بیدل دهلوی، میرزا عبدالقادر
ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی (۱۰۵۴-۱۱۳۳ق)، متخلص به «بیدل»، شاعر پارسیسرای هند و صوفی و نماینده برجسته سبک هندی است. وی در الهیات، ریاضیات، طبیعیات، طب، نجوم، رمل، جفر، تاریخ و موسیقی دست داشت و بهجز بنگالی که زبان مادری او بود، به زبانهای فارسی، اردو و سانسکریت نیز تسلط داشت. بیدل در سال ۱۰۵۴ق/۱۶۴۴م در عظیمآباد هندوستان (پتنه کنونی) متولد شد. پدرش میرزا عبدالخالق، از قبیله برلاس ترکان جغتایی و منشیای صوفیمسلک بود. بیدل پیش از رسیدن به پنجسالگی پدر و پس از یک سال و نیم مادرش را از دست داد و سرپرستی او را عمویش میرزا قلندر برعهده گرفت. در دهسالگی به سفارش عمو، به حلقه درویشان پیوست. در ۱۰۶۹ق در ۱۷ سالگی به سپاهیان میرزا عبداللطیف پیوست اما پس از مدتی آنان را رها کرد و همراه دایی خود میرزا ظریف به شهر «کَتَک» رفت و چهار سال نزد او به سر برد. در این زمان با تخلص «رمزی» به شاعری پرداخت و سپس تخلص «بیدل» را برگزید. پس از درگذشت میرزا ظریف در ۱۰۷۵ق، به دهلی رفت و به حلقه ارادتمندان شاه کابلی پیوست. کمکم توجه حکمرانان هند را جلب کرد و از حمایت امیر کامگار خان و عاقل خان رازی برخوردار شد. در ۱۰۸۰ق ازدواج کرد اما صاحب فرزندی نشد. خانه او در دهلی محل تجمع یاران شاعر بود و نخستین هسته مجالس «بیدلخوانی» را تشکیل میداد. او در اواخر عمر بهدنبال قتل محمدفرخسیر (از حاکمان حامی وی) به لاهور گریخت و نزدیک دو سال در آنجا زیست و سپس به دهلی بازگشت. بیدل در بیشتر قالبهای شعر فارسی طبعآزمایی کرده و شمار ابیات غزلیات او بالغ بر ۳۵ هزار بیت است. مثنویهایش حدود ۲۴ هزار بیت و ابیات قصاید، ترکیببندها و رباعیاتش نیز به ۱۱ هزار بیت میرسد. از آثار منظوم او میتوان به دیوان غزلیات، مثنویهای «محیط اعظم»، «طلسم حیرت»، «طور معرفت» و «عرفان» و از آثار منثور به «چهار عنصر»، «رقعات» و «نکات» اشاره کرد. وی سرانجام در چهارم صفر ۱۱۳۳ق در دهلی درگذشت و در خانهاش به خاک سپرده شد، اما بعداً پیکر او را به محله جغتاییهای قریه «خواجه رواش» در شمال کابل منتقل کردند.
| بیدل دهلوی | |
|---|---|
![]() | |
| نام کامل | ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی |
| تخلص | بیدل |
| نسب | از قبیله برلاس (ارلاس) ترکان جغتایی |
| نام پدر | میرزا عبدالخالق |
| ولادت | ۱۰۵۴ قمری / ۱۶۴۴ میلادی |
| محل تولد | عظیمآباد هندوستان (پتنه کنونی)، هند |
| محل زندگی | دهلی، لاهور |
| رحلت | ۴ صفر ۱۱۳۳ قمری / ۲۴ نوامبر ۱۷۲۰ میلادی |
| مدفن | خانهاش در دهلی (منتقل شده به محله جغتاییهای قریه «خواجه رواش» در شمال کابل) |
| طول عمر | ۷۹ سال |
| خویشاوندان | میرزا قلندر (عمو)، میرزا ظریف (دایی) |
| دین | اسلام |
| پیشه | شاعر، صوفی |
| اطلاعات علمی | |
| علایق پژوهشی | الهیات، ریاضیات، طبیعیات، طب، نجوم، رمل، جفر، تاریخ، موسیقی |
| سبک نوشتاری | سبک هندی |
| اساتید |
|
| برخی آثار |
|
ولادت
ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی، شاعر و صوفی هندی، در سال ۱۰۵۴ق/ ۱۶۴۴م، در عظیمآباد هندوستان (پتنه کنونی)، متولد شد.[۱] پدرش میرزا عبدالخالق، از قبیله برلاس (و به روایتی ارلاس یا ارلات) ترکان جغتایی بود و درعینحال که در زمره سپاهیان بود، منشی صوفیانه داشت و به صوفیان «قادریه» هندوستان ارادت میورزید و به توصیه مرشدان خود بود که پسر خویش را همنام شیخ عبدالقادر گیلانی (صوفی مشهور سدههای ۵ و۶ق) گردانید.[۲]
تحصیلات
بیدل پیش از رسیدن به ۵ سالگی، پدر خویش را از دست داد و نزد مادر به آموختن قرآن و الفبای فارسی پرداخت. پس از یک سالونیم، مادرش نیز از دنیا رفت و سرپرستی او را عمویش، میرزا قلندر که چون برادر فردی سپاهی با خوی درویشی بود، برعهده گرفت. بیدل به سفارش عموی خود به آموختن ادبیات عرب پرداخت، اما چون به ۱۰ سالگی رسید، میرزا قلندر او را از مدرسه بازداشت و برای رهنمونی وی به معرفت حق، او را با خود به حلقه درویشان برد. میرزا قلندر شاعری درس ناخوانده بود که نکتهسنجیهای او در شکلگیری شخصیت شاعری بیدل بیتأثیر نبوده است. بیدل در ۱۰۶۹ق، در ۱۷ سالگی به سپاهیان میرزا عبداللطیف، از امرای شاهزاده شجاع (فرزند شاه جهان)، پیوست، اما در جریان جنگ قدرت میان فرزندان شاه شجاع، بیدل آنان را رها ساخت و همراه میرزا ظریف دایی خود به شهر «کَتَک» (در استان اریسه در شمال هند) رفت و ۴ سال نزد او به سر برد[۳]. میرزا ظریف مردی فاضل بود و فقه، حدیث و عرفان تدریس میکرد و برخی از شاعران و صوفیان بزرگ هند، مانند شاه قاسم هواللهی که در تحولات روحی بیدل تأثیر داشتند، به مجلس او رفتوآمد میکردند. بیدل که از مدتی پیش مطالعه آثار منظوم را شروع کرده و به سرودن شعر پرداخته بود، در این زمان با تخلص «رمزی» حضور خود را در جمع شاعران اعلام کرد. او سرانجام تخلص «بیدل» را برگزید.[۴].
فعالیتها
میرزا ظریف در ۱۰۷۵ق/۱۶۶۴م، درگذشت و بیدل روانه دهلی شد و در آنجا به حلقه ارادتمندان صوفی دیگری به نام «شاه کابلی» پیوست. [۵] کمکم بیدل توجه حکمرانان هندوستان را به خود جلب کرد. در آغاز امیر کامگار خان (فرزند جعفرخان، دایی و وزیر اورنگ زیب)، از بیدل حمایت کرد و چون وی به دکن رفت، بیدل به دربار عاقل خان رازی پیوست[۶]. بیدل در ۱۰۸۰ق، ازدواج کرد، اما صاحب فرزندی نشد. خانه بیدل در دهلی، محل تجمع یاران شاعر او بود و از «سر شام» تا «نیمهشب» ابتدا بیدل و سپس دیگران اشعار خود را میخواندند. گفتهاند که بزرگان شهر نیز در این مجلس حضور مییافتند و بیدل اشعار خود را با صلابت و مهابت میخوانده است. همچنین در شعرخوانیهای این مجلس نسبت به اقتفا و انتقاد دیگران از اشعار خود تعصب میورزید. ظاهراً این مجلس نخستین هسته مجالس «بیدل خوانی» را تشکیل میدهد. بیدل تا پایان عمر در آن خانه به رفاه میزیست و سرگرم فراهم آوردن آثار منظوم و منثور خود بود. او در همین ایام درخواست بهادرشاه را برای سرودن «شاهنامه گورکانی» نپذیرفت؛ چه، این امر را با روحیه درویشی خود ناسازگار میدید. بیدل در اواخر عمر به هنگام قتل محمدفرخ سیر (۱۱۳۱ق) که از حکمرانان حامی او بود، شعری سرود و سپس از بیم آزار دشمنان حاکم مقتول به لاهور گریخت و نزدیک به دو سال در آن شهر زیست و پس از پایان حکومت شورشیان به دهلی بازگشت.[۷]
وفات
سرانجام، بیدل در چهارم صفر ۱۱۳۳ق/۲۴ نوامبر ۱۷۲۰م، در دهلی درگذشت و در خانهاش به خاک سپرده شد، اما اکنون آثاری از آرامگاه وی در آنجا نیست و این موضوع باعث شد تا تصور شود که بعداً جنازه بیدل را به محله جغتاییهای قریه «خواجه رواش» (در شمال کابل) انتقال دادهاند.[۸].
شعر
بیدل در بیشتر قالبهای شعر فارسی طبع سخنوری خود را آزموده، بهنحویکه در کنار 35 هزار بیت غزل، 22 هزار بیت مثنوی سروده است و شمار ابیات قصاید، ترکیببندها، قطعات و رباعیات او نیز به 11 هزار بیت میرسد، اما آنچه باعث اهمیت شعر بیدل شده است و جلوهگاه هنر شعری او را تشکیل میدهد، غزلهای اوست[۹].
از بیدل آثار بسیاری به نظم و نثر بر جای مانده است که بارها در هندوستان، پاکستان، ایران و تاجیکستان به چاپ رسیده است. کلیات بیدل میان سالهای ۱۳۴۱–۱۳۴۴ش در کابل، در سه جلد شعر به انضمام یک جلد نثر، به چاپ رسیده است. چاپ جدیدی از آن نیز به اهتمام اکبر بهداروند و پرویز عباسی داکانی، در ۱۳۷۶ش در تهران در سه مجلد منتشر شده است.
آثار منظوم
الف)- غزلیات: شمار غزلیات دیوان بیدل 2800 و بالغبر 35 هزار بیت است و جلد اول کلیات آثار او را تشکیل میدهد.
ب)- مثنویها: بیدل 4 مثنوی معروف و 3 مثنوی کوتاه غیر معروف دارد که شمار ابیات مجموع آنها به حدود 24 هزار بیت میرسد و جلد سوم کلیات آثار او را تشکیل میدهد.
- «محیط اعظم»؛
- «طلسم حیرت»؛
- «طور معرفت» یا «گلگشت حقیقت»؛
- «عرفان»؛
- «تنبيه المهوسين».
ج)- قصاید و دیگر قالبهای شعری: جلد دوم کلیات بیدل شامل قصاید، ترکیببندها، ترجیعبندها، مخمسها، قطعات و رباعیات است که حدود 11هزار بیت را در برمیگیرد. در این مجموعه 20 قصیده دیده میشود که برخی از آنها در نعت پیامبر(ص) و یک قصیده در ستایش حضرت علی(ع) است[۱۰].
آثار منثور
پانویس
- ↑ ر.ک: جلالی پندری، یدالله، ج13، ص364
- ↑ ر.ک: عباسی داکانی، پرویز، ج5، ص132
- ↑ ر.ک: جلالی پندری، یدالله، ج13، ص364
- ↑ ر.ک: عباسی داکانی، پرویز، ج5، ص132
- ↑ ر.ک: همان، ص364-365
- ↑ ر.ک: همان، ص365
- ↑ ر.ک: همان، ص365
- ↑ ر.ک: همان
- ↑ ر.ک: همان، ص366
- ↑ ر.ک: همان، ص367
- ↑ ر.ک: همان، ص367-68
- ↑ ر.ک: عباسی داکانی، پرویز، ج5، ص134-135
منابع مقاله
- جلالی پندری، یدالله، «دائرةالمعارف بزرگ اسلامی»، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ اول، 1383.
- عباسی داکانی، پرویز، «دانشنامه جهان اسلام»، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، ج5، تهران، بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، چاپ دوم، 1378.
