فقط دست علامه بوده و به دست ما نرسيده است، منبع را ذكر نمى‌كند. اين امر، بر اعتماد بيشتر علامه به قول نجاشى دلالت دارد و به همين جهت، اصل متن خود را كتاب نجاشى قرار داده است.
علامه در ترجمه هر راوى، ديدگاه علماى رجالى گذشته را بدون اينكه به قائل آن اشاره كند، تكرار مى‌كند. در اين ميان، با توجه به اعتماد بيشتر علامه به نظريات [[نجاشى]]، ابتدا نظر نجاشى ذكر مى‌شود و جز در مواردى خاص، مثل اختلاف بين رجاليان درباره يك راوى، يا هنگام نقل نظر از كتاب‌هاى رجالى‌اى كه فقط دست علامه بوده و به دست ما نرسيده است، منبع را ذكر نمى‌كند. اين امر، بر اعتماد بيشتر علامه به قول نجاشى دلالت دارد و به همين جهت، اصل متن خود را [[كتاب نجاشى]] قرار داده است.


در خلاصة الأقوال از بيشتر منابع رجالى متقدم استفاده شده، ولى مهم اين است كه علامه بعضى از مطالب خود را از كتاب‌هايى آورده كه فقط خودش آن‌ها را نقل كرده است، مثل رجال عقيقى يا رجال ابن عقده يا رجال ابن شاذان و... و اين كتاب‌ها از راه ديگرى به دست ما نرسيده است (انجم‌شعاع، على، ص112).
در خلاصة الأقوال از بيشتر منابع رجالى متقدم استفاده شده، ولى مهم اين است كه علامه بعضى از مطالب خود را از كتاب‌هايى آورده كه فقط خودش آن‌ها را نقل كرده است، مثل رجال عقيقى يا رجال ابن عقده يا رجال ابن شاذان و... و اين كتاب‌ها از راه ديگرى به دست ما نرسيده است <ref>انجم‌شعاع، على، ص112</ref>.


از مهم‌ترين شاخصه‌هاى اين كتاب، نظريات علامه درباره راويان است. اين نظريات، حاكى از مبانى رجالى علامه است؛ نظرياتى كه از ديرباز مد نظر بزرگان اين دانش بوده است (همان).
از مهم‌ترين شاخصه‌هاى اين كتاب، نظريات علامه درباره راويان است. اين نظريات، حاكى از مبانى رجالى علامه است؛ نظرياتى كه از ديرباز مد نظر بزرگان اين دانش بوده است <ref>همان</ref>.


علامه در ترجمه تعدادى از راويان، با وجود توثيقات مكرر اين راويان از جانب رجاليون متقدم، در آن راوى توقف نموده است. با مراجعه به ترجمه اين راويان، مى‌توان دريافت كه نقطه مشترك اين راويان، «فساد مذهب» آنهاست و اين تنها دليلى است كه مى‌توان به‌عنوان مستند علامه در عدم اعتماد او به راوى، ارائه داد. علامه در مواردى به‌صراحت، اشاره دارد كه علت توقف، چيزى جز فساد مذهب راوى نيست؛ برخى از اين موارد عبارتند از:
علامه در ترجمه تعدادى از راويان، با وجود توثيقات مكرر اين راويان از جانب رجاليون متقدم، در آن راوى توقف نموده است. با مراجعه به ترجمه اين راويان، مى‌توان دريافت كه نقطه مشترك اين راويان، «فساد مذهب» آنهاست و اين تنها دليلى است كه مى‌توان به‌عنوان مستند علامه در عدم اعتماد او به راوى، ارائه داد. علامه در مواردى به‌صراحت، اشاره دارد كه علت توقف، چيزى جز فساد مذهب راوى نيست؛ برخى از اين موارد عبارتند از:
خط ۷۱: خط ۷۱:
الف)- او در ترجمه «عامر بن كثير»، زيدى بودن وى را علت توقف در روايات وى مى‌داند: «عامر بن كثير... كان من دعاة الحسين(ع). قاله الشيخ الطوسي و البرقي أيضا و قال النجاشي: إنه زيدي كوفي ثقة و أنا أتوقف في روايته لقول النجاشي فيه».
الف)- او در ترجمه «عامر بن كثير»، زيدى بودن وى را علت توقف در روايات وى مى‌داند: «عامر بن كثير... كان من دعاة الحسين(ع). قاله الشيخ الطوسي و البرقي أيضا و قال النجاشي: إنه زيدي كوفي ثقة و أنا أتوقف في روايته لقول النجاشي فيه».


آنچه نجاشى درباره عامر گفته، بيش از سه نكته نيست: زيدى، كوفى و ثقه است. پرواضح است كه كوفى بودن و يا ثقه بودن نمى‌تواند علت توقف علامه باشد. پس آنچه مورد توقف علامه است، زيدى بودن اوست.
آنچه [[نجاشى]] درباره عامر گفته، بيش از سه نكته نيست: زيدى، كوفى و ثقه است. پرواضح است كه كوفى بودن و يا ثقه بودن نمى‌تواند علت توقف علامه باشد. پس آنچه مورد توقف علامه است، زيدى بودن اوست.


ب)- با نگاهى به ترجمه «حسين بن مختار» مى‌توان واقفى بودن را علت توقف علامه پنداشت:
ب)- با نگاهى به ترجمه «حسين بن مختار» مى‌توان واقفى بودن را علت توقف علامه پنداشت:
خط ۸۱: خط ۸۱:
ج)- بسيارى ديگر چون «احمد بن حسن»، «حنان بن سدير صيرفى»، «محمد بن اسحاق بن عمار بن حيان تغلبى»، «ظفر بن حمدون»، «اسحاق بن عمار صيرفى» و...
ج)- بسيارى ديگر چون «احمد بن حسن»، «حنان بن سدير صيرفى»، «محمد بن اسحاق بن عمار بن حيان تغلبى»، «ظفر بن حمدون»، «اسحاق بن عمار صيرفى» و...


بنابراين، از نظر علامه علاوه بر غلو، فرقه‌هايى چون: فطحى، زيدى، واقفى و ناووسى نيز غير قابل اعتمادند و در آن‌ها نيز بايد توقف كرد (ر.ك: همان ص114-117).
بنابراين، از نظر علامه علاوه بر غلو، فرقه‌هايى چون: فطحى، زيدى، واقفى و ناووسى نيز غير قابل اعتمادند و در آن‌ها نيز بايد توقف كرد <ref>ر.ك: همان ص114-117</ref>.


يكى ديگر از ويژگى‌هاى علامه در رجالش «قبول حسن ظاهر» است؛ يعنى ايشان ملتزم به استفاده از «أصالة العدالة» در توثيق راويان بوده است؛ بدين معنى كه اگر پس از بررسى احوال راوى، به توثيق و يا تضعيف وى دست يافته نشد، اصل را بر عدالت وى بنا نهاده و وى را موثق و مورد اعتماد اعلام مى‌كند... (ر.ك: همان، ص118-121).
يكى ديگر از ويژگى‌هاى علامه در رجالش «قبول حسن ظاهر» است؛ يعنى ايشان ملتزم به استفاده از «أصالة العدالة» در توثيق راويان بوده است؛ بدين معنى كه اگر پس از بررسى احوال راوى، به توثيق و يا تضعيف وى دست يافته نشد، اصل را بر عدالت وى بنا نهاده و وى را موثق و مورد اعتماد اعلام مى‌كند... <ref>ر.ك: همان، ص118-121</ref>.


از ديگر مبانى علامه، «اعتماد به وكلا است». ايشان وكالت چه در امور مالى، مثل جمع‌آورى زكات و يا وكالت در امورى چون قضاوت و يا نظارت بر وقف را دليلى بر اعتماد دانسته؛ لذا بسيارى از روات، چون «حسن بن محمد بن هارون بن عمران همدانى»، «عزيز بن زهير»، «حفص بن عمرو» و... را معتمد مى‌داند (ر.ك: همان، ص122 و 123).
از ديگر مبانى علامه، «اعتماد به وكلا است». ايشان وكالت چه در امور مالى، مثل جمع‌آورى زكات و يا وكالت در امورى چون قضاوت و يا نظارت بر وقف را دليلى بر اعتماد دانسته؛ لذا بسيارى از روات، چون «حسن بن محمد بن هارون بن عمران همدانى»، «عزيز بن زهير»، «حفص بن عمرو» و... را معتمد مى‌داند <ref>ر.ك: همان، ص122 و 123</ref>.


يكى ديگر از مبانى علامه، «اعتماد به نظريه وثاقت اصحاب اجماع» و «تقديم نظريه اصحاب اجماع بر فساد مذهب راوى» است (همان، ص124 و 125).
يكى ديگر از مبانى علامه، «اعتماد به نظريه وثاقت اصحاب اجماع» و «تقديم نظريه اصحاب اجماع بر فساد مذهب راوى» است <ref>همان، ص124 و 125</ref>.


از ديگر مبانى علامه مى‌توان به موارد ذيل اشاره كرد:
از ديگر مبانى علامه مى‌توان به موارد ذيل اشاره كرد:


ترحم يكى از معصومين بر شخصى، نشانه وثاقت است. مراد از ترحم، گفتن عبارت «رحمه اللّه» يا تعبيرى مانند آن هنگام ياد كردن از شخص مرحوم است (رحمان ستايش، محمدكاظم، ج2، ص155).
ترحم يكى از معصومين بر شخصى، نشانه وثاقت است. مراد از ترحم، گفتن عبارت «رحمه اللّه» يا تعبيرى مانند آن هنگام ياد كردن از شخص مرحوم است <ref>رحمان ستايش، محمدكاظم، ج2، ص155</ref>.


شهادت راوى به‌همراه يكى از ائمه و يا حضور وى با ايشان در جنگ‌ها نشانه وثاقت راوى است. علامه حلى در بسيارى از موارد كسانى را كه با پيامبر(ص) يا با اميرالمؤمنين(ع) در جنگ شركت داشته‌اند و توثيق يا مدح نيز ندارند، در ضمن راويان قابل اعتماد ذكر كرده است (رحمان ستايش، محمدكاظم، ج2، ص155 و 156).
شهادت راوى به‌همراه يكى از ائمه و يا حضور وى با ايشان در جنگ‌ها نشانه وثاقت راوى است. علامه حلى در بسيارى از موارد كسانى را كه با پيامبر(ص) يا با اميرالمؤمنين(ع) در جنگ شركت داشته‌اند و توثيق يا مدح نيز ندارند، در ضمن راويان قابل اعتماد ذكر كرده است <ref>رحمان ستايش، محمدكاظم، ج2، ص155 و 156</ref>.


وجود فضايل در شخص راوى نشانه وثاقت اوست. افرادى به‌عنوان معتمد نزد علامه وجود دارند كه درباره آنان فقط عنوان «فاضل» يا امثال آن به كار رفته و مدح ديگرى ندارد و ظاهرا علامه به‌واسطه اين فضايل بر ايشان اعتماد كرده است (رحمان ستايش، محمدكاظم، ج2، ص156).
وجود فضايل در شخص راوى نشانه وثاقت اوست. افرادى به‌عنوان معتمد نزد علامه وجود دارند كه درباره آنان فقط عنوان «فاضل» يا امثال آن به كار رفته و مدح ديگرى ندارد و ظاهرا علامه به‌واسطه اين فضايل بر ايشان اعتماد كرده است <ref>رحمان ستايش، محمدكاظم، ج2، ص156</ref>.


نقل روايات مدح راوى توسط مشايخ و بزرگان رجالى نشانه وثاقت راوى است؛ براى نمونه، علامه حلى، «احمد بن ابراهيم، ابوحامد مراغى» را به اين علت كه درباره او مشايخ، روايت مدح نقل كرده‌اند، در بخش معتمدين نام برده است. گرچه اين روايت از نظر سند ضعيف است، اما علامه حلى نقل اين روايت توسط مشايخ را شاهد بر اعتماد مشايخ بر او و جبران‌كننده ضعف سند روايت گرفته است (رحمان ستايش، محمدكاظم، ج2، ص156).
نقل روايات مدح راوى توسط مشايخ و بزرگان رجالى نشانه وثاقت راوى است؛ براى نمونه، علامه حلى، «احمد بن ابراهيم، ابوحامد مراغى» را به اين علت كه درباره او مشايخ، روايت مدح نقل كرده‌اند، در بخش معتمدين نام برده است. گرچه اين روايت از نظر سند ضعيف است، اما علامه حلى نقل اين روايت توسط مشايخ را شاهد بر اعتماد مشايخ بر او و جبران‌كننده ضعف سند روايت گرفته است <ref>رحمان ستايش، محمدكاظم، ج2، ص156</ref>.


== وضعيت كتاب ==
== وضعيت كتاب ==
خط ۱۰۵: خط ۱۰۵:


فهرست محتويات در پايان كتاب آمده است.
فهرست محتويات در پايان كتاب آمده است.
==پانویس ==
<references />


== منابع مقاله ==
== منابع مقاله ==
خط ۱۲۳: خط ۱۲۸:
[[رده:علم الحدیث]]
[[رده:علم الحدیث]]
[[رده:مباحث خاص علم الحدیث]]
[[رده:مباحث خاص علم الحدیث]]
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش