آیینه سکندری: تاریخ ایران از زمان ماقبل تاریخ تا رحلت حضرت ختمیمرتبت
| آیینۀ سکندری: تاریخ ایران از زمان ماقبل تاریخ تا رحلت حضرت ختمیمرتبت | |
|---|---|
| پدیدآوران | میرزا آقاخان کرمانی، عبدالحسین (نویسنده) |
| ناشر | چشمه |
| مکان نشر | تهران |
| سال نشر | 1389ش |
| شابک | 978-964-362-560-3 |
| موضوع | ایران -- تاریخ -- پیش از اسلام |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | DSR ۱۴۰ /م۹آ۹ |
آیینۀ سکندری: تاریخ ایران از زمان ماقبل تاریخ تا رحلت حضرت ختمیمرتبت تألیف میرزا آقاخان کرمانی (عبدالحسین بردسیری کرمانی)، از پیشگامان اندیشۀ آزادیخواهی و ناسیونالیسم نوین ایرانی در عصر مشروطه، کتابی است که به عنوان یکی از نخستین نمونههای تاریخنگاری مدرن به زبان فارسی شناخته میشود. کرمانی در این اثر با گسست از وقایعنگاری سنتی و بهرهگیری از روشهای عقلانی، تحلیلی و مبتنی بر منابع و اسناد متنوع، شعر و قصهسرایی را از متون تاریخی کنار نهاده و اسلوبی نوین در تاریخنویسی ایران عرضه کرده است.
ساختار
کتاب مشتمل بر پیشگفتار و پنج گفتار است. گفتار نخست به احوال آبادیان، پیشدادیان و عصر پهلوانی میپردازد. گفتار دوم به سلاطین کیانی در ماد و پارس اختصاص دارد. گفتار سوم به ماکدونیا، فتوحات اسکندر کبیر و سلطنت سلوکیان و اشکانیان میپردازد. گفتار چهارم احوال ساسانیان و انقراض ایشان به دست اعراب را بررسی میکند. گفتار پنجم به احوال پیامبر اسلام(ص) و خلفای ایشان اختصاص دارد. این اثر قرار بود بخشی از سهگانۀ تاریخی کرمانی باشد که ناتمام ماند.
گزارش کتاب
«آیینۀ سکندری» از جمله آثار برجسته در تاریخنگاری عصر قاجار و نخستین متن تاریخنویسی مدرن به زبان فارسی به شمار میرود. میرزا آقاخان کرمانی نگارش این کتاب را در سال ۱۳۰۷ هجری قمری (حدود ۱۲۶۸ هجری شمسی) آغاز کرده و در سال ۱۳۰۹ قمری به پایان برده است. کرمانی که خود از روشنفکران برجسته و از منتقدان جدی ساختار قدرت در عصر ناصری بود، با تأسی از اندیشههای مدرن و آشنایی با تاریخنگاری اروپایی، شیوهای تازه در ثبت و تحلیل رویدادهای تاریخی بنیان نهاد.
نوآوری کرمانی در تاریخنگاری، پیش از هر چیز در روش او آشکار میشود. وی بر خلاف مورخان سنتی که عمدتاً به نقل وقایع به صورت خطی و اغلب با تکیه بر اسناد درباری و منابع ادبی بسنده میکردند، به تحلیل علل و عوامل تحولات تاریخی پرداخته و از منابع گوناگون و میانرشتهای بهره جسته است. کرمانی در مقدمۀ کتاب، چهار دسته منبع را برای تحقیق در تاریخ ایران معرفی میکند: ۱. آثار عتیقه و کتیبههای کشفشده از مکانهایی چون تخت جمشید، شوش، همدان، بابل و نینوا؛ ۲. افسانهها و روایات شفاهی که در میان عامه و دهقانان رواج داشته؛ ۳. تواریخ یونانیان، کلدانیان و مغاربه از جمله تواریخ هرودوت، بروسس (فیروز کلدانی)، گزنفن و کتزیاس؛ ۴. الفاظ و اصطلاحات کهن در داستانهای مشهور که با پژوهش میتوانند به شناخت رویدادهای تاریخی کمک کنند.
کرمانی در این کتاب تاریخ ایران را به چهار عصر عمومی تقسیم کرده است: عصر خرافات و اساطیر (احوال آبادیان و پهلوانان به شیوۀ داستان و افسانه)، عصر تاریکی (اوقات مشکوکه مانند عصر آجامیان و پیشدادیان)، عصر شفقآمیز (اوقات مظنون مانند احوال کیانیان و اشکانیان) و عصر منورات (اوقات معلوم به نحو اولی). این دورهبندی نشاندهنده رویکرد انتقادی کرمانی به منابع تاریخی و تلاش او برای تفکیک افسانه از واقعیت تاریخی است.
میرزا آقاخان در تألیف این کتاب از دانشهای نوینی چون باستانشناسی، زبانشناسی، انسانشناسی فرهنگی و اجتماعی بهره گرفته و نوشتههای مورخان یونانی و اسلامی را با رویکردی تطبیقی و انتقادی بررسی کرده است. وی همچنین در پژوهشهای خود از آثار خاورشناسان و تاریخشناسان مغربزمین مانند ریچاردسون، گیبون، مونتسکیو و سرجان ملکم نام برده که نشان از آگاهی او از جریانهای علمی روزگار خود دارد.
نکته قابل توجه در این کتاب، نگاه ملی و ایرانگرایانۀ کرمانی است. وی که از پیشگامان ناسیونالیسم نوین ایرانی به شمار میرود، در «آیینۀ سکندری» کوشیده است تا با بازخوانی انتقادی تاریخ ایران باستان، به بازتعریف هویت ملی ایرانیان در عصر جدید بپردازد. این رویکرد با نگاه اتحاد اسلامی سید جمالالدین اسدآبادی که کرمانی در استانبول با او آشنا شده بود، پیوندهایی دارد.
کرمانی در این کتاب تنها تا زمان انقراض سلسلۀ ساسانی و ظهور اسلام را پوشش داده و بخش مربوط به دوران اسلامی با گفتاری درباره پیامبر اسلام(ص) و خلفای نخستین آغاز شده اما ناتمام مانده است. با این حال، همین بخش نیز نشاندهنده نگاه متفاوت او به تاریخ ایران در مواجهه با اسلام است.
«آیینۀ سکندری» نخستین بار پس از مرگ کرمانی در اواخر عهد مظفرالدین شاه به همت میرزا محمودخان علاءالملک (که همان کسی بود که در سمت سفارت ایران در عثمانی در بازگرداندن کرمانی به ایران نقش داشت) به چاپ رسید. نخستین مصحح کتاب میرزا جهانگیرخان شیرازی (صوراسرافیل) از مشروطهخواهان نامدار بود که در جمادی الاول ۱۳۲۶ به دست مأموران محمدعلی شاه اعدام شد.
این کتاب از جهات متعدد در تاریخ اندیشه و تاریخنگاری ایران اهمیت دارد: نخست از نظر روششناسی که یکی از نخستین نمونههای تاریخنگاری تحلیلی و مبتنی بر منابع گوناگون است؛ دوم از نظر محتوا که تلاشی برای بازخوانی انتقادی تاریخ ایران باستان و پیوند آن با هویت مدرن ایرانی است؛ و سوم از نظر پیوند با جریانهای فکری عصر مشروطه و نقش کرمانی به عنوان یکی از پیشگامان ناسیونالیسم و آزادیخواهی در ایران.[۱]
پانويس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات