الألفاظ الفارسية المعربة
| الألفاظ الفارسية المعربة | |
|---|---|
| پدیدآوران | شیر، ادی (نويسنده) |
| ناشر | دار العرب |
| مکان نشر | مصر - قاهره |
| سال نشر | 1988م |
| چاپ | 2 |
| شابک | - |
| موضوع | زبان عربی - واژهها و ترکیبات خارجی - فارسی - واژه نامهها - فارسی - تاثیر بر زبان عربی |
| زبان | عربی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | /ش9الف7 6670 PJ |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
الألفاظ الفارسية المعربة ، تألیف ادّی شیر، مشتمل بر فرهنگ الفاظ و کلمات فارسی معرّب و شرح و توضیح تبدیل آنهاست.
ساختار
کتاب، مشتمل بر مقدمه نویسنده با عنوان «فاتحة الكتاب» و متن واژگان معرّب به ترتیب حروف الفباست.
گزارش محتوا
نویسنده در مقدمه به تبیین موضوع کتاب پرداخته است و مینویسد: زبان عربی، مملوّ از الفاظ اعجمی فراوان است و جای هیچگونه تعجبی نیست؛ چراکه قبایلی که در شیوه زندگی و سیاست خود ساده هستند، وقتی با ملل متمدن خارجی درمیآمیزند، ناگزیر کلمات خارجی را به زبان خود وارد میکنند. این همان چیزی است که برای عرب اتفاق افتاد، که با گذشت زمان، زبان عربی از بابلیها، مصریها، ایرانیان، یونانیها و رومیها تأثیر پذیرفت. بهعنوان مثال، قبایل لخم و جذام همسایگان مصریها و قبطیها بودند. قبایل قضاعه و غسّان و ایاد نیز با آرامیها و عبرانیها معاشرت داشتند و... بنابراین، الفاظی فراوان از لغات این اقوام وارد زبان عربی گردید؛ لکن زبانی که گوی سبقت را در وام دادن به زبان عربی از دیگر زبانها ربود، زبان فارسی بود. در این رابطه تنها قبایل مجاور ایران، متأثر از زبان فارسی نشدند، بلکه قبایل دور نیز کلمات فراوانی به عاریه گرفتند. عربها بعضی از کلمات اعجمی را بهصورت اصلی بیان میکردند و بعضی را تغییر میدادند. البته بیشتر این الفاظ بهصورت زشتی تصحیف میشد و قلب و ابدال در آنها صورت میگرفت؛ بنابراین بحث از تحقیق اصل الفاظ معرّب از سختترین و دقیقترین مباحث لغوی است. عربها تصرفاتی را که در کلمات اعجمی صورت میدهند، به چند شکل است:
- از اصل کلمه اعجمی، حروفی را از اول کلمه یا وسط یا آخرش حذف میکنند؛ مثل: مارستان در بیمارستان؛ نشوار در نشخوار و هزار در هزاردستان.
- حروفی را به کلمه اصلی اعجمی اضافه میکنند؛ مثلا ستو به تستوق و راه به ترهات تغییر یافته است.
- فراوان، حروفی را به حروف دیگر تبدیل میکنند؛ مثلا نون و راء را به لام، کاف فارسی را به جیم، خاء را به حاء و... تبدیل مینمایند؛ مانند: گرم به جرم، خربا به حربا و...
- جیم یا قاف را به آخر الفاظ معرّب اضافه میکنند و این غالباً در الفاظ منتهی به هاء است؛ مانند تغییر گربه، به قربج و قربق[۱].
منابعی که نویسنده در این اثر، از آنها استفاده کرده است، عبارت است از: «البرهان القاطع» حسین بن خلف تبریزی و نیز از آثار معتبر دیگری چون فرهنگ محمودی، فرهنگ شعوری، جامع الفرس، شرفنامه، تاج المصادر، صحاح العجم و...[۲].
از جمله واژگان ذکرشده در کتاب، عبارت است از:
- الأستاذ: معلم و استاد و رئیس صناعت است. فارسی آن استاد و به ترکی و کردی اُستا گفته میشود[۳].
- الآهو: فارسی محض و همان غزال است[۴].
- السراج: تعریب چراغ و به ترکی نیز چراغ و به کردی «چرا» گفته میشود[۵].
- الفهرس: معرّب فهرست و آن کتابی است که در آن اسامی کتابها گردآوری میشود[۶].
پانویس
منابع مقاله
فاتحة الكتاب و متن کتاب.