۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'data-type='language'|عربي ' به 'data-type='language'|عربی') |
جز (جایگزینی متن - '</ref>.' به '</ref>') |
||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
== گزارش محتوا == | == گزارش محتوا == | ||
در کتاب شجرة المعارف، نویسنده در ابتدا درباره متخلق شدن انسان به صفات خداوند سخن گفته و سعادت آدمی را در شناخت خدا و اطاعت از او در پیدا و پنهان و انجام اوامرش و تخلق به صفات رحمانی و ترک آنچه خداوند نهی فرموده، میداند<ref>ر.ک: متن، ص22-32</ref> | در کتاب شجرة المعارف، نویسنده در ابتدا درباره متخلق شدن انسان به صفات خداوند سخن گفته و سعادت آدمی را در شناخت خدا و اطاعت از او در پیدا و پنهان و انجام اوامرش و تخلق به صفات رحمانی و ترک آنچه خداوند نهی فرموده، میداند<ref>ر.ک: متن، ص22-32</ref> | ||
مؤلف، قلب را منبع هر احسان و گناه و دشمنی میداند و بر این اعتقاد است که اصلاح قلب به واسطه شناخت و ایمان، سبب اصلاح همه اعضاء و جوارح آدمی در اطاعت و اذعان میگردد و درصورتی که قلب به واسطه جهل و کفران فاسد گردد، موجب فاسد شدن تمام بدن به سبب گناه و عصیان میشود<ref>ر.ک: مقدمه، ص12</ref> | مؤلف، قلب را منبع هر احسان و گناه و دشمنی میداند و بر این اعتقاد است که اصلاح قلب به واسطه شناخت و ایمان، سبب اصلاح همه اعضاء و جوارح آدمی در اطاعت و اذعان میگردد و درصورتی که قلب به واسطه جهل و کفران فاسد گردد، موجب فاسد شدن تمام بدن به سبب گناه و عصیان میشود<ref>ر.ک: مقدمه، ص12</ref> | ||
نویسنده سپس به بیان صلاح قلب و بدن پرداخته و عوامل فساد قلب را ذکر میکند که سبب فساد جسم و بدن آدمی میگردد. | نویسنده سپس به بیان صلاح قلب و بدن پرداخته و عوامل فساد قلب را ذکر میکند که سبب فساد جسم و بدن آدمی میگردد. | ||
مؤلف، معتقد است که پروردگار فرمان نمیدهد جز به کاری که مصلحت هر دو جهان یا یکی از آن دو، در آن است و نهی نمیکند مگر از عملی که مفسده هر دو جهان یا یکی از آن دو، در آن وجود دارد<ref>ر.ک: همان</ref> | مؤلف، معتقد است که پروردگار فرمان نمیدهد جز به کاری که مصلحت هر دو جهان یا یکی از آن دو، در آن است و نهی نمیکند مگر از عملی که مفسده هر دو جهان یا یکی از آن دو، در آن وجود دارد<ref>ر.ک: همان</ref> | ||
نویسنده در باب اول، تخلق به صفات رحمان به حسب امکان را در فروع و شاخههای زیر دنبال کرده است: | نویسنده در باب اول، تخلق به صفات رحمان به حسب امکان را در فروع و شاخههای زیر دنبال کرده است: | ||
#فرع اول: معرفت به صفات سالبه، مانند: ظلم و دشمنی<ref>ر.ک: متن، ص22</ref> | #فرع اول: معرفت به صفات سالبه، مانند: ظلم و دشمنی<ref>ر.ک: متن، ص22</ref> | ||
# معرفت به صفات ذات و شاخههای هفت گانه آن: حیات، علم، قدرت، اراده، شنوایی، بینایی و کلام<ref>ر.ک: همان، ص26-30</ref> | # معرفت به صفات ذات و شاخههای هفت گانه آن: حیات، علم، قدرت، اراده، شنوایی، بینایی و کلام<ref>ر.ک: همان، ص26-30</ref> | ||
#معرفت به صفات فعلیه که شاخههای آن زیاد میباشد، مانند: ضرر و نفع، بخشایش و پوشش<ref>ر.ک: همان، ص43</ref> | #معرفت به صفات فعلیه که شاخههای آن زیاد میباشد، مانند: ضرر و نفع، بخشایش و پوشش<ref>ر.ک: همان، ص43</ref> | ||
نتیجه و ثمره معرفت و شناخت، در هریک از این دستهها، متناسب با حالات گوناگون آن گروه و میزان شباهت آن گفتار و کردار با آن میباشد. پس کسی که شناخت به جمال خداوند پیدا کرد، محب میگردد و کسی که به جلال او شناخت پیدا کند، از او هراسان میگردد و کسی که به سعه رحمت او شناخت پیدا کند، به او راغب میگردد<ref>ر.ک: همان، ص21</ref> | نتیجه و ثمره معرفت و شناخت، در هریک از این دستهها، متناسب با حالات گوناگون آن گروه و میزان شباهت آن گفتار و کردار با آن میباشد. پس کسی که شناخت به جمال خداوند پیدا کرد، محب میگردد و کسی که به جلال او شناخت پیدا کند، از او هراسان میگردد و کسی که به سعه رحمت او شناخت پیدا کند، به او راغب میگردد<ref>ر.ک: همان، ص21</ref> | ||
نویسنده سعی میکند با ارتباط دادن آیات قرآنی به درخت معارف، بر زیبایی و عمق بخشی کتابش بیفزاید. همچنین در این کتاب موارد فراوانی از احادیث نبوی را آورده است. برای نمونه در باب دوازدهم در نیکی نمودن در گفتار و توصیه به خیر، به آیات قرآن استدلال نموده و افزوده است که این، خود وسیله ای برای انجام اعمال خیر میباشد<ref>ر.ک: همان، ص192</ref> | نویسنده سعی میکند با ارتباط دادن آیات قرآنی به درخت معارف، بر زیبایی و عمق بخشی کتابش بیفزاید. همچنین در این کتاب موارد فراوانی از احادیث نبوی را آورده است. برای نمونه در باب دوازدهم در نیکی نمودن در گفتار و توصیه به خیر، به آیات قرآن استدلال نموده و افزوده است که این، خود وسیله ای برای انجام اعمال خیر میباشد<ref>ر.ک: همان، ص192</ref> | ||
مؤلف در بیان فضایل اعمال ظاهری و باطنی میفرماید: افضل اعمال آدمی شناخت ذات و صفات خداوند است و چون متعلق آن اشرف متعلقات میباشد، نتایج آن نیز از بالاترین ثمرات است. بر همین اساس هر آنچه به خداوند تعلق میگیرد، اجابتش بهترین اجابتها و طاعتش بالاترین طاعتها و عبادتش برترین عبادات و ترس از نافرمانی اش بالاترین ترسها و مراقبتش زیباترین مراقبتها و محبتش کامل ترین محبتها است<ref>ر.ک: مقدمه،ص14</ref> | مؤلف در بیان فضایل اعمال ظاهری و باطنی میفرماید: افضل اعمال آدمی شناخت ذات و صفات خداوند است و چون متعلق آن اشرف متعلقات میباشد، نتایج آن نیز از بالاترین ثمرات است. بر همین اساس هر آنچه به خداوند تعلق میگیرد، اجابتش بهترین اجابتها و طاعتش بالاترین طاعتها و عبادتش برترین عبادات و ترس از نافرمانی اش بالاترین ترسها و مراقبتش زیباترین مراقبتها و محبتش کامل ترین محبتها است<ref>ر.ک: مقدمه،ص14</ref> | ||
نویسنده، معتقد است که صفت مهابت (ترس از عظمت حق تعالی) از محبت افضل میباشد؛ زیرا این صفت از شناخت صفت جلال خداوند ناشی شده و به ذات و صفات تعلق دارد و به دنبال آن محبت ناشی از شناخت جمال الهی میآید؛ زیرا ناشی از شناخت جمال خداوند میباشد و به دنبال آن محبت ناشی از شناخت انعام و افضال میآید و پس از آن توکل قرار گرفته که ناشی از ملاحظه توحید افعالی است. سپس خوف و رجا قرار گرفته؛ زیرا این دو ناشی از ملاحظه خیر و شر و متعلقات این دو است<ref>ر.ک: همان، ص15</ref> | نویسنده، معتقد است که صفت مهابت (ترس از عظمت حق تعالی) از محبت افضل میباشد؛ زیرا این صفت از شناخت صفت جلال خداوند ناشی شده و به ذات و صفات تعلق دارد و به دنبال آن محبت ناشی از شناخت جمال الهی میآید؛ زیرا ناشی از شناخت جمال خداوند میباشد و به دنبال آن محبت ناشی از شناخت انعام و افضال میآید و پس از آن توکل قرار گرفته که ناشی از ملاحظه توحید افعالی است. سپس خوف و رجا قرار گرفته؛ زیرا این دو ناشی از ملاحظه خیر و شر و متعلقات این دو است<ref>ر.ک: همان، ص15</ref> | ||
نویسنده در بیان فواید و ثمرات معارف میفرماید: بهترین اوصاف آدمی شناخت و عرفان میباشد و بهترین شناختها، شناخت پروردگار عالم است؛ چون چنین معرفتی، به همه خوبیها فرامی خواند و از همه بدیها بازمی دارد و پس از آن شناخت به احکام قرآنی و به چیزهایی که وعده داده شده به اهل طاعت و ایمان و اهل کفر و عصیان میباشد<ref>ر.ک: همان، ص16</ref> | نویسنده در بیان فواید و ثمرات معارف میفرماید: بهترین اوصاف آدمی شناخت و عرفان میباشد و بهترین شناختها، شناخت پروردگار عالم است؛ چون چنین معرفتی، به همه خوبیها فرامی خواند و از همه بدیها بازمی دارد و پس از آن شناخت به احکام قرآنی و به چیزهایی که وعده داده شده به اهل طاعت و ایمان و اهل کفر و عصیان میباشد<ref>ر.ک: همان، ص16</ref> | ||
از طرف دیگر بدترین نادانیها، جهالت آدمی است به خداوند بزرگ و به احکام قرآن و آنچه خداوند به اهل طاعت و ایمان و اهل نافرمانی و عصیان وعده داده است. پس جهل به خداوند، نتایجی برخلاف نتایج شناخت وی دارد<ref>ر.ک: همان، ص17</ref> | از طرف دیگر بدترین نادانیها، جهالت آدمی است به خداوند بزرگ و به احکام قرآن و آنچه خداوند به اهل طاعت و ایمان و اهل نافرمانی و عصیان وعده داده است. پس جهل به خداوند، نتایجی برخلاف نتایج شناخت وی دارد<ref>ر.ک: همان، ص17</ref> | ||
در کتاب «الشجرة فی الوعظ»، نویسنده به بیان مباحث اخلاقی با شیوه ای عرفانی پرداخته است. وی کل جهان هستی را به صورت یک درخت تصور نموده و آیاتی از قرآن را به استشهاد طلبیده و با شیوه ای تأویلی - عرفانی و گاه شاعرانه به بیان شاخهها و ثمرات این درخت پرداخته است که البته غالبا مطالبی است ذوقی و از هیچ پایه و مایه علمی برخوردار نیست. | در کتاب «الشجرة فی الوعظ»، نویسنده به بیان مباحث اخلاقی با شیوه ای عرفانی پرداخته است. وی کل جهان هستی را به صورت یک درخت تصور نموده و آیاتی از قرآن را به استشهاد طلبیده و با شیوه ای تأویلی - عرفانی و گاه شاعرانه به بیان شاخهها و ثمرات این درخت پرداخته است که البته غالبا مطالبی است ذوقی و از هیچ پایه و مایه علمی برخوردار نیست. | ||
گاه روایاتی پرمحتوا را ذکر فرموده، ولی پیرامون آنها توضیحات و توجیهات و تأویلاتی شاعرانه و صرفا ذوقی افاضه نموده است؛ مثلا از قول پیامبر بزرگوار اسلام آورده است که: «اسلام بر پنج امر استوار است: شهادتین، اقامه نماز، ایتاء زکات، روزه ماه رمضان و حج»، سپس نوشته است: حواس پنج گانه ای که خداوند در وجود انسان نهاده، وی را به این چهار رکن فرامی خواند. حس بینایی، او را به اقامه ارکان نماز میخواند؛ چنان که پیامبر(ص) فرمود: «روشنی چشم من در نماز قرار داده شده است». حس لامسه، وی را به پرداخت زکات میخواند؛ چنان که خدای تعالی میفرماید: خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَة؛ «از اموال آنها صدقه ای (به عنوان زکات) بگیر»<ref>مکارم، ص203</ref> | گاه روایاتی پرمحتوا را ذکر فرموده، ولی پیرامون آنها توضیحات و توجیهات و تأویلاتی شاعرانه و صرفا ذوقی افاضه نموده است؛ مثلا از قول پیامبر بزرگوار اسلام آورده است که: «اسلام بر پنج امر استوار است: شهادتین، اقامه نماز، ایتاء زکات، روزه ماه رمضان و حج»، سپس نوشته است: حواس پنج گانه ای که خداوند در وجود انسان نهاده، وی را به این چهار رکن فرامی خواند. حس بینایی، او را به اقامه ارکان نماز میخواند؛ چنان که پیامبر(ص) فرمود: «روشنی چشم من در نماز قرار داده شده است». حس لامسه، وی را به پرداخت زکات میخواند؛ چنان که خدای تعالی میفرماید: خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَة؛ «از اموال آنها صدقه ای (به عنوان زکات) بگیر»<ref>مکارم، ص203</ref> | ||
حس ذائقه، او را بر ترک لذت طعام برای برپا داشتن رکن روزه میخواند. | حس ذائقه، او را بر ترک لذت طعام برای برپا داشتن رکن روزه میخواند. | ||
حس شنوایی، وی را بر شنیدن اذان و فراخواندن به سوی حج میخواند؛ چنان که خدای تعالی میفرماید: «وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجّ یأْتُوک رِجالا»؛ «و مردم را دعوت عمومی به حج کن»<ref>مکارم، ص335</ref> | حس شنوایی، وی را بر شنیدن اذان و فراخواندن به سوی حج میخواند؛ چنان که خدای تعالی میفرماید: «وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجّ یأْتُوک رِجالا»؛ «و مردم را دعوت عمومی به حج کن»<ref>مکارم، ص335</ref> حس بویایی، وی را به استشمام انفاس توحیدی میخواند...<ref>ر.ک: متن کتاب، ص348</ref> | ||
== وضعیت کتاب == | == وضعیت کتاب == | ||
ویرایش