۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'صاحب بن عباد' به 'صاحب بن عباد ') |
جز (جایگزینی متن - ' ' به ' ') |
||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
كتاب، مشتمل بر مقدمه و سه باب است كه مطالب هر باب در ضمن عناوينى دستهبندى و ارائه شده است. | كتاب، مشتمل بر مقدمه و سه باب است كه مطالب هر باب در ضمن عناوينى دستهبندى و ارائه شده است. | ||
در نگارش اين اثر از تعداد زيادى از كتب خطى و مصادر قديمى استفاده شده كه از آن جمله است: «الحدائق الوردية في مناقب أئمة الزيدية»، تأليف حميد المحلى (متوفى 652ق)؛ «كتاب في نصرة المذاهب الزيدية»، تأليف احمد بن حسين هارونى (متوفى 421ق)، «بغية الطالب في معرفة أولاد سيدنا علي بن أبيطالب»، تأليف طاهر بن حسين اهدل يمنى (متوفى 998ق) و «تاريخ الأمم و الملوك»، تأليف [[طبری، محمد بن جریر|محمد بن جرير طبرى]] | در نگارش اين اثر از تعداد زيادى از كتب خطى و مصادر قديمى استفاده شده كه از آن جمله است: «الحدائق الوردية في مناقب أئمة الزيدية»، تأليف حميد المحلى (متوفى 652ق)؛ «كتاب في نصرة المذاهب الزيدية»، تأليف احمد بن حسين هارونى (متوفى 421ق)، «بغية الطالب في معرفة أولاد سيدنا علي بن أبيطالب»، تأليف طاهر بن حسين اهدل يمنى (متوفى 998ق) و «تاريخ الأمم و الملوك»، تأليف [[طبری، محمد بن جریر|محمد بن جرير طبرى]] (متوفى 310ق) ....<ref>متن كتاب، ص 13 - 20</ref> | ||
== گزارش محتوا == | == گزارش محتوا == | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
#در اين باب، حيات سياسى فرقه زيديه در زمان عباسيان از زمان منصور عباسى تا حكومت المستعين مورد مطالعه قرار گرفته است ....<ref>همان، ص 100 - 140</ref> | #در اين باب، حيات سياسى فرقه زيديه در زمان عباسيان از زمان منصور عباسى تا حكومت المستعين مورد مطالعه قرار گرفته است ....<ref>همان، ص 100 - 140</ref> | ||
#:حسن بن زيد، از نوادگان زيد بن على، توانست دولت زيديه را در طبرستان بنيان نهد كه نزديك به يك قرن (250 - 355ق) تداوم يافت و بخشى از كتاب بدان اختصاص يافته است ....<ref>همان، ص 150 - 141</ref>زيديه معتقدند كه مسئله امامت از مهمترين مسائل اصول دين است. نويسنده، اعتقادات زيديه در رابطه با امامت را چنين برمىشمارد كه به اعتقاد زيديه با وجود افضل، مفضول هم مىتواند امام باشد. وى تصريح مىكند كه زيد قائل به افضليت على(ع) بر ابوبكر و عمر بود، اما درعينحال معتقد بود كه خلافت آن دو حق و اطاعت از آنها واجب است؛ اگرچه على(ع) به لحاظ مناقبش در اسلام و مواقفش در جنگها افضل است، اما مصلحت مسلمين در تولى منصب امامت توسط شيخين بوده است ....<ref>همان، ص 166 - 167</ref>از اولاد فاطمه(س) بودن، عدم عصمت امام، جايز بودن قيام دو امام همزمان و وجوب اطاعت از آن دو از ديگر ويژگىهاى امام از ديدگاه زيديه است ....<ref>همان، ص 166 - 172</ref> | #:حسن بن زيد، از نوادگان زيد بن على، توانست دولت زيديه را در طبرستان بنيان نهد كه نزديك به يك قرن (250 - 355ق) تداوم يافت و بخشى از كتاب بدان اختصاص يافته است ....<ref>همان، ص 150 - 141</ref>زيديه معتقدند كه مسئله امامت از مهمترين مسائل اصول دين است. نويسنده، اعتقادات زيديه در رابطه با امامت را چنين برمىشمارد كه به اعتقاد زيديه با وجود افضل، مفضول هم مىتواند امام باشد. وى تصريح مىكند كه زيد قائل به افضليت على(ع) بر ابوبكر و عمر بود، اما درعينحال معتقد بود كه خلافت آن دو حق و اطاعت از آنها واجب است؛ اگرچه على(ع) به لحاظ مناقبش در اسلام و مواقفش در جنگها افضل است، اما مصلحت مسلمين در تولى منصب امامت توسط شيخين بوده است ....<ref>همان، ص 166 - 167</ref>از اولاد فاطمه(س) بودن، عدم عصمت امام، جايز بودن قيام دو امام همزمان و وجوب اطاعت از آن دو از ديگر ويژگىهاى امام از ديدگاه زيديه است ....<ref>همان، ص 166 - 172</ref> | ||
#در باب سوم، به آثار و تأليفات و حيات فكرى زيديه پرداخته شده است. نويسنده پيش از ورود به بحث، لازم ديده است كه فقها و علماى زيديه را ذكر كند؛ لذا شرح حال قاسم رسى (ت 246ق)، يحيى بن حسين (ت 298ق) و [[صاحب بن عباد، اسماعیل بن عباد|صاحب بن عباد]] | #در باب سوم، به آثار و تأليفات و حيات فكرى زيديه پرداخته شده است. نويسنده پيش از ورود به بحث، لازم ديده است كه فقها و علماى زيديه را ذكر كند؛ لذا شرح حال قاسم رسى (ت 246ق)، يحيى بن حسين (ت 298ق) و [[صاحب بن عباد، اسماعیل بن عباد|صاحب بن عباد]] (ت 385ق) را ذكر نموده است ....<ref>همان، ص 174 - 190</ref> | ||
مبادى عقيدتى زيديه عبارت است از توحيد، عدل، وعد و وعيد، منزلة بين المنزلتين، امر به معروف و نهى از منكر. اين مبادى، در همين باب، مورد بحث قرار گرفته است ....<ref>همان، ص 191 - 204</ref> | مبادى عقيدتى زيديه عبارت است از توحيد، عدل، وعد و وعيد، منزلة بين المنزلتين، امر به معروف و نهى از منكر. اين مبادى، در همين باب، مورد بحث قرار گرفته است ....<ref>همان، ص 191 - 204</ref> | ||
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
زيديه اعتبار قرآن و سنت متواتر را از جهت قوت استدلال به آن دو در يك حد دانسته و عقل و اجماع را نيز حجت مىدانند. ارتباط زيديه با معتزله و اماميه در بخش ديگرى از مطالب اين باب آمده است ....<ref>همان، ص 205 - 232</ref> | زيديه اعتبار قرآن و سنت متواتر را از جهت قوت استدلال به آن دو در يك حد دانسته و عقل و اجماع را نيز حجت مىدانند. ارتباط زيديه با معتزله و اماميه در بخش ديگرى از مطالب اين باب آمده است ....<ref>همان، ص 205 - 232</ref> | ||
آخرين مطلب اين باب به حيات ادبى زيديه اختصاص دارد كه در دو بخش نثر و نظم تبيين شده است. در بخش نثر، ابتدا خطبه و مواعظ بزرگان زيديه و سپس نامههاى سياسى و ادبى شخصيتهايى چون محمد نفس زكيه و [[صاحب بن عباد، اسماعیل بن عباد|صاحب بن عباد]] | آخرين مطلب اين باب به حيات ادبى زيديه اختصاص دارد كه در دو بخش نثر و نظم تبيين شده است. در بخش نثر، ابتدا خطبه و مواعظ بزرگان زيديه و سپس نامههاى سياسى و ادبى شخصيتهايى چون محمد نفس زكيه و [[صاحب بن عباد، اسماعیل بن عباد|صاحب بن عباد]] ارائه شده است ....<ref>همان، ص 233 - 239</ref> | ||
از جمله بخشهاى جالب توجه كتاب، انتساب كميت به فرقه زيديه و استفاده اعتقادات زيديه از «هاشميات» كميت است ....<ref>همان، ص 245</ref>و حالآنكه كميت از بزرگترين شعراى شيعى است كه در فضائل اهل بيت(ع) شعر سروده و به مبارزه با حكام جور زمان پرداخته است. وى در بخشى از هاشمياتش از فدك و ميراث غصبشده حضرت زهرا(س) توسط ابوبكر و عمر و بازخواستى كه از آن دو در اين مورد در روز جزا خواهد شد، سخن گفته است. منابع مورد استناد نويسنده و به تبع آنها خود وى بر وجوه بلاغى شعر كميت چشم بسته و به سهو يا به عمد آنچه را كه امويين از آن دريافته و به وحشت افتادهاند را منكر شدهاند. | از جمله بخشهاى جالب توجه كتاب، انتساب كميت به فرقه زيديه و استفاده اعتقادات زيديه از «هاشميات» كميت است ....<ref>همان، ص 245</ref>و حالآنكه كميت از بزرگترين شعراى شيعى است كه در فضائل اهل بيت(ع) شعر سروده و به مبارزه با حكام جور زمان پرداخته است. وى در بخشى از هاشمياتش از فدك و ميراث غصبشده حضرت زهرا(س) توسط ابوبكر و عمر و بازخواستى كه از آن دو در اين مورد در روز جزا خواهد شد، سخن گفته است. منابع مورد استناد نويسنده و به تبع آنها خود وى بر وجوه بلاغى شعر كميت چشم بسته و به سهو يا به عمد آنچه را كه امويين از آن دريافته و به وحشت افتادهاند را منكر شدهاند. | ||
ویرایش