هستى‌شناسى در مکتب صدرالمتألهین: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۹ سپتامبر ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - 'ى‎ش' به 'ی‌ش'
جز (جایگزینی متن - 'ل‎ت' به 'ل‌ت')
جز (جایگزینی متن - 'ى‎ش' به 'ی‌ش')
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات کتاب
{{جعبه اطلاعات کتاب
| تصویر =NUR14457J1.jpg
| تصویر =NUR14457J1.jpg
| عنوان =هستى‎شناسى در مکتب صدرالمتألهین
| عنوان =هستی‌شناسى در مکتب صدرالمتألهین
| پدیدآوران =  
| پدیدآوران =  
[[سبحانی تبریزی، جعفر]] (نویسنده)
[[سبحانی تبریزی، جعفر]] (نویسنده)
خط ۲۸: خط ۲۸:
}}
}}


'''هستى‎شناسى در مکتب صدرالمتألهین'''، از آثار فلسفی [[سبحانی تبریزی، جعفر|جعفر سبحانى تبریزى]] (متولد 1308ش) است که در آن یک دوره مختصر از وجودشناسی در حکمت متعالیه بر اساس نظریات [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالمتألهین شیرازی]] (979-‌1050ق)، به‌ویژه دو قاعده اصالت و تشکیک وجود بیان شده است.
'''هستی‌شناسى در مکتب صدرالمتألهین'''، از آثار فلسفی [[سبحانی تبریزی، جعفر|جعفر سبحانى تبریزى]] (متولد 1308ش) است که در آن یک دوره مختصر از وجودشناسی در حکمت متعالیه بر اساس نظریات [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالمتألهین شیرازی]] (979-‌1050ق)، به‌ویژه دو قاعده اصالت و تشکیک وجود بیان شده است.


مخاطب این اثر عبارت از نسل جوان و تحصیل‌کرده دنیای حاضر است که اندک آشنایی با فلسفه اسلامی دارد و جویای تحقیق بیشتر و تعمیق دانسته‌ها است.
مخاطب این اثر عبارت از نسل جوان و تحصیل‌کرده دنیای حاضر است که اندک آشنایی با فلسفه اسلامی دارد و جویای تحقیق بیشتر و تعمیق دانسته‌ها است.
خط ۴۴: خط ۴۴:
# ‌مخالفان تفکر فلسفى را دو گروه تشکیل مى‌‎دهند:
# ‌مخالفان تفکر فلسفى را دو گروه تشکیل مى‌‎دهند:
الف)- گروه حسّ‌گرا که به مادّه اصالت بخشیده و از ماورای مادّه و حس، آگاهى ندارند و احیاناً به انکار آن برمى‎‌خیزند. البته این گروه‎ در عین انکار فلسفه اسلامى، براى خود فلسفه خاصّى دارند که هرگز مسائل آن از محور مادّه و طبیعت، گام فراتر نمى‌نهد.
الف)- گروه حسّ‌گرا که به مادّه اصالت بخشیده و از ماورای مادّه و حس، آگاهى ندارند و احیاناً به انکار آن برمى‎‌خیزند. البته این گروه‎ در عین انکار فلسفه اسلامى، براى خود فلسفه خاصّى دارند که هرگز مسائل آن از محور مادّه و طبیعت، گام فراتر نمى‌نهد.
# گروهى از پیروان آیین‌هاى آسمانى که معتقدند: مسائل فلسفى گاهى در برابر باورهاى دینى قرار مى‌گیرد؛ درصورتى‌که فلسفه واقعى، حتّى به اندازه سر مویى از وحى الهى جدا نمى‎شود<ref>ر.ک: همان، ص6-7</ref>.
# گروهى از پیروان آیین‌هاى آسمانى که معتقدند: مسائل فلسفى گاهى در برابر باورهاى دینى قرار مى‌گیرد؛ درصورتى‌که فلسفه واقعى، حتّى به اندازه سر مویى از وحى الهى جدا نمی‌شود<ref>ر.ک: همان، ص6-7</ref>.
# ‌از آنجا که [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالمتألهین]]، سرآمد فلاسفه اسلام در قرن یازدهم بوده و اصولى را در فلسفه پى‎ریزى کرده که به‌حق آنها را باید از افکار بسیار بلند آن مرد دانست، از این جهت نویسنده دو قاعده فلسفى را - که اساس معارف [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]] را تشکیل مى‎دهد - به بحث و بررسى گذاشته و به توضیح آن دو مسئله پرداخته است (اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهیت، تشکیک در وجود و امتناع آن در ماهیت). البته نویسنده در کتابى دیگر که به نام «صدرالمتألهين مؤسس الحكمة العالية» منتشر ساخته، تحقیق در دیگر مسائل فلسفه او را مورد بحث قرار داده است<ref>ر.ک: همان، ص8-7</ref>.
# ‌از آنجا که [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالمتألهین]]، سرآمد فلاسفه اسلام در قرن یازدهم بوده و اصولى را در فلسفه پى‎ریزى کرده که به‌حق آنها را باید از افکار بسیار بلند آن مرد دانست، از این جهت نویسنده دو قاعده فلسفى را - که اساس معارف [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]] را تشکیل مى‎دهد - به بحث و بررسى گذاشته و به توضیح آن دو مسئله پرداخته است (اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهیت، تشکیک در وجود و امتناع آن در ماهیت). البته نویسنده در کتابى دیگر که به نام «صدرالمتألهين مؤسس الحكمة العالية» منتشر ساخته، تحقیق در دیگر مسائل فلسفه او را مورد بحث قرار داده است<ref>ر.ک: همان، ص8-7</ref>.
# ‌نویسنده هرچند در این رساله، اندیشه جدیدى را به دوستداران فلسفه عرضه نکرده‎، ولى با اطمینان کامل یادآور شده که در توضیح این دو مسئله، حداکثر تلاشش را انجام داده است؛ به‌طوری‌که اگر دیگر مسائل فلسفى، به‌سان این دو مسئله به‌دور از پیچیده‌گویى، مطرح گردد، مسائل فلسفى جلوه خاصى پیدا مى‌کند و پرجاذبه می‌شود<ref>ر.ک: همان، ص8</ref>.
# ‌نویسنده هرچند در این رساله، اندیشه جدیدى را به دوستداران فلسفه عرضه نکرده‎، ولى با اطمینان کامل یادآور شده که در توضیح این دو مسئله، حداکثر تلاشش را انجام داده است؛ به‌طوری‌که اگر دیگر مسائل فلسفى، به‌سان این دو مسئله به‌دور از پیچیده‌گویى، مطرح گردد، مسائل فلسفى جلوه خاصى پیدا مى‌کند و پرجاذبه می‌شود<ref>ر.ک: همان، ص8</ref>.
# ‌نویسنده، تأکید کرده که در طول ممارست خود با مسائل کلامى و فلسفى، این مطلب را لمس کرده و دریافته است که آشنایى با افکار بلند [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]] در این دو مسئله، علاوه بر اینکه کلید آشنایى با دیگر افکار اوست، وسیله حل بسیارى از مسائل فلسفى دیگر نیز مى‌باشد. از طرف دیگر، این دو مسئله تاکنون به‌صورت منظم و منقّح به‌نحوى که با افق فکر پژوهشگران فلسفى امروز وفق دهد، نگاشته نشده است؛ از این جهت نویسنده تصمیم گرفت این دو موضوع را به شیوه یادشده و به‌طور مستند و مبسوط تحریر نموده و از این راه خدمتى به شیفتگان این فن بنماید<ref>ر.ک: پیشگفتار، ص3</ref>.
# ‌نویسنده، تأکید کرده که در طول ممارست خود با مسائل کلامى و فلسفى، این مطلب را لمس کرده و دریافته است که آشنایى با افکار بلند [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]] در این دو مسئله، علاوه بر اینکه کلید آشنایى با دیگر افکار اوست، وسیله حل بسیارى از مسائل فلسفى دیگر نیز مى‌باشد. از طرف دیگر، این دو مسئله تاکنون به‌صورت منظم و منقّح به‌نحوى که با افق فکر پژوهشگران فلسفى امروز وفق دهد، نگاشته نشده است؛ از این جهت نویسنده تصمیم گرفت این دو موضوع را به شیوه یادشده و به‌طور مستند و مبسوط تحریر نموده و از این راه خدمتى به شیفتگان این فن بنماید<ref>ر.ک: پیشگفتار، ص3</ref>.


سپس نویسنده در مورد مسئله اول، با اشاره به اینکه اندیشه‌های فلسفی یکی از بزرگ‌ترین و گران‌بهاترین گنجینه‌های معنوی است که از پیشینیان به ما رسیده است، به بررسی تعاریف فلسفه پرداخته و آنگاه سیر تاریخی مسئله «اصالت وجود» را در دوره‌های تاریخ فلسفه اسلامی بیان کرده است. به نظر ایشان، در اینکه نظر بسیارى از فلاسفه مشاء، مانند «[[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شیخ الرئیس]]» و «[[طوسی، محمد بن حسن|محقّق طوسى]]» که چند قرن پیش از [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالمتألهین]] مى‎زیستند، همان اصالت وجود بوده، جاى گفتگو نیست؛ زیرا مسئله اصالت وجود، اگرچه در کتاب‌هاى شیخ و [[طوسی، محمد بن حسن|محقّق طوسى]] به‌طور مستقل عنوان نشده، ولى از ابحاث مختلفى که شیخ دارد، مى‎توان نظر او را به دست آورد و مخصوصاً از دلایلى که براى نفى ماهیت از واجب‌الوجود اقامه‎ کرده، به‌خوبى استفاده مى‎شود که وى وجود را اصیل و مُفاض از علت نخستین دانسته و ماهیت در نظر وى جز اعتبارى و تابع وجود چیزى نیست<ref>ر.ک: متن کتاب، ص7-40</ref>.
سپس نویسنده در مورد مسئله اول، با اشاره به اینکه اندیشه‌های فلسفی یکی از بزرگ‌ترین و گران‌بهاترین گنجینه‌های معنوی است که از پیشینیان به ما رسیده است، به بررسی تعاریف فلسفه پرداخته و آنگاه سیر تاریخی مسئله «اصالت وجود» را در دوره‌های تاریخ فلسفه اسلامی بیان کرده است. به نظر ایشان، در اینکه نظر بسیارى از فلاسفه مشاء، مانند «[[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شیخ الرئیس]]» و «[[طوسی، محمد بن حسن|محقّق طوسى]]» که چند قرن پیش از [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالمتألهین]] مى‎زیستند، همان اصالت وجود بوده، جاى گفتگو نیست؛ زیرا مسئله اصالت وجود، اگرچه در کتاب‌هاى شیخ و [[طوسی، محمد بن حسن|محقّق طوسى]] به‌طور مستقل عنوان نشده، ولى از ابحاث مختلفى که شیخ دارد، مى‎توان نظر او را به دست آورد و مخصوصاً از دلایلى که براى نفى ماهیت از واجب‌الوجود اقامه‎ کرده، به‌خوبى استفاده می‌شود که وى وجود را اصیل و مُفاض از علت نخستین دانسته و ماهیت در نظر وى جز اعتبارى و تابع وجود چیزى نیست<ref>ر.ک: متن کتاب، ص7-40</ref>.


ایشان بعد از طرح ادله موافقان و مخالفان اصالت وجود و نقد آن، به نتایج بحث اصالت یا اعتباریت وجود توجه کرده و افزوده که ثمرات مستقیم این بحث، در چهار مسئله آشکار می‌شود:
ایشان بعد از طرح ادله موافقان و مخالفان اصالت وجود و نقد آن، به نتایج بحث اصالت یا اعتباریت وجود توجه کرده و افزوده که ثمرات مستقیم این بحث، در چهار مسئله آشکار می‌شود:
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش