باستانشناسی قرآن
باستانشناسی قرآن، اثر محمدتقی میرابوالقاسمی (1309-1385ش)، محقق و نویسنده در رشته الهیات، کتابی است در بررسی و تحلیل بسیاری از واژهها، اعلام جغرافیایی و مفاهیم قرآن از منظر تاریخی و باستانشناسی.
| باستانشناسی قرآن | |
|---|---|
| پدیدآوران | میر ابوالقاسمی، محمد تقی (نويسنده) |
| ناشر | کتاب مبين |
| مکان نشر | ایران - رشت |
| سال نشر | 1392ش |
| چاپ | 1 |
| شابک | 978-964-7556-61-3 |
| موضوع | قرآن - آثار تاریخی |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | /م9ب2 103/8 BP |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
ساختار
کتاب، شامل یک پیشگفتار و هفت بخش است.
گزارش محتوا
نویسنده در پیشگفتار، سابقه فعالیتهای پژوهشی خود در زمینه تاریخ ادیان و قرآن را از سال ۱۳۷۰ش، در دانشگاهها ذکر میکند و از ارزش دانش باستانشناسی و بهره بردن از آن در قرآن سخن میگوید و در آخر خاطرنشن میکند که: «بیشتر مطالب نوشتهای که اینک در اختیار شماست، تلفیقی است فشرده از سلسله درسهای مطرحشده در کلاسها و دیدهشده در موزهها و نشانههایی از گذشته که در گوشه و کنار و در دسترس بود»[۱].
بخش اول (در آستانه قرآن و آشنایی با آن): این بخش، با مباحثی پیرامون قرآن آغاز میشود؛ از جمله چرایی نامیده شدن کتاب آسمانی مسلمانان به «قرآن»[۲]، نامهای دیگر قرآن و کیفیت نزول وحی[۳]. همچنین به بیان ترتیب نزول نخستین و آخرین آیات و سورهها پرداخته شده است و در این خصوص به اختلاف نظرها اشاره میگردد[۴]. بخش مهم دیگر به معیارهای تشخیص آیات مکی و مدنی اختصاص دارد و اهمیت و فایده تفکیک آنها برای درک تاریخ اجتماعی و اقتصادی عصر رسالت بیان میشود[۵]. در ادامه، کتابت قرآن[۶]، نقطهگذاری و اِعراب و تغییرات در رسمالخط قرآن مورد بحث قرار گرفته[۷] و سپس به بحث محکم و متشابه و معناشناسی قرآن میپردازد[۸].
بخش دوم (نگاهی به منابع باستانشناختی و چگونگی پیشرفت آن): این بخش، به پیشینه دانش باستانشناسی و منابع آن میپردازد و بر لزوم بررسی متون مقدس در کنار یافتههای باستانشناختی تأکید میکند. نویسنده بر اهمیت بررسی بقایای فرهنگی مانند گورها، سکهها و سنگنبشتهها در سرزمینهای قدیمی از جمله جزیرةالعرب، بینالنهرین و مصر پیش از اسلام تأکید دارد. او همچنین اشاره میکند که باستانشناسی نهتنها ابزار علمی است، بلکه میتواند یک دیدگاه فلسفی و تاریخی عمیقتر نسبت به زندگی انسانهای گذشته ارائه دهد.
در این بخش از واژههای باستانی قرآن نیز سخن رفته است و خاطرنشان شده که: «در سرتاسر قرآن و در تمام اشارات تاریخی آن توانستیم چهل واژه جغرافیایی به دست آوریم که تعدادی از آنها میتواند قابل بررسی و موضوع مورد نظر در این مجموعه باشد». همچنین حوزه جغرافیایی واژهها بررسی شده و یادآوری گردیده که: «چون موضوع این رساله، باستانشناسی قرآن میباشد، ضرورتا بستر جغرافیایی ما سرزمینهایی خواهد بود که اولا قرآن به آن اشاره نموده است و ثانیا بتوان آن را برای شناخت بیشتر و بهتر گذشتهها در این مجموعه آورد و از فرضیات و خیالبافیهای دیگران بهدورر بود»[۹].
بخش سوم (بررسی واژهها در باستانشناسی قرآن): این بخش، بهصورت مجزا به تحلیل واژگان و اعلام جغرافیایی خاصی که در قرآن آمده و مرتبط با تاریخ و باستانشناسی است، میپردازد. برخی از این واژهها عبارت است از: احقاف، که بهعنوان بیابانی جنوبی در عربستان شناخته میشود و مرتبط با قوم عاد است[۱۰]؛ اخدود، که به گودالهای آتشین اشاره دارد و داستان آن به دوران پیش از اسلام و قوم ذونواس بازمیگردد[۱۱]؛ ارم[۱۲]؛ ایکه، که محل زندگی قوم شعیب در نزدیکی مدین بوده[۱۳]؛ بابل، که محل ظهور یکی از قدیمیترین تمدنهای سومری در بینالنهرین بوده و بهعنوان مرکز جادو و سحر در قرآن مطرح است[۱۴]؛ بدر، که در نزدیکی مدینه واقع بوده و مرتبط با اولین نبردهای مسلمانان است[۱۵] و همچنین جودی، حجر، رس، رقیم و... که هریک از این واژهها از لحاظ جغرافیایی و تاریخی تحلیل شدهاند[۱۶].
بخش چهارم (ناشناختهها یا مبهمات): این بخش به موضوعاتی میپردازد که در قرآن بهصورت ناشناخته یا مبهم ذکر شدهاند. این موضوعات عبارتند از: انطاکیه (در قرآن با واژه قریه یاد میشود)[۱۷]؛ صحرای فلسطین (سرزمین مقدس)[۱۸]؛ مؤتفکات[۱۹]؛ نیل (در قرآن بهصورت یم و بحر آمده است) [۲۰]؛ نینوی[۲۱]؛ یمن[۲۲] و پناهگاهها (غارها و دژها)[۲۳]. نویسنده تلاش میکند تا با استناد به یافتههای باستانشناسی و جغرافیایی، ابهام این موضوعات را که در قرآن با این الفاظ خاص نیامده، برطرف سازد و ریشههای تاریخی و اعتقادی آنها را مشخص کند.
بخش پنجم (نگاهی به نیمه پنهان نشانههای باستانی): این بخش به اهمیت مطالعه نشانههای باستانی مانند گورها و گورستانها میپردازد[۲۴]. نویسنده، کلیاتی را درباره شیوههای دفن مردگان در سرزمینهای پیرامون (عربستان و بینالنهرین پیش از اسلام و آداب و رسوم ایلامیان و بابلیان و... در این زمینه) بررسی میکند[۲۵].
بخش ششم (انسان خردورزی که خود را مییابد): نویسنده در این بخش، به بررسی درستی یا نادرستی کاربرد واژه «جاهلیت» در مورد دوره پیش از اسلام پرداخته است. وی معتقد است: «وقتی بخواهیم از تاریخ و تمدن عرب و سیر تحولات زندگی آنان سخن بگوییم، جایی برای بیان مفهوم جاهلیت در آن نخواهیم یافت... اعراب مانند تمدنهای پیرامون خود با خصوصیات و اندیشههای قابل تحسینی نیز همراه بودهاند و آنچه را هم در قرآن و هم در نهج البلاغه به آن پرداخته میشود، آن بخش از حالات و دلبستگیهای نابجا و ناسالمی است که در مردم سرزمینهای دیگر نیز بوده و یا همچنان ادامه دارد؛ بنابراین بهتر است این واژه را خودرأیی و خودخواهی و افتادن در زاویه تعصبات کور معنا کنیم»[۲۶].
پس از پایان یافتن بخش ششم، نویسنده زیر عنوان «نتیجه»، از ضرورت تأسیس بنیاد باستانشناسی جهان اسلام سخن میگوید[۲۷].
بخش هفتم (پیوستها): این بخش، شامل موارد زیر است:
- ترجمه آیاتی از قرآن که در این نوشته آمده است؛
- یادداشتها؛
- تصاویر[۲۸].
پانویس
- ↑ ر.ک: پیشگفتار، ص7-12
- ↑ ر.ک: متن کتاب، ص14
- ↑ ر.ک: همان، ص15
- ↑ ر.ک: همان، ص15-16
- ↑ ر.ک: همان، ص17-20
- ↑ ر.ک: همان، ص27
- ↑ ر.ک: همان، ص31
- ↑ ر.ک: همان، ص32-34
- ↑ ر.ک: همان، ص37-52
- ↑ ر.ک: همان، ص62
- ↑ ر.ک: همان، ص68
- ↑ ر.ک: همان، ص72
- ↑ ر.ک: همان، ص77
- ↑ ر.ک: همان، ص81
- ↑ ر.ک: همان، ص88
- ↑ ر.ک: همان، ص89-119
- ↑ ر.ک: همان، ص122
- ↑ ر.ک: همان، ص124
- ↑ ر.ک: همان، ص126
- ↑ ر.ک: همان، ص128
- ↑ ر.ک: همان، ص129
- ↑ ر.ک: همان، ص130
- ↑ ر.ک: همان، ص132
- ↑ ر.ک: همان، ص137
- ↑ ر.ک: همان، ص147-158
- ↑ ر.ک: همان، ص160
- ↑ ر.ک: همان، ص167-174
- ↑ ر.ک: همان، ص175-202
منابع مقاله
پیشگفتار و متن کتاب.