سياست و مديريت از ديدگاه امام علی(ع)

    از ویکی‌نور
    سياست و مديريت از ديدگاه امام علی(ع)
    سياست و مديريت از ديدگاه امام علی(ع)
    پدیدآورانرهبر، محمدتقی (نويسنده)
    ناشرسازمان تبليغات اسلامی. شركت چاپ و نشر بين الملل
    مکان نشرایران - تهران
    سال نشر1379ش
    چاپ1
    شابک964-7126-09-3
    موضوعاسلام و دولت - علی بن ابی طالب(ع)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق. - سیاست
    زبانفارسی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‎‏/‎‏س‎‏9‎‏ر‎‏9 38/09 BP
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    سیاست و مدیریت از دیدگاه امام علی(ع)، اثر محمدتقی رهبر (متولد 1314ش)، محقق و نویسنده، ترجمه و شرح نامه امام علی(ع) به مالک اشتر از «نهج البلاغه» است که نویسنده در آن، به شرح و تبیین اصول سیاست و مدیریت حکومتی از دیدگاه آن حضرت، با تأکید بر عدالت‌خواهی و نقش دین در حکومت می‌پردازد.

    ساختار

    کتاب با پیشگفتاری از مؤلف در اشاره به موضوع مورد بحث آغاز شده و مطالب مجموعا شامل چهل سرفصل است که هرکدام به یک جنبه از وظایف و آرمان‌های حکومت اسلامی و دولت‌مردان، می‌پردازد.

    ویژگی نگارش

    مهم‌ترین ویژگی‌های اصلی شیوه ترجمه، شرح و نگارش کتاب عبارتند از:

    1. ساختار تفکیکی ترجمه و توضیح (شرح): هر بخش از متن عهدنامه امام علی(ع) و سپس ترجمه آن جداگانه آورده شده و آنگاه در بخشی دیگر به نام توضیح، به شرح، تبیین و ارائه نکات آن پرداخته شده است[۱].
    2. اختصار و ایجاز در ارائه مطالب: نگارش این اثر به‌نحوی صورت گرفته است که شامل شرح و ترجمه و توضیحاتی مختصر بوده تا خواندن و مطالعه آن برای خواننده راحت باشد. نویسنده، کوشیده است تا نکات را به‌صورتی کوتاه و فشرده بیان کند[۲].

    گزارش محتوا

    در آغاز این عهدنامه، امام علی(ع) خود را قبل از آنکه امیرالمؤمنین بخواند، عبدالله نامیده که این امر، هشداری است به کسانی که به مقام و عنوانی دست می‌یابند که فراموش نکنند در همه حالات، بنده خدایند و در برابر او مسئول[۳].

    به‌منظور آشنایی بیشتر با کتاب، به محتوای برخی از بخش‌های آن، اشاره می‌شود:

    وظایف مسئولان (شماره 2): مسئولان در جامعه اسلامی باید قبل از هر چیز خودسازی را مد نظر قرار دهند و در برابر اوامر الهی تواضع کرده و در مقابل خدا دارای خضوع و تسلیم باشند. آن‌ها باید عمل و کردار خود را وقف اجرای احکام الهی سازند و با خلوص، تقوا و تعهد در خدمت مردم باشند. همچنین، برای دستیابی به پیروزی بر دشمنان درونی و بیرونی، باید از خطرهای هوای نفس، خودمحوری‌ها و نفس‌پرستی‌ها هراسان باشند[۴].

    آرمان حاکمیت (شماره 3): آرمان حکومت اسلامی در نهایت باید رضایت خداوند باشد، نه دنیا، مال، جاه و لذات نفسانی. دولت‌مردان باید بدانند که رفتار و اعمالشان پیوسته زیر نظر مردم و در محکمه وجدان عمومی بررسی و قضاوت می‌شود. حکومت همیشه در معرض قضاوت عمومی قرار دارد، اما تنها معیاری که می‌تواند صلاح و وفاداری دولت‌ها را بسنجد، قضاوت خداوند است[۵].

    رابطه دولت با ملت (شماره 4): رابطه دولت با ملت باید بر اساس مهرورزی و رأفت و محبت بنا شود و حکومت نباید با ملت رابطه ظالمانه و ستمگرانه داشته باشد. در حکومت اسلامی، رعایت اصول انسانیت و حقوق بشر برای همه مردم، اعم از مسلمان و غیر مسلمان، امری ضروری است. قدرت و حاکمیت مطلق، از آنِ خداوند است و کسی که این حق مطلق را به خود نسبت دهد، در جامعه انسانی ستمکار و متجاوز محسوب می‌شود[۶].

    کنترل قدرت (شماره 5): یکی از مهم‌ترین نکات در این بخش، حاکمیت اخلاق و ایمان و عفو و گذشت و عواطف انسانی است. آنچه روح حاکم در حکومت الهی است، معنویت، عشق، محبت و رابطه بر اساس اعتقاد و آرمان مشترک الهی و عمل برای خدا و اخلاق اسلامی و خصائل انسانی است، نه استقرار بر اریکه قدرت[۷].

    مسئولیت دولت (شماره 6): دولت‌مردان باید انصاف و حق و عدل را در پیشگاه خدا و خلق، آرمان خویش سازند. بی‌انصافی و حق‌کشی، منجر به ظلم می‌شود و ظلم قوی‌ترین عامل نکبت و زوال نعمت است. حکام باید از مجادله و محاربه با خدا و خلق و نیز از دشمنی و محاربه با خدا بپرهیزند؛ چراکه ستمکاران به عذاب ابدی گرفتار می‌شوند[۸].

    نقش اخلاق در حکومت (شماره 8): حاکمان و مسئولان باید مراقب باشند که افراد تندرو و بدخواه و عیب‌جو را نزدیک خود نسازند. حکومت باید از اقدامات انتقام‌جویانه و تسویه‌حساب‌های شخصی بپرهیزد؛ زیرا این امور با اخلاق اسلامی منافات دارد. سخن‌چینی و غیبت، حتی اگر در پوشش خیرخواهی باشد، عامل انحطاط اخلاقی است و باید از آن دوری شود[۹].

    مشاوران و مسئولان دولتی؛ انتخاب وزیران و معاونان (شماره 9 و 10): حاکم باید مشاورانی صالح، آگاه و دلسوز را برگزیند که نقش مؤثری در اصلاح امور داشته باشند. مسئولین نباید از عناصر مؤثر طغیانگر و ستمکار در دولت اسلامی استفاده کنند. وزیران و معاونان باید همیشه نیروهایی خالص و صادق و کاردان باشند. همچنین، حاکم باید از مشاورینی که دارای صفاتی همچون بخل، ترس و حرص هستند، دوری کند؛ زیرا این صفات به انحراف حکومت می‌انجامد[۱۰].

    سیاست مدیریت و وظایف دولت؛ پاسداری از سنت‌ها (شماره 11 و 12): یکی از مهم‌ترین اصول مدیریت، اعتماد به ملت و برقراری رابطه حسنه و تفاهم بین دولت و ملت است. دولت باید با ارزیابی دقیق افراد و شناخت لیاقت‌ها و استعدادها، مسئولیت‌های متناسب را به افراد شایسته بسپارد. همچنین، دولت اسلامی موظف است سنت‌های صالحه را پاسداری کند و از بدعت‌گذاری جلوگیری نماید[۱۱].

    رابطه دولت با علمای دین (شماره 13): علمای دین و حکیمان، مغزهای متفکر و اندیشمند جامعه هستند. دولت باید از آرای متین و نظرات سنجیده حکیمان و عالمان یاری جوید تا مصالح کشور و پایداری دولت را محقق سازد[۱۲].

    هماهنگی ارکان دولت و ملت؛ ارتباط و انسجام نهادهای دولت و ملت (شماره 14 و 15): جامعه اسلامی از گروه‌های مختلفی چون ارتش و سپاه، منشیان و دبیران، قضات و دادرسان، مأموران اجرایی دولت، کارمندان دارایی و... تشکیل شده است. نیروهای مسلح دارای نقش حفظ شرف و آزادی ملت هستند و دولت باید بهترین امکانات را در اختیار آن‌ها قرار دهد. در نظام اسلامی، بودجه دفاعی از محل درآمدهای عمومی و شرعی تأمین می‌شود. قضات و کارمندان باید کاردان و بامهارت باشند و در امور مالی و اقتصادی جامعه نقش مؤثر ایفا کنند. طبقه محروم و مستضعف جامعه نیز نیازمند حمایت دولت اسلامی هستند[۱۳].

    شرایط قضات در محاکم اسلامی (شماره 20): قاضی باید دارای علم، فقاهت، عقل، تجربه، تقوا و تعهد باشد. او باید در اجرای احکام توانا باشد، طماع نبوده و به دنیا بی‌اعتنایی کند و همچنین اهل احتیاط، پرحوصله و در کشف واقعیت‌ها کوشا باشد. دولت، مسئول است که عملکرد و شیوه کار قضات را تحت مراقبت و بازرسی کامل داشته باشد و آنها را از نظر مالی تأمین نماید تا از نظر مادی، کمبودی نداشته باشند[۱۴].

    نحوه گزینش کارمندان، چگونگی اخذ مالیات، تجارت و صنعت، حقوق عامه مردم، دولت‌مردان در میان مردم، رابطه مستقیم مسئولان با مسائل جاری کشور، دولت‌مردان و عبادت و بندگی، زیان‌های جدایی دولت از ملت، عوامل نفوذی و فرصت‌طلب، شرایط معاهده صلح با دشمن، حرمت نفوس ملت، پرهیز از خودمحوری، حاکمیت اخلاق در دولت، نکاتی در مدیریت، کنترل قدرت و دعا و استمداد از خداوند، از دیگر موضوعاتی است که در این عهدنامه ارزشمند، بدان اشاره شده است.

    پانویس

    1. ر.ک: متن کتاب، ص15-17
    2. ر.ک: همان
    3. ر.ک: همان، ص13
    4. ر.ک: همان، ص15-17
    5. ر.ک: همان، ص19-21
    6. ر.ک: همان، ص23-27
    7. ر.ک: همان، ص29-31
    8. ر.ک: همان، ص33
    9. ر.ک: همان، ص39-41
    10. ر.ک: همان، ص43-47
    11. ر.ک: همان، ص49- 54
    12. ر.ک: همان، ص55-56
    13. ر.ک: همان، ص57-64
    14. ر.ک: همان، ص77-79

    منابع مقاله

    متن کتاب.


    وابسته‌ها