علم الحروف في الإسلام
علم الحروف في الإسلام، اثر بییر (پییر) لوری (متولد ۱۹۵۲م)، کتابی است در بررسی جایگاه هستیشناختی و ابعاد باطنی حروف و کلمات در تفکر اسلامی و نقش آنها در پیوند میان عالم وحی و جهان مادی.
| علم الحروف في الإسلام | |
|---|---|
| پدیدآوران | لوری، پیر (نويسنده) طوخی، دالیا (مترجم) |
| ناشر | الهیئة المصریة العامة للکتاب |
| مکان نشر | مصر - قاهره |
| سال نشر | 2006م |
| چاپ | 1 |
| شابک | - |
| موضوع | الفبای عربی - خط عربی - زبان عربی - تلفظ |
| زبان | عربی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | /ل9ع8 6321 PJ |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
انگیزه نگارش
نویسنده در مقدمه کتاب تصریح میکند که هدف اصلی او از این پژوهش، یافتن مدخلی برای درک نمادهایی است که در زبان دینی نهفتهاند و کلمات متداول از تبیین مستقیم آنها عاجزند[۱]. او این اثر را پنجرهای رو به «علم حروف باطنی» میداند که در واقع امتداد توجه عمیق به زبان قرآن و کشف پیوند میان حروف تهجی و حقایق کونی است[۲].
ساختار
کتاب، شامل یک مقدمه مفصل و شش فصل اصلی است که بهترتیب به موضوعات فرشتهشناسی، تاریخچه علم الحروف (سیمیا)، پیوند علم حروف با تشیع (غلات و اخوانالصفا)، آرای فلاسفه (ابن سینا و صوفیه)، آثار سحری البونی و در نهایت اندیشههای عرفانی ابن عربی اختصاص یافته است.
اهمیت کتاب
گزارش محتوا
در بخش مقدمه، نویسنده به نقش محوری زبان در ادیان پرداخته و قرآن را تجلی مستقیم خداوند بر زمین میداند. او معتقد است استماع قرآن برای مؤمن، قرار گرفتن در موقعیت وحی و حضور الهی است[۵].
فصل اول، با عنوان «کلمه الهی و علم مخلوقات آسمانی (فرشتگان)»، به نقش فرشتگان بهعنوان واسطههای انتقال کلام وحی میپردازد. نویسنده، تبیین میکند که فرشتگان حافظان نظم کیهانی هستند و هر حرف یا کلمه الهی توسط فرشتگان خاصی در جهان مادی تدبیر میشود[۶]. همچنین در این فصل، به این نکته اشاره شده که در این پژوهش، مقصود ما از «کلمه» که موضوع پژوهش است، کلمه به معنای لغوی آن نیست، بلکه کلمه الهی است که به مخلوقات عاقل ناطق، یعنی فرشتگان و بشر و جن تعلق میگیرد[۷].
وی سپس مفصلا در مورد هرکدام از این سه موجود با تکیه بر قرآن و احادیث سخن میگوید[۸].
فصل دوم به «علم سیمیا» یا دانش باطنی حروف اختصاص دارد. نویسنده، سیمیا را بهعنوان دانشی معرفی میکند که هدفش تبدیل و تحول حروف برای رسیدن به «روح کلمات» است. او پیوند ناگسستنی میان این علم و کیمیا را شرح داده و بیان میکند که متفکرانی چون جابر بن حیان با «علم موازین» سعی در کشف ساختار عددی و حرفی جهان داشتند[۹].
فصل سوم، به بررسی پیوند میان تشیع و علم الحروف میپردازد.
نویسنده، ابتدا آرای غلاتی مانند مغیرة بن سعد را تحلیل کرده است. یکی از اساسیترین اعتقادات مغیره، عبارت است از: رؤیت الله، درحالیکه در شکل انسانی از نور متمثل است؛ پیکرش از حروف ابجد تکوین یافته (ساقش، حرف الف و چشمش حرف باء و... است). آنگاه که خواست هستی را پدید آورد، اسم اعظم را که رها بود، بر زبان راند تا همچون تاج بر سرش مستقر گردد. سپس با انگشتش شروع کرد به نوشتن اعمال بشر، بر کف دستش و...[۱۰]. نویسنده سپس به فلسفه زبان در رسائل «اخوانالصفا» میرسد[۱۱]. او توضیح میدهد که اخوانالصفا چگونه از ترکیب اعداد، حروف و موسیقی برای تبیین هماهنگی میان عالم صغیر (انسان) و عالم کبیر (جهان) بهره بردهاند[۱۲].
فصل چهارم، بر علم حروف و فلسفه (ابن سینا و صوفیه) متمرکز است. بخش عمده این فصل به «رساله نیروزیه» ابن سینا اختصاص دارد که در آن ارزش متافیزیکی حروف مقطعه قرآن بررسی شده است[۱۳]. نویسنده همچنین دیدگاه ابویعقوب سجستانی در «کتاب الافتخار» را بررسی نموده[۱۴] و آرای سهل تستری[۱۵] و ابن مسره (متوفی 931ق)، حکیم اندلسی در کتاب «خواص الحروف و حقائقها و أصولها» را در خصوص اینکه حروف ریشه اصلی موجودات هستند، گزارش میکند[۱۶].
فصل پنجم، به جنبههای عملیاتی و سحری علم حروف در آثار احمد البونی (مانند شمس المعارف و لطائف العوارف) میپردازد[۱۷]. البونی توضیح میدهد که حرف الف، اصل هستی و اولین حروف و اولین مخلوق است و حرف باء از آن نشئت گرفته و سپس حرف الف و باء، منتج به حرف لام شده و باقی حروف هجاییه که بیستوهشت حرف غیر از الف و لام میباشند، از آن نشئت گرفته است[۱۸]. نویسنده در اینجا نحوه استفاده از قدرت اسماء الحسنی و مفهوم «اسم اعظم» را بهعنوان کلید تسخیر نیروهای غیبی تشریح میکند و میان سحر مشروع و غیر مشروع تمایز قائل میشود[۱۹].
در فصل ششم، با عنوان «جسد، کلمه شد»، نویسنده، به تبیین دقیق و جامع نظریات محوری محییالدین بن عربی در خصوص پیوند میان نظام هستی و ساختار زبان پرداخته است [۲۰]. ابن عربی معتقد است که جهان چیزی جز تجلی کلمات الهی نیست. از نظر او، فرایند آفرینش با کلمه «كن» (موجود باش) آغاز شده است و تمامی موجودات، کلماتِ مکتوب در کتابِ آفرینش هستند[۲۱]. یکی از کلیدیترین مفاهیم این فصل، تبیین نظریه «نفس الرحمان» است. ابن عربی آفرینش جهان را به خروج نَفَس از دهان انسان تشبیه میکند؛ همان طور که نَفَس انسانی با عبور از مخارج مختلف صوتی، حروف و کلمات متنوع را میسازد، نَفَس رحمانی نیز با عبور از مراتب وجود، اعیان و موجودات جهان را پدید میآورد[۲۲]. ابن عربی، معتقد است که انسان تنها موجودی است که تمامی اسماء الهی و حقایق حروفی را در خود بهصورت فشرده دارد. در واقع، انسان «کلامِ جامع» الهی است. زمانی که انسان به کمال میرسد، پیوند میان کلام انسانی و کلام الهی به اتحاد میرسد؛ بهطوریکه سخن او همان سخن حق میگردد[۲۳].
پانویس
- ↑ ر.ک: مقدمه، ص7
- ↑ ر.ک: همان، ص14
- ↑ ر.ک: همان، ص21-22
- ↑ ر.ک: همان، ص15-16
- ↑ ر.ک: همان، ص۷-۱۷
- ↑ ر.ک: متن کتاب، ص29-40
- ↑ ر.ک: همان، ص34
- ↑ ر.ک: همان، ص34-51
- ↑ ر.ک: همان، ص57-94
- ↑ ر.ک: همان، ص98
- ↑ ر.ک: همان، ص102
- ↑ ر.ک: همان، ص110-116
- ↑ ر.ک: همان، ص121-136
- ↑ ر.ک: همان، ص129
- ↑ ر.ک: همان، ص132
- ↑ ر.ک: همان، ص133
- ↑ ر.ک: همان، ص141
- ↑ ر.ک: همان، ص151
- ↑ ر.ک: همان، ص157-173
- ↑ همان، ص179
- ↑ ر.ک: همان، ص181-182
- ↑ ر.ک: همان، ص191
- ↑ ر.ک: همان، ص194-199
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.