النكت في القرآن الكريم

    از ویکی‌نور
    (تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
    النکت فی القرآن الکریم
    النكت في القرآن الكريم
    پدیدآورانطویل، عبدالله عبدالقادر (محقق) مجاشعی، علی بن فضال (نویسنده)
    عنوان‌های دیگر(فی معانی القرآن الکریم و اعرابه)
    ناشردار الکتب العلمية، منشورات محمد علي بيضون
    مکان نشربیروت - لبنان
    سال نشر1428 ق یا 2007 م
    چاپ1
    موضوعقرآن - اعراب

    قرآن - صرف و نحو

    قرآن - مسایل لغوی
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏‎‏BP‎‏ ‎‏82‎‏/‎‏2‎‏ ‎‏/‎‏ف‎‏4‎‏ن‎‏8*
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    النكت في القرآن الكريم في معاني القرآن الكريم و إعرابه، اثر على بن فضال مجاشعى (؟- 479ق، بغداد) است كه در آن، برخى از آيات قرآن كريم را به ترتيب از سوره حمد تا ناس با تأكيد بر بُعد ادبى (صرف، نحو و لغت و...) توضيح داده و تفسير كرده است. اين اثر را «عبدالله عبدالقادر الطويل» تحقيق و تصحيح و همراه با مقدمه‌اى عالمانه منتشر كرده است.

    ساختار

    اين اثر، از مقدمه علمى مصحح و متن اصلى تشكيل شده است. متأسفانه نویسنده محترم، مقدمه‌اى براى اين كتاب ننوشته است. روش نویسنده در اين اثر، تفسير ترتيبى با استفاده از رويكرد ادبى (صرفى، نحوى، لغوى و...) است. همچنين مصحح محترم، تصاويرى از نسخه‌هاى خطى كتاب حاضر را آورده است.[۱]

    گزارش محتوا

    درباره محتوا و ويژگى‌هاى اين اثر، نكات زير قابل توجه است:

    1. محقق، در بحثى عالمانه، سيزده ويژگى روش‌شناسه‌گانه كتاب حاضر را ذكر كرده است.[۲]او از جمله چنين نوشته است: نویسنده توجهش را به بيان برخى از مباحث علوم قرآن نشان داده است، به خاطر اهميتى كه اين مطلب در كشف مسائل مشكل قرآن و تفسير آن دارد و بلكه شرط اساسى شرح مباحث قرآن است و البته گاه به‌صورت گذرا و گاه به‌صورت تفصيلى به اين مطالب پرداخته است و درهرحال مهم اين است كه اين مطالب را مورد عنايت قرار داده است. او از جمله به اين مباحث پرداخته است: «اسباب نزول»، «وقف و ابتدا»، «واژگان غير عربى كه در قرآن آمده»، «محكم و متشابه» و «نسخ در قرآن».[۳]
    2. نویسنده، از ابن عباس روايتى نقل كرده است در مورد «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» كه باء، يعنى: بهاء اللّه، سين، يعنى: سناء اللّه و ميم، يعنى: ملك اللّه و اللّه، يعنى: كسى كه مخلوقاتش به‌سوى او توجه مى‌كنند و او را مى‌پرستند، رحمن، يعنى: رحم‌كننده بر خلقش، رحيم به عبادش در آفرينش آنان كه از روى كرامتش بود. وى همچنين از او (ابن عباس) نقل كرده است كه: رحمن و رحيم دو اسم رقيق هستند كه يكى، از ديگرى لطيف‌تر است و گفته شده در جمع بين اين دو قول كه رحمن مبالغه بيشترى دارد و رحيم اخص است؛ پس رحمان براى همه مخلوقات است و رحيم مخصوص مؤمنان است و آن تفضل بعد از تفضل است و وعده‌اى است كه اميدوارش نااميد نمى‌شود و اصل رحمت، رقت در قلب است و خداى تعالى به اين صفت، وصف نمى‌شود جز آنكه معناى رقت به معناى رضا تأويل شود؛ چون هر كسى كه به او رحم مى‌كنى، پس از او راضى هستى و وقتى كلمه‌اى احتمال دو معنا در آن وجود دارد كه يكى از آن دو در مورد خدا جايز و ديگرى جايز نباشد، به آن معنايى كه جايز است، برگشت داده مى‌شود.[۴]
    3. نویسنده در تفسير «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ».[۵]، نوشته است در تفسير معناى همّ در اينجا اختلاف شده است: برخى گفته‌اند آن زن همت كرد بر عزيمت بر آن كار و يوسف همت ورزيد به خاطر شدت محبت از جهت شهوت و ديگرى گفته است هر دو از روى شهوت اهتمام كردند. برخى گفته‌اند همّت به معنى «عزمت» است و «همّ بها»؛ يعنى بضربها (خواست كه آن زن را بزند).[۶]
    4. نویسنده در تفسير سوره اخلاص نوشته است: كافران از پيامبر(ص) پرسيدند: پروردگار تو چيست؟ از طلاست يا نقره؟ مى‌خورد يا مى‌آشامد؟ پس خداى تعالى اين سوره را نازل كرد... در قول خداى متعال: «اللَّهُ الصَّمَدُ»، «اللَّهُ» مبتداست و «الصَّمَدُ» خبرش و جايز است كه «الصَّمَدُ» صفت براى الله باشد و اللَّهُ، خبر مبتداى محذوف؛ يعنى: «هو اللّهُ الصمدُ» و.[۷]

    وضعيت كتاب

    براى كتاب حاضر، در پايان كتاب فقط فهرست منابع (مخطوطات و پايان‌نامه‌هاى دانشگاهى) و فهرست تفصيلى مطالب تنظيم شده و متأسفانه فهرست‌هاى فنى آماده نشده است.

    پانويس

    1. مقدمه كتاب، ص89-92
    2. مقدمه كتاب، ص65-83
    3. همان، ص78-83
    4. ر.ک: متن كتاب، ص101-102
    5. يوسف: 24
    6. همان، ص265
    7. ر.ک: همان، ص578-579

    منابع مقاله

    مقدمه و متن كتاب.

    وابسته‌ها