خزائن الأنوار و معادن الأخبار
خزائن الأنوار و معادن الأخبار، اثر میر محمدرضا بن محمدمؤمن خاتونآبادی (متوفی ۱۱۳۵ق)، یکی از آخرین تفاسیر ادبی و عرفانی شیعه به زبان فارسی در عصر صفوی است که علاوه بر تفسیر تفصیلی سوره فاتحه، به تبیین مباحث متنوعی از علوم قرآنی میپردازد.
| خزائن الأنوار و معادن الأخبار | |
|---|---|
| پدیدآوران | مدرس، محمد رضا بن محمد مؤمن (نويسنده) ایمانی خوشخو، مریم (محقق و مصحح) |
| ناشر | شورای عالی اطلاع رسانی. دبيرخانه ** مرکز پژوهشی ميراث مکتوب |
| مکان نشر | ایران - تهران |
| سال نشر | 1386ش |
| چاپ | 1 |
| شابک | 978-964-8700-36-7 |
| موضوع | تفاسیر شیعه - قرن 12ق. |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | /م4خ4 97/3 BP |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
انگیزه نگارش
نویسنده در مقدمه کتاب تصریح میکند که از تفاسیر شیعه آنچه جامع است و مفید برای اهل دانش، به زبان عربی است و توده مردم از فواید آن بینصیبند و از تفاسیر فارسی آنچه قانعکننده و مشتمل بر اخبار ائمه هدی باشد، اندک است؛ بنابراین، وی از دیرباز در پی نگارش تفسیری کامل و جامع به زبان فارسی، مشتمل بر احادیث معصومین(ع) و مفید برای عوام و خواص بوده است. وی همچنین اشاره میکند که پس از سفر به تبریز در سال ۱۱۱۷ق، به درخواست مکرر علما و اندیشمندان آن دیار، تصمیم به نگارش این اثر گرفت تا مجموعهای مستند و شیوا برای فارسیزبانان فراهم آورد[۱].
ساختار
کتاب با مقدمه مفصلی از مصحح آغاز شده و مطالب مؤلف، شامل یک خطبه آغازین، یک مقدمه مفصل (مشتمل بر بخش «فاتحه» و چهارده بخش تحت عنوان «خزانه») و در نهایت، تفسیر تفصیلی سوره فاتحه در قالب فصول و خزانههای متعدد است.
سبک نگارش
برخی از مهمترین ویژگیهای کتاب، عبارتند از:
- نشر شیوا و روان فارسی، تبیین گویا و روشن واژهها، تنظیم و ترتیب دقیق و استوار مباحث و جلوگیری از آمیختگی آنها.
- بررسی گسترده در نظم و ترتیب آیات و عرضه روابط تنگاتنگ محتوای آیات و سورهها.
- توجه ویژه و کارآمد مؤلف به آیات همگون، تأکید فراوان وی بر نقل و استناد به روایات و بهرهگیری از احادیث در تفسیر آیات[۲].
اهمیت کتاب
لطایف عرفانی، ظرایف ذوقی دلنشین و گاه شورانگیز آن، از نمودهای برجسته این تفسیر است. این تفسیر، جزو آخرین تفاسیری بشمار میرود که ادب فارسی و مباحث عرفانی را در خود جمع نموده است و از آخرین تفاسیری است که ادبیات فارسی را بهعنوان ابزرای کارساز برای انتقال مفاهیم دینی و جاذبههای معنوی بهکار گرفته است[۳].
گزارش محتوا
در مقدمه مصحح، ابتدا به معرفی مؤلف[۴] و تشریح تحولات اجتماعی و دینی عصر وی[۵] و بیان پیامدهای حکومت صفوی پرداخته شده[۶] و در ادامه، کتاب بهصورت مفصل و دقیق، معرفی شده است[۷].
شیوه تنظیم و روش تفسیر
مؤلف در آغاز تفسیر، مباحثی از علوم قرآن را که جنبه مقدماتی دارد به بحث و بررسی میکشد. در این مقدمه گسترده و طولانی که شامل یک فاتحه و چهارده خزانه است و هرکدام نیز شامل چند فصل جداگانه، مباحث مختلفی را شرح میدهد که عناوین آن عبارتند از:
فاتحه: در ذکر معانی حروف تهجی و حروف ابجد و بیان مخارج و صفات آن و اسراری که در آن مندرج است.
خزانه اول: در بیان اختلاف قرائتها و ذکر اسامی و رموز قرّاء سبعه و روات ایشان و حروف مقطعه قرآن.
خزانه دوم: در بیان معجزه قرآن و فضیلت آن و غوامض علومی که در آن مندرج است.
خزانه سوم: در بیان تعداد علوم قرآن و علومی که مفسّر را در تفسیر آن ضرور است.
خزانه چهارم: در بیان کیفیت و آداب تلاوت و متمثل شدن قرآن در روز قیامت و شفاعت آن برای قاریان و ثواب تلاوت و حفظ آن. خزانه پنجم: در بیان جمع و تغییر و زیاده و نقصان قرآن و معنی آن.
خزانه ششم: در بیان معنی قرآن و فرقان و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و تأویل و تفسیر و ظهر و بطن و وجوه مختلفه آن و منع از تفسیر کردن به رأی خود.
خزانه هفتم: در بیان آنکه جمله قرآن در باب اهل بیت رسول خدا و دوستان ایشان نازل شده و علم قرآن بتمامه نزد ایشان است، لا غیر.
خزانه هشتم: در بیان تقسیم و تعداد آیات و سور به مکی و مدنی و معنی تفسیر و تأویل و وحی و غیر ذلک.
خزانه نهم: در ذکر عدد آیات و قصص و کلمات و حروف و نقطه و اعراب و مدّ و تشدید و جزم و معنی اینها و ترتیب نزول سور.
خزانه دهم: در ذکر اسامی شریفه قرآن و مدت نزول آن.
خزانه یازدهم: در ذکر استعاذه و متفرعات بر آن.
خزانه دوازدهم: در ذکر افتتاح کارها به بسمله و تحمید و صلوات و ثواب آن و اسراری که در آن پنهان است.
خزانه سیزدهم: در ذکر فضایل و خواص سوره فاتحه و اسامی آن و برخی از فوایدش بر سبیل ایجاز.
خزانه چهاردهم: در ذکر نکات لطیفه که در باب اختصاص سوره حمد به هفت آیه گفته شده و ذکر قدری از صنایع و بدایع آفاق و انفس به تقریب آنکه هریک نیز هفت است[۸].
پس از این مقدمه مفصل و سودمند، وارد تفسیر قرآن میشود. او در آغاز سورهها ضمن مقدمهای از نام یا نامهای سوره، تعداد آیات، مکی یا مدنی بودن آن و فضیلت قرائت سوره سخن میگوید و روایات و اقوال وارده در این زمینه را میآورد و به نقد و تحلیل آنها میپردازد. آنگاه به تقطیع آیات پرداخته، ابتدا به تشریح واژهها و تبیین معانی آن میپردازد. سپس ابعاد مختلف آیه را با دقت تمام به کوچکترین اجزای سازنده آن تجزیه میکند و از همه وجوه و زوایا بدان مینگرد و زیر عنوان «خزانه»، جنبههای گوناگون آن را به بحث و بررسی میکشد [۹].
وی از هر آنچه در تبیین و تفسیر آیات سودمند باشد، بهره میجوید و برای عقل جایگاه بلندی در تفسیر معتقد است، اما از روشهای عرفانی نیز غافل نیست؛ بااینحال بهره فراوان و مرتبت نقل را نیز فراموش نمیکند و به احادیث و روایات توجه زیادی مبذول داشته است[۱۰].
جنبههای ادبی و بلاغی آیات از جمله ابعادی است که او بدانها توجه فراوان دارد و با تعمق و باریکبینی به تبیین نظم و ترتیب و تناسب در سوره و آیات میپردازد و در مناسبتهای مختلف از آنها سخن میگوید[۱۱].
مؤلف در قالب موضوعات و در ذیل آیات مربوط به احکام، به برداشتهای فقهی روی میآورد و در ادامه آن به دیدگاههای فقیهان مذاهب و بررسی و ارزیابی اقوال آنان میپردازد. همچنین وی در تاریخ و جغرافیا و نجوم چیرهدست بود و در کتاب «جنات الخلود» خویش که از آثار گرانسنگ فرهنگ و تاریخ اسلامی بشمار میرود، مباحث و مطالبی را بهطور اجمال مطرح میکند و تفصیل آن را به کتاب «خزائن الأنوار» وامینهد و در تفسیرش این مباحث را مشروحاً مد نظر قرار میدهد. هر چند مؤلف از معلومات بسیاری در جهت توضیح و تشریح آیات سود میجوید، اما صبغه کلی تفسیرش، عرفانی و جنبه هدایتی و تربیتی دارد و همواره تلاش میکند این بعد قرآن را برای مخاطبان خود بنمایاند. به همین دلیل از بحثهای فنی و ادبی کلاسیک فرساینده پرهیز میکند. سبک مطالب او عرفانی با صبغه اخلاقی بوده، به مدد آیات و اشعار و نثری جذاب، خواننده را در پیراستن و آراستن راهنمایی میکند[۱۲].
پانویس
- ↑ ر.ک: مقدمه مصحح، صفحه پنجاهویک – پنجاهودو
- ↑ ر.ک: همان، صفحه پنجاهوشش
- ↑ ر.ک: همان
- ↑ ر.ک: همان، صفحه هفده
- ↑ ر.ک: همان، صفحه بیستوچهار
- ↑ ر.ک: همان، صفحه بیستوشش
- ↑ ر.ک: همان، صفحه پنجاهویک - شصت
- ↑ ر.ک: همان، صفحه پنجاهوسه – پنجاهوچهار
- ↑ ر.ک: همان، صفحه پنجاهوچهار – پنجاهوپنج
- ↑ ر.ک: همان، صفحه پنجاهوپنج
- ↑ ر.ک: همان
- ↑ ر.ک: همان
منابع مقاله
مقدمه مصحح.