مکافات عمل
مکافات عمل، از آثار نویسنده و مبارز انقلابی و امام جمعه سابق اسلامآباد زرند کرمان، نعمتالله صالحی حاجیآبادی (۱۳۲۲-۱۴۰۲ش)، پژوهشی است که به تحلیل و توضیح واکنشهای طبیعی اعمال انسانها میپردازد تا درس عبرتی برای مردم شود و آنان را بهسوی انجام خوبیها و خیرات بکشاند.
| مکافات عمل | |
|---|---|
| پدیدآوران | صالحی حاجیآبادی، نعمتالله (نويسنده) |
| ناشر | معاذ محمد بنی عامر |
| مکان نشر | ایران - قم |
| سال نشر | 1389ش |
| چاپ | 5 |
| شابک | 964-8508-27-5 |
| موضوع | ثواب و عقاب - داستانهای اخلاقی - قرن 14 |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | /ص2م7 222/6 BP |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
هدف و روش
- نعمتالله صالحی حاجیآبادی، با بیان آنکه یکی از سنتهای کلی الهی در جهان طبیعت، عکسالعمل کارهایی است که انسانها در طول تاریخ انجام میدهند، بهگونهای که هیچ عملی در دنیا بدون عکسالعمل نیست، مثالهای متعددی برای آن آورده و افزوده است:
- مکافات بر 3 قسم است:
- مکافات آخرتی؛
- مکافات قراردادی؛
- مکافات طبیعی.
- کتاب حاضر درباره مکافات طبیعی اعمال بحث میکند[۱].
- نعمتالله صالحی حاجیآبادی در این کتاب، مطالب و توضیحاتش را مستند به آیات و روایات و تاریخ و حکایات، تنظیم کرده است[۲].
- نویسنده، این اثر را برای عبرتآموزی تألیف کرده است تا خوانندگان در انجام اعمال نیک کوشا باشند و از اعمال بد دوری گزینند[۳].
ساختار و محتوا
- کتاب حاضر از 12 بخش به ترتیب ذیل سامان یافته است:
- مکافاتهای چهارگانه؛
- مکافات امتها؛
- مکافات دشمنان پیامبر و قرآن؛
- مکافات دشمنان و دوستان امامان؛
- مکافات لشکریان کربلا؛
- مکافات نقشهکشان؛
- مکافات بهوسیله حیوانات؛
- مکافات احسان و مخالفت با پدر و مادر؛
- مکافات احسان و ظلم به حیوانات؛
- مکافات نیکوکاران؛
- مکافات بیناموسان؛
- مکافات پاکدامنان.
نمونه مباحث
- علی(ع) پاداش حواله میدهد:... «حسین کاشی» میگوید: در مراجعت از حجّ برای زیارت امیرالمؤمنین(ع) به نجف رفتم، قصیدهای برای آن حضرت خواندم و خوابیدم. در خواب آن جناب را دیدم که از من عذرخواهی میکند و میفرماید: ای «حسین کاشی»! تو دو حقّ بر گردن من داری؛ یکی حقّ مهمانی و دیگر حقّ شعری که برایم خواندی. حال برای دریافت پاداش به بصره برو، آنجا بازرگانی است به نام «مسعود»، سلام ما را به او برسان و بگو: در سفری که به عمان داشتی، کشتی تو میخواست غرق شود، برای نجات آن، هزار دینار برای ما نذر کردی. اکنون به نذر خود وفا کن.... بازرگان شاد شد و قسم خورد که من تا به حال نذر خود را به کسی نگفتهام و آن مبلغ را به من تحویل داد...[۴].
پانویس
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.