نقد ساختار اندیشه

نقد ساختار اندیشه تألیف علیرضا جاوید و محمد نجاری؛ کتابی است مشتمل بر مجموعه گفت‌وگوهایی با تنی چند از صاحب‌نظران و اهالی اندیشه که به موضوع مدرنیته و نسبت آن با فرهنگ شرق و غرب با رویکردی انتقادی پرداخته‌اند.

نقد ساختار انديشه:: گفت‌وگوهايي با علي ميرسپاسي....
نقد ساختار اندیشه
پدیدآورانجاوید، علیرضا (مصاحبه‌کننده) نجاری، محمد (مصاحبه‌کننده)
ناشرآشیان
مکان نشرتهران
سال نشر1388
شابک978-964-7518-46-8
موضوعتجدد
مصاحبه‌ها
فیلسوفان - مصاحبه‌ها
زبانفارسی
تعداد جلد1
کد کنگره
B 105 /ت9 م3 1388

ساختار

کتاب در سه بخش و دوازده گفت‌وگو تنظیم شده است. بخش نخست با عنوان «فرهنگ و مدرنیته در شرق» شامل سه گفت‌وگو با علی میرسپاسی (بنیان‌های مدرنیته ایرانی)، محمد نقی‌زاده (بنیان‌های مدرنیته ژاپنی) و مرتضی فرهادی (یاریگری و مشارکت در فرهنگ ایرانی) است. بخش دوم با عنوان «مدرنیته و اندیشه غربی» شامل هفت گفت‌وگو با عبدالکریم رشیدیان (اندیشه کانت)، ایرج قانونی (اندیشه ویتگنشتاین)، فاطمه ولیانی (اندیشه هانا آرنت)، عباس منوچهری (اندیشه میشل فوکو)، جهانگیر معینی علمداری (اندیشه ریچارد رورتی)، صالح نجفی (اندیشه مایکل والزر) و کمال پولادی (اندیشه یورگن هابرماس) است. بخش سوم با عنوان «دو جهان، دو اندیشه» شامل دو گفت‌وگو با هوشنگ اتحاد (اندیشه صادق هدایت) و مهستی بحرینی (اندیشه آندره ژید) می‌باشد. در پایان هر گفت‌وگو کتابنامه مرتبط و در انتهای کتاب نمایه موضوعی آمده است.

گزارش کتاب

کتاب «نقد ساختار اندیشه» حاصل تلاشی است برای دست‌یابی به شناختی نسبی از چیستی اندیشه مدرن در نزد متفکران غرب از یک سو، و درک و تلقی فرهنگ شرق از مفهوم مدرنیته و چگونگی مواجهه آن با این پدیده از سوی دیگر. رویکرد غالب در این گفت‌وگوها، رویکردی انتقادی است و مصاحبه‌کنندگان با طرح پرسش‌های بنیادین، کوشیده‌اند تا زوایای پنهان این مفهوم پیچیده را روشن سازند. از نکات قابل توجه کتاب، رعایت شیوه واحد در تنظیم گفت‌وگوها و تأکید بر مستند بودن استدلال‌هاست؛ به این منظور هر گفت‌وگو حداقل دوبار توسط مصاحبه‌شوندگان خوانده و اصلاح شده و منابع نقل‌قول‌ها مشخص گردیده است.

در بخش نخست، نسبت فرهنگ و مدرنیته در شرق با تأکید بر دو نمونه ایرانی و ژاپنی بررسی شده است. علی میرسپاسی از بنیان‌های مدرنیته ایرانی سخن می‌گوید و محمد نقی‌زاده تجربه مدرنیزاسیون ژاپن را به مثابه الگویی برای مواجهه با غرب تحلیل می‌کند. مرتضی فرهادی نیز با طرح مفهوم «یاریگری»، به جستجوی ریشه‌های مشارکت و همکاری در فرهنگ ایرانی می‌پردازد. بخش دوم به اندیشه‌ورزان غربی اختصاص دارد؛ از کانت به عنوان فیلسوف عصر روشنگری گرفته تا هابرماس به عنوان نظریه‌پرداز معاصر مدرنیته. در این بخش، خواننده با بنیان‌های فکری چهره‌هایی چون ویتگنشتاین، آرنت، فوکو، رورتی و والزر نیز آشنا می‌شود. بخش سوم با انتخاب صادق هدایت (به‌مثابه متفکری شرقی) و آندره ژید (به‌عنوان متفکری غربی)، می‌کوشد تا تقابل و تمایز دو جهان‌بینی را در قالب دو روشنفکر معاصر و منتقد نشان دهد.[۱]

پانویس

منابع مقاله

پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات

وابسته‌ها