۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' .' به '.') |
جز (جایگزینی متن - '</ref>.' به '</ref>') |
||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
نويسنده، نگارش اين اثر را در سال 1390ق، در نجف به پايان رسانده است. دو نفر از عالمان بزرگ شيعه با مطالعه چاپ اول كتاب حاضر، به نويسنده آن گواهى تأييد اجتهاد فقهى عطا كردهاند: يكى مرحوم شيخ [[آملی، هاشم|ميرزا هاشم آملى]] از قم، در سال 1393ق و ديگرى شيخ مرتضى آل ياسين از نجف، در سال 1394ق. | نويسنده، نگارش اين اثر را در سال 1390ق، در نجف به پايان رسانده است. دو نفر از عالمان بزرگ شيعه با مطالعه چاپ اول كتاب حاضر، به نويسنده آن گواهى تأييد اجتهاد فقهى عطا كردهاند: يكى مرحوم شيخ [[آملی، هاشم|ميرزا هاشم آملى]] از قم، در سال 1393ق و ديگرى شيخ مرتضى آل ياسين از نجف، در سال 1394ق. | ||
مرحوم [[آملی، هاشم|ميرزا هاشم آملى]] در باره اين كتاب نوشته است: «حقّ اين است كه اين اثر، تأليفى جديد در موضوع خودش است كه نويسندهاش در آن، بين «اشراف بر اقوال و ابعاد آن» و بين «برپاداشتن برهان بر آن و اجتهاد در استنباط حكم شرعى كه بر مبانى فقهى و اصولى صحيح مبتنى است» را جمع كرده است» <ref>تقريظ مرحوم [[آملی، هاشم|ميرزا هاشم آملى]]، مندرج در صفحه 5 كتاب</ref> | مرحوم [[آملی، هاشم|ميرزا هاشم آملى]] در باره اين كتاب نوشته است: «حقّ اين است كه اين اثر، تأليفى جديد در موضوع خودش است كه نويسندهاش در آن، بين «اشراف بر اقوال و ابعاد آن» و بين «برپاداشتن برهان بر آن و اجتهاد در استنباط حكم شرعى كه بر مبانى فقهى و اصولى صحيح مبتنى است» را جمع كرده است» <ref>تقريظ مرحوم [[آملی، هاشم|ميرزا هاشم آملى]]، مندرج در صفحه 5 كتاب</ref> | ||
در مقدمه مسئول پژوهش و تحقيقات اسلامى مجمع جهانى تقريب بين مذاهب اسلامى كه در صفحه 7 تا 12 كتاب درج شده است، چنين آمده: «يكى از امتيازات اين كتاب فقهى و اجتهادى، عبارت است از روش مقايسهاى كه نويسنده دانشمندش از آن بهره برده است». | در مقدمه مسئول پژوهش و تحقيقات اسلامى مجمع جهانى تقريب بين مذاهب اسلامى كه در صفحه 7 تا 12 كتاب درج شده است، چنين آمده: «يكى از امتيازات اين كتاب فقهى و اجتهادى، عبارت است از روش مقايسهاى كه نويسنده دانشمندش از آن بهره برده است». | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
در باره محتواى اين اثر، گفتنىها فراوان است، از جمله: | در باره محتواى اين اثر، گفتنىها فراوان است، از جمله: | ||
#نويسنده، نخست روش خودش را در اين اثر، بهصورت مفصل توضيح داده و بعد به پژوهش و استنباط فقهى پرداخته است <ref>ر. ك.: مقدمه كتاب، ص13 - 26</ref> | #نويسنده، نخست روش خودش را در اين اثر، بهصورت مفصل توضيح داده و بعد به پژوهش و استنباط فقهى پرداخته است <ref>ر. ك.: مقدمه كتاب، ص13 - 26</ref> همچنين او مقدمهاى علمى براى ورود به بحثش مطرح كرده تحت عنوان «مالكيت بهصورت عامّ و مالكيت زمين بهصورت خاصّ». وى در اين بحث، به تعريف مالكيت و بيان نظر اسلام در اين مورد و در مورد مالكيت زمين پرداخته است <ref>ر.ك: متن كتاب، ص27 - 38</ref> او در اين بحث، نظريه ماركسيسم مبنى بر عدم مالكيت را نفى و مشروعيت مالكيت فردى در اسلام را ثابت كرده است. وى توضيح داده است كه مالكيت حقيقى از آن خداست و هيچكسى، هيچ مالكيتى ندارد جز با نيابت و خلافت از جانب خداى كريم و البته مالكيت فردى انسان بر زمين و... مشروط به شروطى و محدود به حدودى است. | ||
#نويسنده، نظريه اسلامى در مورد توزيع ثروتهاى طبيعى در زمين، مانند آهن، طلا، ذغال سنگ، نفت، آب و... را عبارت از اباحه عمومى ثروتهاى طبيعى دانسته و ادله فقهى آن را مطرح كرده و جدايى اين حقّ استفاده را از مالكيت، بيان كرده است. او توضيح داده است كه اين حقّ ايجابى و سلبى كه براى جامعه در استفاده از ثروتهاى طبيعى وجود دارد، فرصت استفاده از ثروتهاى طبيعى را براى همگان بهصورت عادلانه فراهم مىآورد <ref>ر.ك: همان، ص325 - 385 و ص389 - 391</ref> | #نويسنده، نظريه اسلامى در مورد توزيع ثروتهاى طبيعى در زمين، مانند آهن، طلا، ذغال سنگ، نفت، آب و... را عبارت از اباحه عمومى ثروتهاى طبيعى دانسته و ادله فقهى آن را مطرح كرده و جدايى اين حقّ استفاده را از مالكيت، بيان كرده است. او توضيح داده است كه اين حقّ ايجابى و سلبى كه براى جامعه در استفاده از ثروتهاى طبيعى وجود دارد، فرصت استفاده از ثروتهاى طبيعى را براى همگان بهصورت عادلانه فراهم مىآورد <ref>ر.ك: همان، ص325 - 385 و ص389 - 391</ref> | ||
== وضعيت كتاب == | == وضعيت كتاب == | ||
| خط ۷۵: | خط ۷۵: | ||
براى كتاب حاضر، فقط فهرست منابع <ref>همان، ص395 - 417</ref> و فهرست تفصيلى مطالب <ref>همان، ص419 - 432</ref> فراهم شده و متأسفانه هيچ خبرى از فهرستهاى فنى - شامل آيات، روايات، اعلام، امكنه، اصطلاحات اصولى و فقهى و... - نيست. | براى كتاب حاضر، فقط فهرست منابع <ref>همان، ص395 - 417</ref> و فهرست تفصيلى مطالب <ref>همان، ص419 - 432</ref> فراهم شده و متأسفانه هيچ خبرى از فهرستهاى فنى - شامل آيات، روايات، اعلام، امكنه، اصطلاحات اصولى و فقهى و... - نيست. | ||
اين كتاب، مستند است و نويسنده ارجاعاتش را بهصورت پاورقى آورده است. او آيات مورد نظر را با ذكر نام سوره و شماره آيه مشخص كرده است <ref>مثلاً ر.ك: همان، ص62، پاورقى 2 و...</ref> و گاه منابع مورد نظر و استنادش را با ذكر نام كتاب و جلد و صفحه مشخص كرده است <ref>مثلاً ر. ك.: همان، ص 58، پاورقى 1، 2، 3</ref> و گاهى توضيحى فقهى و مبنايى را مختصر يا مفصل آورده و گاه مطلبش را با ذكر مثالى روشن كرده است <ref>مثلاً ر.ك: همان، ص48، پاورقى 1؛ ص 97، پاورقى 1؛ ص98، پاورقى 1؛ ص99، پاورقى 1؛ ص108، پاورقى 1 و...</ref> و گاه صحت يا عدم صحت قضيهاى را از نظر تاريخى ذكر كرده است <ref>مثلاً ر.ك: همان، ص60، پاورقى 2 و...</ref> | اين كتاب، مستند است و نويسنده ارجاعاتش را بهصورت پاورقى آورده است. او آيات مورد نظر را با ذكر نام سوره و شماره آيه مشخص كرده است <ref>مثلاً ر.ك: همان، ص62، پاورقى 2 و...</ref> و گاه منابع مورد نظر و استنادش را با ذكر نام كتاب و جلد و صفحه مشخص كرده است <ref>مثلاً ر. ك.: همان، ص 58، پاورقى 1، 2، 3</ref> و گاهى توضيحى فقهى و مبنايى را مختصر يا مفصل آورده و گاه مطلبش را با ذكر مثالى روشن كرده است <ref>مثلاً ر.ك: همان، ص48، پاورقى 1؛ ص 97، پاورقى 1؛ ص98، پاورقى 1؛ ص99، پاورقى 1؛ ص108، پاورقى 1 و...</ref> و گاه صحت يا عدم صحت قضيهاى را از نظر تاريخى ذكر كرده است <ref>مثلاً ر.ك: همان، ص60، پاورقى 2 و...</ref> | ||
==پانويس == | ==پانويس == | ||
ویرایش