۶۱٬۱۸۹
ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' ' به ' ') |
جز (جایگزینی متن - ' (ع)' به '(ع)') |
||
خط ۵۸: | خط ۵۸: | ||
# نویسنده در مقدمهاش – که در تاریخ زمستان 1370ش، در مشهد نوشته - تأکید کرده است که: «... تفسیر نمونه که در بین فارسیزبانان از مقبولیت عالی برخوردار است و بیشتر نیازهای قرآنی مسلمانان امروز را برآورده میکند، ضمن تفسیر آیات، به شرح و تفسیر لغات قرآن نیز پرداخته تا آنجا که توانسته است خواننده علاقهمند را تا حدّی از مراجعه به منابع و مآخذ دیگر بینیاز سازد؛ اما چون شرح و تفسیر اینگونه واژهها به مقتضای آیات، بهطور پراکنده در بین مجلدات مختلف این تفسیر آمده است و رجوع و دستیافتن به آنها برای علاقهمندان بهآسانی میسر نیست، مؤلف بر آن شد تا تمام واژههایی را که در سرتاسر آن از آنها سخن به میان آمده است به ترتیب خاصی جمعآوری کند و با رعایت تلخیص (در پارهای موارد) و هماهنگ ساختن عبارات، ضمن ریشهیابی و تعیین مادّه هریک از لغات و نیز فهرستبندی و تنظیم آنها به ترتیب الفبایی در اختیار خوانندگان قرار دهد. مطالب [[تفسیر نمونه]] در عین پرباری با قلمی روان نگارش یافته است و شرح و تفسیر لغات آن نیز از سادگی و درعینحال از عمق و دقت خاصّی برخوردار است. انگیزه مؤلف این است که بتواند با استخراج و تنظیم لغات از این تفسیر، ضمن مراجعه به منابع دیگر تا حدّی نیاز مراجعهکنندگان، بهویژه دانشجویان و پژوهشگران را در فهم معنی لغات قرآن برآورده سازد؛ بهطوریکه امید است این کتاب بهعنوان «واژهنامهای مستقلّ و مستند» در کنار [[تفسیر نمونه]] و دیگر تفاسیر قرآن، مورد استفاده همگان قرار گیرد...» <ref>ر.ک: مقدمه نویسنده، ج1، ص5-7</ref>. | # نویسنده در مقدمهاش – که در تاریخ زمستان 1370ش، در مشهد نوشته - تأکید کرده است که: «... تفسیر نمونه که در بین فارسیزبانان از مقبولیت عالی برخوردار است و بیشتر نیازهای قرآنی مسلمانان امروز را برآورده میکند، ضمن تفسیر آیات، به شرح و تفسیر لغات قرآن نیز پرداخته تا آنجا که توانسته است خواننده علاقهمند را تا حدّی از مراجعه به منابع و مآخذ دیگر بینیاز سازد؛ اما چون شرح و تفسیر اینگونه واژهها به مقتضای آیات، بهطور پراکنده در بین مجلدات مختلف این تفسیر آمده است و رجوع و دستیافتن به آنها برای علاقهمندان بهآسانی میسر نیست، مؤلف بر آن شد تا تمام واژههایی را که در سرتاسر آن از آنها سخن به میان آمده است به ترتیب خاصی جمعآوری کند و با رعایت تلخیص (در پارهای موارد) و هماهنگ ساختن عبارات، ضمن ریشهیابی و تعیین مادّه هریک از لغات و نیز فهرستبندی و تنظیم آنها به ترتیب الفبایی در اختیار خوانندگان قرار دهد. مطالب [[تفسیر نمونه]] در عین پرباری با قلمی روان نگارش یافته است و شرح و تفسیر لغات آن نیز از سادگی و درعینحال از عمق و دقت خاصّی برخوردار است. انگیزه مؤلف این است که بتواند با استخراج و تنظیم لغات از این تفسیر، ضمن مراجعه به منابع دیگر تا حدّی نیاز مراجعهکنندگان، بهویژه دانشجویان و پژوهشگران را در فهم معنی لغات قرآن برآورده سازد؛ بهطوریکه امید است این کتاب بهعنوان «واژهنامهای مستقلّ و مستند» در کنار [[تفسیر نمونه]] و دیگر تفاسیر قرآن، مورد استفاده همگان قرار گیرد...» <ref>ر.ک: مقدمه نویسنده، ج1، ص5-7</ref>. | ||
# در مقدمه مدیر گروه قرآن بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی آمده است:... «از امتیازات [[تفسیر نمونه]]، سادگی و روانی، خلاصهنویسی، توجه به مشکلات روز و شبهات نسل جوان است. امتیاز دیگر آن، شرح لغات قرآن با استفاده از آرا و نظرات مفسران و صاحبنظران در فنّ مفردات القرآن است. کتاب شرح و تفسیر لغات قرآن اثر آقای جعفر شریعتمداری، در حقیقت ارزش لغوی [[تفسیر نمونه]] را که یکی از معدود آثار و تألیفات و کارهای دستهجمعی زمان ماست، روشن نموده است...» <ref>ر.ک: مقدمه مدیر گروه قرآن بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ج1، ص12 </ref>. | # در مقدمه مدیر گروه قرآن بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی آمده است:... «از امتیازات [[تفسیر نمونه]]، سادگی و روانی، خلاصهنویسی، توجه به مشکلات روز و شبهات نسل جوان است. امتیاز دیگر آن، شرح لغات قرآن با استفاده از آرا و نظرات مفسران و صاحبنظران در فنّ مفردات القرآن است. کتاب شرح و تفسیر لغات قرآن اثر آقای جعفر شریعتمداری، در حقیقت ارزش لغوی [[تفسیر نمونه]] را که یکی از معدود آثار و تألیفات و کارهای دستهجمعی زمان ماست، روشن نموده است...» <ref>ر.ک: مقدمه مدیر گروه قرآن بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ج1، ص12 </ref>. | ||
# نویسنده در مورد «بلعم باعورا» چنین نوشته است: «نام این شخص صریحاً در آیات ذکر نشده است، بلکه قرآن (در سوره اعراف، آیه 175 و 176) سخن از یک عالم و دانشمند میگوید که نخست در مسیر حقّ بود، آنچنانکه هیچکس فکر نمیکرد روزی منحرف شود، اما سرانجام دنیاپرستی و پیروی از هوای نفس چنان به سقوطش کشانید که در صف گمراهان و پیروان شیطان قرار گرفت؛ ولی از بسیاری از روایات و کلمات مفسران استفاده میشود که منظور از این شخص، مردی به نام بلعم باعورا بوده است که در عصر موسی (ع) زندگی میکرد و از دانشمندان و علمای مشهور بنیاسرائیل محسوب میشد و حتی موسی(ع) از وجود او بهعنوان یک مبلغ نیرومند استفاده میکرد و کارش در این راه آنقدر بالا گرفت که دعایش در پیشگاه خدا به اجابت میرسید، ولی بر اثر تمایل به فرعون و وعد و وعیدهای او از راه حقّ منحرف شد و همه مقامات خود را از دست داد، تا آنجا که در صف مخالفان موسی(ع) قرار گرفت...» <ref>ر.ک: متن کتاب، ج1، ص236</ref>. | # نویسنده در مورد «بلعم باعورا» چنین نوشته است: «نام این شخص صریحاً در آیات ذکر نشده است، بلکه قرآن (در سوره اعراف، آیه 175 و 176) سخن از یک عالم و دانشمند میگوید که نخست در مسیر حقّ بود، آنچنانکه هیچکس فکر نمیکرد روزی منحرف شود، اما سرانجام دنیاپرستی و پیروی از هوای نفس چنان به سقوطش کشانید که در صف گمراهان و پیروان شیطان قرار گرفت؛ ولی از بسیاری از روایات و کلمات مفسران استفاده میشود که منظور از این شخص، مردی به نام بلعم باعورا بوده است که در عصر موسی(ع) زندگی میکرد و از دانشمندان و علمای مشهور بنیاسرائیل محسوب میشد و حتی موسی(ع) از وجود او بهعنوان یک مبلغ نیرومند استفاده میکرد و کارش در این راه آنقدر بالا گرفت که دعایش در پیشگاه خدا به اجابت میرسید، ولی بر اثر تمایل به فرعون و وعد و وعیدهای او از راه حقّ منحرف شد و همه مقامات خود را از دست داد، تا آنجا که در صف مخالفان موسی(ع) قرار گرفت...» <ref>ر.ک: متن کتاب، ج1، ص236</ref>. | ||
# نویسنده در مورد شعائر چنین نوشته است: «جمع «شعیره» به معنی «علامت و نشانه» است؛ بنابراین «شعائر الله» به معنی «نشانههای پروردگار» است؛ یعنی علامتهایی که انسان را به یاد خدا میاندازد و خاطرهای از خاطرات مقدس را در نظرها تجدید میکند. این واژه معمولاً در مراسم حجّ (مناسک و برنامههای آن) که مسلمانان موظفند احترام همه آنها را نگاه دارند، به کار رفته است و...» <ref>ر.ک: همان، ج2، ص501</ref>. | # نویسنده در مورد شعائر چنین نوشته است: «جمع «شعیره» به معنی «علامت و نشانه» است؛ بنابراین «شعائر الله» به معنی «نشانههای پروردگار» است؛ یعنی علامتهایی که انسان را به یاد خدا میاندازد و خاطرهای از خاطرات مقدس را در نظرها تجدید میکند. این واژه معمولاً در مراسم حجّ (مناسک و برنامههای آن) که مسلمانان موظفند احترام همه آنها را نگاه دارند، به کار رفته است و...» <ref>ر.ک: همان، ج2، ص501</ref>. | ||
# نویسنده در مورد کلمه «علق» چنین نوشته است: «در اصل به معنی چسبیدن به چیزی است، ولذا به خون بسته و همچنین به زالو که برای مکیدن خون به بدن میچسبد، «علق» گفته میشود و از آنجا که نطفه بعد از گذراندن دوران نخستین در عالم جنین، به شکل قطعه خون بسته چسبندهای درمیآید که در ظاهر بسیار کمارزش است، مبدأ آفرینش انسان را در این آیه همین موجود ناچیز میشمرد، تا قدرتنمایی عظیم پروردگار روشن شود که از موجودی چنان بیارزش، مخلوقی چنین پرارزش آفریده است»<ref>ر.ک: همان، ج3، ص215</ref>. | # نویسنده در مورد کلمه «علق» چنین نوشته است: «در اصل به معنی چسبیدن به چیزی است، ولذا به خون بسته و همچنین به زالو که برای مکیدن خون به بدن میچسبد، «علق» گفته میشود و از آنجا که نطفه بعد از گذراندن دوران نخستین در عالم جنین، به شکل قطعه خون بسته چسبندهای درمیآید که در ظاهر بسیار کمارزش است، مبدأ آفرینش انسان را در این آیه همین موجود ناچیز میشمرد، تا قدرتنمایی عظیم پروردگار روشن شود که از موجودی چنان بیارزش، مخلوقی چنین پرارزش آفریده است»<ref>ر.ک: همان، ج3، ص215</ref>. |
ویرایش