۶۱٬۱۸۹
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'شرح ابن ابىالحديد' به 'شرح ابن ابىالحديد ') |
جز (جایگزینی متن - ' ،' به '،') |
||
خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
وى، با وجود اينكه اين شروح را از بهترين شروح معرفى مىكند، خود انتقاداتى بر آنها دارد و در ديباچه كتاب متذكر مىشود؛ بدين ترتيب كه شرح قطبالدين راوندى را، خالى از خصيصه تحقيق مىشمارد و [[شرح نهجالبلاغة (ابن ابيالحديد)|شرح ابن ابىالحديد]] را تقريبا بهعنوان كالبدى بىروح معرفى مىكند و معتقد است كه در عين حال گرفتار نوعى اطناب ممل است و مباحث آن، بسيار كمرمق و بىجان است. او، همچنين مىگويد: مباحثى كه ابن ابىالحديد آورده، نمىتواند انسان را به جان، روح و ژرفاى سخنان على(ع) رهنمون سازد و با وجود اينكه از ميان اين شروح، نظر خوشترى نسبت به شرح [[ابن میثم، میثم بن علی|ابن ميثم بحرانى]] دارد، مع ذلك چون ملاحظه كرده است كه اين شرح، با آميزهاى از مباحث كلامى و حكمى آميخته است و در گزارش سخنان اميرالمؤمنين، به روايات عامه استناد جسته، آن را هم مورد انتقاد قرار مىدهد و مىگويد: چون اين شروح، داراى عيب، نقص و نوعى كمبود است، من شرحى نسبتا جامع و رسا و كافى و تقريبا خالى از عيب و نقص آغاز كردم. | وى، با وجود اينكه اين شروح را از بهترين شروح معرفى مىكند، خود انتقاداتى بر آنها دارد و در ديباچه كتاب متذكر مىشود؛ بدين ترتيب كه شرح قطبالدين راوندى را، خالى از خصيصه تحقيق مىشمارد و [[شرح نهجالبلاغة (ابن ابيالحديد)|شرح ابن ابىالحديد]] را تقريبا بهعنوان كالبدى بىروح معرفى مىكند و معتقد است كه در عين حال گرفتار نوعى اطناب ممل است و مباحث آن، بسيار كمرمق و بىجان است. او، همچنين مىگويد: مباحثى كه ابن ابىالحديد آورده، نمىتواند انسان را به جان، روح و ژرفاى سخنان على(ع) رهنمون سازد و با وجود اينكه از ميان اين شروح، نظر خوشترى نسبت به شرح [[ابن میثم، میثم بن علی|ابن ميثم بحرانى]] دارد، مع ذلك چون ملاحظه كرده است كه اين شرح، با آميزهاى از مباحث كلامى و حكمى آميخته است و در گزارش سخنان اميرالمؤمنين، به روايات عامه استناد جسته، آن را هم مورد انتقاد قرار مىدهد و مىگويد: چون اين شروح، داراى عيب، نقص و نوعى كمبود است، من شرحى نسبتا جامع و رسا و كافى و تقريبا خالى از عيب و نقص آغاز كردم. | ||
ايشان، در مرحلهاى پس از اهتمام به آيات، در شرح و توضيح سخنان [[امام على(ع)|اميرالمؤمنين على(ع)]] ، عنايت ويژهاى نسبت به اخبار و احاديث ائمه معصومين(ع)، مبذول مىكند و خيلى پاىبند است كه در زمينه گزارش سخنان على(ع)، به روايات ائمه(ع)، استناد جسته و به آنها استشهاد بكند. | ايشان، در مرحلهاى پس از اهتمام به آيات، در شرح و توضيح سخنان [[امام على(ع)|اميرالمؤمنين على(ع)]]، عنايت ويژهاى نسبت به اخبار و احاديث ائمه معصومين(ع)، مبذول مىكند و خيلى پاىبند است كه در زمينه گزارش سخنان على(ع)، به روايات ائمه(ع)، استناد جسته و به آنها استشهاد بكند. | ||
شايد نكتهاى كه موجب ناخوشنودى او نسبت به شروح ديگر «نهجالبلاغة» شده و باعث شده است كه خود، از نو، با سبك خاص به شرح«نهجالبلاغة» بپردازد، با همين مطلب پيوند مىخورد. | شايد نكتهاى كه موجب ناخوشنودى او نسبت به شروح ديگر «نهجالبلاغة» شده و باعث شده است كه خود، از نو، با سبك خاص به شرح«نهجالبلاغة» بپردازد، با همين مطلب پيوند مىخورد. | ||
خط ۹۹: | خط ۹۹: | ||
مرحوم مير حبيب الله خويى، معتقد است كه اميرالمؤمنين در ساير محسنات بديعيه نيز بسيار چيرهدست بوده است. | مرحوم مير حبيب الله خويى، معتقد است كه اميرالمؤمنين در ساير محسنات بديعيه نيز بسيار چيرهدست بوده است. | ||
مرحوم خويى، بعد از ذكر اين مقدمه مبسوط و بسيار گسترده، به شرح زندگانى [[امام على(ع)|اميرالمؤمنين(ع)]] ، آنگونه كه فراخور اين كتاب است، مىپردازد و هر يك از مباحث را زير عنوان «نور» مطرح مىكند؛ مثلا مىگويد: نور فى ميلاده، نور فى اسمه الثانى، نور فى نسبه الشريف، نور فى كناه الرفيعة، نور فى القابه الشامخة، نور فى شكله و صفته. | مرحوم خويى، بعد از ذكر اين مقدمه مبسوط و بسيار گسترده، به شرح زندگانى [[امام على(ع)|اميرالمؤمنين(ع)]]، آنگونه كه فراخور اين كتاب است، مىپردازد و هر يك از مباحث را زير عنوان «نور» مطرح مىكند؛ مثلا مىگويد: نور فى ميلاده، نور فى اسمه الثانى، نور فى نسبه الشريف، نور فى كناه الرفيعة، نور فى القابه الشامخة، نور فى شكله و صفته. | ||
== وضعيت كتاب == | == وضعيت كتاب == |
ویرایش