آیینهای بیطرح (آشناییزدایی در شعر شاعران امروز)
| آیینهای بیطرح (آشناییزدایی در شعر شاعران امروز) | |
|---|---|
| پدیدآوران | جلیلی، فروغ (نویسنده) |
| ناشر | آیدین |
| مکان نشر | تبریز |
| سال نشر | 1387ش |
| شابک | 978-964-5592-64-4 |
| موضوع | شاعران ایرانی -- قرن ۱۴ -- نقد و تفسیر، شعر فارسی -- قرن ۱۴ -- تاریخ و نقد |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | PIR ۳۸۱۱ /ج۸،آ۹ ۱۳۸۷ |
آیینهای بیطرح (آشناییزدایی در شعر شاعران امروز) تألیف فروغ جلیلی، کتابی است در حوزه نقد ادبی معاصر که به بررسی مفهوم «آشناییزدایی» به عنوان یکی از بنمایههای اصلی خلاقیت شعری در آثار چهار شاعر بزرگ معاصر ایران یعنی نیما یوشیج، احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث و سهراب سپهری میپردازد. نویسنده در این اثر کوشیده است تا با تکیه بر نظریه صورتگرایان روسی به ویژه ویکتور شکلوفسکی، کارکرد این شگرد هنری را در عناصر مختلف شعری این شاعران تبیین و تحلیل کند.
ساختار
کتاب از چهار فصل اصلی تشکیل شده است که هر فصل به طور جداگانه به تحلیل آشناییزدایی در آثار یکی از چهار شاعر مذکور اختصاص دارد.
فصلها به ترتیب عبارتند از: فصل اول: نیما یوشیج، فصل دوم: احمد شاملو، فصل سوم: مهدی اخوان ثالث، فصل چهارم: سهراب سپهری. پیش از آغاز فصلها، مباحث نظری پیرامون مفهوم آشناییزدایی و پیشینه آن در شعر کلاسیک فارسی و نیز نقش نیما در بنیانگذاری آن در شعر معاصر ارائه شده است.
گزارش کتاب
کتاب «آیینهای بیطرح» به مسئله «آشناییزدایی» به عنوان یکی از اساسیترین مؤلفههای خلاقیت هنری و پویایی شعر میپردازد. نویسنده در ابتدا با استناد به آرای ویکتور شکلوفسکی، نظریهپرداز روسی مکتب فرمالیسم، تعریفی جامع از این مفهوم ارائه میدهد. به اعتقاد شکلوفسکی، آشناییزدایی کارکرد اصلی هنر است؛ هنر با خارج کردن اشیا از دایره ادراک عادی و روزمره، آنها را برای مخاطب غریب و شگفتانگیز میسازد و بدین وسیله تجربهای تازه و عمیق از جهان پیرامون به او میبخشد. جلیلی با مبنا قرار دادن این نظریه، بر این باور است که آشناییزدایی صرفاً یک تکنیک زبانی نیست، بلکه میتواند در سطوح مختلف معنایی، عاطفی و فکری شعر نیز تجلی یابد و از این طریق، شعر را از ابتذال و تکرار نجات داده و زمینهساز لذت هنری و تأثیرگذاری ماندگار بر مخاطب شود.
نویسنده پیش از ورود به تحلیل آثار چهار شاعر معاصر، به پیشینه آشناییزدایی در شعر کلاسیک فارسی نیز اشاره میکند و از بزرگانی چون سعدی، مولانا، حافظ، صائب و بیدل یاد میآورد که هر یک به نوعی با نوآوری و خلق مضامین تازه، از هنجارهای رایج زمان خود فراتر رفتهاند. با این حال، آنچه در این کتاب محور اصلی است، بررسی نقش بنیادین نیما یوشیج در نظاممند کردن این شگرد و گشودن افقی تازه در برابر شاعران پس از خود است. نیما با تغییر نگاه به مقوله وزن، قافیه، زبان و محتوای شعر، توانست ساختارهای کهن و عادتشده را در هم شکند و زمینه را برای ظهور جریانهای متفاوت شعری در ایران فراهم آورد. جلیلی تأکید میکند که نوآوری نیما تنها محدود به تغییر فرم نبود، بلکه او به دنبال خلق شعری بود که بتواند نیازهای انسان امروز را پاسخ گوید و با عواطف و تجربههای زیستی او پیوندی عمیق برقرار کند.
در چهار فصل اصلی کتاب، نویسنده به ترتیب به بررسی مصادیق آشناییزدایی در شعر نیما یوشیج، احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث و سهراب سپهری میپردازد. هر یک از این شاعران با وجود آنکه همگی در مسیر گسست از سنتهای کهن شعری گام برداشتهاند، اما هر کدام شیوهای منحصربهفرد و جهانبینی خاص خود را دارند که در آثارشان متجلی شده است.
در فصل اول که به نیما یوشیج اختصاص دارد، نویسنده نشان میدهد که چگونه نیما با شکستن قالبهای عروضی مرسوم و کاربرد زبان محاوره و نمادهای تازه، نوعی ناآشنایی زبانی و معنایی در شعر خود پدید آورد که در زمان خود بیسابقه بود. نمونههایی از شعر «ققنوس» و «افسانه» از جمله آثاری هستند که در این فصل به تفصیل تحلیل شدهاند.
فصل دوم به احمد شاملو، شاعر شعر سپید، میپردازد. نویسنده بر این نکته تأکید دارد که آشناییزدایی در شعر شاملو بیش از هر چیز در عرصه زبان و تصویرسازی رخ میدهد. شاملو با بهرهگیری از زبان کهن و در عین حال تلفیق آن با عناصر امروزی و نیز خلق تصاویر تازه و گاه سوررئال، فضایی منحصربهفرد در شعر خود آفریده است. تحلیل اشعاری چون «پریا» و «مرگ ناصری» در این فصل نشاندهنده این تنوع و نوآوری است.
در فصل سوم، جلیلی به بررسی آشناییزدایی در شعر مهدی اخوان ثالث (م. امید) میپردازد. اخوان اگر چه در قالب وزنی با نیما همراهی میکند، اما وفاداری بیشتری به ساختارهای سنتی شعر فارسی دارد. با این حال، نویسنده نشان میدهد که نوآوری اخوان در کاربرد حماسه و اسطوره در بستری اجتماعی و نیز نوعی نگاه نو به زمان و مکان، زمینهساز شکلگیری آشناییزدایی در آثار اوست. «زمستان» و «آخر شاهنامه» از جمله آثاری هستند که در این فصل تحلیل شدهاند.
فصل چهارم به سهراب سپهری اختصاص دارد. نویسنده بر این باور است که آشناییزدایی در شعر سپهری بیش از هر چیز در عرصه نگاه عرفانی و زیستشناختی او به طبیعت و جهان رخ مینماید. سپهری با زبانی ساده و در عین حال شاعرانه، نگاه تازهای به اشیا و پدیدههای روزمره میاندازد و آنها را از قالب عادتزده خارج میسازد. تحلیل «هشت کتاب» و به ویژه دفتر «حجم سبز» و «ما هیچ، ما نگاه» در این فصل نشاندهنده این رویکرد است.
در مجموع، کتاب «آیینهای بیطرح» تلاشی است برای نشان دادن این نکته که آشناییزدایی نه یک حادثه، بلکه جوهره اصلی شعر امروز فارسی است. نویسنده با تکیه بر نمونههای متعدد شعری نشان میدهد که چهار شاعر مورد بررسی، هر یک با تکیه بر خلاقیت فردی و نگاهی نو به جهان و زبان، توانستهاند عادتهای رایج شعری را کنار بزنند و افقهای تازهای را به روی مخاطبان خود بگشایند. این کتاب برای پژوهشگران حوزه شعر معاصر، دانشجویان ادبیات فارسی و علاقهمندان به نقد ادبی منبعی ارزشمند به شمار میآید.[۱]
پانويس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات