عالم الآخرة: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۱ اوت ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - 'ه‎ا' به 'ه‌ا'
جز (جایگزینی متن - 'می‎پ' به 'می‌پ')
جز (جایگزینی متن - 'ه‎ا' به 'ه‌ا')
خط ۲۵: خط ۲۵:
}}
}}
   
   
'''عالم الآخرة'''، اثر [[طباطبایی، محمدحسین|علامه سید محمدحسین طباطبایی]]، رساله‎ای است پیرامون جهان پس از مرگ و مسائل مربوط به آن که با تحقیق [[هاشمي، قاسم|قاسم هاشمی]]، به چاپ رسیده است.
'''عالم الآخرة'''، اثر [[طباطبایی، محمدحسین|علامه سید محمدحسین طباطبایی]]، رساله‌ای است پیرامون جهان پس از مرگ و مسائل مربوط به آن که با تحقیق [[هاشمي، قاسم|قاسم هاشمی]]، به چاپ رسیده است.


==ساختار==
==ساختار==
خط ۳۳: خط ۳۳:
در مقدمه، ضمن اشاره به روایتی از ابوذر غفاری در توصیف مرگ و حالات پس از آن، به بیان این نکته پرداخته شده است که به‎واسطه ادراک و اذعان عقلی و با تصدیق احادیث انبیا الهی(ع) حقیقت مرگ و حیات پس از آن، واضح و مبین است اما آدمی به‎خاطر تعلق به زندگی مادی، در پذیرش آن کر‎هت دارد<ref>ر.ک: مقدمه، ص5-‎6</ref>.
در مقدمه، ضمن اشاره به روایتی از ابوذر غفاری در توصیف مرگ و حالات پس از آن، به بیان این نکته پرداخته شده است که به‎واسطه ادراک و اذعان عقلی و با تصدیق احادیث انبیا الهی(ع) حقیقت مرگ و حیات پس از آن، واضح و مبین است اما آدمی به‎خاطر تعلق به زندگی مادی، در پذیرش آن کر‎هت دارد<ref>ر.ک: مقدمه، ص5-‎6</ref>.


در بخش نخست، ‎ه بحث پیرامون شفاعت در قرآن کریم و روایات، پرداخته شده است. نویسنده در ابتدا، به آیه 48 سوره بقره: '''وَ اتَّقُوا يوْماً لاَ تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيئاً وَ لاَ يقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَ لاَ يؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَ لاَ هُمْ ينْصَرُونَ''' (و بترسید از روزى که هیچ‎کس چیزى [از عذاب خدا] را از کسى دفع نمى‎کند و نه از او شفاعتى پذیرفته و نه به‎جاى وى بدلى گرفته می‌‏شود و نه یارى خواهند شد)، اشاره کرده و ضمن تبیین معنا و تفسیر آن به‎وسیله آیات دیگری از قرآن کریم که ناظر به اعمال مشرکین بوده و مبین این امر است که مراد از نفی شفاعت، نفی شفاعت خدایانی است که مشرکین آنها را به‎عنوان شفیع قرارداده‎اند، به این نکته اشاره نموده که قرآن کریم، موضوع شفاعت را از اصل، منتفی ندانسته، بلکه در برخی از آیات، از جمله آیه مبارکه 255 سوره بقره: '''مَنْ ذَا الَّذِي يشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يعْلَمُ مَا بَينَ أَيدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ''' (کیست آن کس که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ آنچه در پیش روى آنان و آنچه در پشت سرشان است می‌‏داند)، آن را مشروط به اذن الهی و با شرایطی که در آیات دیگر ذکر شده، ثابت نموده است<ref>ر.ک: متن کتاب، ص7-‎9</ref>.
در بخش نخست، ‎ه بحث پیرامون شفاعت در قرآن کریم و روایات، پرداخته شده است. نویسنده در ابتدا، به آیه 48 سوره بقره: '''وَ اتَّقُوا يوْماً لاَ تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيئاً وَ لاَ يقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَ لاَ يؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَ لاَ هُمْ ينْصَرُونَ''' (و بترسید از روزى که هیچ‎کس چیزى [از عذاب خدا] را از کسى دفع نمى‎کند و نه از او شفاعتى پذیرفته و نه به‎جاى وى بدلى گرفته می‌‏شود و نه یارى خواهند شد)، اشاره کرده و ضمن تبیین معنا و تفسیر آن به‎وسیله آیات دیگری از قرآن کریم که ناظر به اعمال مشرکین بوده و مبین این امر است که مراد از نفی شفاعت، نفی شفاعت خدایانی است که مشرکین آنها را به‎عنوان شفیع قرارداده‌اند، به این نکته اشاره نموده که قرآن کریم، موضوع شفاعت را از اصل، منتفی ندانسته، بلکه در برخی از آیات، از جمله آیه مبارکه 255 سوره بقره: '''مَنْ ذَا الَّذِي يشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يعْلَمُ مَا بَينَ أَيدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ''' (کیست آن کس که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ آنچه در پیش روى آنان و آنچه در پشت سرشان است می‌‏داند)، آن را مشروط به اذن الهی و با شرایطی که در آیات دیگر ذکر شده، ثابت نموده است<ref>ر.ک: متن کتاب، ص7-‎9</ref>.


نویسنده در ادامه، ضمن بررسی آیات نافی و مثبت شفاعت، چنین نتیجه‎گیری نموده که آیات نافی شفاعت، نفی‎کننده شفاعت از غیر خداوند به معنای استقلال در ملک بوده و آیات مثبت آن، اثبات‎کننده شفاعت اصالتا برای خداوند و به‎صورت اذن و تملیک از خداوند برای غیر خود است<ref>ر.ک: همان، ص11</ref>.
نویسنده در ادامه، ضمن بررسی آیات نافی و مثبت شفاعت، چنین نتیجه‎گیری نموده که آیات نافی شفاعت، نفی‎کننده شفاعت از غیر خداوند به معنای استقلال در ملک بوده و آیات مثبت آن، اثبات‎کننده شفاعت اصالتا برای خداوند و به‎صورت اذن و تملیک از خداوند برای غیر خود است<ref>ر.ک: همان، ص11</ref>.
خط ۴۳: خط ۴۳:
تجسم اعمال، ارتباط با حوادث خارجی، حبط اعمال و آثار آن، تجرد نفس در قرآن، فلسفه تجرد نفس، حقیقت تجرد نفس، حیات برزخی در قرآن، برزخ از دیدگاه روایات و... از دیگر موضوعات مطرح‎شده در این بخش می‎باشد<ref>ر.ک: همان، ص53-‎86</ref>.
تجسم اعمال، ارتباط با حوادث خارجی، حبط اعمال و آثار آن، تجرد نفس در قرآن، فلسفه تجرد نفس، حقیقت تجرد نفس، حیات برزخی در قرآن، برزخ از دیدگاه روایات و... از دیگر موضوعات مطرح‎شده در این بخش می‎باشد<ref>ر.ک: همان، ص53-‎86</ref>.


بخش سوم، به بحث پیرامون مسخ و زنده شدن مردگان از نظر فلسفی، اختصاص یافته است. سوره بقره مشتمل بر آیات زیادی از قصص بنی‎اسرائیل و سایر اقوام بوده که به معجزات الهی، مانند شکافتن دریا و غرق آل فرعون، برخورد صاعقه به بنی‎اسرائیل و زنده شدنشان پس از مرگ، سایه افکندن ابرها و نزول من و سلوی بر بنی‎اسرائیل، جوشیدن چشمه‎ها از سنگ، مسخ شدن عده‎ای از آنها، زنده شدن مرده به‎واسطه زدن پاره‎ای از گاو ذبح‎شده، زنده شدن کسی که از قریه‎ای ویران می‎گذشت پس از مردن وی، زنده شدن پرندگان به دست حضرت ابراهیم(ع) و... اشاره دارد. در این میان، شبهه‎ای پیرامون زنده شدن مردگان و یا مسخ شدن عده‎ای از بنی‎اسرائیل، مطرح شده و نویسنده بدان پاسخ داده است. در این شبهه، چنین اشکال شده است که مسلما موجودی که قوه کمال و فعلیت دارد، زمانی که از قوه به فعل می‎رسد، محال است که مجددا به قوه بازگردد و نفس انسان به‎واسطه مرگ، از ماده مجرد شده و موجودی مجرد مثالی یا عقلی می‎گردد و این هر دو رتبه، فوق رتبه ماده بود و وجود در آنها، اقوای از وجود مادی است و بدین صورت تعلق نفس بعد از مرگ به ماده، محال بوده و در این صورت، رجوع شیء به قوه بعد از خروج از قوه و به فعلیت رسیدن، لازم می‎آید. نویسنده به این نکته تأکید دارد که رجوع مابالقوه بعد از خروج از قوه به فعل، مجددا به قوه، محالی است که شکی در آن نیست، لکن وی معتقد است که زنده شدن مردگان در دنیا و مسخ، از مصادیق این مورد نمی‎باشد<ref>ر.ک: همان، ص91-‎92</ref>.
بخش سوم، به بحث پیرامون مسخ و زنده شدن مردگان از نظر فلسفی، اختصاص یافته است. سوره بقره مشتمل بر آیات زیادی از قصص بنی‎اسرائیل و سایر اقوام بوده که به معجزات الهی، مانند شکافتن دریا و غرق آل فرعون، برخورد صاعقه به بنی‎اسرائیل و زنده شدنشان پس از مرگ، سایه افکندن ابرها و نزول من و سلوی بر بنی‎اسرائیل، جوشیدن چشمه‎ها از سنگ، مسخ شدن عده‌ای از آنها، زنده شدن مرده به‎واسطه زدن پاره‌ای از گاو ذبح‎شده، زنده شدن کسی که از قریه‌ای ویران می‎گذشت پس از مردن وی، زنده شدن پرندگان به دست حضرت ابراهیم(ع) و... اشاره دارد. در این میان، شبهه‌ای پیرامون زنده شدن مردگان و یا مسخ شدن عده‌ای از بنی‎اسرائیل، مطرح شده و نویسنده بدان پاسخ داده است. در این شبهه، چنین اشکال شده است که مسلما موجودی که قوه کمال و فعلیت دارد، زمانی که از قوه به فعل می‎رسد، محال است که مجددا به قوه بازگردد و نفس انسان به‎واسطه مرگ، از ماده مجرد شده و موجودی مجرد مثالی یا عقلی می‎گردد و این هر دو رتبه، فوق رتبه ماده بود و وجود در آنها، اقوای از وجود مادی است و بدین صورت تعلق نفس بعد از مرگ به ماده، محال بوده و در این صورت، رجوع شیء به قوه بعد از خروج از قوه و به فعلیت رسیدن، لازم می‎آید. نویسنده به این نکته تأکید دارد که رجوع مابالقوه بعد از خروج از قوه به فعل، مجددا به قوه، محالی است که شکی در آن نیست، لکن وی معتقد است که زنده شدن مردگان در دنیا و مسخ، از مصادیق این مورد نمی‎باشد<ref>ر.ک: همان، ص91-‎92</ref>.


در آخرین بخش، به موضوع عذاب و خلود در زندگانی آخرت پرداخته شده است. مسئله انقطاع عذاب و خلود، از جلمه مسائلی است که مورد اختلاف انظار از حیث دیدگاه عقلی و ظواهر لفظی، قرار گرفته و در این زمینه، اشکالاتی مطرح شده است، از جمله آنکه خداوند سبحان، دارای رحمت واسعه نامتناهی است، پس چگونه ممکن است مخلوق خود را دچار خلود در عذاب نماید. نویسنده با استفاده از آیات قرآن و دلایل عقلی، به پاسخ به این سؤالات، پرداخته است<ref>ر.ک: همان97-‎102</ref>.
در آخرین بخش، به موضوع عذاب و خلود در زندگانی آخرت پرداخته شده است. مسئله انقطاع عذاب و خلود، از جلمه مسائلی است که مورد اختلاف انظار از حیث دیدگاه عقلی و ظواهر لفظی، قرار گرفته و در این زمینه، اشکالاتی مطرح شده است، از جمله آنکه خداوند سبحان، دارای رحمت واسعه نامتناهی است، پس چگونه ممکن است مخلوق خود را دچار خلود در عذاب نماید. نویسنده با استفاده از آیات قرآن و دلایل عقلی، به پاسخ به این سؤالات، پرداخته است<ref>ر.ک: همان97-‎102</ref>.
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش