۶۱٬۱۸۹
ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' ....<ref>' به '.<ref>') |
جز (جایگزینی متن - '....<ref>' به '.<ref>') |
||
خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
مىتوان گفت كه اين نسخه خطى از نوادر مخطوطات در كتابخانههاى الجزيرة العربية و برخى از كشورهاى عربى است كه من بر فهرستهاى چاپشده آن آگاه شدم. | مىتوان گفت كه اين نسخه خطى از نوادر مخطوطات در كتابخانههاى الجزيرة العربية و برخى از كشورهاى عربى است كه من بر فهرستهاى چاپشده آن آگاه شدم. | ||
... و در اين هنگام خوشوقت شدم كه پژوهشگر علامه سيد محمدمهدى بن سيد حسن خرسان موسوى نجفى را در حال انجام فريضه حج در سال 1388ق ديدم و بار ديگر خدا مرا موفق به زيارتش كرد در حج سال 1389ق و علامه خرسان در مجامع علمى نه فقط در عراق، بلكه در نزد خوانندگان كتابهاى عربى در جهان اسلام مشهور است؛ چه، او 11 كتاب را تصحيح كرده و براى 21 كتاب مقدمه نوشته و همگى چاپ شده و كمتر كتابخانه معروفى است كه از آن خالى باشد، افزون بر تأليفات شخصى خودش. پس فرصت را غنيمت شمردم و نسخه خطى اختصاصى خودم را به او اهدا كردم و از وى خواستم كه تصحيحش را بپذيرد و او لطف كرد و پذيرفت... و سرانجام بار سوم او را در موسم حج سال 1394ق ديدم و خوشبختانه تحقيق و تصحيح كتاب مذكور را انجام داده و بههمراه آورده بود | ... و در اين هنگام خوشوقت شدم كه پژوهشگر علامه سيد محمدمهدى بن سيد حسن خرسان موسوى نجفى را در حال انجام فريضه حج در سال 1388ق ديدم و بار ديگر خدا مرا موفق به زيارتش كرد در حج سال 1389ق و علامه خرسان در مجامع علمى نه فقط در عراق، بلكه در نزد خوانندگان كتابهاى عربى در جهان اسلام مشهور است؛ چه، او 11 كتاب را تصحيح كرده و براى 21 كتاب مقدمه نوشته و همگى چاپ شده و كمتر كتابخانه معروفى است كه از آن خالى باشد، افزون بر تأليفات شخصى خودش. پس فرصت را غنيمت شمردم و نسخه خطى اختصاصى خودم را به او اهدا كردم و از وى خواستم كه تصحيحش را بپذيرد و او لطف كرد و پذيرفت... و سرانجام بار سوم او را در موسم حج سال 1394ق ديدم و خوشبختانه تحقيق و تصحيح كتاب مذكور را انجام داده و بههمراه آورده بود.<ref>ر.ك: سيد هادون احمد العطاس، ص5-7</ref> | ||
علامه خرسان در مقدمه مفصل خودش، زندگى و زمانه نويسنده را شناسانده و بعد تصريح كرده است كه اين نويسنده گرفتار سه نوع ستم شده است: 1. قنبيطور؛ 2. مورخان؛ 3. ناسخان.<ref>ر.ك: مقدمه محقق، ص14-51</ref>او سپس نسخههاى موجود و مورد استفاده را معرفى و ويژگىهايش را بيان كرده است.<ref>ر.ك: همان، ص51-56</ref> | علامه خرسان در مقدمه مفصل خودش، زندگى و زمانه نويسنده را شناسانده و بعد تصريح كرده است كه اين نويسنده گرفتار سه نوع ستم شده است: 1. قنبيطور؛ 2. مورخان؛ 3. ناسخان.<ref>ر.ك: مقدمه محقق، ص14-51</ref>او سپس نسخههاى موجود و مورد استفاده را معرفى و ويژگىهايش را بيان كرده است.<ref>ر.ك: همان، ص51-56</ref> | ||
خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
#نويسنده در مقدمهاش كه زمان و مكان و ساير مشخصات نگارش آن را معين نكرده تأكيد كرده است: | #نويسنده در مقدمهاش كه زمان و مكان و ساير مشخصات نگارش آن را معين نكرده تأكيد كرده است: | ||
#: «... هدف ما اين است كه درخواست يكى از دوستانمان را اجابت كنيم و توضيحى درباره انساب عرب و اصول شعبهها و قبايل آن بيان كنيم... مراعات اختصار را كرديم تا طولانى نشود و قابليت حفظ داشته باشد و با همين مقدار آشنايى مىتوان همه منسوبان به هر قبيله و تيره مشهورى را شناخت و... همه عرب به دو اصل برمىگردد: عدنان و قحطان و در جاهليت سلطنت با قحطان بود تاآنكه اسلام آن را به عدنان انتقال داد و هركدام از اين دو، شاخههايى دارد و عرب همگى اتفاق نظر دارند كه به ترتيب از بزرگتر به كوچكتر شش طبقه است: 1. شعب؛ 2. قبيله؛ 3. عماره؛ 4. بطن؛ 5. فخذ؛ 6. فصيله... و معيار اين طبقهبندى دو شرط است: قدمت ولادت و كثرت اولاد...».<ref>ر.ك: مقدمه مؤلف، ص61-63</ref> | #: «... هدف ما اين است كه درخواست يكى از دوستانمان را اجابت كنيم و توضيحى درباره انساب عرب و اصول شعبهها و قبايل آن بيان كنيم... مراعات اختصار را كرديم تا طولانى نشود و قابليت حفظ داشته باشد و با همين مقدار آشنايى مىتوان همه منسوبان به هر قبيله و تيره مشهورى را شناخت و... همه عرب به دو اصل برمىگردد: عدنان و قحطان و در جاهليت سلطنت با قحطان بود تاآنكه اسلام آن را به عدنان انتقال داد و هركدام از اين دو، شاخههايى دارد و عرب همگى اتفاق نظر دارند كه به ترتيب از بزرگتر به كوچكتر شش طبقه است: 1. شعب؛ 2. قبيله؛ 3. عماره؛ 4. بطن؛ 5. فخذ؛ 6. فصيله... و معيار اين طبقهبندى دو شرط است: قدمت ولادت و كثرت اولاد...».<ref>ر.ك: مقدمه مؤلف، ص61-63</ref> | ||
#اصول انساب عدنان: شعبههاى عدنان سه تاست؛ دو تا مشهور است كه عبارتند از: مضر و ربيعة و يكى كه شهرتش از آن دو كمتر است و آن اياد است و | #اصول انساب عدنان: شعبههاى عدنان سه تاست؛ دو تا مشهور است كه عبارتند از: مضر و ربيعة و يكى كه شهرتش از آن دو كمتر است و آن اياد است و.<ref>ر.ك: متن كتاب، ص63</ref> | ||
#اصول انساب قحطان: قحطان، دو شعبه است: حمير بن سبا و كهلان بن سبأ بن يشجب بن يعرب بن قحطان. پس قبايل مشهور حمير به مقدارى كه به اطلاع ما رسيده، عبارت است از: عريب، ابين، خميران، غيدان، حضور، ميثم، احاظه، سيبان و صيفى. پس از بنوعريب، شرعب بن قيس است كه لباسهاى شرعبى به آن نسبت داده مىشود و از بنوخيران، شعبى فقيه است كه اسمش عامر بن شراحيل مىباشد و از بنوغيدان، عبدكلال بن مثوب است و | #اصول انساب قحطان: قحطان، دو شعبه است: حمير بن سبا و كهلان بن سبأ بن يشجب بن يعرب بن قحطان. پس قبايل مشهور حمير به مقدارى كه به اطلاع ما رسيده، عبارت است از: عريب، ابين، خميران، غيدان، حضور، ميثم، احاظه، سيبان و صيفى. پس از بنوعريب، شرعب بن قيس است كه لباسهاى شرعبى به آن نسبت داده مىشود و از بنوخيران، شعبى فقيه است كه اسمش عامر بن شراحيل مىباشد و از بنوغيدان، عبدكلال بن مثوب است و.<ref>ر.ك: همان، ص115</ref> | ||
== وضعيت كتاب == | == وضعيت كتاب == |
ویرایش