آخوندزاده، میرزا فتحعلی
| اطلاعات شخصی | |
|---|---|
| ولادت | ۱۲۲۷ق |
| رحلت | ۱۲۹۵ق |
| دین | اسلام |
| مذهب | شیعه |
| اطلاعات علمی | |
| علایق پژوهشی | نویسنده، نمایشنامهنویس، نظریهپرداز |
میرزا فتحعلی آخوندزاده (۱۲۲۷–۱۲۹۵ قمری/۱۸۱۲–۱۸۷۸ میلادی) نویسنده، نمایشنامهنویس، نظریهپرداز اصلاح خط و از نخستین روشنفکران و ناسیونالیستهای ایرانی در سده نوزدهم میلادی است. او را پدر نمایشنامهنویسی ایرانی و از پیشگامان نقد سنت و دین در دوران قاجار میدانند.
زندگی علمی و تحصیلات
آخوندزاده تحصیلات مقدماتی خود را در علوم دینی، فقه و اصول در گنجه نزد آخوند ملاحسین آغاز کرد. همزمان، خطاطی و خوشنویسی را نزد میرزا شفیع گنجوی (متخلص به «واضح») آموخت. میرزا شفیع که به آشنایی با فلسفه و عرفان شهرت داشت و از سوی روحانیون به سستی اعتقاد متهم میشد، تأثیر عمیقی بر او گذاشت و فتحعلی را از ادامه تحصیل فقه منصرف کرد.
پس از مهاجرت به تفلیس، زبان روسی را در مدرسه دولتی آن شهر فراگرفت و بعدها ادبیات روسی و ترجمه آثار اروپایی را نزد عباسقلی بیک (بکیخان) ادامه داد. بکیخان نخستین مترجم آثار روسی به ترکی بود و فتحعلی را با محافل علمی و ادبی تفلیس آشنا کرد. آخوندزاده همچنین از مطالعات خود به زبان روسی با آثار فیلسوفانی چون ولتر، منتسکیو، روسو، میرابو، هیوم و میل و نویسندگانی چون شکسپیر، مولیر، گوگول، پوشکین و لرمانتوف آشنایی یافت.
اساتید و مشایخ علمی
- میرزا شفیع گنجوی (واضح): معلم خطاطی و آشنایی اولیه با عرفان و نقد دین.
- آخوند ملاحسین: معلم فقه و اصول در گنجه.
- عباسقلی بیک بکیخان: استاد زبان روسی، مترجم رسمی دولت تزار و حلقه اتصال فتحعلی به فرهنگ غرب.
- خاچاطور ابوویان: نویسنده ارمنی و منتقد کلیسا که بر بدبینی دینی فتحعلی افزود.
شاگردان و همکاران علمی
آخوندزاده به طور رسمی در مکتب خاصی تدریس نمیکرد، اما تأثیر فکری عمیقی بر روشنفکران بعدی گذاشت. مهمترین افرادی که از او تأثیر پذیرفتند یا با او همکاری کردند:
- ملکم خان: فیلسوف و دیپلمات ایرانی که بعدها طرح مشابهی برای تغییر خط ارائه داد. مکاتبات فتحعلی با ملکم خان به قدری عمیق بود که فتحعلی لقب «روحالقدس» بر او نهاد.
- یوسف خان مستشارالدوله: از اصلاحطلبان عصر ناصری که فتحعلی او را ستوده و با او مکاتبات انتقادی درباره دین و قانون داشته است.
- میرزا محمدجعفر قراچهداغی: مترجم ترکی-فارسی که هفت اثر آخوندزاده را با نظارت خود او به فارسی برگرداند.
- میرزا حسین خان مشیرالدوله (سپهسالار): اگرچه بعدها اختلاف پیدا کردند، اما در ابتدا واسطه ارتباط فتحعلی با دربار ایران و عثمانی بود.
آثار علمی و ادبی
آخوندزاده به سه زبان ترکی آذربایجانی (آثار اصلی)، فارسی و روسی مطلب نوشته است.
نمایشنامهها (به زبان ترکی آذربایجانی - بین ۱۲۶۶ تا ۱۲۷۳ قمری)
این آثار نخستین تجربههای نمایشنامهنویسی به سبک اروپایی در جهان شرق محسوب میشوند:
- ملا ابراهیم خلیل کیمیاگر (نقد خرافات و کیمیاگری)
- مسیو ژوردان حکیم نباتات و درویش مستعلی شاه جادوگر (نقد تقلید کورکورانه از غرب و خرافات شرقی)
- وزیر خان سراب (معروف به وزیر خان لنکران) (نقد استبداد و وزیران نالایق)
- حکایت خرس قولدور باسان (خرس دزدافکن)
- سرگذشت مرد خسیس
- وکلای مرافعه (نقد بیعدالتی قضایی)
- داستان یوسف شاه (با عنوان اصلی ستارگان فریب خورده) (بر اساس رویداد تاریخی ظهور ستاره دنبالهدار در زمان شاه عباس اول صفوی و انتقاد از استبداد قاجاری)
آثار نظری و فلسفی
- الفبای جدید و مکتوبات (۱۲۷۴ قمری/۱۸۵۷ میلادی): مهمترین اثر نظری او درباره ضرورت تغییر خط عربی به خط لاتین یا سیریلیک. این رساله شامل نامههای او به شخصیتهای عصر خود نیز هست.
- مکتوبات کمال الدوله (حدود ۱۲۷۹ قمری/۱۸۶۲ میلادی): الحادیترین اثر او که انتقادات صریحی بر دین و نبوت دارد و از زبان یک شاهزاده هندی خیالی بیان شده است.
مقالات و رسالات کوتاه
پاسخ بر رساله «یک کلمه» یوسف خان مستشارالدوله: انتقاد از تلاش برای تلفیق اسلام با تمدن جدید.
مقالاتی در دفاع از قانون اساسی (کنستیتوسیون)، آزادی بیان و برابری.
ترجمهها
فتحعلی آثاری از شکسپیر و مولیر را به ترکی آذربایجانی ترجمه کرد که بعدها مبنای اجراهای تئاتری در تفلیس قرار گرفت.
دستاوردهای علمی
بنیانگذاری نمایشنامهنویسی ایرانی: پیش از او در ایران و قفقاز اثری به این سبک (کمدی-انتقادی با دیالوگنویسی مدرن) وجود نداشت.
نخستین نظریهپرداز تغییر خط در جهان اسلام: طرح او برای حذف نقطهها و حرکتگذاری درون حروف و بعدها خط لاتین یا سیریلیک، راه را برای اصلاح خط در ترکیه (تحت تأثیر بعدی) هموار کرد.
پیشگام ناسیونالیسم سکولار ایرانی: او نخستین کسی بود که به صراحت خواستار جایگزینی «تعصب وطنی» به جای «تعصب دینی» شد و تأکید بر همنژادی و همزبانی داشت.
نقد اندیشه و انحرافات فکری
آخوندزاده علیرغم نوآوریهایش در عرصه ادبیات و نقد سنت، دچار افراطها و انحرافات فکری متعددی شد که برخی از آنها عبارتند از:
سطحینگری در نقد دین
آشنایی او با فلسفه و کلام اسلامی بسیار اندک و سطحی بود. او در نقد خود از دین، استدلال متکلمان و فیلسوفان مسلمان درباره وجود خدا را با این دعوی که «تقسیم وجود به ممکن و واجب اعتباری ندارد» مردود میشمرد و به اشتباه مدعی بود که همه حکما منکر صانع هستند. این نوع استدلالها نشان میدهد که او به جای نقد عمیق مبانی فلسفی دین، به تکرار اشتباهات قدیمی (مانند انحصار متعلق علم به وجود محسوس) بسنده کرده است. خود او نیز گاه به ضعف استدلالهایش اعتراف میکرد و پس از یک سلسله اشکالات سطحی بر شریعت مینوشت: «هذیان گفتم. توبه میکنم.»
تعمیمگرایی افراطی و دشمنی با روحانیت
او تمام روحانیون را یکسان و همگی را مانع پیشرفت میدانست و میان فقیهان عادل و فرصتطلب تفاوتی قائل نمیشد. این نگاه سیاهوسفید به دین و دینداران، او را به سمت دشمنی با هرگونه اعتقاد دینی سوق داد.
نژادپرستی و ضدیت با قوم عرب
آخوندزاده با وجود طرفداری از آزادی و برابری، دچار عصبیت نژادی شدیدی بود. او قوم عرب را «دشمنان علم و هنر» میخواند و آنان را عامل تمام عقبماندگیهای ایران میدانست. این نگاه که ریشه در ناسیونالیسم افراطی او داشت، با آرمانهای روشنفکری او در تضاد بود.
افراط در مسئله تغییر خط
او چنان بر مسئله خط متمرکز شده بود که آن را تنها راه پیشرفت جوامع اسلامی میشمرد. حتی هوادارانش نیز پذیرفتهاند که او در «اهمیت اصلاح و تغییر الفبا مبالغه» کرده است. این یکسونگری باعث شد او از پرداختن به مسائل بنیادیتر مانند اقتصاد، آموزش و حقوق عمومی غافل بماند.
التقاط نامنسجم فکری
او در عین حال که دین را مانع علم و معرفت میدانست، از یک سو شیفته سلطنت هزارساله ایران باستان بود و از سوی دیگر طرفدار حکومت قانون و آزادی به سبک غربی. این ترکیب از ناسیونالیسم باستانی، لیبرالیسم غربی و الحاد افراطی، مجموعه فکری ناهمسازی پدید آورده بود که در عمل قابل تحقق نبود.
خودسانسوری و دوگانگی گفتار
آخوندزاده در گفتار عمومی خود را مسلمانی راسخالقلب معرفی میکرد و حتی قسم میخورد که «در اسلامیت چقدر راسخالقلبم»، اما در آثار محرمانهاش و در میان دوستان نزدیک، به صراحت منکر خدا و نبوت میشد. این دوگانگی رفتاری، از سوی برخی مفسران به عنوان تقیه و از سوی برخی دیگر به عنوان ضعف شخصیتی و فقدان شجاعت اخلاقی تفسیر شده است.
سادهانگاری در تأثیرگذاری اجتماعی
او تصور میکرد با انتشار کتابی مانند «مکتوبات کمالالدوله» میتواند اعتقادات دینی مردم جوامع اسلامی را «زیر و زبر کند» و دین را «از دست آنان بیرون ببرد». این سادهانگاری نسبت به عمق باورهای دینی مردم و قدرت نهادهای سنتی، یکی از اشتباهات راهبردی او به شمار میرود.
از مجموع این انتقادات برمیآید که آخوندزاده اگرچه در نقد سنت و حرکت به سوی تجدد نقش مهمی ایفا کرد، اما افراطها، تعمیمهای نادرست و سطحینگریهای فکری او را میتوان از انحرافات اساسی اندیشه او به شمار آورد که بعدها در روشنفکری ایرانی نیز بازتولید شد[۱].
پانویس
- ↑ ر.ک: مولوی، محمدعلی، ج1، ص152-157
منابع مقاله
مولوی، محمدعلی، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374ش.
وابستهها
رده ها را وارد کنید