تاریخنگاری در کرمان
تاریخنگاری در کرمان تألیف شمسالدین نجمی؛ این کتاب پژوهشی است که به معرفی و بررسی تاریخنگاران برجسته کرمان از قرن ششم هجری تا دوره معاصر میپردازد. نویسنده با اشاره به جایگاه ویژه کرمان به عنوان یکی از کانونهای تمدن و فرهنگ ایرانی در دوره اسلامی، بر این نکته تأکید دارد که این منطقه با وجود فراز و نشیبهای تاریخی، توانسته مکتب تاریخنگاری مستقلی را در طول حدود هزار سال شکل دهد. کتاب با رویکردی توصیفی-تحلیلی، زندگی، خدمات و آثار حدود چهارده تاریخنگار کرمانی—از افضلالدین ابوحامد کرمانی در سده ششم تا محمدابراهیم باستانیپاریزی در عصر حاضر—را به ترتیب تاریخی بررسی میکند و نقش آنان را در حفظ و انتقال تاریخ و فرهنگ ایران در این ناحیه مهم تحلیل مینماید.
| تاریخنگاری در کرمان | |
|---|---|
| پدیدآوران | نجمی، سید شمسالدین (نویسنده) |
| عنوانهای دیگر | تاریخنگاری در کرمان: آشنایی با تاریخنگاران کرمانی و آثار آنها |
| ناشر | دانشگاه شهید باهنر |
| مکان نشر | کرمان |
| سال نشر | 1390 |
| شابک | 978-600-201-001-8 |
| موضوع | تاریخنویسان ایرانی |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | DSR 94 /ن3ت2 1389 |
ساختار
این کتاب در یک جلد و در چهارده فصل اصلی سازمان یافته است که هر فصل به یک تاریخنگار کرمانی اختصاص دارد.
گزارش کتاب
کتاب «تاریخنگاری در کرمان» نوشته شمسالدین نجمی، اثری پژوهشی است که به بررسی مکتب تاریخنگاری در منطقه کرمان و معرفی مهمترین چهرههای این عرصه از قرن ششم هجری قمری تا دوران معاصر میپردازد. نویسنده در مقدمه با تعریف تاریخ به عنوان «آیینه تمامنمای گذشته» و تأکید بر ضرورت بیطرفی و امانت در تاریخنگاری، به موقعیت خاص کرمان اشاره میکند که در طول تاریخ پرفراز و نشیب ایران، همواره کانونی برای تولید دانش و فرهنگ بوده و دانشمندان بسیاری در رشتههای گوناگون—از جمله تاریخنگاری—به جامعه ایران عرضه کرده است. نجمی استدلال میکند که تاریخنگاران کرمانی در یک دوره تقریباً هزارساله، در شرایط مختلف سیاسی و حتی تحت سلطه اقوام بیگانه، با خلق آثار ارزشمند خود، نه تنها از حریم فرهنگ و تاریخ ایران در این ناحیه مهم پاسداری کردند، بلکه موفق به ایجاد یک «مکتب تاریخنگاری» مخصوص به خود شدند که از نظر تعداد و ارزش آثار، در مقایسه با دیگر نواحی ایران بینظیر است. ساختار کتاب بر اساس ترتیب زمانی زندگی تاریخنگاران شکل گرفته است.
پس از فصل اول که به کلیات و زمینه تاریخنگاری در کرمان میپردازد، در فصل دوم، افضلالدین ابوحامد کرمانی (530-615 ق)، پزشک و تاریخنگار سده ششم، معرفی میشود. فصل سوم به ناصرالدین منشی کرمانی (668-735 ق)، نویسنده ارزشمند «سمط العلی للحضرة العلیا» اختصاص دارد. در فصل چهارم، سعید محرابی کرمانی (وفات در نیمه دوم قرن دهم) و در فصل پنجم، میرزا محمدابراهیم خبیصی (وفات 1035 ق) مورد بررسی قرار میگیرند.
فصل ششم به ملّااسکندر فرزند ملّاغشتاسب (قرن سیزدهم ق)، مؤلف «محقق التاریخ» پرداخته که اطلاعات کمی از او موجود است. فصل هفتم نیز به میرزا حسین وزیر (وفات 1270 ق)، مؤلف «تاریخ کرمان» اختصاص دارد که جزئیات زندگی او نیز مبهم است. در مقابل، فصل هشتم به تفصیل به احمدعلی خان وزیری (1215-1317 ق)، مؤلف «تاریخ کرمان (سالاریه)» در عصر ناصری میپردازد.
از چهرههای شاخص متأخر، میرزا آقاخان کرمانی (1270-1314 ق) در فصل نهم، ناظمالاسلام کرمانی (1280-1337 ق) در فصل دهم، و شیخ یحیی احمدی کرمانی (1287-1339 ق) در فصل یازدهم معرفی و تحلیل شدهاند. فصل دوازدهم به مجدالاسلام کرمانی (1288-1302 ش) و فصل سیزدهم به سعید نفیسی کرمانی (1274-1345 ش) اختصاص دارد. کتاب با فصل چهاردهم و معرفی محمدابراهیم باستانی پاریزی (متولد 1304 ش) به پایان میرسد.
نویسنده در سراسر کتاب کوشیده است با استفاده از منابع کتابخانهای و اسنادی، ارزیابی تازهای از این مکتب تاریخنگاری ارائه دهد و نقشی را که این مورخان مستقل و غیروابسته (به جز احمدعلی خان وزیری) در ثبت و تفسیر رویدادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایفا کردهاند، برجسته نماید.[۱]
پانويس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات