درباره نقد: گذری بر فلسفه نقد
دربارۀ نقد: گذری بر فلسفۀ نقد تألیف نوئل کارول (متولد 1937م)، استاد برجسته فلسفه تحلیلی؛ این کتاب تمرینی است در فلسفه نقد یا فرانقد (شاخهای از فلسفه هنر یا زیباییشناسی) که موضوع بحث آن نقد هنرهاست. نویسنده بر آن است تا با مرور دوباره نقد، ارزیابی را به جایگاه پیشینش در نقد بازگرداند.
| دربارۀ نقد: گذری بر فلسفۀ نقد | |
|---|---|
| پدیدآوران | کارول، نوئل (نویسنده) طباطبائي، صالح (مترجم) |
| ناشر | نی |
| مکان نشر | تهران |
| سال نشر | 1393 |
| شابک | 978-964-185-346-6 |
| موضوع | نقد هنري هنرهاي نوين (ت. ج.) |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | یک جلد |
| کد کنگره | 1393 4د2ک / 640 NX |
ساختار
کتاب مشتمل بر مقدمه و چهار فصل است: فصل اول: نقد همچون ارزیابی؛ فصل دوم: آنچه مورد نقد قرار میگیرد: متعلق نقد؛ فصل سوم: اجزاء نقد (منهای یک)؛ فصل چهارم: ارزیابی (مسائل و چشماندازها).
گزارش کتاب
واژه «نقد» در اصل به معنای محکزدن به قصد ارزیابی است، اما این برداشت از نقد در میان نظریهپردازان غربی چندان طرفداری ندارد. نویسنده در این کتاب با بیانی روشن و استناد به مثالهای فراوان از ادبیات و هنر، این هدف را پی میجوید. به باور کارول، منتقد کسی است که به ارزیابی مستدل آثار هنری میپردازد. فرضیه اصلی کتاب این است که جوهره نقد، ارزیابی استوار بر پایه دلایل منطقی است.
در فصل اول، نویسنده از این فرضیه دفاع میکند و به دفع احتجاجات بر ضد آن میپردازد. فصل دوم به «متعلق نقد» (آنچه مورد نقد قرار میگیرد) اختصاص دارد. مفهوم اصلی این است که نقد به خوانندگان کمک میکند کشف کنند چه چیزی در اثر هنری ارزشمند است. نویسنده این ارزش را «ارزش دستاوردی» مینامد (مرتبط با آنچه هنرمند به واسطه اثرش بدان نائل آمده) و آن را بر «ارزش دریافتی» (ارزشی که مخاطب از تجربه اثر هنری اخذ میکند) ترجیح میدهد.
فصل سوم به مؤلفههای نقد (به جز ارزیابی) میپردازد: وصف، بررسی زمینه ظهور اثر، دستهبندی، تبیین و توضیح، تفسیر و تحلیل. این فعالیتها در خدمت تفصیل دلایل نقد معتبرند و نسبت به ارزیابی نقش فرعی دارند. فصل چهارم به خود ارزیابی اختصاص دارد و به اتهاماتی مبنی بر اینکه ممکن نیست نقدی بروننگر (واقعنگر) باشد پاسخ میدهد. نویسنده میکوشد نشان دهد که ممکن است برخی نقدها بروننگر باشند. دفاع وی مبتنی بر اثبات امکان دستهبندیهای بروننگر از آثار هنری است (تعلق آنها به صورتهای هنری، ژانرها، سبکها، مجموعه آثار و...)؛ زیرا هنگامی که مقوله اثر هنری تثبیت شود، ابزاری برای سنجش خوب یا بد بودن آن در نوع خود به دست میآید. فصل با بحثی درباره ارزیابیهای بینمقولهای پایان مییابد.[۱]
پانويس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات