۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'اسلامي' به 'اسلامی') |
جز (جایگزینی متن - 'طبيعي' به 'طبیعی') |
||
خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
#:ب)- جوابات لمسائل سئل عنها: اين اثر مشتمل است بر توضيحات و پاسخهاى فارابى به پرسشهايى كه برخى از شاگردان وى در باب مشكلات فلسفى خود طرح كردهاند. | #:ب)- جوابات لمسائل سئل عنها: اين اثر مشتمل است بر توضيحات و پاسخهاى فارابى به پرسشهايى كه برخى از شاگردان وى در باب مشكلات فلسفى خود طرح كردهاند. | ||
#كتاب التعليقات: تعليقات فارابى ويژگى منحصربهفردى دارد كه آن را از آثار مشابه ممتاز مىسازد و آن اينكه اين تعليقات در واقع مجموعهاى از ديدگاهها درباره مفاهيم فلسفى گوناگون است بدون ذكر منبع آنها كه برخى شبيه تعريف حدىاند و برخى شبيه تعريف شرح الاسمى و برخى ديگر مشابه شرحهاى كوتاه، با گزينشى هوشمندانه از اصطلاحاتى كه او در ديگر آثارش به كار برده. افزون بر آن، تعليقات دايرةالمعارف كوچكى است كه حاوى اشاره به مشكلات فلسفى متعددى مىباشد كه ارتباط با موجود نخستين، سرشت و نفس انسانى و نيز شيوه آموزش و اسلوب فلسفى دارد. از سوى ديگر از حيث شيوه به يكى از آثار پيشين فارابى موسوم به «جوابات لمسائل سئل عنها» نيز شباهت دارد.<ref>ر.ك: آل ياسين، جعفر، 1387، ص65</ref> | #كتاب التعليقات: تعليقات فارابى ويژگى منحصربهفردى دارد كه آن را از آثار مشابه ممتاز مىسازد و آن اينكه اين تعليقات در واقع مجموعهاى از ديدگاهها درباره مفاهيم فلسفى گوناگون است بدون ذكر منبع آنها كه برخى شبيه تعريف حدىاند و برخى شبيه تعريف شرح الاسمى و برخى ديگر مشابه شرحهاى كوتاه، با گزينشى هوشمندانه از اصطلاحاتى كه او در ديگر آثارش به كار برده. افزون بر آن، تعليقات دايرةالمعارف كوچكى است كه حاوى اشاره به مشكلات فلسفى متعددى مىباشد كه ارتباط با موجود نخستين، سرشت و نفس انسانى و نيز شيوه آموزش و اسلوب فلسفى دارد. از سوى ديگر از حيث شيوه به يكى از آثار پيشين فارابى موسوم به «جوابات لمسائل سئل عنها» نيز شباهت دارد.<ref>ر.ك: آل ياسين، جعفر، 1387، ص65</ref> | ||
#: فارابى در تعليقات عموماً وجود را از لوازم ماهيت مىداند، نه از مقوماتش. اين آموزهاى است كه تا اواخر سده نهم هجرى از اركان فلسفه اسلامى بشمار مىآيد تااينكه نظام فلسفى جديدى به ظهور مىرسد و اصالت وجود را بهعنوان اصلى كليدى در فهم مسائل فلسفى ]اعم از | #: فارابى در تعليقات عموماً وجود را از لوازم ماهيت مىداند، نه از مقوماتش. اين آموزهاى است كه تا اواخر سده نهم هجرى از اركان فلسفه اسلامى بشمار مىآيد تااينكه نظام فلسفى جديدى به ظهور مىرسد و اصالت وجود را بهعنوان اصلى كليدى در فهم مسائل فلسفى ]اعم از طبیعیات و ماوراء طبيعت[ طرح مىكند.<ref>ر.ك: همان، ص66</ref> | ||
#:در انتساب اين رساله به فارابى جاى هيچ ترديدى باقى نمىماند. البته چنين به نظر مىرسد كه فارابى خود اين نامگذارى را نكرده است، بلكه نسخهبرداران گاه از آن با عنوان «تعاليق في الحكمة» ياد كردهاند و گاه با عنوان «التعليقات». از آنجا كه كهنترين نسخه همانى است كه بيهقى بدان اشاره كرده، ازاينرو نويسنده عنوان «التعليقات» را برگزيده است.<ref>ر.ك: همان، ص68</ref> | #:در انتساب اين رساله به فارابى جاى هيچ ترديدى باقى نمىماند. البته چنين به نظر مىرسد كه فارابى خود اين نامگذارى را نكرده است، بلكه نسخهبرداران گاه از آن با عنوان «تعاليق في الحكمة» ياد كردهاند و گاه با عنوان «التعليقات». از آنجا كه كهنترين نسخه همانى است كه بيهقى بدان اشاره كرده، ازاينرو نويسنده عنوان «التعليقات» را برگزيده است.<ref>ر.ك: همان، ص68</ref> | ||
ویرایش