مثالب العرب: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '</ref>.' به '</ref>')
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۵: خط ۵:
| پدیدآوران =  
| پدیدآوران =  


[[ابن کلبی، هشام بن محمد]] (نويسنده)
[[ابن کلبی، هشام بن محمد]] (نویسنده)


[[طایی، نجاح]] (محقق)
[[طایی، نجاح]] (محقق)
خط ۱۹: خط ۱۹:
1.جاهليت
1.جاهليت


2.عربستان - اوضاع اجتماعي - پيش از اسلام
2.عربستان - اوضاع اجتماعی - پيش از اسلام


3.قبايل و نظام قبيله‏اي - عربستان - پيش از اسلام
3.قبايل و نظام قبيله‌‏ای - عربستان - پيش از اسلام


| زبان = عربی
| زبان = عربی


| تعداد جلد =  
| تعداد جلد =  
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 6309
| کتابخانۀ دیجیتال نور =10196
| کد کنگره = ‏DS‎‏ ‎‏231‎‏ ‎‏/‎‏الف‎‏2‎‏م‎‏2  
| کد کنگره = ‏DS‎‏ ‎‏231‎‏ ‎‏/‎‏الف‎‏2‎‏م‎‏2  
| کد اتوماسیون = BOK10196
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE10196AUTOMATIONCODE
| کتابخوان همراه نور =10196
| پس از =  
| پس از =  
| پیش از =  
| پیش از =  
}}
}}
'''مثالب العرب'''، اثر نسب‌شناس قرن دوم هجری، [[ابن کلبی، هشام بن محمد|هشام بن محمد بن سائب کلبی]] (متوفای 204ق)، جهت شناساندن عیوب اعراب قریش است. این کتاب توسط [[طایی، نجاح|نجاح طائی]] تحقیق شده است
 
'''مثالب العرب'''، یکی از آثار مهم مورخ و نسب‌شناس بزرگ قرن دوم هجری، [[ابن کلبی، هشام بن محمد|هشام بن محمد بن سائب کلبی]] (متوفای 204ق)، است که به ثبت عیوب، نقاط ضعف و تخلفات قبایل مختلف عرب در دوره جاهلیت و صدر اسلام می‌پردازد. این کتاب با رویکردی واقع‌گرایانه و مبتنی بر اسناد تاریخی، تصویری جامع از مشکلات اجتماعی، اخلاقی و نسبی جامعه عرب ارائه می‌دهد و برای محققان تاریخ اسلام و مطالعات اجتماعی عربستان پیش از اسلام منبعی ارزشمند محسوب می‌شود. این اثر نه تنها منبعی برای شناخت تاریخ عرب، بلکه نشان‌دهنده تحولات فکری و فرهنگی در دوره عباسی است. کتاب توسط [[طایی، نجاح|نجاح طائی]] تحقیق شده است.
 
== روش کتاب ==
هشام کلبی در تألیف این کتاب از روش‌های زیر استفاده کرده است:
 
الف) اقتباس از منابع پیشین: به گفته برخی محققان، هشام کلبی این کتاب را از کتاب «الموفقيات» زبير بن بكار اقتباس کرده است.<ref> ر.ک: شفیعی، سعید، ص294</ref>
 
ب) رویکرد انتقادی: کتاب «المثالب» با رویکردی انتقادی به بررسی عیوب و نقایص قبایل و شخصیت‌های عرب می‌پردازد. این رویکرد در میان مورخان کوفه رواج داشت و کوفه از شهرهای پر تألیف در این زمینه بود.<ref> ر.ک: شفیعی، سعید، ص251</ref>
بر اساس فهرست آثار هشام کلبی، او کتاب‌های متعددی در زمینه مثالب تألیف کرده است که نشان‌دهنده ساختار موضوعی آثار اوست:
 
* مثالب بنی امیه - بررسی عیوب بنی امیه
* مثالب ثقيف - بررسی عیوب قبیله ثقیف


==ساختار==
==ساختار==
خط ۳۸: خط ۵۱:


==گزارش محتوا==
==گزارش محتوا==
با توجه به اینکه نام کتاب «مثالب» و به معنای «عیوب» است باید محتوای کتاب ارتباطی با عیوب داشته باشد، ولی مؤلف در دو باب اول آن به ذکر تجارات و صناعات پرداخته است و در ادامه مطالبی مرتبط با عنوان کتاب آمده است. برخی از ابواب نیز همانند باب ابناء الحبشیات و سه باب بعد از آن نیز محتوای آن مرتبط با عنوان کتاب نمی‌باشند.
این کتاب درباره «مثالب» یا عیوب و نقایص عرب است و محتوای آن شامل:
 
الف) بررسی وضع نامناسب شخصیت‌ها: موارد نقل شده درباره وضع نامناسب ابوبکر پیش از اسلام و روش‌های غیر اخلاقی برخی از اجداد عمر، طلحه، عثمان و معاویه است.


مؤلف در باب تجارات، پیشه هر شخص از قریش و غیر قریش از اعراب را برشمرده است، خلیفه اول و سوم، طلحة بن عبیدالله و عبدالرحمن بن عوف از کسانی بودند که پیشه بزازی داشتند، ابوطالب بن عبدالمطلب از کسانی بود که اول روز به بزازی و در پایان روز به پیشه عطاری مشغول می‌شد <ref>ر.ک: متن کتاب، ص39</ref> در این بخش از کتاب کسانی که در پیشه‌های دیگری از قبیل خرید و فروش گندم، جو، روغن نیز مشغول بودند نام برده شده است.
ب) بررسی نسب نامناسب: در این کتاب درباره نسب نامناسب عمرو بن عاص نیز نقلی آورده شده است.
 
مؤلف در دو باب اول آن به ذکر تجارات و صناعات پرداخته است و در ادامه مطالبی مرتبط با عنوان کتاب آمده است. برخی از ابواب نیز همانند باب ابناء الحبشیات و سه باب بعد از آن نیز محتوای آن مرتبط با عنوان کتاب نمی‌باشند.
 
مؤلف در باب تجارات، پیشه هر شخص از قریش و غیر قریش از اعراب را برشمرده است، خلیفه اول و سوم، طلحة بن عبیدالله و عبدالرحمن بن عوف از کسانی بودند که پیشه بزازی داشتند، ابوطالب بن عبدالمطلب از کسانی بود که اول روز به بزازی و در پایان روز به پیشه عطاری مشغول می‌شد<ref>ر.ک: متن کتاب، ص39</ref>در این بخش از کتاب کسانی که در پیشه‌های دیگری از قبیل خرید و فروش گندم، جو، روغن نیز مشغول بودند نام برده شده است.


باب دوم کتاب به صناعات رایج و کسانی که به این صناعات مشغول بودند اختصاص یافته است؛ صناعاتی از قبیل طبابت، خرمافروشی، خمرفروشی، قصابی، خیاطی، نعل‌سازی و...  
باب دوم کتاب به صناعات رایج و کسانی که به این صناعات مشغول بودند اختصاص یافته است؛ صناعاتی از قبیل طبابت، خرمافروشی، خمرفروشی، قصابی، خیاطی، نعل‌سازی و...  
نویسنده، تعلیم را در بخش صناعات جای داده و نام اشخاصی چند را در این پیشه جای داده که از آن جمله‌اند: ابوسفیان صخر بن حرب، ابوقیس بن عبدمناف بن زهره که علمشان را از بشر بن عبدالملک گرفته بودند. <ref>ر.ک: همان، ص44</ref>
 
نویسنده، تعلیم را در بخش صناعات جای داده و نام اشخاصی چند را در این پیشه جای داده که از آن جمله‌اند: ابوسفیان صخر بن حرب، ابوقیس بن عبدمناف بن زهره که علمشان را از بشر بن عبدالملک گرفته بودند.<ref>ر.ک: همان، ص44</ref>


باب سوم کتاب به بعد به معایب و شغل‌هایی که در جامعه امروزی به‌نوعی ناپسند به حساب می‌آید (هرچند که در جاهلیت رواج داشته) اختصاص یافته است.
باب سوم کتاب به بعد به معایب و شغل‌هایی که در جامعه امروزی به‌نوعی ناپسند به حساب می‌آید (هرچند که در جاهلیت رواج داشته) اختصاص یافته است.


سومین باب کتاب، در بیان اسامی سرّاق و دزدان مشهور عرب می‌باشد. از جمله کسانی که دستشان به‌خاطر دزدی قطع شده، عوف بن عتبة بن عمرو بن مخزوم است که در زمان جاهلیت بارها دزدی کرد و قریش دست او را قطع کردند و به دلیل تکرار دزدی بعد از قطع شدن دستش، رجم شد <ref>همان، ص49</ref>
سومین باب کتاب، در بیان اسامی سرّاق و دزدان مشهور عرب می‌باشد. از جمله کسانی که دستشان به‌خاطر دزدی قطع شده، عوف بن عتبة بن عمرو بن مخزوم است که در زمان جاهلیت بارها دزدی کرد و قریش دست او را قطع کردند و به دلیل تکرار دزدی بعد از قطع شدن دستش، رجم شد<ref>همان، ص49</ref>


باب بعدی کتاب، اللاطة است. مؤلف در این باب اسامی افرادی که مشهور به لواط بودند را برشمرده است؛ کسانی چون: کرز بن ربیعة بن حبیب یا حاطب بن عمرو و...<ref>ر.ک: همان، ص53</ref>
باب بعدی کتاب، اللاطة است. مؤلف در این باب اسامی افرادی که مشهور به لواط بودند را برشمرده است؛ کسانی چون: کرز بن ربیعة بن حبیب یا حاطب بن عمرو و..<ref>ر.ک: همان، ص53</ref>


باب البغائین و المخنثین پنجمین باب مثالب است که در آنجا نیز اسم‌هایی مانند عبدالله ابوطلحة بن عبدالله بن عثمان بن عمرو بن کعب، عفان بن ابوالعاص بن امیه و دیگران آورده شده است <ref>ر.ک: همان، ص54</ref>
باب البغائین و المخنثین پنجمین باب مثالب است که در آنجا نیز اسم‌هایی مانند عبدالله ابوطلحة بن عبدالله بن عثمان بن عمرو بن کعب، عفان بن ابوالعاص بن امیه و دیگران آورده شده است<ref>ر.ک: همان، ص54</ref>


باب الأدعیاء (آنانکه در اصل و نسب مشکوکند) ششمین باب است که در آنجا افرادی مانند ابوعبدالله الجدلی نام برده شده است<ref>ر.ک: همان، ص60</ref>
باب الأدعیاء (آنانکه در اصل و نسب مشکوکند) ششمین باب است که در آنجا افرادی مانند ابوعبدالله الجدلی نام برده شده است<ref>ر.ک: همان، ص60</ref>


باب بعدی باب الزناة است. مؤلف در این باب نام افرادی از قریش که مشهور به زنا بودند را برشمرده است. امیّة بن عبدشمس، ابوسفیان بن حرب، عبدالرحمن بن الحکم بن ابوالعاص و... در این باب جای گرفته‌اند<ref>ر.ک: همان، ص63</ref>  
باب بعدی باب الزناة است. مؤلف در این باب نام افرادی از قریش که مشهور به زنا بودند را برشمرده است. امیّة بن عبدشمس، ابوسفیان بن حرب، عبدالرحمن بن الحکم بن ابوالعاص و... در این باب جای گرفته‌اند<ref>ر.ک: همان، ص63</ref>


در هشتمین باب کتاب به نام‌های مجلودین (شلاق‌خورده‌ها) پرداخته شده است؛ افرادی مانند العاص بن سعد بن العاص و العاص بن هشام بن المغیره و... جزو افرادی هستند که محکوم به شلاق شدند <ref>ر.ک: همان، ص67</ref>
در هشتمین باب کتاب به نام‌های مجلودین (شلاق‌خورده‌ها) پرداخته شده است؛ افرادی مانند العاص بن سعد بن العاص و العاص بن هشام بن المغیره و... جزو افرادی هستند که محکوم به شلاق شدند<ref>ر.ک: همان، ص67</ref>


باب نکاح المقت باب بعدی است. در این باب نام کسانی آمده است که به رسم جاهلیت ازدواج می‌کردند. منظور از آن، افرادی هستند که طبق رسوم جاهلی با کسانی که پدرشان با آنان ازدواج کرده بودند ازدواج می‌کردند.
باب نکاح المقت باب بعدی است. در این باب نام کسانی آمده است که به رسم جاهلیت ازدواج می‌کردند. منظور از آن، افرادی هستند که طبق رسوم جاهلی با کسانی که پدرشان با آنان ازدواج کرده بودند ازدواج می‌کردند.
چهار قسم از نکاح از قول سعید بن مسیب در ذیل همین باب آمده است.
چهار قسم از نکاح از قول سعید بن مسیب در ذیل همین باب آمده است.


در دهمین باب، نام زنانی که صاحب پرچم و نشانه بوده‌اند به میان آمده است و نام چندین زن بدکاره از طوائف و قبائل مختلف ذکر شده است. این ذکر نام همراه با توضیحات دیگری راجع به خانواده و احیانا حکایت کوتاهی از آن‌ها می‌باشد.  
در دهمین باب، نام زنانی که صاحب پرچم و نشانه بوده‌اند به میان آمده است و نام چندین زن بدکاره از طوائف و قبائل مختلف ذکر شده است. این ذکر نام همراه با توضیحات دیگری راجع به خانواده و احیاناً حکایت کوتاهی از آن‌ها می‌باشد.  


اسم زناکاران زمان جاهلیت در باب بعدی نیز برده شده است که در آن نام آبا و اجداد بعضی از خلفا (مانند مروان حکم) نیز به چشم می‌خورد.
اسم زناکاران زمان جاهلیت در باب بعدی نیز برده شده است که در آن نام آبا و اجداد بعضی از خلفا (مانند مروان حکم) نیز به چشم می‌خورد.


در این کتاب، بابینیز به فرزندان نامشروعی که به مسند حکومت رسیدند اختصاص یافته است.  
در این کتاب، بابی نیز به معرفی افرادی از اعراب می‌پردازد که با وجود متولد شدن از رابطه نامشروع (زنا)، به مقام و شرف رسیدند. که از جمله آنها نعمان بن منذر (پادشاه لخمی)، حطیئه (شاعر مشهور عبسی) را می‌توان نام برد.
 
یکی از این ابواب «أبناء الحبشيات» در بیان فرزندان زنان حبشی است؛ یعنی به بررسی عرب‌هایی می‌پردازد که از زنان حبشی زن گرفته و از آنها دارای فرزند شده بودند. محتوای این باب شامل: فهرست برخی از شخصیت‌هایی که مادرانشان حبشی بودند که از آن جمله می‌توان به نضلة بن هاشم بن عبد مناف، صفوان بن أمية بن خلف الجمحى، هشام بن عقبة بن أبى‌معيط، مالك بن عبيد الله بن عثمان الاموى، عمير بن جدعان التيمى، سمرة بن حبيب بن عبد شمس، كردوس بن السفاح التغلبى و أسيد بن علاج الثقفى و... اشاره کرد. <ref>ر.ک: همان، ص107 و 108</ref>


یکی از این ابواب در بیان فرزندان زنان حبشی است؛ یعنی عرب‌هایی که از حبشه زن گرفته و از آنها دارای فرزند شده بودند. این اولاد چه کسانی هستند؟ یا فرزندان زنان نصرانی رومی؛ همین‌طور فرزندان زنان سندی که از قریش اسم افرادی مانند محمد بن علی بن ابی‌طالب(ع) و علی بن الحسین بن علی(ع) و زید بن علی بن الحسین(ع) و سعید بن هشام بن عبدالملک در این دسته ذکر شده‌اند. فرزندان زنان نبطی و یهودی نیز یکی پس از دیگری ذکر شده‌اند<ref>ر.ک: همان، ص107 و 108</ref>
باب بعدی باب الحمقی است که به معرفی و نقل داستان‌هایی از افراد «کم‌خرد» و «حمق» در میان قریش و بنی‌امیه می‌پردازد.


باب بعدی باب الحمقی است. این باب، اسم افرادی را که به حماقت مشهور بوده‌اند در خود جای داده است.  
باب المتع یکی دیگر از ابواب کتاب است. در این باب فهرستی از موارد نکاح مُتعه در صدر اسلام را ذکر می‌کند که غالب آنها به تولد فرزند انجامیده، اما بسیاری از پدران بعداً فرزند خود را انکار کرده‌اند.. در این باب اشاره به مخالفت‌های خلیفه دوم با این نوع ازدواج شده است.


باب المتع یکی دیگر از ابواب کتاب است. در این باب اسامی اشخاصی که به ازدواج موقت معروف شده بودند آمده است. در این باب اشاره به مخالفت‌های خلیفه دوم با این نوع ازدواج شده است.
== روش گردآوری اطلاعات ==
هشام کلبی به عنوان مورخ و نسب‌شناس بزرگ، از روش‌های زیر استفاده می‌کرد:


ماجرای فرستادن مروان حکم مردی از اهل شام را به‌سوی امام مجتبی(ع) نیز در باب مستقلی ذکر شده است و داستان آن چنین است: وقتی مرد شامی پیش امام مجتبی رسید گفت: پدر تو کسی بود که جماعت مسلمین را متفرق کرد، امیرالمؤمنین عثمان را کشت، خوارج را کشت و... امام در جواب او صبوری کرد و او را به قیامت واگذار کرد. در راه به امام حسین(ع) رسید و نامه مروان را بر امام حسین(ع) خواند. امام حسین(ع) چنین جواب دادند: برو به او بگو‌ای پسر زرقاء!‌ای پسر طردشده رسول خدا (ص)!‌ای پسر زنی که در بازار ذی‌الحجاز مردان را به‌سوی خود فرامی‌خواند!‌ای پسر ام‌حنبل که در بازار عکاظ دارای پرچم بود! وقتی فرستاده مروان این مطلب را به وی منتقل کرد، مروان گفت: برو به‌سوی آنها و بگو: شهادت می‌دهم که تو حسن بن علی پسر رسول خدا و شبیه او هستی و به حسین بن علی بگو تو پسر علی(ع) هستی. امام حسین(ع) نیز فرمود: مروان بداند که هر دو (این صفات) مال من است نه مال مروان <ref>ر.ک: همان، ص119 و 120</ref>
* استفاده از منابع شفاهی: گردآوری اخبار و روایات شفاهی
* استفاده از منابع مکتوب: اقتباس از کتاب‌های پیشین مانند «الموفقيات»
* تحقیق میدانی: گردآوری اطلاعات از مناطق مختلف


هرچند محتوای این کتاب پسندیده نیست، بلکه خود نوعی اشاعه عیوب بشمار می‌رود، ولی در لابه‌لای متون آن مطالبی یافت می‌شود که از جله ویژگی‌های منحصربه‌فرد این کتاب محسوب می‌شود؛ بحث‌های نسب‌شناسی (محل و زمان تولد و مواردی از این قسم) که در جای جای کتاب به چشم می‌خورد، دارای اهمیت ویژه برای نسب‌شناسان است.
==== اهداف و کارکرد کتاب ====
کتاب «المثالب» دارای اهداف متعددی بود:


با توجه به اینکه بسیاری از مطالب کتاب حاوی عیوب بنی امیه است و نامی از بنی هاشم در این کتاب برده نشده است، دستخوش تحریفی بس زشت شده است؛ از این جمله است: «(عن) هشام عن أبيه قال: كانت برة بنت مرّ بن أد أخت تميم بن مرّ تحت خزيمة بن مدركة، فولدت له أسد بن خزيمة، ثم هلك عنها، فخلف عليها ابنه كنانة بن خزيمة نكاح المقت، فولدت له ولده كلهم إلّا عبدمناف بن كنانة؛ فانه لغیر برة لكنانة النضر و مالك و ملكان و سعد و عامر»<ref>ر.ک: همان، ص69</ref> که با روایات بسیاری از جمله «إن النبي لم یولد إلا من نكاح كنكاح الإسلام» معارض است و یا اینکه به عباس بن عبدالمطلب (در باب نكاح الجاهلية) تهمت زنا می‌زند<ref>ر.ک: همان، ص72</ref>
* شناخت نقاط ضعف قبایل عرب
* بررسی انتقادی تاریخ عرب
* ارائه تصویری واقع‌بینانه از شخصیت‌های تاریخی
* مقابله با ادعاهای نادرست نسبی


==وضعیت کتاب==
==وضعیت کتاب==
این نسخه از کتاب که توسط [[طایی، نجاح|نجاح طائی]] تحقیق شده است، همان نسخه شیخ محمد سماوی موجود در کتابخانه نجف اشرف است ‏ <ref>ر.ک: مقدمه، ص5</ref>
این نسخه از کتاب که توسط [[طایی، نجاح|نجاح طائی]] تحقیق شده است، همان نسخه شیخ محمد سماوی موجود در کتابخانه نجف اشرف است ‏<ref>ر.ک: مقدمه، ص5</ref>


پاورقی‌های کتاب به توضیح الفاظ مشکل در متن و مستند کردن برخی از محتویات کتاب اختصاص یافته است.
پاورقی‌های کتاب به توضیح الفاظ مشکل در متن و مستند کردن برخی از محتویات کتاب اختصاص یافته است.
خط ۸۷: خط ۱۱۶:
فهرست اعلام و محتویات در آخر کتاب آمده است.
فهرست اعلام و محتویات در آخر کتاب آمده است.


==پانویس ==
==پانویس==
<references />
<references/>


==منابع مقاله==
==منابع مقاله==
مقدمه و متن کتاب.
* مقدمه و متن کتاب.
* شفیعی، سعید، مکتب حدیثی شیعه در کوفه تا پایان قرن سوم هجری،  قم - ایران، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث. سازمان چاپ و نشر، 1388 هجری شمسی


== وابسته‌ها ==
==وابسته‌ها==
{{وابسته‌ها}}


[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:کتاب‌شناسی]]