۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '</ref> ' به '</ref>') |
جز (جایگزینی متن - '<ref>' به '.<ref>') |
||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
'''بيستوپنج اصل از اصول اخلاقى امامان(ع)'''، مجموعه سخنرانىهاى امام جمعه شهرستان كرج، محمدتقى عبدوس (متولد 1328ش) است كه توسط [[محمدی اشتهاردی، محمد|محمد محمدى اشتهاردى]] (1323- 1385ش) مكتوب و منتشر شده است. | '''بيستوپنج اصل از اصول اخلاقى امامان(ع)'''، مجموعه سخنرانىهاى امام جمعه شهرستان كرج، محمدتقى عبدوس (متولد 1328ش) است كه توسط [[محمدی اشتهاردی، محمد|محمد محمدى اشتهاردى]] (1323- 1385ش) مكتوب و منتشر شده است. | ||
اين سخنرانىها از تريبون نماز جمعه در سالهاى 1372 و 1373ش در مصلّاى كرج، پيرامون «اصول اخلاق در شيوه زندگى امامان(ع)»، ايراد شده است ...<ref>مقدمه ص16</ref> | اين سخنرانىها از تريبون نماز جمعه در سالهاى 1372 و 1373ش در مصلّاى كرج، پيرامون «اصول اخلاق در شيوه زندگى امامان(ع)»، ايراد شده است ....<ref>مقدمه ص16</ref> | ||
== ساختار == | == ساختار == | ||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
اولين اصل اخلاقى كه مؤلف به آن پرداخته است قرضالحسنه در زندگى امامان(ع) است. | اولين اصل اخلاقى كه مؤلف به آن پرداخته است قرضالحسنه در زندگى امامان(ع) است. | ||
ايشان بعد از تعريف قرضالحسنه به وام بدون بهره، به اين مطلب اشاره كرده كه قرض از لحاظ لغوى به معناى بريدن است و ازاينرو به وام بدون بهره قرض الحسنه مىگويند كه انسان وقتى مىتواند به چنين كار نيكى توفيق يابد كه دلبستگى به مال و ثروت را از خود ببرد ...<ref>متن كتاب، ص18</ref> | ايشان بعد از تعريف قرضالحسنه به وام بدون بهره، به اين مطلب اشاره كرده كه قرض از لحاظ لغوى به معناى بريدن است و ازاينرو به وام بدون بهره قرض الحسنه مىگويند كه انسان وقتى مىتواند به چنين كار نيكى توفيق يابد كه دلبستگى به مال و ثروت را از خود ببرد ....<ref>متن كتاب، ص18</ref> | ||
سپس به قرضالحسنه در قرآن اشاره مىكند و مىگويد در قرآن، سيزده بار با واژههاى گوناگون، سخن از قرض به ميان آمده و بر آن تأكيد شده است. در هرجا كه كلمه «قرض» آمده به دنبال آن كلمه «حسناً» نيز آمده است. و قرض نيكو (حسن) را مىتوان از چند جهت تصوّر كرد: 1- آبرومندانه باشد؛ 2- بىمنّت باشد؛ 3- بدون چشمداشت به سود و بهره باشد؛ 4- براى خشنودى خدا باشد؛ 5- از روى ميل و علاقه باشد....<ref>همان، ص20</ref>در ادامه چند نمونه از گفتار و كردار ائمه(ع) در باب قرض دادن ذكر شده است. كه در نمونه سوم از كردار ائمه به اين داستان مىرسيم كه: محمّد بن اسامه بيمار و در بستر مرگ افتاد. امام سجّاد(ع) به عيادت او رفت. جمعى در آنجا حاضر بودند. محمّد بن اسامه به حاضران گفت: «مبلغى مقروض هستم، از شما تقاضا دارم آن را ادا كنيد». امام سجّاد(ع) فرمود: «من يك سوم آن را ادا مىكنم»؛ ولى از هيچ يك حاضران در مجلس جواب مثبتى نشنيد. امام سجّاد(ع) همه قرضهاى او را برعهده گرفت؛ سپس فرمود: «من ازاينرو در آغاز، همه ديون محمّد بن اسامه را برعهده نگرفتم تا بنىهاشم نگويند فلانى از ما سبقت گرفت، وگرنه در همان آغاز همه آن را مىپذيرفتم» ...<ref>همان، ص28</ref> | سپس به قرضالحسنه در قرآن اشاره مىكند و مىگويد در قرآن، سيزده بار با واژههاى گوناگون، سخن از قرض به ميان آمده و بر آن تأكيد شده است. در هرجا كه كلمه «قرض» آمده به دنبال آن كلمه «حسناً» نيز آمده است. و قرض نيكو (حسن) را مىتوان از چند جهت تصوّر كرد: 1- آبرومندانه باشد؛ 2- بىمنّت باشد؛ 3- بدون چشمداشت به سود و بهره باشد؛ 4- براى خشنودى خدا باشد؛ 5- از روى ميل و علاقه باشد.....<ref>همان، ص20</ref>در ادامه چند نمونه از گفتار و كردار ائمه(ع) در باب قرض دادن ذكر شده است. كه در نمونه سوم از كردار ائمه به اين داستان مىرسيم كه: محمّد بن اسامه بيمار و در بستر مرگ افتاد. امام سجّاد(ع) به عيادت او رفت. جمعى در آنجا حاضر بودند. محمّد بن اسامه به حاضران گفت: «مبلغى مقروض هستم، از شما تقاضا دارم آن را ادا كنيد». امام سجّاد(ع) فرمود: «من يك سوم آن را ادا مىكنم»؛ ولى از هيچ يك حاضران در مجلس جواب مثبتى نشنيد. امام سجّاد(ع) همه قرضهاى او را برعهده گرفت؛ سپس فرمود: «من ازاينرو در آغاز، همه ديون محمّد بن اسامه را برعهده نگرفتم تا بنىهاشم نگويند فلانى از ما سبقت گرفت، وگرنه در همان آغاز همه آن را مىپذيرفتم» ....<ref>همان، ص28</ref> | ||
== وضعيت كتاب == | == وضعيت كتاب == | ||
ویرایش