المكاسب و البيع

    از ویکی‌نور
    (تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
    المکاسب و البيع
    المكاسب و البيع
    پدیدآورانانصاری، مرتضی بن محمدامین (نویسنده)

    نایینی، محمدحسین (محاضر)

    آملی، محمدتقی (مقرر)
    عنوان‌های دیگرتقریر ابحاث الاستاذ الاعظم المیرزا النائینی
    ناشرجماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامي
    مکان نشرقم - ایران
    سال نشر1413 ق
    چاپ1
    موضوعانصاری، مرتضی بن محمد امین، 1214 - 1281ق. المکاسب - نقد و تفسیر

    خرید و فروش (فقه)

    معاملات (فقه)

    کسب و کار حرام
    زبانعربی
    تعداد جلد2
    کد کنگره
    ‏BP‎‏ ‎‏190‎‏/‎‏1‎‏ ‎‏/‎‏الف‎‏8‎‏ ‎‏م‎‏70228
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    المكاسب و البيع تألیف شيخ محمدتقى بن آخوند ملا محمد بن على آملى طبرى تهرانى (م 1391 ق). كتاب المكاسب و البيع يا حاشية على المكاسب.[۱]از بهترين شروح كتاب المكاسب شيخ انصارى «قده» مى‌باشد اين كتاب تقريرات درس محقق نائينى «قده» (م 1355 ق) است كه توسط شيخ محمدتقى آملى جمع‌آورى و تقرير شده است.

    كتاب شامل اجزائی به شرح ذیل است:

    1. مكاسب محرمه به صورت مختصر؛
    2. قسمتى از كتاب البيع تا مبحث «اشتراط العلم بقدر الثمن و المثمن»؛
    3. حكم لباس مشکوک در نماز با نام رسالة في حكم اللباس المشکوک فيه كه تقرير درس محمد حسن بن محمود شيرازى «قده» (م 1312 ق) توسط يكى از شاگردانش است به آن ضميمه شده است.

    اگر چه تقريبا تمام كتاب توسط مؤلف جمع‌آورى گرديده است اما از صفحۀ 487 به بعد مطالب كتاب توسط فرزند مؤلف، آقا ضياء‌الدين آملى تكميل شده است.[۲]

    شيوۀ تأليف

    شيخ محمدتقى آملى كه از مبرزترين و فاضل‌ترين شاگردان محقق نائينى «قده» و آقا ضياء عراقى «قده» (م 1361 ق) بوده است. وى نهایت تلاش خود را در شركت در درس محقق نائينى و جمع‌آورى و تقرير آن صرف نموده است تا جايى كه محقق نائينى در تعريف و ستايش از كتاب، از وى چنين ياد نموده است:

    محمد الأفاضل المراقبين للحضور على أبحاثنا فقها و أصولا هو قرة عينیالعالم العلام و الفاضل الهمام صفوة المجتهدين الغطام و ركن الإسلام المؤيد المسدد التقي الزكي...

    و سپس در ادامه مى‌نويسد: فهذه الصحائف طبق ما استفاده من أبحاثنا راجعت ببعض مواقعه المهم فوجدته من حسن الضبط و جودة التحرير و إيراده لما أوردناه بعبارات رائقة خالية عن الإيجاز المخل و الإطناب الممل.

    محقق نائينى در اين كتاب كمتر به حواشى مشهور المكاسب شيخ اعظم متعرض شده و بيشتر نظريات و استنباطات خودش را مورد بحث قرار داده است.

    البته مقرر گاهى نظريات خود را با عبارت (اقول) در متن يا در حاشيۀ كتاب ذكر كرده است.[۳]و به علت اجمال بعضى از مباحث نيز گاهى توضيح مباحث اصولى را به كتاب تقريرات اصول مرحوم نائينى «قده» كه توسط وى انجام شده است، ارجاع داده است، به عنوان نمونه:

    قد بسطنا الكلام في ذلك في غير موضع من تحريرات الأصول حسب ما أفاده شيخنا العلامة أدام الله أيامه.[۴]

    شيخ محمدتقى آملى دربارۀ تلاش در جمع‌آورى مطالب و متن روان كتاب در پايان آن مى‌نويسد: و بذلت جهدي في تأدية المطالب بأسهل العبارات الخالية عن الإعضال و الغلق على حسب ما تفضّل علي الله العظيم.[۵]

    قابل ذكر است كه يكى ديگر از تقريرات خوب درس محقق نائينى توسط شيخ موسى خوانسارى نجفى (م 1363 ق) بنام «منية الطالب» نوشته و چاپ شده است.

    در اين كتاب علاوه بر مكاسب محرمه، تمام كتاب‌هاى البيع و خيارات آورده شده است و در پايان نيز رسالۀ حكم لباس مشکوک كه توسط محقق نائينى تقرير شده است بعدها به آن ضميمه شده است.

    با مراجعه به اين كتاب هم مى‌توان مباحث مذكور در «المكاسب و البيع» و «منية الطالب» را با هم مقايسه نمود و هم نواقص المكاسب و البيع را جبران نمود.

    تاريخ تأليف

    با توجه به تعريف و ستايش محقق نائينى (م 1356 ق) از كتاب و عبارت «دام ظلّه» كه پس از نام ايشان ديده مى‌شود بنظر مى‌رسد كه تاريخ صحيح تأليف جلد اول ربيع الثانى 1353ق و جلد دوم صفر الخير سال 1353ق باشد.[۶]

    بنابراین عبارت (ثلاث ماة و ثلاثة و سبعين بعد ألف) صحيح نمى‌باشد و بايد لفظ سبعين تبديل به خمسين شود تا سال تأليف جلد اول به 1353ق تصحيح گردد.[۷]

    از زمان تقرير درس ميرزاى بزرگ شيرازى توسط بعضى از شاگردانش در رسالۀ كوچك حكم لباس مشکوک اطلاع دقيقى در دست نيست اما با توجه به عبارت «دام ظلّه» پس از نام ميرزاى شيرازى، در زمان حيات وى تأليف شده است.

    تاريخ انتشار

    چاپ اول كتاب در ذي الحجة سال 1373ق بپايان رسيده است، كتاب موجود به وسيلۀ مؤسسۀ نشر اسلامى وابسطه به جامعۀ مدرسين در قم سال 1413ق چاپ شده است.

    در مستدركات أعيان الشيعة ج 259/6 از چاپ كتاب در سال‌هاى 1372 و 1374 خبر داده است.

    نسخه‌ها

    كتاب موجود از روى نسخۀ اصلى كه شيخ محمدتقى آملى آن را نوشته است چاپ شده است. و از صفحۀ 487 جلد دوم از روى نوشته‌هاى آقا ضياء‌الدين آملى فرزند وى تكميل شده است. رسالۀ كوچك لباس مشکوک نيز توسط آقا ضياء‌الدين آملى استنساخ و از روى آن چاپ شده است.

    مطالب

    در جلد اول، مكاسب محرمه و قسمتى از كتاب البيع تا مبحث بيع مملوك مطرح شده است.

    در مكاسب محرمه در مبحث كلّى مبادلۀ عين با مال مثل بيع و نظائر آن و نقل منافع مثل اجاره و در انتها نيز بحث جوائز سلطان مفصّلا مطرح شده است.

    در جلد دوم، قسمت ديگرى از كتاب البيع از بحث بيع فضولى تا اشتراط علم به مقدار ثمن و مثمن و همين طور رسالۀ مختصر و كوچك لباس مشکوک آورده شده است.

    متأسفانه ساير مباحث كتاب البيع و كتاب خيارات تقرير و تدوين نشده است. مطالب باقى مانده از كتاب البيع حدود 17 مسألۀ فقهى است كه مباحث مهمى نظير بيع كلى در ذمّه، مسألۀ حرمت احتكار در ميان آنان وجود دارد كه براى يافتن نظر محقق نائينى مى‌توان به «منية الطالب» مراجعه نمود.

    نظريات جديد

    كتاب المكاسب و البيع مجموعه‌اى از ابتكارات محقق نائينى «قده» است كه حاصل فكر عميق و دقت نظر فوق العادۀ اين فقيه بزرگوار است كه در اين جا به مختصرى از آن اشاره مى‌شود.

    اگر چه بر حسب اعتبار و قرارداد، كسب و تجارت را به اقسام چهارگانۀ حرام، مكروه، مندوب و مباح تقسيم مى‌كنند اما مرحوم نائينى كسب و تجارت را به عنوان اولى و بدون سبب و عارضه‌اى واجب نمى‌دانند.[۸]

    وى تعريف بيع را ممكن نمى‌دانند و تعاريف را تقريبى و غير دقيق مى‌دانند و مى‌نويسند:

    اعلم أنهم ذكروا في تعريف البيع عبائر مختلفة كلّها تعاريف تقريبيّة لا معرفات حقيقيّة لعدم اشتمال البيع على الجنس و الفصل كسائر الماهيات المحدودة بالحدود.[۹]

    ايشان حدود سى و دو مورد از مكاسب محرمه را مثل معاملات هياكل عبادات، آلات قمار، رشوه، سحر، غنا، قمار، بيع مصحف و نظائر آن را از آن جهت كه استطردا مورد بحث واقع شده‌اند، كنار گذاشته و مورد بررسى قرار نمى‌دهد. وى در صفحۀ 5 از جلد اول مى‌نويسد:

    إن الفقهاء رضوان‌الله‌عليهم ذكروا في باب المكاسب المحرمة أمورا محرمة لا ربط لها بباب المعاملات كالغيبة و النسية و الكذب استطرادا (فربما يورد عليهم) بأنّه إن كان الغرض هو البحث عما يتعلّق بالمكاسب المحرمة فما وجه هذا الاستطراد؟

    در مسألۀ معاطاة، وى با استناد به سيرۀ قطعى بر عدم فساد معاطاة و همين طور سيرۀ قطعى تا زمان معصوم عليه‌السلام بر صحت جميع تصرفات، حتى تصرفات متوقف بر ملك، اثبات مى‌نمايند كه معاطاة بيع است و سپس براى اثبات صحت آن به عمومات «أحل الله البيع» و «تجارة عن تراض» و نظائر آن دو استناد مى‌نمايند.[۱۰]

    ويژگى‌ها

    از ويژگى‌هاى كتاب اين كه بسيارى از حواشى به صورت مبهم ذكر شده است و از عبارت‌هایى نظير «بعض المحشين في حاشيته» يا «أورده بعض السادة الأجلاء قده».[۱۱]استفاده شده كه متأسفانه ناشرين كتاب اين منابع و مآخذ اقوال و نظريات محشين را ذكر ننموده‌اند كه در نتيجه خواننده دچار مشكل مى‌شود.

    البته گاهى به اين منابع خود مؤلف اشاره نموده است، مثلاًپس از عبارت «بعض مشايخ أستادنا دامت إفاداته» آمده است: هو الشيخ محمدباقرالأصفهانی«قده». و يا پس از عبارت «ما نقل عن بعض الأعاظم «قده»» آمده است: هو العلامة المدقق الميرزا محمد تقي الشیرازی «قده».[۱۲]

    از ديگر ويژگى‌هاى كتاب، تمسك و استمداد مقرر از اميرالمؤمنين عليه‌السلام و ائمۀ معصومين عليهم‌السلام در تقرير مطالب كتاب است، به عنوان نمونه وى در صفحۀ 60 از جلد اوّل مى‌نويسد:

    هذا ما أفاده الأستاذ دامت إفاداته توضيحا و تلخيصا لما اختاره في تصحيح عمل الأجير في العبادات. (أقول) و المتحصل لي ببركة مولى الأنام مستمدا من فضل علمه عليه‌السلام في دفع عويصة الإشكال...

    و در صفحۀ 64 همان جلد آمده: هذا ما تيسر لي فهمه في هذا المقام بالاستمساك بحبل ولاية باب علم العلم عليه‌السلام و الحمد اللّه ولی الإفضال و الإنعام.

    از ديگر ويژگى‌ها اضافاتى است كه مقرر به مطالب كتاب نموده است كه با عبارت «لم يذكر في مجلس البحث» به آنها اشاره نموده است، به عنوان نمونه.[۱۳]

    متأسفانه چاپ موجود كتاب از نظر داشتن مقدمه‌اى در ترجمۀ زندگى مقرر و مؤلف و همين طور تأليفات محقق نائينى «قده» و فهارست عامّه همچون فهارست اعلام، آيات قرآن، احاديث، و نظائر آن داراى نقص است. اميد است كه در چاپ‌هاى بعدى اين نقيصه جبران گردد.

    پانويس

    1. مستدركات، ج /1 169، ج /6 259
    2. حاشيه، ج 2، ص487
    3. صفحات 37، 448، 459، 321 از جلد 1
    4. جلد /1 142
    5. جلد 2، ص500
    6. ج 1، ص491 و ج 2، صفحۀ 500
    7. ج 1، ص491
    8. ج 1، ص5
    9. ج /1 84
    10. ج /1 128، 129
    11. ج /2 53، 173
    12. ج /2 84، ج /1 65
    13. ج /2 188، 271