پرش به محتوا

الأربعين في التراث الشيعي: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'ن(' به 'ن ('
جز (جایگزینی متن - 'data-type='language'|عربي ' به 'data-type='language'|عربی')
جز (جایگزینی متن - 'ن(' به 'ن (')
خط ۵۲: خط ۵۲:
نویسنده، معتقد است که واژه اربعین در کیش و مذهب اهل باده و ساده گرفته تا عالی‌ترین و دقیق‌ترین لطائف اشارات و ظرائف عبارات اهل کشف و معنی و عرفای عالی‌مقام می‌توان یافت. در فرهنگ اسلام نیز به‌مناسبت‌های مختلف این کلمه مورد توجه قرار گرفته است؛ به‌نحوی که می‌توان ادعا نمود یک نوع رابطه تکوینی و تشریعی برای این مفهوم در فرهنگ اسلامی وجود دارد و این رابطه و نسبت را در جای‌جای هر دو عرصه تکوین و تشریع می‌توان جستجو نمود<ref>ر.ک: متن کتاب، ص34؛ همان، ص27 و 28</ref>. مؤلف در این میان با کمک امثله‌ای که برگرفته از روایات است، به جایگاه اربعین اشاره نموده است؛ مثال‌هایی از قبیل اینکه طینت و سرشت انسان در مدت چهل روز کامل شده است، انسان در سن چهل سالگی به بلوغ عقلانی می‌رسد، کسی که خمر بنوشد تا چهل روز نماز او قبول نمی‌شود، کسی که غیبت مسلمانی را کند تا چهل روز نماز و روزه‌اش قبول نمی‌شود، شهادت چهل مؤمن بر جنازه مسلمانی موجب غفران اوست و... در پایان فصل، به تأثیر عدد چهل در به فعلیت درآوردن استعدادها در روایات و کلام عرفا از جمله سید مهدی بحرالعلوم و علامه حسینی تهرانی پرداخته شده است.
نویسنده، معتقد است که واژه اربعین در کیش و مذهب اهل باده و ساده گرفته تا عالی‌ترین و دقیق‌ترین لطائف اشارات و ظرائف عبارات اهل کشف و معنی و عرفای عالی‌مقام می‌توان یافت. در فرهنگ اسلام نیز به‌مناسبت‌های مختلف این کلمه مورد توجه قرار گرفته است؛ به‌نحوی که می‌توان ادعا نمود یک نوع رابطه تکوینی و تشریعی برای این مفهوم در فرهنگ اسلامی وجود دارد و این رابطه و نسبت را در جای‌جای هر دو عرصه تکوین و تشریع می‌توان جستجو نمود<ref>ر.ک: متن کتاب، ص34؛ همان، ص27 و 28</ref>. مؤلف در این میان با کمک امثله‌ای که برگرفته از روایات است، به جایگاه اربعین اشاره نموده است؛ مثال‌هایی از قبیل اینکه طینت و سرشت انسان در مدت چهل روز کامل شده است، انسان در سن چهل سالگی به بلوغ عقلانی می‌رسد، کسی که خمر بنوشد تا چهل روز نماز او قبول نمی‌شود، کسی که غیبت مسلمانی را کند تا چهل روز نماز و روزه‌اش قبول نمی‌شود، شهادت چهل مؤمن بر جنازه مسلمانی موجب غفران اوست و... در پایان فصل، به تأثیر عدد چهل در به فعلیت درآوردن استعدادها در روایات و کلام عرفا از جمله سید مهدی بحرالعلوم و علامه حسینی تهرانی پرداخته شده است.


فصل دوم کتاب به فلسفه قیام امام حسین(ع) اختصاص یافته است.
فصل دوم کتاب به فلسفه قیام امام حسین (ع) اختصاص یافته است.


نویسنده در این بخش از کتاب، حفظ حریم و حد و حدود مقام ولایت و امامت را از مبانی تشیع می‌داند و معتقد است قیام سیدالشهداء(ع) حیاتی‌ترین شاخص حق و باطل است و در این بین چه‌بسا مجالس عزاداری سالار شهیدان از مبانی اصیل خود فاصله گرفته است و غایت هدف ذاکرین و نوحه‌خوانان بر رنگ و لعاب دادن ظاهری به مصائب امام متمرکز شده است و این نوع مجالس به مجالس تئاتر و هنرپیشگی شباهت بیشتری دارد تا مجالسی که درخور شأن و منزلت امام باشد و هدف از این امور فقط گریه بیشتر، بر سر زدن بیشتر و فریاد زدن بیشتر است و بس<ref>ر.ک: همان، ص66؛ همان، ص54 و 55</ref>.
نویسنده در این بخش از کتاب، حفظ حریم و حد و حدود مقام ولایت و امامت را از مبانی تشیع می‌داند و معتقد است قیام سیدالشهداء(ع) حیاتی‌ترین شاخص حق و باطل است و در این بین چه‌بسا مجالس عزاداری سالار شهیدان از مبانی اصیل خود فاصله گرفته است و غایت هدف ذاکرین و نوحه‌خوانان بر رنگ و لعاب دادن ظاهری به مصائب امام متمرکز شده است و این نوع مجالس به مجالس تئاتر و هنرپیشگی شباهت بیشتری دارد تا مجالسی که درخور شأن و منزلت امام باشد و هدف از این امور فقط گریه بیشتر، بر سر زدن بیشتر و فریاد زدن بیشتر است و بس<ref>ر.ک: همان، ص66؛ همان، ص54 و 55</ref>.


در ادامه مباحث این بخش می‌گوید: چنین نیست که قیام امام منحصر در مبارزه با ظلم باشد، بلکه دلائل دیگری نیز دارد. سپس به صلح امام حسن(ع) اشاره می‌کند و بر این مطلب تأکید می‌کند که جهاد و صلح امام تابع اراده حق و شرائط زمان است و مبارزه امام حسین(ع) مقدمه احیای سنن و بیان معارف است و در پایان می‌گوید: آسمان در ماتم امام حسین(ع) چهل روز گریست.
در ادامه مباحث این بخش می‌گوید: چنین نیست که قیام امام منحصر در مبارزه با ظلم باشد، بلکه دلائل دیگری نیز دارد. سپس به صلح امام حسن (ع) اشاره می‌کند و بر این مطلب تأکید می‌کند که جهاد و صلح امام تابع اراده حق و شرائط زمان است و مبارزه امام حسین (ع) مقدمه احیای سنن و بیان معارف است و در پایان می‌گوید: آسمان در ماتم امام حسین (ع) چهل روز گریست.


نویسنده در فصل سوم به مسئله اختصاص داشتن اربعین به سیدالشهداء و شعار بودن آن در شیعه پرداخته است و می‌گوید: مسئله اربعین حضرت اباعبدالله الحسین(ع) از شعائر شیعه است که درهیچ مکتب و ملتی نظیر و مشابهی برای آن نمی‌توان یافت. زیارت مخصوصه آن حضرت در روز اربعین شعار مخصوص شیعه است و برای هیچ فردی از سایر معصومین(ع) حتی رسول اکرم(ص) این مسئله وجود ندارد و زیارت حضرت سیدالشهداء(ع) در روز اربعین و اقامه مجلس عزا برای آن حضرت فقط و فقط اختصاص به ایشان دارد<ref>ر.ک: همان، ص93؛ همان، ص75</ref>.
نویسنده در فصل سوم به مسئله اختصاص داشتن اربعین به سیدالشهداء و شعار بودن آن در شیعه پرداخته است و می‌گوید: مسئله اربعین حضرت اباعبدالله الحسین (ع) از شعائر شیعه است که درهیچ مکتب و ملتی نظیر و مشابهی برای آن نمی‌توان یافت. زیارت مخصوصه آن حضرت در روز اربعین شعار مخصوص شیعه است و برای هیچ فردی از سایر معصومین (ع) حتی رسول اکرم(ص) این مسئله وجود ندارد و زیارت حضرت سیدالشهداء(ع) در روز اربعین و اقامه مجلس عزا برای آن حضرت فقط و فقط اختصاص به ایشان دارد<ref>ر.ک: همان، ص93؛ همان، ص75</ref>.


ایشان برای ادعای خود، به روایت مأثوره از امام حسن عسکری(ع)، که زیارت اربعین را علامت ایمان و شعار شیعه معرفی کرده است، تمسک می‌نماید.
ایشان برای ادعای خود، به روایت مأثوره از امام حسن عسکری(ع)، که زیارت اربعین را علامت ایمان و شعار شیعه معرفی کرده است، تمسک می‌نماید.
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش